۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه
سی نیز "بندری نهفته در دل خاک "
جزيره سعادت
۱۳۹۰ مهر ۶, چهارشنبه
داكا، شهر ريكشا
معابدي بر بلنداي آسمان
جزاير مرگ
مسافران جزيره مارها، زنده از آنجا خارج نمي شوند
هيچ کس جرأت سفر کردن به اين جزاير را ندارد، هرچند زيبايي فريبنده آنها چشم ها را مسحور و انسان را به سوي خودش جذب مي کند اما چيزي جز مرگ در انتظار مسافران اين جزاير نيست. آنجا پر ازحيوانات سمي و کشنده است؛ حيواناتي که هر لحظه ممکن است شما را به کام مرگ بکشانند.
جزيار رامري و سربازان ژاپني
جزيره رامري يکي از جزاير بسيار خطرناک جهان به شمار مي رود، اين جزيره
رکورد دار مرگ دسته جمعي به خاطر گزش توسط حيوانات کشنده است. جنگ جهاني
دوم آغاز شده بود، ارتش ژاپن بعد از عقب نشيني تاکتيکي، به جزيره کوچکي به
نام رامري در سواحل برمه پناه بردند. 19 فوريه سال 1945 سربازها مثل مورچه
ها در يک صف طويل ايستادند و پشت سر هم در جزيره شروع به راهپيمايي کردند،
غافل از اينکه جزيره رامري جولانگاه پشه هاي مالاريا، عقرب هاي سمي و از
همه بدتر کروکوديل هاي آب شور است. شب که از راه رسيد، سربازان ز همه جا بي
خبر، پشت سر هم وارد رودخانه کم عمقي شدند که در مسيرشان بود و بايد از
آنجا مي گذشتند، ناگهان صداي فريادهاي دلخراش از گوشه و کنار به هوا بلند
شد، کروکوديل هاي گرسنه به سربازها حمله کرده بودند. بروس رايت که در زمان
جنگ جهاني دوم با ارتش انگليس در جنگ بود، در مورد اين اتفاق وحشتناک آنچه
را که از بازماندگان اين ماجرا شنيده بود، در خاطراتش اين گونه آورده است:
«آن شب وحشتناک ترين شبي بود که اعضاي گروه تا به حال تجربه کرده بودند.
صداي فرياد سربازها که بدنشان در آرواره هاي تمساح ها گير کرده بود به گوش
مي رسيد و در آن تاريکي هيچ کاري از دست هيچ کس ساخته نبود. صبح که تمام شد
نوبت لاشخورها بود تا باقيمانده آنچه تمساح ها بر جاي گذاشته بودند،
نصيبشان شود، از 900 سرباز ژاپني تنها 20 نفر جان سالم به در بردند.» هر
چند در مورد تعداد دقيق سربازان ژاپني اي که از اين جزيره جان سالم به در
برده بودند، آمار دقيقي وجود ندارد و حتي بعضي ها مي گويند با وجود محاصره
سربازان بيش از 500 نفر از آنها جان سالم به در برده اند اما اين ماجرا در
کتاب رکوردهاي گينس با نام «بزرگترين فاجعه به وسيله حيوانات» به ثبت رسيده
است.
جزيره مارها
با فاصله نه چندان زيادي
از سواحل برزيل، در جنوب سائوپائولو، جزيره اي به اسم ايلادو کيمادا گراند
سال هاست که بر اقيانوس بيکران آرميده است. اين جزيره، هنوز بکر و دست
نخورده باقي مانده، البته به يک دليل بسيار خاص و آن هم اينکه هيچ انساني
جرأت نمي کند پا به اين جزيره مرگبار بگذارد. اين جزيره محل زندگي مارهاي
سمي است تا جايي که طبق تحقيقات محققان، در هر مترمربع از جزيره ايلادو
کيمادا گراند، حداقل پنج مار سمي زندگي مي کنند. شايد با خودتان فکر کنيد
که اين مارها غذاي مورد نياز خود را از کجا تأمين مي کنند، پاسخ اين سوال
بسيار ساده است. پرندگان مهاجري که براي استراحت بي خبر از همه جا در اين
جزيره فرود مي آيند، در چشم بر هم زدني يک لقمه چرب اين مارهاي کشنده مي
شوند. مارهاي اين جزيره گونه خاصي از وايپر پيت سرطلايي هستند که در برزيل
90 درصد مارگزيدگي هايي که به مرگ مي انجامد، توسط اين نوع مارها صورت مي
پذيرد. مارهاي سرطلايي که در اين جزيره خوش آب و هوا زندگي مي کنند تا يک
متر و نيم رشد مي کنند و عکس العمل بسيار سريعي دارند؛ زهر آنها به حدي با
سرعت عمل مي کند که به محض گاز گرفتن و نيش زدن، گوشت محل گزيدگي حالت آب
شدن به خود مي گيرد. سر طلايي ها آن قدر خطرناک هستند که دولت برزيل به جز
براي انجام تحقيقات علمي، هر گونه مسافرت به اين جزيره را ممنوع کرده و هيچ
مسئوليتي در قبال افرادي که به جزيره مارها بروند، بر عهده نمي گيرد. از
زبان بومي هايي که در شهرهاي ساحلي اطراف جزيره کيمادا زندگي مي کنند،
داستان هاي بسياري شنيده مي شود که در ميان آنها دو داستان از همه مشهورتر
است. اولين داستان مربوط به مرد ماهيگيري مي شود که گفته مي شود براي چيدن
موز به اين جزيره رفته بود اما مورد حمله مارها قرار گرفت، پيرمرد با تلاشي
باور نکردني هر طور که بود خود را کشان کشان به قايقش رساند اما در کنار
قايقش در اثر نيش کشنده مارها جان باخت. بعد از اين ماجرا، خانواده پيرمرد
که از او هيچ خبري نداشتند، با نگراني شروع به جست و جو کردند و سرانجام
ماهيگير را درحالي که جسدش غرق در خون در قايقش افتاده بود پيدا کردند.
