کانون ایرانیان
کانون ایرانیان

۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

نظامی گنجوی، سخنور بزرگ پارسي

حکيم الياس بن يوسف بن زکي بن مويد، ملقب به جمال الدين و مکني به ابومحمد و معروف به حکيم نظامي گنجوي . از اعاظم شعراي فارسي زبان است . وي در حوالي سنه 530 ق. از مادري کردنژاد در گنجه بزاد و همه عمر خود را در گنجه به زهد وعزلت به سر برد و تنها سفري کوتاه مدت به دعوت سلطان قزل ارسلان به سي فرسنگي گنجه کرد و از اين پادشاه عزت و حرمت ديد. از شاعران همزمان خويش با خاقاني ارتباط داشته است و در مرگ او رثايي گفته است . از شاهان معاصر[با خود،] با اينان مربوط بوده است: فخرالدين بهرامشاه حکمفرماي ارزنگان از دست نشاندگان قلج ارسلان که کتاب مخزن الاسرار را به نام او به نظم درآورده است، اتابک شمس الدين محمد جهان پهلوان که منظومه خسرو و شيرين بدو تقديم شده است، و طغرل بن ارسلان سلجوقي و قزل ارسلان بن ايلدگز که در همين منظومه از ايشان نام برده است، ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه که ليلي و مجنون را به نام او کرده است، نصرةالدين ابوبکربن جهان پهلوان اتابک آذربايجان که شرفنامه به نام او مصدر است، و چند تن ديگر از امرا واتابکان آن سامان. در تاريخ وفات نظامي هم چون تاريخ ولادت‌اش اختلاف است، حاجي خليفه 596 و آذر بيگدلي 589 و هدايت 576 و تقي الدين کاشي 606 و مولف نتايج الافکار 602 ق. بنا به تحقيقي که آقاي دکتر صفا کرده است با احتساب 84 سال عمر نظامي و فرض اين که وي در سال 530 ولادت يافته باشد عدد 614 براي سال درگذشت او به صواب نزديک‌تر مي نمايد. مدفن او در گنجه است.
آقاي دکتر صفا راجع به سبک و اشعار نظامي آرد: «نظامي از شاعراني است که بي شک بايد او را در شمار ارکان شعر فارسي و از استادان مسلم اين زبان دانست، وي ازآن سخنگوياني است که مانند فردوسي و سعدي توانست با ايجاد يا تکميل سبک خاصي توفيق يابد ... تنها شاعري که توانست شعر تمثيلي را در زبان فارسي به حد اعلاي تکامل برساند نظامي است، وي در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ايجاد ترکيبات خاص تازه و ابداع و اختراع معاني و مضامين نو و دلپسند در هر مورد و تصوير جزييات و نيروي تخيل و دقت در وصف و ايجاد مناظر رائع و ريزه کاري در توصيف طبيعت و اشخاص و احوال و به کار بردن تشبيهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کساني است که بعد از خود نظيري نيافته است آثاري که از اين سخنسراي قوي طبع نازک انديشه بازمانده است، عبارت است از:
1 - ديوان قصايد و غزل ها و قطعات او که به روايت دولتشاه بالغ بر 20000 بيت بوده است، و اکنون از آن همه جز مختصري به دست نيست، قصايد و غزليات بازمانده از آن ديوان بزرگ را مرحوم وحيد دستگردي فراهم آورده و به نام گنجينه گنجوي منتشر ساخته است. و اينک نمونه اي از اشعار اين ديوان . از قصايد اوست :
در اين چمن که ز پيري خميده شد کمرم // ز شاخه هاي بقا بعد ازين چه بهره برم // نه سايه اي است ز نخلم نه ميوه اي کس را // که تندباد حوادث بريخت برگ و برم // ز نافه مشک تر آيد پديد و اين عجب است // که نافه گشت عيان از سواد مشک ترم
2 - مثنوي مخزن الاسرار که در حدود 2260 بيت است به بحر سريع، مشتمل بر 20 مقاله در اخلاق و مواعظ و حِکَم که در حدود سال 570 ق. به اتمام رسيده است و از آن است اين ابيات :
اي به زمين بر چو فلک نازنين // نازکشت هم فلک و هم زمين ... // هر که تو بيني ز سپيد و سياه // بر سرکاري است درين کارگاه
3 - مثنوي خسرو و شيرين به بحر هزج مسدس مقصور و محذوف در 6500 بيت، که به سال 576 ق. نظم‌اش پايان گرفته است و اين مثنوي از دلکش ترين شاهکارهاي عشقي زبان فارسي است. ابيات زير در توصيف آب تني کردن شيرين از آن جاست :
چو قصد چشمه کرد آن چشمه نور // فلک را آب در چشم آمد از دور // سهيل از شعر شکرگون برآورد // نفير از شعري گردون برآورد // پرندي آسمانگون بر ميان زد // شد اندر آب و آتش در جهان زد // فلک را کرد کحلي پوش پروين // موصل کرد نيلوفر به نسرين // حصارش نيل شد، يعني شبانگاه // ز چرخ نيلگون سر برزد آن ماه // تن سيمينش مي غلطيد در آب // چو غلط قاقمي بر روي سنجاب // در آب انداخته از گيسوان شست // نه ماهي بلکه ماه آورده در دست // مگر دانسته بود از پيش ديدن // که مهماني نوش خواهد رسيدن // در آب چشمه سار آن شکر ناب // ز بهر ميهمان مي ساخت جلاب .
4 - مثنوي ليلي و مجنون به بحر هزج مسدس اخرب مقبوض مقصور و محذوف و 4700 بيت است، نظم اين مثنوي به سال 588 ق. به پايان رسيده است و از آن جاست :
مجنون چو حديث عشق بشنيد // اول بگريست ، پس بخنديد // از جاي چو مار حلقه برجست // در حلقه زلف کعبه زد دست // مي گفت گرفته حلقه در بر // کامروز منم چو حلقه بر در // در حلقه عشق جان فروشم // بي حلقه او مباد گوشم ... // يارب به خدايي خداييت و آنگه به کمال پادشاييت // کز عشق بغايتي رسانم // کو ماند اگر چه من نمانم // گر چه ز شراب عشق مستم // عاشقتر از اين کنم که هستم .
5 - مثنوي هفت پيکر که آن را بهرامنامه و هفت گنبد نيز خوانده اند، در 5136 بيت به بحر خفيف مسدس مخبون مقصور و محذوف است در سرگذشت افسانه اي بهرام گور، عشقبازي او با هفت دختر از شاهزادگان هفت اقليم ، از آن منظومه است در صفت خورنق: چونکه برشد به بام او بهرام // زهره برداشت بر نشاطش جام // کوشکي ديد کرده چون گردون // آفتابش درون و ماه برون // آفتاب از درون به جلوه گري // مه ز بيرون چراغ رهگذري // بر سر او هميشه باد وزان // دور از آن باد کوست باد خزان .
6 - مثنوي ديگر اسکندرنامه است در 10500 بيت به بحر متقارب مثمن مقصور و محذوف، مشتمل بر دو بخش يکي شرفنامه، ديگري اقبالنامه که در حوالي سال 600 به اتمام رسيده است. و اين ابيات در مرگ دارا از آن کتاب است:
سکندر چو دانست کآن ابلهان // دليرندبر خون شاهنشهان // پشيمان شد از کرده پيمان خويش // که برخاستش عصمت از جان خويش چو در موکب قلب دارا رسيد // ز موکب روان هيچکس را نديد // تن مرزبان ديد در خاک و خون // کلاه کياني شده سرنگون // سليماني افتاده در پاي مور // همان پشه اي کرده بر پيل زور // به بازوي بهمن برآموده مار // ز رويين دژ افتاده اسفنديار // نهال فريدون و گلزار جم // بباد خزان گشته تاراج غم // نسب نامه دولت کيقباد // ورق بر ورق هر سوئي برده باد.
(برگرفته از لغت‌نامه دهخدا)

مرگ فرهاد چهارم ، پادشاه اشکانی

2008 سال پیش در روز 31 مارس سال دوم پیش از میلاد فرهاد چهارم ، پادشاه اشکانی در توطئه ای توسط همسرش که یک زن رمی بود، مسموم شد و به قتل رسید. دستکم مورخان این روز را به عنوان روز مرگ فرهاد چهارم شاه ایران دانسته اند.
فرهاد چهارم در توطئه ای توسط زن رمی اش به نام ترموزا یا ترموسا مسموم شد و در این توطئه پسرش فرهادک نیز با مادر همدست بود.
  
