کانون ایرانیان: دين ماني
کانون ایرانیان
‏نمایش پست‌ها با برچسب دين ماني. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دين ماني. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ تیر ۱۰, جمعه

عناصر طبيعي در دين ماني

انگاره‌هاي مربوط به عناصر طبيعي در دين ماني‏، دقيقاً آموزه‌هاي ثنوي، و به طور غير مستقيم، انگاره‌هاي اقتباسي اين دين را باز مي‌تاباند. در آموزه‌هاي ماني عناصر طبيعي به دو دسته‌ي مخالف تقسيم مي‌شوند: گروهي كه متعلق به جهان نور (كون منير) هستند و دسته‌اي كه از آن پادشاه تاريكي (كون مظلم) اند. كشور يا بهشت روشني (جنان نور)، نامخلوق و جاودانه است و از پنج عنصر روشني تشكيل يافته است: اثير (يا زفير، پارسي ميانه fraawahr، پارتي ardaaw frawardin، عربي: نسيم)؛ باد (پارسي ميانه و پارتي waad، عربي: ريح)؛ نور (پارسي ميانه و پارتي roshn)؛ آب؛ و آتش (پارسي ميانه و پارتي aadur؛ عربي: نار). اين عناصر جايگاه خداي نيك، پدر بزرگي (زروان) و پنج امهرسپند مانوي (پارتي panj roshn) هستند. پسران يا زره‌هاي انسان نخستين، اُهرمزدبغ، نيز در اين عناصر ساكن‌اند. اهرمزدبغ از پسران خويش براي نبرد با شاه‌زاده‌ي تاريكي، اهريمن، بهره برد اما در پي پيكاري شوم، نبرد را باخت.
دوزخ تاريكي، كه بر آن ديو (demon) فرمان مي‌راند، از پنج قلم‌رو تشكيل يافته است كه هر يك از آن‌ها از يكي از عناصر تاريكي ساخته شده‌اند. آن‌ها يا به صورت همتاهاي تاريك عناصر روشني، مانند اثير تاريك، باد تاريك، و جز آن، يا به صورت عناصري پليد شناخته مي‌شوند: دود (عربي: ضباب)، حريق، سموم، زهر، تاريكي.
بهشت روشني با "جو نور" احاطه شده و از پنج نيروي ذهني تشكيل يافته است: خرد (پارتي baam)، دانش (پارتي manohmed)، هوش (پارتي osh)، انديشه (پارتي andeshishn)، تفكر (پارتي parmaanag). اين نيروها خود هستي پدر بزرگي، گوهر روح، و اندام‌هاي "خرد بزرگ" ايزدي را نيز تشكيل مي‌دهند. از آن جا كه معناي اين اصطلاحات ياد شده در زبان‌هاي گوناگون كاملاً مطابق با يك‌ديگر نيست، دانشمندان در تعبير و تفسير آن‌ها دچار چند دستگي‌اند.
مطابق اسطوره‌ي آفرينش مانوي، روح زنده (مهر ايزد)، انسان نخستين، اُهرمزدبغ، را از ورطه‌ي دوزخ نجات داد. سپس به نيروهاي تاريكي تاخت و آن‌ها را شكست داد و جهان مادي را از لاشه‌ي ديواني كه كشته بود به وجود آورد و هشت زمين را از بدن آنان و ده آسمان را از پوست آنان پديد آورد. او خورشيد و ماه را از نورهاي آلوده نشده و ستارگان را از نور تا حدي آلوده شده ساخت. بدين ترتيب، ايزدي از سرزمين روشني (روح زنده، مهرايزد) از ماده (هيولي)، كه برابر با تاريكي و شرارت است، و اعراض و پديدارهاي جوهره‌ي جهان مادي، براي آفرينش جهان مادي، كه در نفس خود حاوي شرارت است، استفاده ‌كرد. سپهرهاي دنيوي، در اين مفهوم كيهان‌زايانه (cosmogonical) مادي هستند، اما آب و هوا غير مادي‌اند. برخلاف دين زرتشت، عناصر طبيعي در دين ماني تجليات ذاتي ايزدي نيستند، بل كه نامخلوق، و بنيان‌هاي ازلي روشني و تاريكي هستند. اين عناصر، با بنيان‌هاي كيهان‌زايانه‌اي دين‌هايي كه كيش ماني از آن‌ها ملهم شده است، مطابق نيستند. *