داستان بعدي مربوط به نگهبان فانوس دريايي و خانواده اش مي شود. محلي ها
داستان را اين طور تعريف مي کنند که يک شب چند مار از پنجره وارد خانه
نگهبان مي شوند و به نگهبان فانوس دريايي، همسر و سه فرزندش حمله مي کنند.
آنها از ترس جانشان، به سمت قايق فرار مي کنند غافل از اينکه روي شاخه هاي
درختان پر از مارهاي سمي است و همين مارها باعث مرگشان مي شوند. هر چند
وجود مارهاي فراوان را در اين جيره به هيچ عنوان نمي توان ناديده گرفت اما
مارسلو دوآرت؛ زيست شناسي که تا کنون بيش از 20 بار براي انجام تحقيقات
علمي به اين جزيره سفر کرده، ادعا مي کند اينکه محلي ها مي گويند در هر متر
مربع اين جزيره پنج مار سمي به سر مي برند، کمي اغراق است و بهتراست
بگوييم که در هر متر مربع يک مار سمي زندگي مي کند و به اين ترتيب با وجود
يک مار در هر متر مربع اين جزيره، چند قدم با مرگ بيشتر فاصله نخواهيد
داشت. منبع:نشريه همشهري سرنخ، شماره 77
به دنبال خرگوش راهنما
غارلاسکو، يک همانند مثل خودش دارد نه اثري از نقش انسان روي ديوار غار است و نه اثري از درخت وخورشيد؛ اما تا دلتان بخواهد اسب وگاو و گوزن روي ديوار غار لاسکو جا خوش کرده اند. حالا کسي نمي داند نقاش اين نقاشي ها يک نفر بوده يا چند نفري که در غار با هم زندگي مي کردند. کار مردهاست. يا زن ها. مجموعه رنگ ها به انتخاب بوده يا به اجبار؟ رنگ ها از 17 هزار سال پيش تا امروز تغيير کرده اند يا نه. اصلاً عمر دقيق اين نقاشي ها چقدر است؟با اينکه کشف غار لاسکو و نقاشي هاي شگفت آورش يکي از بزرگ ترين کشف هاي بشري است، ندانسته ها وسوال هايمان بسيار بيشتر از چشم به راه روش هاي جديد تعيين عمر عناصرند که به نظر اولين قدم در راه پيدا کردن پاسخ به نادانسته هاست. روي نقشه اگر به فرانسه نگاه کنيم يک شش ضلعي به نظر مي آيد در ضلع جنوب غربي، نرسيد به کوه هاي پيرنه که فرانسه را از اسپانيا جدا مي کنند يک جايي هست که اسمش را گذاشته اند پايتخت ما قبل از تاريخ دنيا. چون از نزديکي شهر پريگو هر سمتي که بر روي يک غار قديمي پيدا مي کني ويک عالمه آثار به جا مانده از اجداد خيلي خيلي دور اروپايي ها، که آن وقت ها براي خودشان برو وبيايي داشتند. از ميان همه اين غارها، غار لاسکو يک ويژگي دارد که اين قدر معروفش کرده، يک ويژگي که روزي هزار نفر را مي کشاند به شهر مونتينياک تا خودشان با چشم خودشان ببينند که زيبايي جزء زندگي اجداد بزرگ بوده. مي خواهيم داستان غار لاسکو را تعريف کنيم و نقاشي هاي شگفت آورش. داستان آن گاو وحشي اي که چشم هاي درشت ونگاه سنگينش از وراي اين چند هزار سال مي گذرد وآن گله اسباني که آزادانه پهنه دشت را زير پا مي گذارند. «مارسل» اگر فارسي بلد بود و مي توانست ماجرا را برايمان تعريف کند، احتمالاً اين طور مي گفت: «يکي از روزهاي اوايل سپتامبر بود که با بچه ها رفته بوديم چرخي در اطراف بزنيم. مسير کنار قصر را گرفتيم و آمديم کنار تپه که يکهو «روبو» يک خرگوش ديد وگذاشت دنبالش. صد متر جلوتر خرگوش ناقلا شيرجه زد توي ريشه يک درخت وغيب شد. روبو همان دم ايستاد و پارس مي کرد تا من رسيدم وسعي کردم با سنگ پرت کردن خرگوش را فراري بدهم. سنگ را که پرت کردم به چيزي نخورد. با تعجب زمين را کندم و ديدم اين حفره به يک مجراي