درپی شکست کراسوس فرمانده و کنسول رم در جنگ حرّان در سال 53 پیش از میلاد از سورنا سردار نامدارایران و کشته شدنش، پرچمهای رم به دست ایران افتاد و باعث آشفتگی عمیقی در قلمرو امپراتوری رم شد.

اگوستوس امپراتور رم  که از سال 27 پیش از میلاد به مدت 31 سال فرامانروای رم بود برای پایان دادن به این تحقیررومیان که روحیه خود را از دست داده بودند با دولت ایران وارد معامله شد و قرار شد که پرچمها را از ایران بخرد و پول را به اقساط بپردازد. وی برای خرسند ساختن فرهاد چهارم که با این معامله موافقت کرده بود یک دختر رمی را هم برای وی فرستاد. فرهاد فریفته این دختر شد و با او ازدواج کرد و نامش را ترموزا گذارد.
به نوشته برخی از مورخان، ترموزا یا ترموسا درعین حال جاسوس امپراتوری رم بوده  و دستور داشت  فرهاد چهارم را  تحت تاثیر تلقینات خود قرار دهد.
ترموزا از فرهاد چهارم دارای پسری شد که نامش را فرهادک گذا شتند. فرهاد از زن قبلی خود و نیز کنیزهایش پسران دیگری داشت.
ترموزا برای اینکه پادشاهی به پسر خودش برسد و در عین حال خدمتی هم به وطن اصلی کرده باشد به شوهر تلقین کرد که پسران بزرگتر را که بیم کودتا کردنشان می رود به شهر رم بفرستد تا در عین حال با طرز زندگی رومیان و فنون نظامی آنان آشنا شوند. فرهاد پذیرفت، ولی پسران او از آن پس عملا گروگان دولت رم بودند.
در این میان ترموزا از فرصت استفاده کرد و با کمک پسرش، شوهر را مسموم ساخت و بزرگان ایران مجبور شدند که فرهادک را که تنها فرزند در دسترس بود به نام فرهاد پنجم به تخت سلطنت بنشانند.
امپراتور رم پس از شنیدن این خبر، نوه خود کایوس را برای گفتن تبریک روانه تیسفون کرد.
فرهاد پنجم به توصیه مادر تا کنار رود فرات (تیسفون در ساحل شرقی دجله است) به استقبال کایوس رفت و در دیدار با کایوس از دعاوی ایران بر ارمنستان گذشت.
ترموزا و کایوس به فرهاد پنجم تلقین کرده بودند که ارمنستان عامل اختلاف دو امپراتوری رم و ایران است و تا زمانی‌که تحت قیمومت ایران باشد و شاه آن را سنای ایران (مهستان) انتخاب و اعزام دارد این اختلاف وجود خواهد داشت و صلح و صفا دوام نخواهد آورد و فرهاد پنجم گفته های آنها را پذیرفت.
این اشتباه فرهاد پنجم موجب رنجش بزرگان ایران شد و ضرب سکه با تصویر مادر و پسر که قبلا در ایران رسم نبود و حاکی از شراکت مادر در سلطنت فرزند بود، این رنجش را به خشم مبدّل ساخت.
سران ایران از طرز تفکر فرهاد پنجم هم که تحت تاثیر مادر به یونانی ها و رمی ها نزدیکتر از ایرانی ها بود ناخرسند بودند طرح برکناری او را به مهستان بردند و کارهایی را که مادر او ترموزا به سود رومیان انجام داده بود ارائه کردند که تصویب شد و یک شاهزاده اشکانی دیگر را به نام ارد دوم به پادشاهی ایران برگزیده شد که یک نظامی خشن و سختگیر و قانونگریز بود.
فرهاد پنجم نزدیک به چهار سال سلطنت کرده بود. مورخان به سرنوشت ترموزا اشاره ای نکرده اند. شاید او به رم بازگشته بود زیرا که چهار سال پس از برکناری فرهاد پنجم، پسران فرهاد چهارم که در شهر رم بودند به ایران بازگشتند و بعدا یکی از آنان شاه ایران شد.
به این ترتیب در روز 31 مارس سال دوم پیش از میلاد فرهاد چهارم ، پادشاه اشکانی در توطئه ای توسط همسر رمی و پسرش مسموم شد. اما دوران قدرت این مادر و فرزند خیانت پیشه کوتاه بود و به زودی
شاه تازه ای از خاندان اشکانی بر تخت سلطنت ایران نشست.