* M. Shaki, s.v. "Elements II", in Encyclopaedia Iranica, vol. VIII/4, 1998

دين ماني

(به روايت ابن نديم)
+ چگونه انسان بايد به دين درآيد:
ماني گويد: كسي كه مي‌خواهد به دين درآيد، بايد نفس خود را بيازمايد. پس اگر آن را توانا ديد بر سركوبي شهوت و حرص و ترك خوردن گوشت و شرب خمر و ازدواج و ترك آزار و آب و آذر (آتش) و درخت و چهارپايان، پس به دين درآيد. و اگر به همه‌ي آن كارها توانا نيست، پس به دين در نيايد. اگر دين را دوست مي‌دارد و بر سركوبي شهوت و حرص توانا نيست، پس حراست از دين و برگزيدگان را غنيمت بشمارد. وليكن به ازاي كردارهاي زشت‌اش بايد اوقاتي اختصاص بدهد به كار و نيكي و شب ‌زنده داري و لابه و زاري. پس آن كار، او را در اين زندگي و در آن زندگي راضي مي‌كند و صورت‌اش در معاد صورت دوم مي‌شود.
+ شريعتي كه ماني آورد و فرائضي كه واجب كرد:
ماني ده فريضه بر شنوندگان واجب كرد و سه مُهر و هفت روز روزه هميشه در هر ماه پس از آن مي‌آيد. پس فرائض عبارت هستند از ايمان به بزرگي‌هاي چهارگانه: خدا و نور او و قوت‌اش و حكمت او. پس خدا، جل اسمه، پادشاه بهشت نور است و نورش خورشيد و ماه هستند و قوت‌اش فرشته‌هاي پنج‌گانه هستند و آن‌ها عبارت‌اند از نسيم و باد و نور و آب و آذر و حكمت‌اش دين مقدس است و آن بر پنج معني است، معلمين: فرزندان حلم، مشمسين: فرزندان علم، قسيسين: فرزندان عقل، صديقين: فرزندان غيب، سماعين: فرزندان فطنت، و فرائض دهگانه: ترك پرستش بت‌ها، ترك دروغ‌گويي، ترك بخل، ترك قتل، ترك زنا، ترك دزدي و تعليم جادوگري و سحر و اقدام به دو امر و آن شك در دين و بي‌توجهي و سستي در كار است.
+ فرض نمازهاي چهارگانه يا هفتگانه در دين ماني:
و آن اين كه مرد برخيزد و با آب روان يا جز آن خود را بشويد و ايستاده روي به نير اعظم (خورشيد) كند. پس سجده كند و بگويد در سجودش: مبارك است راهنماي ما، فارقليط، فرشته‌ي روشني و مبارك هستند فرشتگان نگهبان او و ستوده هستند سپاهيان درخشان او، اين بگويد در حالي كه سجده مي‌كند و برخيزد و در سجودش درنگ نكند و بايستد. پس در سجده‌ي دوم بگويد: ستوده هستي تو اي درخشان، اي ماني، اي راهنماي ما، اي اصل نور، اي شاخه‌ي هستي، درخت بزرگي كه همه‌ي آن درمان‌بخش است. و در سجده‌ي سوم بگويد: سجده مي‌كنم و ستايش مي‌كنم با دلي پاك و زباني راست‌گو خداي بزرگ را، پدر روشني‌ها و عنصرهاي آن‌ها را، ستوده، مبارك هستي تو و همه‌ي بزرگي تو، آفريدگان فرخنده‌ي تو، كه آن‌ها را به هستي خواندي، ستاينده‌ي سپاهيان و نيكان و سخن و بزرگي و خشنودي تو، تو را مي‌ستايد، چون تو خدايي هستي كه همه‌ي آن حق و حيات و نيكي است. پس در سجده‌ي چهارم بگويد: مي‌ستايم و سجده مي‌كنم همه‌ي خدايان و همه‌ي فرشتگان درخشان و همه‌ي روشني‌ها و همه‌ي سپاهيان و كساني را كه از خداي بزرگ هستند. پس در سجده‌ي پنجم بگويد: سجده مي‌كنم و مي‌ستايم سپاهيان بزرگ و خدايان درخشان را، كه با حكمت‌‌شان ظلمت را زدند و بيرون راندند و مغلوب ساختند و در سجده‌ي ششم بگويد: سجده مي‌كنم و مي‌ستايم پدر بزرگ درخشان بزرگي را كه از جاويدان زمان بوده است، و هم‌چنين تا سجده‌ي دوازدهم. پس هر گاه از سجده‌هاي دوازده‌گانه فراغت بيابد شروع كند به نمازي ديگر، مانويان را در آن ستايشي است كه نيازي به ذكر آن نداريم. اما نماز اول، هنگام زوال و نماز دوم، ميان زوال و غروب خورشيد است. آن گاه نماز مغرب، پس از غروب خورشيد است و بعد نماز شب، سه ساعت بعد از مغرب است. در هر نماز و سجده همان كاري انجام مي‌گيرد كه در نماز اول، و اين نماز بشير است.
+ اما روزه، پس هر گاه خورشيد وارد برج قوس شود و ماه تمام شود، دو روز روزه گرفته مي‌شود، ميان آن دو افطار نمي‌شود. پس هر گاه هلال ماه ظاهر شود، دو روز روزه گرفته مي‌شود، ميان آن دو افطار نمي‌شود. پس از آن هر گاه ماه تمام شود، و خورشيد در برج جدي باشد، دو روز روزه گرفته مي‌شود. پس هرگاه هلال ماه ظاهر شود و خورشيد به برج دلو وارد شود و هشت روز از ماه بگذرد سي روز روزه گرفته مي‌شود. هر روز، هنگام غروب خورشيد، افطار مي‌شود. روز يك شنبه را عامه‌ي مانويان (= نيوشايان) و روز دوشنبه را خواص آن‌ها (= گزيدگان) بزرگ مي‌دارند. ماني چنين بر آن‌ها واجب كرده است. *
* ماني به روايت ابن نديم، محسن ابوالقاسمي، انتشارات طهوري، 1379، ص 29-27