بلند وصل است که به يک جاي دوري مي رود.» مارسل چهار روز بعد با چراغ نفتي و طناب ودوستانش برگشت تا انتهاي حفره را پيدا کند. بعد از يک روز تمام کندن وگشاد کردن حفره مارسل توانست خودش را به دالان برساند. و ازآن جا به در ورودي غار برسد. مارسل خوشحال از کشفش تا انتهاي سالن رفت و تمام مدت فکر مي کرد صندوقچه گنج درانتهاي غار رسيد هيچ چيز در انتظارش نبود؛ يک غار خالي از غنايم. انتهاي سالن خطي را روي ديوار ديد، مسير خط را دنبال کرد و چراغ نفتي را بالا آورد وتازه چشمش به آن نقاشي هاي شگفت انگيز افتاد. اين طور شد که بچه ها به پدر ومادرشان گفتند وآنها به آدم هايي که بايد، تا خبر رسيد به «هنري بروي» که اولين محقق باستان شناسي بود که به غار رفت. آقاي بروي تحقيقات گسترده اي را شروع کرده وبا تلاش او و همکارانش غار لاسکو به عنوان «بناي تاريخي» درفرانسه ثبت شد. آقاي بروي که نگران نقاشي ها بود ترتيبي داد تا کپي هاي مختلفي با تکنيک هاي مختلف از روي نقاشي ها تهيه شوند. اين ماجراها کي بود؟ سال 1940، يعني حدود 70سال پيش، هشت سال طول کشيد تا تحقيقات اوليه انجام شود. و راه هاي ورودي وخروجي براي غار تعبيه شود. تا مردم بتوانند براي ديدن نقاشي هاي اجداد بزرگ به لاسکو بيايند. قسمت سخت ماجرا اين بود که بايد شرايط غار را به همان حالتي که بود حفظ کرد؛ دما، نور، جريان هوا، رطوبت همه چيز خوب پيش مي رفت ولاسکو از همان روز اول پذيراي بازديد کننده هاي زيادي بود؛ روزي هزار نفر وتابستان ها تا روزي 5 هزار نفر. براي بيشتر از 17 هزار سال، غار لاسکو تاريخ بشر را حفظ کرده بود. هر کسي وارد اين تونل زمان مي شد از ديدن عظمت و پويايي نقش هاي روي ديوار شگفت زده مي شد، نقش چهار متري گاو وحشي که انگار نه روي ديوار غار که در چراگاه سبز وانبوهش درحرکت است. درکنار اسب ها وگوزن هاي آزاد وبي شمار. پابلوپيکاسويکي از دفعاتي که براي ديدن لاسکو رفته بود، گفت: «ما هيچ نوآوري اي نداشته ايم. » بعد از 17 هزار سال آرامش وعادت کردن به شرايط محيط، حالا لاسکو بايد خودش را براي آن همه بازديد کننده آماده مي کرد؛ اين شد که تعادل طبيعي زندگي ميکروارگانيسمي در غار به هم خورد ونقاشي هاي روي ديوار حالشان بد شد و مريض شدند. بيماري اول سال 1955 مشاهده شد. جلبک هاي ريزي که شرايط زندگي برايشان مهيا شده بود؛ شروع کردند روي ديوارهاي نقاشي رشد کردن. اين بيماري که بيماري سبز ناميده شد، سه سال بعد به وضع نگران کننده اي رسيد. همان وقت بيماري ديگري مشاهده شد به نام بيماري سفيد، که حاصل رسوب کردن بلور کلسيت روي ديوار بود. براي مبارزه با اثر مخرب دي اکسيد کربن فيلترهاي ازن درغار تعبيه شدند که متأسفانه کارايي جدي اي نداشتند اين شد که در سال 1963 وزارت فرهنگ فرانسه بازديد از غار را تعطيل کرد. از حدود سال 1960 انستيتوي ملي جغرافياي فرانسه کار نقشه برداري سه بعدي از غار لاسکو را شروع کرده بود. با جدي شدن زمزمه بسته شدن غار، ايده ساختن يک غار کپي شبيه غار اصلي به تدريج شکل گرفت. سال 1983، غار مشابه با نام لاسکوي 2 افتتاح شد. اين غار به شکل کلي سالن اصلي لاسکو درزيرزمين ساخته شده ونور، دما و رطوبت آن کاملاً مشابه غار اصلي است. براي نقاشي ها جدا از نقشه برداري هاي يپچيده، تحقيقات مفصلي