منبع : روزنامه جام جم

ایران در دوره هخامنشیان چند زبانه بود

کلاریس‌ هرن اشمیت زبان‌شناس فرانسوی معتقد است در دوره امپراطوری هخامنشیان در کارها و امور اداری از چندین زبان از جمله فارسی باستان ، اکدی ، عبری و عیلامی و حتی یونانی استفاده می‌شد.
به گزارش فارس ، نشست تاریخ نوشتار زبان اعداد و نشانه‌ها (فرهنگ و هنر ایران باستان و بین‌النهرین) عصر دیروز در فرهنگستان هنر در مجموعه نقش جهان تهران برگزار شد.
در ابتدای این نشست کلاریس‌ هرن اشمیت ، عضو آزمایشگاه انسان‌شناسی اجتماعی و کلژ دوفرانس و متخصص زبان‌های باستانی و تاریخ تمدن ایران در مورد زبان و نوشتار در ایران باستان سخنرانی کرد.
این متخصص زبان و تمدن ایران گفت: بحث اساسی آن است که چطور از لحاظ شناخت‌شناسی یک فرد که پژوهشگر و یا دانشمند و محقق مطالعه بر ایران باستان است می‌تواند به‌ سمت تاریخ عمومی نوشتار 4 هزار سال پیش برود و آن را هدایت کند و برساند به زمان حال و به شکل نوشتار امروزی که همان شکل نوشتار اینترنتی است.
وی افزود: طبق بررسی‌ها در دوره امپراطوری هخامنشیان در کارها و امور اداری از چندین زبان از جمله فارسی باستان، اکدی، عبری و عیلامی و غیره و حتی یونانی استفاده می‌شده است.
کلاریس ‌هرن بیان داشت: در دوره هخامنشیان به علت تعدد زبان‌ها و استفاده از آن در امور اداری به جزء آن که همه زبان‌ها آموخته می‌شد، ناچار زبان باید به سویی کشیده می‌شد که به جای استفاده از زبان بر روی امر نوشتن به مسأله نوشتار پرداخته شود.
وی تصریح کرد: سؤال مهم آن بود که چرا باید نوشتن صورت گیرد و نوشتن در صورت عام چه معنایی دارد و حتی سوالی که شاید ساده به نظر آید آن که نوشتن یعنی چه؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها باید به ابتدای زمان نوشتن برگردیم و بدانیم نوشتن چه معنایی داشته و چرا افراد شروع به نوشتن کردند؟
هریس افزود: ما با قلم و کاغذ می‌نویسیم اما امروز بیشتر با رایانه‌ها این امر محقق می‌شود. خصوصیت کامپیوتر در این فرم نوشتاری به صورتی است که در چند لحظه حروف را می‌نویسد، نقاشی می‌کند، صدا پخش می‌کند، تصاویر متحرک را انجام می‌دهد و حتی می‌تواند محاسبه کند.
این محقق تاریخ ایران گفت: از این نقطه‌نظر رایانه دستگاهی نمادین است که در عین‌حال هم نمادین است و هم نمادساز و در درون خود می‌تواند تمام نمادهای متفاوت را به نماد ساده تبدیل کند.
وی اضافه کرد: اگر پژوهشگر و محققی بر روی خط میخی و روند تاریخ عمومی نوشتار تحقیق و بررسی کند متوجه می‌شود که این خط و کاری که در رایانه انجام می‌گیرد نیز همان است، و روند روند یکسان است.
کلاریس هرن به چهار هزار سال پیش از میلاد اشاره کرد و گفت: چهار هزار سال پیش از میلاد یک حرکت یا جریان از بین‌النهرین آغاز شد و حرکتی نشانه شناختی پدید آمد که همانند جریانی بزرگ شروع به حرکت به سمت اروپا و بعد آمریکا کرد.
وی با اشاره به این جریان گفت: در این اتفاق نشانه‌شناختی، ما با یک حرکت و جریان مواجه هستیم و هم‌اکنون هم با وجود بحران اقتصادی در آمریکا و اروپا ما با این روند روبه روییم چرا که در طول 30 سال گذشته اتفاقی افتاده و آن وجود رایانه و ابزارهایی است که در اختیار انسان‌ها گذاشته شده که این جریانات دستخوش آن حادثه است.
عضو آزمایشگاه انسان‌شناسی فرانسه گفت: مبادلاتی که در سطح بین‌المللی انجام می‌شود در حدود 95درصد مبادلات نوشتاری است و در آن پول تبدیل به نشانه‌ها شده و همان پول در بین رایانه ها در جریان است و همچنان این جریان ادامه دارد.
وی با اشاره به این جریان گفت: بحرانی که شاهد هستیم، بحرانی است که حاصل انتقال پول به نشانه‌ها و نوشتار است و در نهایت بحرانی است که ما می‌توانیم از دیدگاه نوشتاری آن را تحلیل کنیم.
نویسنده کتاب «3 نظام نوشتاری» افزود: در پایانه هزاره چهارم پیش از میلاد جریان نشانه‌شناسی از ایران و عراق به طرف مدیترانه و اروپا حرکت کرد و باید گفت در این زمان دو جریان بزرگ را شاهد هستیم.
وی به این دو جریان اشاره کرد و گفت: اولین جریان همان بود که در شرق دور رخ داد و به جریان نشانه‌شناسی شناخته می‌شود و دیگری جریانی که از آمریکای جنوبی و میانی با عنوان «مایا» آغاز شد.
وی به جریان نشانه‌‌شناسی مرکزی اشاره کرد و تصریح کرد: سه جریان در منطقه مرکزی وجود دارد:
1- جریان به‌وجود آمدن خط: یعنی ابداع عمومی خط که حدود 3500 سال پیش از میلاد در ایران و عراق پدید آمده است. و سپس نوشتار در این منطقه شروع به توسعه کرد.
2- جریانی که در حدود 6000 سال پیش از میلاد در یونان در حدود منطقه ترکیه امروزی رخ داد و ابداع دوم همان ضرب سکه، وزن و ارزش متفاوت آن بود که با نشانه‌های عددی همراه بود. اما در این سکه‌‌ها دخالت زبان کشوری که سکه را ضرب کرده شاهد نیستیم.
3- جریان سوم، جریان انفورماتیک یا اطلاعاتی است که شکل جدیدی از سبک اطلاعات را به‌وجود می‌آورد.
این استاد دانشگاه فرانسه گفت: نوشتار یک نوع مادی شدن عدد است. شکلی که در ابتدا در ایران و سپس بین‌النهرین ابداع شد.
کلاریس گفت: قرن‌ها در این منطقه صرفاً اعداد به نوشتار درمی‌آمد و متون اولیه که وجود دارند متون حسابداری است و ما شاهد هیچ‌ نوع ادبیات دیگری نیستیم.
وی با اشاره به ایران جنوبی گفت: در ایران جنوبی ابتدا نوشتار شروع شد و بعد به دلیل تنش‌های نظامی از بین رفت و ما شاهد یک توقف در این زمان هستیم اما نوشتار در عین حال در منطقه عیلامی و بین‌النهرین ادامه پیدا می‌کند و به تدریج اسناد حسابداری و ادبیات سلطنتی و پزشکی و مجموعه زیادی از ادبیات پدید می‌آید.
وی در مورد نوشتار در ایران گفت: در ایران بر خلاف بین‌التهرین نوشتار سلطنتی بود و این نشان دهنده آن است که نوشتار مختص امور سلطنتی بوده است و باید گفت جریان بزرگ نشانه شناختی ایران از بین‌النهرین شروع شد و به تمام نقاط جهان انتقال یافت.آنچه در این جریان سبب ابداع می‌شود چگونگی تبدیل نوشته‌ها به اشکال نوشتاری است که می‌تواند ابداعات مختلف را در فرهنگ‌ها به وجود آورد و فرهنگ‌ها را از یکدیگر جدا کند.
منبع : روزنامه جام جم

سورنا سپهسالار نامدار اشکانی

سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ ایران در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومی‌ها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستی سخت و تاریخی روبرو کرد.
سورنا از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند است.
ژولیوس سزار، پمپی و کراسوس سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمینهای پهناوری را که به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک و تحت عنوان کنسول اداره می‌کردند. آنها در سوم اکتبر سال 56 پیش از میلاد در جلسه لوکا  تصمیم حمله به ایران را گرفتند.
کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان یعنی ، آسیای صغیر( ترکیه و سوریه امروزی) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، رویای پیروزی برایران، فتح ایران و سپس گرفتن هند را در سر می پروراند . وی فاتح جنگ بردگان و اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.
کراسوس (رییس دوره‌ای شورای کنسولی) با سپاهی شامل بیش از 40 هزار نفر از لژیونرهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد اول پادشاه اشکانی، سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومی‌ها کرد.
نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از میلاد در جلگه‌های میان رودان و در نزدیکی شهر حران یا کاره روی داد. بر اساس روایات تاریخی، قبل از آغاز جنگ سورنا پیامی را برای کراسوس فرستاد و کنسول روم در جواب گفت : پاسخ تو را در پایتخت ایران می دهم.
سورنا در جواب کراسوس پیام داد: اگر در کف دست من مویی می بینی ، پایتخت ایران را نیز خواهی دید.
درجنگ حران، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و اسیر کند.
کراسوس و پسرش فابیوس دراین جنگ کشته شدند و تنها تعداد اندکی از رومی‌ها موفق به فرار گردیدند.روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ وگریز بود.
این سردار ایرانی را مبتکر جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان می‌دانند. ارتش او شامل زرهپوشان سوارکار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان دلیر و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار آذوقه، آب و مهمات بود.
جنگ حران که نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیاری در تاریخ است زیرا رومی ها پس از پیروزیهای پی درپی برای اولین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آنروز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.
پس از پیروزی سورنا بر کراسوس و شکست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیک به یک قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو کشور گردید و مناطق ارمنستان و آسیای صغیر (ترکیه، سوریه، عراق) تبدیل به ایالاتی از ایران شدند.
سورنا پس از شاه مقام اول کشور را داشت. وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب اصالت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهررفت و با دست خود دشمنانی را که مقاومت می‌کردند بزیر افکند.
سورنا در این هنگام بیش از 30 سال نداشت.اما متاسفانه سورنا هیچ بهره‌ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به قتل رساند.
سورنا در زمان پادشاهی اشک سیزدهم، ارد اول اشکانی، سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان (نبرد حران) فرماندهی کرد و رومیان را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار به سختی شکست داد. در این جنگ کراسوس، پسرش و بیشتر سربازانش نابود شدند که این یکی از بزرگ‌ترین شکست رومی‌ها از ایرانیان در طول تاریخ بوده‌است.کراسوس که قصد داشت به تقلیداز اسکندر، ایران و هند را فتح کند، از سورنا، سردار ایرانی، شکست خورد و خود و اغلب سربازانش کشته شدند. 
برگرفته ازتاریخ ایران باستان - فرهنگ معین