درباره مواد معدني استفاده شده، ترکيب رنگ، تکنيک نقاشي به لحاظ فني نقاشي، وسايل نقاشي مثلاً ساقه گياه يا استخوان، روش اجرايي نقاشي روي ديوارها انجام شد. دست آخر محققان با مطالعه تکنيک بومي هاي استراليايي که امروزه همچنان با مطالعه تکنيک بومي هاي استراليايي که امروزه همچنان در طبيعت وحشي زندگي کرده وروي ديوارهاي سنگي نقاشي مي کنند، توانستند يک روش خوب براي اجراي نقاشي ها پيدا کنند. غار لاسکوي 2 به خاطر دقت و ظرافت طراحي و اجراي پروژه بسيار موفق بوده است. 270 هزار بازديد کننده درسال نشان دهنده محبوبيت اين غاراست. و حرف آخر اينکه به نظر مي آيد لاسکوي 2 به بيماري شبيه بيماري غار اصلي مبتلا شده است. رشد ميکروارگارنيسم هايي که دي اکسيد کربن وبخار آبي را که بازديد کننده ها برايشان مي آورند دوست دارند، شروع شده و اين ممکن است به نقاشي ها آسيب بزند. اين است که احتمال دارد لاسکوي 2 هم بسته شود.
۱۳۹۰ مهر ۵, سهشنبه
بوستان هاي ژاپني
يکي از مهم ترين اصول فرهنگ اصيل ژاپن، عشق به طبيعت و مظاهر آن است. اين عشق تا به جايي پيش رفته است که بسياري از نمادهاي طبيعي، مقدس و الهي شمرده مي شوند.
در ژاپن، قدمت باغ ها همانند بسياري از فرهنگ ها و تمدن هاي ديگر، به نخستين گروه از انسان هايي مي رسد که در مکان مشخصي اقامت کرده و نخستين اجتماعات بشري را تشکيل دادند. در ابتدا هدف از ايجاد باغ بهره گيري از مواهب طبيعي و ايجاد محيطي آرامش بخش در فضايي کاملاً طبيعي و بکر بود اما با گذشت زمان، انسان با به کارگيري خلاقيت هاي هنري و دستکاري و تغيير محيط، سعي در ايجاد بوستان هاي زيبا، باشکوه و خيال انگيز داشته است.
امروزه، بوستان ، فضايي محصور است که در آن سعي شده طبيعت به شکلي هدفمند و هنرمندانه بازسازي شود و جالب است بدانيد که اولين بوستان ها (به تعريف امروزي) توسط ايرانيان باستان ساخته شدند. در باغ هاي باستاني ايران، زاويه قائمه بسيار مورد توجه بوده است؛ باغ معمولاً در فضايي مربع يا مستطيل شکل ساخته مي شد و حتي فضاي درون آن نيز، توسط آبراه هايي به چهار بخش مساوي تقسيم مي گرديد؛ اين سبک و روش ابداعي ايراني، توسط بسياري از اقوام ديگر در ساخت بوستان مورد تقليد و استفاده قرار گرفت و آثار آن تا به امروز نيز باقي است.
تصویر : قلعه رود خان
۱۳۹۰ مهر ۴, دوشنبه
تصاویر: آخرین وضعیت سی وسه پل و رود خانه زاینده رود 30 شهریور 1390-بخش دوم
تصاویر: آخرین وضعیت سی وسه پل و رود خانه زاینده رود 30شهریور 1390-بخش دوم





۱۳۹۰ مهر ۳, یکشنبه
بزرگترین غار آبی جهان
غار علیصدر نه تنها معروف ترین غار ایران، بلکه بزرگتری غار آبی دنیا است که در غرب کشور جا خوش کرده است. این غار در 75 کیلومتری شهر همدان و در ارتفاعات ساری قیه نزدیک روستای علیصدر در شهرستان کبود راهنگ قرار دارد.
محوطه غار دالانهای پیچ در پیچ و دهلیزهای متعددی دارد و از مجموعه رشته آبها، دریاچه بزرگی در درون غار بوجود آمده است.
از چاقو تا چاروق!
چکشها بر فولاد گداخته فرود میآیند، مفتولهای نقره مدام کشیدهتر و ظریفتر میشوند، درفشها چرم مرغوب را سوراخ میکنند و پشمهای رنگی بر تارهای سفید میخوابند. در بازارهای پر از رنگ و نقش و صدای زنجان همه اینها هست، اما همه صنایع دستی زنجان اینها نیست.
چاقوسازان، ملیلهکاران، چاروقدوزان و فرشبافان در کنار دباغان و مسگران و رنگرزان، صبح زود کرکره مغازهشان را بالا میدهند و دست به کار میشوند تا بازار صنایع دستی زنجان را گرم نگه دارند؛ بازار رنگارنگی که همه چیز دارد؛ از قلمتراش تا قداره، از ملیله تا چاروق و از فرشهای مرغوب تا گیوههای سفید؛ بازار طویلی که قصه صنایعش سر دراز دارد و همچنان بوی تاریخ و هنر میدهد.
هرچند که روزگار، با هنرمندان و صنعتگران قدیمی اینجا هم نامهربانی کرده”‹است و بعضی ساکنانش را وادار به ترک راستهها و تیمچههایش کرده؛ اما اگر هنوز هم هوای دیدن هنر دست این مردم خوشذوق را دارید، عزم زنجان کنید که هنوز هم می”‹شود مصنوعات هنرمندانه آنان را در سرتاسر بازار پیدا کرد.
از چاقو تا چاروق!
چاقوی زنجان
هر چیزی که لبه تیز داشته باشد، اینجا، در بازار زنجان پیدا میشود. از وقتی «عبدالغفار سکاک» در عصر صفویان، پتک بر سندان کوبید و سوهان بر تیغههای فولاد آبدیده کشید تا وقتی مصدق امینی در عهد پهلویان، ماهی و تفنگ و ماشین بر دستههای چاقوها نشاند، نام زنجان یادآور چاقو و چاقوسازی بوده و هست. بازار چاقو، قلمتراش، قیچی، شمشیر، قندشکن، دشنه و قداره در زنجان همیشه گرم است؛ هم ارزان دارد و هم گران، هم کوچک دارد و هم بزرگ، هم بیامضا و هم امضادار، ضامندار و بیضامن، یک”‹تیغه و چند تیغه. چاقوسازان زنجانی آنقدر فولاد را میگدازند و چکشکاری میکنند تا به هر شکلی میخواهند درش بیاورند و آنقدر سوهان بر لبههایش میکشند تا تیز شود و برنده. تیغههای برنده زنجانی را قبضههایی پر از نقش و رنگ همراهی میکنند. چاقو و قندشکن هم البته اینجا هزار نقش و هزار شکل است. قیچی، قلمتراش و ناخنگیر و... همه در اینجا نقشپردازی میشوند تا نام زنجانی بهخود بگیرند.
از چاقو تا چاروق!
چاروق
فرق چاروق زنجانیها با چاروقی که در قصهها پاپوش چوپان”‹ها بود زیاد است؛ چاروقی چرمین مخصوص دشت و بیابان. این چاروق پاپوش چرمین ظریفی است مخصوص راه رفتن روی قالی با سری نوک تیز و برگشته که ظاهرا در عصر صفویان معمول شده. چاروق پاپوشی است کف چرمی با رویهای از ابریشم و زری و سیم وگلابتون با دو منگوله. چاروقهای اصیل پاشنه نداشتهاند؛ اما انواع امروزی آنها هم پاشنه دارند و هم رویه چرمی برای بیرون از خانه. چاروقدوزهای زنجانی چرمشان را از همشهریان دباغشان میخرند؛ چرمی از پوست گاو و اغلب قرمز رنگ. ورقهای چرم را در اندازههای مختلف و به شکل اتو میبرند و در آب میگذارند تا نرم شود و آماده قالبکشی. بعد چاروق با نخهای تابیده شروع به بافتن چرم مرطوب میکند. آن را روی قالب میکشد و با میخهای کوتاه به کف قالب چوبی محکم میکند. کف مقوایی چاروق را میچسبانند و اطراف چاروق را زیگزالدوزی میکنند و آسترکشی. بعد رویهدوزی و قلابدوزی و بعد منگولهها روی چاروق مینشینند تا این پاپوش ظریف زنانه کامل شود.
از چاقو تا چاروق!
پاپوش ایرانی
چاروق”‹های پر زرق و برق و منگولهدار جایشان را به چاروقهای سرخ و سادهای دادهاند که رویه گلابتون ندارند و خبری از منگوله رویشان نیست. آن چاروق”‹ها را نمیشد در کوچه و خیابان به پا کرد، اما اینهارا میشود به پا کرد و میان کفشهای چینی نامرغو ب، رنگ و بوی پاپوش ایرانی را به خیابانها داد.