معرفی 5 شهر تاریخی فراموش شده جهان

به گزارش ایسنا، سایت «هریتیج کی» در گزارشی به معرفی پنج شهر تاریخی در خطر جهان در عراق، کامبوج، پرو، اردن و ترکیه پرداخته که عبارتند از:
1 ــ شهر تاریخی «بابل» در عراق:
شهر تاریخی «بابل» با چندهزار سال قدمت در دهه‌های اخیر، شرایط متفاوتی را تجربه کرده است. در سال‌های نخستین حکومت دیکتاتور عراق، صدام، این شهر به‌شکل کامل مرمت و به یکی از قطب‌های گردشگری عراق تبدیل شد و حتا صدام یکی از کاخ‌های خود را بر فراز تپه‌ای در نزدیکی این شهر بنا کرد.
در سال‌های پس از جنگ نخست خلیج فارس، بازدید از این شهر ممنوع شد و پس از اشغال عراق نیز شهر تاریخی بابل که بخشی از آن به پایگاه نظامیان آمریکایی و لهستانی تبدیل شده بود، به حال خود رها شد و به منبع درآمد قاچاقچیان آثار تاریخی تبدیل شد.
اکنون دولت ایالتی «بابل» حفاظت از این شهر را برعهده گرفته و قرار است، در آینده نزدیک پروژه‌ای بین‌المللی با حضور مرمت‌گرانی از کشورهای مختلف جهان و به ویژه ایتالیا، برای مرمت این شهر تاریخی آغاز و کاخ صدام در نزدیکی این شهر نیز به یک هتل لوکس تبدیل شود.
یکی از باستان‌شناسان مشهور جهان که تاکنون چند کتاب درباره شهر تاریخی بابل نوشته است، بابل را شهری می‌داند که در آن می‌توان آثاری از ستون‌های مرمری تمدن یونان باستان و مجسمه‌های ساخته‌شده از سنگ آهک تمدن مصر باستان را دید.
وی هم‌چنین پروژه‌های مرمت انجام‌شده در این شهر را در دوران حکومت صدام، غیرعلمی دانست و گفت که آجرهای استفاده‌شده در مرمت کاخ بخت‌النصر هیچ شباهتی با آجرهای اصلی این کاخ 2600 ساله ندارند.
شهر تاریخی بابل با قدمتی در حدود 4000 سال در 90 کیلومتری بغداد ـ پایتخت عراق ـ قرار دارد و از آن به‌عنوان محل احداث باغ‌های معلق بابل در بیش از 2000 سال پیش توسط بخت‌النصر یاد می‌شود. از دیگر آثار تاریخی ارزشمند شهر بابل که زمانی یکی از زیباترین شهرهای منطقه بین‌النهرین بوده است، به برج بابل و زیگورات این شهر می‌توان اشاره کرد.
2 ــ شهر تاریخی «آنگکر» در کامبوج:
شهر تاریخی «آنگکر» یکی از مجموعه‌های تاریخی ارزشمند جهان محسوب شده و در سال 1992 به عنوان تنها محوطه تاریخی کامبوج در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید، هر چند کارشناسان بارها شرایط این شهر تاریخی را بحرانی اعلام کرده‌اند.
این شهر تاریخی که از آن به‌عنوان بزرگ‌ترین منطقه شهری تاریخی جهان نام برده می‌شود، بین قرن‌های نهم تا چهاردهم میلادی پایه‌گذاری شده است. «آنگکر» که از آن همواره به‌عنوان یکی از شاهکارهای هنر و معماری یاد می‌شود، با استفاده از سنگ‌های عظیم حجاری‌شده احداث شده است و بعد از گذشت چند قرن از احداث آن، رازهای زیادی درباره نحوه ساخت این شهر کشف‌نشده باقی مانده‌اند.
شهر تاریخی آنگکر از سال‌ها پیش یکی از محوطه‌های تاریخی مورد علاقه باستان‌شناسان جهان، به ویژه باستان‌شناسان استرالیایی بوده است.
کاوش برای کشف قسمت‌های مختلف این شهر از حدود دهه 50 میلادی آغاز شده و در هر فصل از کاوش‌ها نیز بخش‌ جدیدی به این شهر افزوده شده است. طبق عکس‌هایی که توسط ماهواره‌های سازمان ناسا از شهر آنگکر تهیه شده‌اند، این شهر حدود 1200 مایل مربع وسعت دارد، درحالی‌که اکنون فقط حدود 385 مایل مربع از ویرانه‌های این شهر کشف شده است.
3 ــ شهر تاریخی «ماچوپیچو» در پرو:
شهر تاریخی «ماچوپیچو» 24 جولای سال 1911 میلادی توسط باستان‌شناسان دانشگاه ییل آمریکا ـ هیرام بینگهام ـ که فارغ‌التحصیل رشته باستان‌شناسی و رشته علوم سیاسی بود، کشف شد.
البته او در طول زندگی خود، دو کشف دیگر باستان‌شناسی را نیز در آمریکای جنوبی انجام داده است که یکی از آنها کشف پایتخت تاریخی اینکاها ـ ویتکوس ـ و دیگری شهری تاریخی در کوه‌های کوروپوما بود؛ ولی کشفی که نام او را بر سر زبان‌ها انداخت، ماچوپیچو بود. درآورد و تا آخرین لحظه نیز به‌دنبال این دژ تاریخی بود.
در طول سال‌ها، ماچوپیچو یک شهر دژ نظامی، مکانی مذهبی و محل استقرار چند کاخ متعلق امپراطوران اینکاها بوده است. در عین حال، باستان‌شناسان مشهور جهان ماچوپیچو را محلی برای استراحت پادشاه‌های تمدن اینکا دانسته‌اند.
بینگهام آثار تاریخی زیادی در بقایای این شهر تاریخی کشف کرد که بخش اعظم آنها اکنون در موزه دانشگاه ییل نگهداری می‌شوند و مسؤولان این موزه در سال‌های گذشته با وجود پذیریش مالکیت دولت پرو، آنها پس نداده‌اند. البته پس از اولتیماتوم رئیس جمهور پرو آمادگی خود را برای عودت این آثار اعلام کرده‌اند.
شهر ماچوپیچو سال‌ها پیش در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید و سال گذشته نیز به‌عنوان یکی از عجایب هفت‌گانه دنیای مدرن انتخاب شد. با این وجود، تعداد زیادی از باستان‌شناسان جهان بر این باورند که نبود کنترل بر تعداد گردشگران ماچوپیچو، این شهر و اکوسیستم اطراف آن‌را به سمت نابودی پیش می‌برد.
4 ــ شهر تاریخی «پترا» در اردن:
شهر تاریخی «پترا» که متعلق به دوران پیش از تاریخ بوده و در سال 1812 میلادی توسط یک باستان‌شناس سوییسی کشف شد، در هزاران قبل در تقاطع راه‌های اصلی کاروان‌هایی که از دریای سرخ عبور می‌کرده‌اند، قرار داشته است. این راه‌های اصلی، کشورهای عربی مصر و سوریه را به هم متصل می‌کردند.
معبد باستانی پترا یک اثر تاریخی نیمه‌کاره است که در صخره‌ای بزرگ ساخته شده و داخل آن مملو از دالان‌ها و دهلیزهای اسرارآمیز است.
این شهر تاریخی یکی از مشهورترین بناهای جهان محسوب می‌شود و به‌دلیل استفاده از نوع خاصی از معماری با تلفیق معماری سنتی شرقی و معماری یونانی، در سال 1985 میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
با انتخاب شهر پترا به‌عنوان یکی از عجایب هفت‌گانه جهان از نگاه مردم دنیای مدرن در چند سال پیش و ساخت یک مجتمع گردشگری در کنار آن، تعداد گردشگران این شهر به‌طور چشمگیری افزایش یافته و این امر وارد ‌شدن صدمه را به شهر تاریخی پترا در پی داشته است.
5 ــ شهر تاریخی «افسوس» در ترکیه:
قدمت شهر تاریخی افسوس به 6000 سال پیش از میلاد مسیح (ع) می‌رسد و تا به‌حال بناهای تاریخی و اشیای باستانی فراوانی از دوره‌های مختلف حیات انسان از جمله دوره نوسنگی در آن کشف شده‌اند. اکنون 14 پروژه کاوش در بقایای شهر تاریخی افسوس در جریان‌اند.
تاکنون بقایای بناهای تاریخی زیادی در ویرانه‌های شهر تاریخی افسوس کشف شده‌اند. با این وجود، باستان‌شناسان بر این باورند که هنوز بین 85 تا 90 درصد آثار تاریخی این شهر کشف‌نشده باقی مانده‌اند.
شهر تاریخی افسوس یکی از منابع اصلی درآمد صنعت گردشگری ترکیه محسوب می‌شود و سالانه هزاران گردشگر از آن دیدن می‌کنند. وزارت گردشگری ترکیه قصد دارد، با ایجاد یک خط قطار ویژه این شهر تاریخی، دسترسی مردم تمام نقاط ترکیه را به این شهر تاریخی تسهیل کند.
کاوش باستان‌شناسی در شهر تاریخی افسوس در استان «ازمیر» ترکیه از 138 سال پیش آغاز شده است و تا به امروز ادامه دارد.