قالی زنجان
دارهای بزرگ و فرشهای کوچک و طرحهای ذهنی و نقشهای شکسته زمانی در اغلب خانههای زنجانی پیدا میشدند؛ اما حالا تک و توک خانهای پیدا میشود که صدای ضربه بافندهها از آن بلند باشد. نقشهای شکسته و طرحهای ذهنی”‹باف زنجانی جایشان را به قالیهای شاه عباسی و تصویری دادهاند؛ اما هنوز هم میشود فرشهایی با نقشهای شکسته و درهم پیچیده در زمینه لاکی و سورمهای پیدا کرد که بوی اصالت میدهند. «بیدگینه» اسم و رسمدارترین فرش زنجان است؛ فرشی پر از طبیعت، با چهار لچک و ترنجی شش ضلعی و متنی پوشیده از گندمزار. «بیدگینه» در بازار کمیاب است اما غلط ماهی، تخته ماهی ، «قلتوق»، بسته میری، چارقات در بازار بسیارند. البته طرحهای اصیل آن را نمیشود با یک نگاه تشخیص داد. بازار قالی در همه جای ایران کم رونق شده و دیگر کمتر کسی طالب نقشهای شکسته است. قالیبافان زنجانی هم یا سراغ طرحهای ماشینی و تصویری رفتهاند یا قالیهای مرغوبشان را به بازارهای دیگر میفرستند بلکه آنجا قدرشناسی پیدا شود و هنرشان را ارزان نخرد.
از چاقو تا چاروق!
ملیلهکاری
گرانبهاترین سوغاتی زنجانیها حاصل همنشینی رشتههای ظریف سیمین است. شمشهای نقره ذوب میشوند و از قالب مخصوص میگذرند تا تبدیل به مفتولهایی یک سانتی شوند. بعد دوباره ذوب میشوند و از قالب میگذرند تا قطرشان اینبار به یک میلیمتر برسد. بعد آنقدر با سیمکش کشیده میشوند تا نازکتر و ظریفتر شوند و آماده ملیلهکاری. ملیلهکاران از تخته و موم قالب میسازند و این رشتههای سیمین را روی قالب مینشانند و نقش
می”‹سازند. نقشها که روی قالب نشستند و طرح کامل شد، روی نقشها را با براده مس میپوشانند و آن را حرارت میدهند تا رشتهها به هم وصل شوند و قلمدان بشوند و ظرف چایخوری و جعبه آرایش و زیور و زینت زنان ایرانی. حالا نوبت زدودن ناخالصیهاست؛ تیزاب وارد میدان میشود و ناخالصی را میرود. در آخر ملیلهکار با خاکاره اثر هنریاش را صیقل میدهد و برق میاندازد تا دل از ببیندگانش ببرد.
نکته: بپوش و بگرد کفشهای چرمی عمر طولانی دارند و نمیگذارند پا بوی بد بگیرد و وقتی چاروق باشند، ایرانی بودنشان را به رخ میکشند و وقتی سرخ باشند شادابیشان. مدتهاست که چاروقهای زنجانی در میان کفشهای ایرانی و خارجی جا باز کردهاند، فقط آنها را باید چند روزی به پا کنید تا جا باز کنند. به دلیل طبیعی بودن جنس آنها پا هرقدر هم که در اینها بماند، بوی بد نخواهد گرفت.
بخش گردشگری تبیان
برگرفته از سرزمین من
دومین پارک طبیعی جهان در ایران
در جنوب شرقی شاهرود، منطقه ای حفاظت شده قرار دارد که مردم منطقه فکر می کنند همان توران داستان های شاهنامه و تاریخ اساطیری ایران است که حالا دست به دست چرخیده و به سکونت آنها رسیده است؛ پارک ملی خارتوران که با تنوع گونه های جانوری و گیاهی و حضور یوزپلنگ آسیایی و گورخر ایرانی معروف شده و یکی از جاذبه های طبیعی ایران به شمار می رود.
خارتوران در یك نگاه
خارتوران (یا توران) در جنوب شرقی شهرستان شاهرود و جنوب جاده تهران ـ مشهد قرار دارد. مساحت كل مجموعه حدود یك میلیون و 470 هزار هكتار (14700 كیلومتر مربع) است كه حدود 75 درصد آن منطقه حفاظت شده، 17 درصد پناهگاه حیات وحش و 8 درصدش پارك ملی است.
توران پس از پناهگاه حیات وحش نایبندان در طبس لقب دومین مجموعه حفاظت شده وسیع ایران را با خود یدک می کشد؛ منطقه ای که از 3 دشت بسیار وسیع تشکیل شده است. در واقع 3رشته كوهی که شامل قله 2281 متری شتركوه در غرب، 2265 متری قلعه بالا در شمال غرب و 2411 متری پیغمبر می شود.
دومين پارک طبيعي جهان در ايران
یك منطقه حدود 200هزار هكتاری ماسه ای هم شامل شن های روان و منطقه وسیعی از اراضی بایر و یك رودخانه آب شور به نام كال شور خارتوران در شرق این ناحیه قرار دارند. به همین دلیل برخی از منابع، این مجموعه را پس از پارك ملی سرنگتی در تانزانیا دومین ذخیره گاه طبیعی زیست كره یونسكو از نظر وسعت به شمار می آورند!