عالی قاپویی در قزوین

freefreefree
این مجموعه به نوعی دولتخانه صفوی ها بود که در دو طبقه ساخته شده بود. طبقه دوم جایگاه نقاره زنان بود و طبقه اول جایگاه دولتی ها. این بنا اولین بار در دوره شاه طهماسب ساخته شد و در زمان شاه عباس اول به صورتی که امروز می بینید تغییر شکل پیدا کرد؛ بنایی با 7 در که هر کدام از آنها نام مخصوصی داشته اند اما این روزها از این 7در تنها یک در باقی مانده که آن هم عالی قاپو نام دارد.
عالی قاپویی در قزوین

اگر گذارتان به این مجموعه تاریخی بیفتد، می بینید که این بنا در گاه بلندی دارد و به خیابان شهدای قزوین مشرف است. این در به هشتی بزرگی متصل می شود و در داخل آن دو اتاق وجود دارد که جایگاه دربانان بوده است. راهروی طبقه دوم بنا هم از همین اتاق‌ها می‌گذشته است. سر در عالی قاپو که 17 متر ارتفاع دارد با ترکیبی از کاشی و گچ پوشیده شده و یکی از پنجره‌های آن به خیابان شهدا و دیگری به حیاط شهربانی کنونی باز می‌شود.
عالی قاپویی در قزوین

سر در عالی قاپو با یک کتیبه به خط ثلث، یک پنجره مشبک و چند گوشوار بلند در طرفینش به ساختمان‌های همجوار پیوند داده می شود. این سردر، ورودی اصلی به دولت خانه دوران صفویه بود.

در سمت غرب سردر عالی قاپو 3 اتاق طولانی پهلوی هم واقع شده که احتمالا جایگاه نگهبانان و محافظان بوده است. یکی از این اتاق‌ها در دوره قاجار به قرائت خانه و دیگری به چای خانه تبدیل شد.
عالی قاپویی در قزوین

در طرف شرقی این سردر هم که پیش از مشروطیت رختشویخانه بود، مدرسه‌ای به نام امید در سال 1320 هجری قمری احداث شد.

سردر عالی قاپو قبل از انقلاب، جایگاه شهربانی و سپس در اختیار نیروی انتظامی بود اما این روزها سازمان میراث فرهنگی آن را در اختیار قرار گرفته و در حال مرمت آن است.

نقد كتاب «لب بر تيغ» در فرهنگسراي ملل


در اين نشست، امير احمدي آريان، اميرحسين خورشيدفر و محمدحسن شهسواري به عنوان منتقد حضور دارند.

كتاب «لب بر تيغ» روز دوشنبه، 16 خردادماه، ساعت 17 در فرهنگسراي ملل به نشاني بزرگراه صدر، بوستان قيطريه نقد مي‌شود.

تازه‌ترين رمان حسين سناپور، داستاني خطي و ماجرامحور دارد. اتفاق‌هاي رمان از زبان آدم‌هاي مختلف روايت مي‌شود و نويسنده در روايت‌ها از نثري خواندني و تصويري استفاده كرده است.

سناپور نوشتن اين رمان را از سال 78 شروع كرد و نگارش و بازنويسي‌هاي آن سال 84 به اتمام رسيد و سرانجام در ارديبهشت 1390 مجوز گرفت و چاپ شد.

کوروش لیدیه را فتح کرد

کوروش پادشاه هخامنشی پس از پیروزى هاى درخشان در مرزهاى شرقى قلمرواش رو به مرزهاى شمال غرب و غرب ایران گذاشت. کشور لیدیه ( لیدی ) که هدف کوروش بود، از غرب به دریای مدیترانه، از شمال به دریاى سیاه و دریاى مرمره و از شرق به رودقزل ایرماق امروزی محدود می شد.

لیدى ها از سواره نظام قدرتمندی برخوردار بوده و به دلیل ثروت فراوان از نیروهاى مزدور یونانى استفاده مى کردند.

کوروش پادشاه هخامنشی در 550 قبل از میلاد پس از تسخیر هگمتانه پایتخت مادها به نزدیکى مرزهاى لیدیه رسیده بود. کرزوس پادشاه لیدیه که از قدرت گرفتن پارس در شرق نگران بود، به خیال خود سعى کرد با پیشدستى در جنگ، با کمک سربازان مزدور یونانی، بابلى و مصرى از پیشرفت کوروش جلوگیرى کند.

درسال 549 قبل از میلاد ارتش های پارس و لیدی در فلات پتریوم درگیر نبرد شدند و اما پس از چند ماه جنگ ، هیچ یک از دو ارتش به پیروزی قاطع دست نیافت.کرزوس شاه لیدیه مرتکب اشتباه بزرگی شد و به تصور اینکه با فرا رسیدن زمستان جنگ متوقف می شود به شهر سارد ، پایتخت کشورش بازگشت.