بد نیست بدانید که ذخیره گاه ها به مناطق حفاظت شده ای گفته می شود كه از طرف یونسكو تحت پوشش دفتر شورای هماهنگی بین المللی برنامه انسان و كره مسكون(MAB) قرار دارند و هدف اصلی تعیین این ذخیره گاه ها ایجاد زمینه علمی مناسب در راستای هماهنگی بین كشورها و تبادل دانش علمی به منظور جلوگیری از كاهش روند رو به نابودی تنوع زیستی است.
خارتوران در كنار منطقه حفاظت شده بهرام گور در استان فارس آخرین پناهگاه گورخر است. حیوانی كه در گذشته های دور تقریبا در دو سوم خاك ایران و چند كشور همسایه زندگی می كرد
گونه های جانوری
در خارتوران مجموعا 41 گونه پستاندار، 167 گونه پرنده، 42 گونه خزنده و 2 گونه دوزیست شناسایی شده اند كه شاخص ترین آنها همان یوزپلنگ آسیایی و گورخر ایرانی هستند. خارتوران در كنار منطقه حفاظت شده بهرام گور در استان فارس آخرین پناهگاه گورخر است. حیوانی كه در گذشته های دور تقریبا در دو سوم خاك ایران و چند كشور همسایه زندگی می كرد.
دومين پارک طبيعي جهان در ايران
در سال 1356 جمعیت گورخر در كل ایران حدود 6هزار رأس و در خارتوران بیش از 2هزار رأس سر شماری شده بود، اما در سال 1389 اداره محیط زیست استان سمنان جمعیت آن را 149 رأس اعلام كرده است.
خارتوران همچنین احتمالا بیشترین تعداد یوزپلنگ را هم بین مناطق مختلف ایران در خود جای داده است. به جز اینها غزال ایرانی (آهو)، جبیر، پلنگ ایرانی، سیاه گوش، گوسفند وحشی، بز وحشی، گربه شنی، گربه دشتی، گربه پالاس (از انواع بسیار نادر گربه سانان)، كفتار راه راه، گرگ، شغال، روباه قرمز و شاه روباه از پستانداران شاخص این ناحیه هستند.
دومين پارک طبيعي جهان در ايران
از پرندگان پارك هم می توان به هوبره، كبك، تیهو، بلدرچین، چاخ لق، كبوتر چاهی، قمری، دم جنبانك ابلق، سبزه قبای هندی، باقرقره، سهره سبز، سهره صورتی، چكاوك كاكلی، سنگ چشم دم سرخ، انواع گنجشك، اردك بلوطی و حواصیل و انواع پرندگان شكاری مانند بحری، دلیجه، عقاب طلایی، عقاب دشتی، شاه بوف، مرغ حق، دال، كركس مصری، قرقی و انوع سارگپه اشاره كرد.
این منطقه از بهترین زیستگاه های زاغ بور نیز به شمار می رود. زاغ بور تنها پرنده بومی و انحصاری ایران است كه در كنار بوته های قیچ زندگی می كند. از خزندگان خارتوران هم به جز انواع سوسمار و آگاما می توان به بزمجه بیابانی كه طول آن به یك و نیم متر می رسد، لاك پشت مهمیزدار، كفچه مار، افعی شاخ دار، مار زنگی و انواع مارهای جعفری اشاره كرد.
دومين پارک طبيعي جهان در ايران
از ساسانیان تا امروز
در منطقه شمال غربی خارتوران بقایای یك شهر سوخته كشف شده است. در بخش های جنوبی هم ابزار آلات فلزی متعددی یافت شده اند که باستان شناسان آن ها را متعلق به دوران بعد از اسلام می دانند. ظروف سفالی و یافته های باستانی دیگر در منطقه نشان می دهد كه قدمت تاریخی خارتوران به دوران ساسانیان می رسد.
فراوری:الهام مرادی
بخش گردشگری تبیان
برگرفته از بیابان های ایران، جام جم
روستایی زیر صخره ها
روستای زیبا و عجیب لاس دی ستینیل setenil یکی از محبوبترین جاذبه های توریستی اسپانیا است. این روستا در میان یک صخره بسیار بزرگ قرار دارد. بسیاری از خانههای این روستای کوچک در دل سنگ قرار دارند. زمان بازسازی این روستا سالهای 1484 است. روستاییان خونگرم اینجا زندگی عادی خود را سپری میکنند. برخی از آنها باغهای زیتون بر روی سقف خانه های خود پرورش میدهند.
این روستا در واقع، یادگار پادشاهان کاتولیک، مورس - آفریقا است که در سالهای 711 برای پیروزی در قلمروی خود مبارزه کرده و حکومت شبه جزیرهای را بوجود آوردند. مکان های تاریخی و باستانی این روستا شامل؛ قلعه باستانی در بالای تپه، کناریک کلیسا است و دیگر جاذبههای آن؛ خانههای غار، برج عرب و مخزن بزرگ است. این روستا یا شهر کوچک در نوع خود منحصر به فرد و زیبا است.

طولانیترین غارهای جهان کدامند؟
غارها، پستوهایی زیرزمینی هستند که گنجینههایی زیبا و ارزشمند از این کره خاکی را در خود پنهان کرده اند. اما شاید جذاب ترین آنها فارغ از نوع و جنس سنگ ها و ویژگی های زمین شناختی شان، طولانی ترن غارهای دنیا باشند. آنچه که در ادامه خواهیم خواند، نمونههایی بسیار اندک از مجموعه وسیعی از غارها است که به دلیل نام، بزرگی و ویژگیهای مخصوص، انتخاب و معرفی شدهاند.
غار هولوک، سوییس
غار 197 کیلومتری هولوک در حد فاصل میان رودخانه موتا و منطقه کوهستانی «پراگل پاس» دره موتای سوییس قرار دارد. براساس تحقیقات به عمل آمده این غار، بزرگترین غار سوییس و همچنین دومین غار بزرگ اروپا محسوب شده و نخستین غار جهان است که طول آن به 100 کیلومتر میرسد.غار لچوگویلا، آمریکا
غار لچوگویلا، با امتدادی 207 کیلومتری، پنجمین غار طویل جهان به شمار رفته و به دلیل برخورداری از خاصیت غیر طبیعی زمینشناسی و ساختار نادر خود از شهرت بسیار زیادی نیز برخوردار است. از جمله عوارض جغرافیایی و زمینشناختی موجود در این غار میتوان به مقادیر زیاد مواد معدنی رنگی و رسوبات زرد لیمویی سولفور اشاره کرد، در تمام نقاط آن به چشم میخورد. موقعیت این غار در پارک ملی «کارلس بد» واقع در ایالت نیومکزیکو است.غار باد، آمریکا
وجود نقشهایی از شن یخزده اگرچه غارهای باد ایالت داکوتای جنوبی آمریکا را شهره عام و خاص کرده اما این غار بیشترین شهرت خود را از ساختارهای کلسیتی رنگارنگی که به رنگ بدنه معروف هستند به دست آورده است. طبق آمار منتشر شده همه ساله، چهار مایل جدید از این غار کشف میشود که تاکنون با طولی 134 مایلی به پیچیدهترین سیستم غاری جهان تبدیل شده است.
غار اوپتیمیستیکنا، اوکراین
غار
«اوپتیمیستیکنا» طولانیترین غار سنگهای کانی جهان به شمار میرود. این
غار که در نزدیکی روستای «کورولیوکا» در اوکراین قرار دارد از 230 کیلومتر
راه نقشهنگاری شده برخوردار بوده و بزرگترین مجموعه غاری اوراسیا محسوب
میشود. تمام دالانها و راهروهای موجود در این غاردر کم ارتفاع بوده و
اغلب آنها نیز با گل و لای پوشانده شدهاند. وجود شبکههای اتصالی پیچیده
با سطح ارتفاع گوناگون، نام «غار مارپیچ» را به آن داده است.
غار جواهر، آمریکا
غار
«جواهر» دومین غار طویل جهان محسوب میشود که دالانهای شناخته شده آن بیش
از 240 کیلومتر برآورد شده است.این غار که در منطقه «بلک هیلز» داکوتای
جنوبی آمریکا قرار دارد بنایی ملی بوده وعلاقمندان میتوانند در تمام فصول
سال از آن دیدن کنند.علاوه بر بازدید عمومی، غارنوردی همراه با راهنمایان
حرفهای از جمله دیگر فعالیتهایی است که مردم میتوانند در این منطقه آن
را تجربه کنند. گفتنی است به دلیل ازدحام زیاد در تماشای این غار، ثبت نام
علاقمندان از مدت زمانی محدودی برخوردار بوده و تنها در فصل تابستان صورت
میپذیرد.غار ماموت، آمریکا
مجموعه غار ماموت که در اصطلاح رسمی «غار برآمدگیهای سنگی عظیم» نام دارد از 630 کیلومتر دالان برخوردار است که آنرا در زمره طولانیترین غارهای طبیعی جهان قرار داده است. این غار که در مرکز ایالت کنتاکی آمریکا واقع شده و بخشی از پارک ملی غارهای بزرگ این کشور محسوب میشود. این غار که در مرکزیت رودخانه سبز قرار گرفته در حدود دو برابر بزرگتر از «غار جواهر» دومین غار طولانی جهان است.
بخش گردشگری تبیان
برگرفته از میراث آریا
اشتراک در:
نظرات (Atom)