بر اساس برخی دیگر از روایات تاریخی کرزوس که متوجه شد قادر به شکست ارتش پارس نیست به شهر سارد فرار کرد تا در پناه حصارهای آن در برابر ارتش کوروش مقاومت کند.

کوروش در یک استراتژی جنگی خطوط تدارکاتى خود را طولانى کرده و آن را تا سارد در غرب آسیاى صغیر امتداد داد.

کرزوس تصمیم گرفت از شهر سارد خارج شده و بار دیگر به مصاف کوروش برود. در سال 548 قبل از میلاد جنگ در دشت هرموس میان ارتش های پارس و لیدی در گرفت و در این جنگ سپاهیان کرزوس به سختی شکست خوردند.

کرزوس و باقیمانده سپاهش بار دیگر در پشت حصارهای شهر سارد پناه گرفتند. ارتش کوروش سارد که دارای حصارهایی محکم بود را محاصره کرد. تا اینکه بخشی از سربازان هخامنشی موفق به رخنه در داخل شهر سارد شده و دروازه ها را به روی ارتش کوروش گشودند.

کوروش در اندک مدتی شهر سارد را فتح کرد و خاک لیدیه را به قلمرو کشور هخامنشی منضم کرد. کوروش از قتل کرزوس خودداری کرده اما گنجینه های افسانه ای لیدیه را تصرف کرد.

کوروش ، پادشاه هخامنشی با فتح لیدیه توانست آسیای صغیر را متصرف شده و امپراتوری بابل به جزیره ای در میان قلمرو هخامنشی مبدل شد. سرانجام بابل نیز به دست کوروش فتح شد و کشور هخامنشی چنان وسعتی یافت که تا آن زمان هیچ دولتی به این اندازه وسعت و قدرت نداشت.

برگرفته از تاریخ ایران باستان

بیشاپور، شهر رازهای سر به مهر

در ایران عصر ساسانی شهرسازی از رونق خوبی برخوردار بود. اکثر پادشاهان این سلسله نسبت به شهرسازی همت گماشتند و آثار شایسته‌ای را به میراث کهن ایران افزودند. با این وصف ، هنر ساسانیان از پارت‌های اشکانی متاثر است.



معماری عصر ساسانی اگرچه ملهم از هنر پارتیان است، اما ساسانیان در زمینه هنر کنده‌کاری و آفرینش آثار تمدنی و سنگ‌نبشته‌ها حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. نقوش برجسته ساسانی غالبا پادشاه را ایستاده یا سوار بر اسب نشان می‌دهد. این موضوع را می‌توان در کاخ‌ها و بناهای شهر بیشاپور( Bishapoor) ، نیوشاهپور1،‌ (Newshah poor) استخر و فیروزآباد ـ‌ که توسط اردشیر پدر شاهپور در فارس بنا شد و در گفتاری دیگر به آن خواهیم پرداخت ـ مشاهده کرد.

شاهپور برخلاف پدرش اردشیر که فقط به لقب «پادشاه ایران» قناعت کرده بود، پس از فتح دوم و مطیع ساختن والریانوس، فرانام «پادشاه ایران و انیران ـ غیرایرانیان ـ» را برای خودش گزینش کرد و فی‌الواقع لیاقت آن را هم داشت. شاهپور در آثاری که از خود به جا گذاشته ، سنت اجدادش را زنده نگه داشته است. می‌دانیم که اردشیر، پدر شاهپور و فرزند پاپک، موبدزاده بود و پاپک مقام هیربدان هیربد ـ روحانی برجسته ـ شهر پارس را به عهده داشت و خادم آتشکده بزرگ این ناحیه از ایران محسوب می‌شد. از این‌رو شاهپور احداث آتشکده را در بیشاپور فراموش نکرد. برای این کار معبدی بزرگ در کنار تالار مرکزی کاخ بیشاپور بنا کرد و در کنار آن مجاری آبرو برای عبور جریان آب در اطراف معبد و کاخ تعبیه شد که علاوه بر آب مصرفی برای خوراک و پاکیزگی خروجی فاضلاب هم در نظر گرفته شده بود. در تخت جمشید هم این مجرا از زیر بنا عبور می‌کند. این ابتکارات در نوع خود شگفت‌آور است.

نقش شاهپور: شاخص‌ترین تصویری که از شاهپور سراغ داریم، نقش برجسته چیرگی او را بر والریانوس امپراتور روم نشان می‌دهد.2‌ تصویری که در نقش رستم و چند جای دیگر نیز ماندگار شده است.

در کنار هر نقش کتیبه‌ای بزرگ قرار دارد که پادشاه توضیح کاملی درباره شخصیت و عملکرد دوران پادشاهی‌اش داده است. در این نقش شگرف و منحصر به فرد، شاهپور با اشاره شاهانه امپراتور مغلوب را پناه می‌دهد. این تصویر که گوی (حلقه اعطای مناصب)‌ در بالای آن دیده می‌شود و اسبی که پای راستش را بالا و در حال دویدن نگه داشته، به ما می‌گوید که پادشاه می‌آید. ریش انبوه و گیسوی بلند و دارای پیچ و تاب پادشاه بخوبی نمایان است.

در پشت او، نوارها و رشته‌هایی که متعلق به لباس سلطنتی است، با چین‌های موازی مشاهده می‌شود. شاهپور نیم‌تنه تنگی پوشیده و شلوارش از ناحیه ساق پا چین خوردگی دارد. گردنبند و گوشواره‌ای دارد و در حالی که با دست چپ قبضه شمشیر را گرفته و دست راستش را به نشانه بخشش به سوی والریانوس که در مقابل او زانو زده، دراز کرده، شق و رق روی زین مرصع و جواهرنشان اسب نشسته است.

والریانوس تاجی از برگ غار بر سر و عبای رومی روی دوش دارد و معلوم است که با عجله به سوی شاهپور می‌شتابد که خود را به پای او بیندازد. در کمال فروتنی زانوی راستش را خم کرده و زانوی چپ را بر زمین تکیه داده و هر دو دست را به سوی شاه دراز کرده و امان می‌خواهد. در کنار او شخصی ایستاده که او نیز لباس رومی پوشیده و گمان می‌رود «کوردیاس» دشمن قیصر شکست خورده است.3‌

این نقش آنقدر زیبا و زنده است که گویا ماجرای فتح را از زبان افرادی که در نقش دیده می‌شوند، بیان می‌کند و یکی از بهترین مجاری‌های عصر ساسانی به شمار می‌رود. صورت یک ایرانی که سر و دست خود را به رسم احترام بلند کرده در پشت اسب پادشاه پیداست و در زیر این تصویر کتیبه‌ای به زبان پهلوی وجود دارد که از بین رفته است.

2 نقش دیگر از این دست در کوه شاهپور کنده شده که در آن، نیکه (Nice) ، الهه پیروزی روبانی با نوارهای مواج را به شاه فاتح می‌دهد. شاهپور سوار است، والریانوس در زیر پای اسب افتاده و کوردیاس پیاده است. صفوفی از سواران و پیاده‌نظام ایرانی که ابزار جنگی و نوع سلاح‌هایشان هم قابل مشاهده‌اند، در نقش بعلاوه چند تن از رومیان که قبای رومی پوشیده‌اند، وجود دارند.

این افراد یک فیل و اسب همراه خود می‌آورند و فردی دیگر طشتی را روی سرش حمل می‌کند.

2 صف دیگر هم بالای این قسمت، افرادی را نشان می‌دهد که پیراهن آنها تا زانو و شلوارشان تا مچ پا می‌رسد. این افراد چند طشت، تاج، یک کیسه شاید پر از پول و دو‌شیر در بند را همراه خود نزد شاهپور می‌برند. ارابه جنگی والریانوس که به 2 اسب بسته شده در آخر همه دیده می‌شود. افرادی با موها و ریش‌های مجعد مانند پادشاه، پشت سر او ایستاده‌اند که گویا شاهزادگان ساسانی‌اند و سوارانی که در 4 صف با کلاه‌های استوانه‌ای که بالای آن مدور است به حالت احترام قرار دارند. این اسواران ایرانی‌اند.4

کاخ شاهپور، آتشکده‌ها، ستون نذورات: معماری ابتدایی دوران اردشیر، توسط شاهپور متحول شد و شکل نوین به خود گرفت. این معماری در قصر او متجلی شده است.

نکته: اکثر پادشاهان سلسله ساسانی نسبت به شهرسازی همت گماشتند و آثار شایسته‌ای را به میراث کهن ایران افزودند

در قصر شاهپور 64 طاقچه گچبری با تزیینات زیبا از سنگ‌های مرمر پوشیده شده، بعدها تصاویر پادشاهان ساسانی، گیاهان مقدس، مراسم جشن، قربانی و اعیاد سالانه، نیایش، شکار حیوانات و سایر نقوش مورد علاقه، این سلسله و باور غالب اجتماعی زمان بر زیبایی و جلای آثار فرهنگی و تمدن کهن ایران این عصر افزود. سطح کاخ‌های ساسانی بیشتر با موزاییک‌ مزین و فرش شده‌اند.

در مرکز شهر بیشاپور، 2 ستون قرار دارد که برای نذر و نیاز و خریدها تعبیه شده و مطابق کتیبه‌ای که در کنار آن حک شده به دستور شاهپور دو آتشکده نیز در مجاورت آنها ساخته‌اند. معماری قصر شاهپور از الگوی کاخ‌های هخامنشی پیروی می‌کند. در ساخت این قصر از سنگ‌های بزرگ صیقل داده شده و آجرهای تزیینی استفاده شده است. گنبدی مسقف دارای 4 ایوان که در ضلع دیگر قصر دیده می‌شود. کنار آتشکده‌های عصر ساسانی برجی قرار دارد که در آن آتش مقدس روشن بود به طوری که این آتش هیچ‌گاه خاموش نمی‌شد. هنر تندیسه‌گری و حجاری ساسانیان در دوران بهرام اول پیشرفت و ترقی به منتهای خود رسید. تصویری در بیشاپور، بهرام اول را در حال اعطای منصب دولتی نشان می‌دهد که یکی از شگفت‌آورترین نقوش زنده بیشاپور را تداعی می‌کند.

استودان‌ها: از مجموع 2 استودان شناخته شده در دوره ساسانیان، یکی در بیشاپور قرار دارد که ظاهر آن تزیین شده است. استودان‌ها محل نگهداری استخوان‌های مردگان بود. مطابق تعالیم و آموزه‌های زرتشت، مردگان را پس از فوت در این مکان قرار می‌دادند و پس از این که پرندگان و لاشخورها جسد را می‌خوردند، استخوان‌های آن را در محل مخصوص دفن می‌نمودند.5‌ داخل یا روی دیوار استودان‌ها نقوش برجسته عهد باستان، چه در دوران هخامنشی که پادشاه را در حال کشتن هیولایی عجیب یا حیوان خطرناک که معمولا شیر است، نشان می‌دهد و چه در نمادهای دوران اشکانیان و ساسانیان که اورمزد یا پادشاه را در حال شکست‌دادن و به زانو درآوردن دشمن یا رقیب نشان می‌‌دهد، حاکی از چیرگی نور، خیر و نیکی بر شر و بدی و تاریکی و پلیدی است.

پانوشت‌ها:

1 ـ نیوشاهپور(شاهپور خوب)‌ همان نیشابور کنونی در خراسان است که شاهپور پس از غلبه بر پهلیزگ، پادشاه تورانی در شمال ایران احداث کرد و در زمره کلانشهرهای باستان به شمار می‌آمد، پژوهش‌های شخصی نگارنده از آثار فوق، بهار 1381.

2 ـ ‌برای آگاهی بیشتر، ن ک، ایران از آغاز تا اسلام، رمان ‌گیرشمن، ترجمه محمد معین ص 379 و 387. میراث باستانی ایران، ریچارد فرای، ترجمه مسعود رجب‌نیا، ایران و تمدن ایرانی، کلمان هوار، ترجمه حسن انوشه ‌.

3 ـ‌ پس از غلبه بروالریان،‌ شاهپور‌ فردی به نام کوردیاس را که در این جنگ به او پناهنده شده بود به عنوان امپراتور روم گمارد اما او هیچ کاری از پیش نبرد، این فتح شاهپور را امپراتور شرق و غرب کرد.

4 ـ برای اطلاع بیشتر ن ک، سفرنامه مادام دیولافوآ، جلد 5 تصویر 15 هرتسفلد نقوش برجسته تصویر 7 ص 77، صنایع ایران قدیم، زاره، تصویر 74. کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، صص 249 و 248.

5 ـ نزد پیروان آیین‌ فردیسنا، خاک عنصری مقدس و پاک در کنار عناصر آب، آتش و باد محسوب می‌شد و دفن جسد مرده خاک را آلوده می‌ساخت.‌‌تصاویر جدال پادشاه با حیوانات بیشتر در تخت‌جمشید وجود دارد. تحقیقات شخصی نگارنده،‌ تابستان 1381. برای آگاهی بیشتر در این مورد ن ک دیدی نو از دینی کهن دکتر فرهنگ‌مهر. مراسم و ‌آداب و رسوم زرتشتیان، موبد اردشیر آذر گشسپ.

قاسم آخته ‌/‌ جام‌‌جم

شهر رازهاي سر به مهر

free
معماري عصر ساساني اگرچه ملهم از هنر پارتيان است، اما ساسانيان در زمينه هنر كنده‌كاري و آفرينش آثار تمدني و سنگ‌نبشته‌ها حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارند. نقوش برجسته ساساني غالبا پادشاه را ايستاده يا سوار بر اسب نشان مي‌دهد. اين موضوع را مي‌توان در كاخ‌ها و بناهاي شهر بيشاپور( Bishapoor) ، نيوشاهپور،‌ (Newshah poor) استخر و فيروزآباد ـ‌ كه توسط اردشير پدر شاهپور در فارس بنا شد و در گفتاري ديگر به آن خواهيم پرداخت ـ مشاهده كرد.
شهر رازهاي سر به مهر
free
شاهپور برخلاف پدرش اردشير كه فقط به لقب «پادشاه ايران» قناعت كرده بود، پس از فتح دوم و مطيع ساختن والريانوس، فرانام «پادشاه ايران و انيران ـ غيرايرانيان ـ» را براي خودش گزينش كرد و في‌الواقع لياقت آن را هم داشت. شاهپور در آثاري كه از خود به جا گذاشته ، سنت اجدادش را زنده نگه داشته است. مي‌دانيم كه اردشير، پدر شاهپور و فرزند پاپك، موبدزاده بود و پاپك مقام هيربدان هيربد ـ روحاني برجسته ـ شهر پارس را به عهده داشت و خادم آتشكده بزرگ اين ناحيه از ايران محسوب مي‌شد. از اين‌رو شاهپور احداث آتشكده را در بيشاپور فراموش نكرد. براي اين كار معبدي بزرگ در كنار تالار مركزي كاخ بيشاپور بنا كرد و در كنار آن مجاري آبرو براي عبور جريان آب در اطراف معبد و كاخ تعبيه شد كه علاوه بر آب مصرفي براي خوراك و پاكيزگي خروجي فاضلاب هم در نظر گرفته شده بود. در تخت جمشيد هم اين مجرا از زير بنا عبور مي‌كند. اين ابتكارات در نوع خود شگفت‌آور است.
شهر رازهاي سر به مهر
free
نقش شاهپور: شاخص‌ترين تصويري كه از شاهپور سراغ داريم، نقش برجسته چيرگي او را بر والريانوس امپراتور روم نشان مي‌دهد. نصويري كه در نقش رستم و چند جاي ديگر نيز ماندگار شده است.

در كنار هر نقش كتيبه‌اي بزرگ قرار دارد كه پادشاه توضيح كاملي درباره شخصيت و عملكرد دوران پادشاهي‌اش داده است. در اين نقش شگرف و منحصر به فرد، شاهپور با اشاره شاهانه امپراتور مغلوب را پناه مي‌دهد. اين تصوير كه گوي (حلقه اعطاي مناصب)‌ در بالاي آن ديده مي‌شود و اسبي كه پاي راستش را بالا و در حال دويدن نگه داشته، به ما مي‌گويد كه پادشاه مي‌آيد. ريش انبوه و گيسوي بلند و داراي پيچ و تاب پادشاه بخوبي نمايان است.
شهر رازهاي سر به مهر

در پشت او، نوارها و رشته‌هايي كه متعلق به لباس سلطنتي است، با چين‌هاي موازي مشاهده مي‌شود. شاهپور نيم‌تنه تنگي پوشيده و شلوارش از ناحيه ساق پا چين خوردگي دارد. گردنبند و گوشواره‌اي دارد و در حالي كه با دست چپ قبضه شمشير را گرفته و دست راستش را به نشانه بخشش به سوي والريانوس كه در مقابل او زانو زده، دراز كرده، شق و رق روي زين مرصع و جواهرنشان اسب نشسته است.
شهر رازهاي سر به مهر
free
والريانوس تاجي از برگ غار بر سر و عباي رومي روي دوش دارد و معلوم است كه با عجله به سوي شاهپور مي‌شتابد كه خود را به پاي او بيندازد. در كمال فروتني زانوي راستش را خم كرده و زانوي چپ را بر زمين تكيه داده و هر دو دست را به سوي شاه دراز كرده و امان مي‌خواهد. در كنار او شخصي ايستاده كه او نيز لباس رومي پوشيده و گمان مي‌رود «كوردياس» دشمن قيصر شكست خورده است. ‌
شهر رازهاي سر به مهر

اين نقش آنقدر زيبا و زنده است كه گويا ماجراي فتح را از زبان افرادي كه در نقش ديده مي‌شوند، بيان مي‌كند و يكي از بهترين مجاري‌هاي عصر ساساني به شمار مي‌رود. صورت يك ايراني كه سر و دست خود را به رسم احترام بلند كرده در پشت اسب پادشاه پيداست و در زير اين تصوير كتيبه‌اي به زبان پهلوي وجود دارد كه از بين رفته است.

2 نقش ديگر از اين دست در كوه شاهپور كنده شده كه در آن، نيكه (Nice)، الهه پيروزي روباني با نوارهاي مواج را به شاه فاتح مي‌دهد. شاهپور سوار است، والريانوس در زير پاي اسب افتاده و كوردياس پياده است. صفوفي از سواران و پياده‌نظام ايراني كه ابزار جنگي و نوع سلاح‌هايشان هم قابل مشاهده‌اند، در نقش بعلاوه چند تن از روميان كه قباي رومي پوشيده‌اند، وجود دارند.
شهر رازهاي سر به مهر

اين افراد يك فيل و اسب همراه خود مي‌آورند و فردي ديگر طشتي را روي سرش حمل مي‌كند.

2 صف ديگر هم بالاي اين قسمت، افرادي را نشان مي‌دهد كه پيراهن آنها تا زانو و شلوارشان تا مچ پا مي‌رسد. اين افراد چند طشت، تاج، يك كيسه شايد پر از پول و دو‌شير در بند را همراه خود نزد شاهپور مي‌برند. ارابه جنگي والريانوس كه به 2 اسب بسته شده در آخر همه ديده مي‌شود. افرادي با موها و ريش‌هاي مجعد مانند پادشاه، پشت سر او ايستاده‌اند كه گويا شاهزادگان ساساني‌اند و سواراني كه در 4 صف با كلاه‌هاي استوانه‌اي كه بالاي آن مدور است به حالت احترام قرار دارند. اين اسواران ايراني‌اند.
شهر رازهاي سر به مهر

كاخ شاهپور، آتشكده‌ها، ستون نذورات: معماري ابتدايي دوران اردشير، توسط شاهپور متحول شد و شكل نوين به خود گرفت. اين معماري در قصر او متجلي شده است.

در قصر شاهپور 64 طاقچه گچبري با تزيينات زيبا از سنگ‌هاي مرمر پوشيده شده، بعدها تصاوير پادشاهان ساساني، گياهان مقدس، مراسم جشن، قرباني و اعياد سالانه، نيايش، شكار حيوانات و ساير نقوش مورد علاقه، اين سلسله و باور غالب اجتماعي زمان بر زيبايي و جلاي آثار فرهنگي و تمدن كهن ايران اين عصر افزود. سطح كاخ‌هاي ساساني بيشتر با موزاييك‌ مزين و فرش شده‌اند.
شهر رازهاي سر به مهر

در مركز شهر بيشاپور، 2 ستون قرار دارد كه براي نذر و نياز و خريدها تعبيه شده و مطابق كتيبه‌اي كه در كنار آن حك شده به دستور شاهپور دو آتشكده نيز در مجاورت آنها ساخته‌اند. معماري قصر شاهپور از الگوي كاخ‌هاي هخامنشي پيروي مي‌كند. در ساخت اين قصر از سنگ‌هاي بزرگ صيقل داده شده و آجرهاي تزييني استفاده شده است. گنبدي مسقف داراي 4 ايوان كه در ضلع ديگر قصر ديده مي‌شود. كنار آتشكده‌هاي عصر ساساني برجي قرار دارد كه در آن آتش مقدس روشن بود به طوري كه اين آتش هيچ‌گاه خاموش نمي‌شد. هنر تنديسه‌گري و حجاري ساسانيان در دوران بهرام اول پيشرفت و ترقي به منتهاي خود رسيد. تصويري در بيشاپور، بهرام اول را در حال اعطاي منصب دولتي نشان مي‌دهد كه يكي از شگفت‌آورترين نقوش زنده بيشاپور را تداعي مي‌كند.

استودان‌ها: از مجموع 2 استودان شناخته شده در دوره ساسانيان، يكي در بيشاپور قرار دارد كه ظاهر آن تزيين شده است. استودان‌ها محل نگهداري استخوان‌هاي مردگان بود. مطابق تعاليم و آموزه‌هاي زرتشت، مردگان را پس از فوت در اين مكان قرار مي‌دادند و پس از اين كه پرندگان و لاشخورها جسد را مي‌خوردند، استخوان‌هاي آن را در محل مخصوص دفن مي‌نمودند. ‌ داخل يا روي ديوار استودان‌ها نقوش برجسته عهد باستان، چه در دوران هخامنشي كه پادشاه را در حال كشتن هيولايي عجيب يا حيوان خطرناك كه معمولا شير است، نشان مي‌دهد و چه در نمادهاي دوران اشكانيان و ساسانيان كه اورمزد يا پادشاه را در حال شكست‌دادن و به زانو درآوردن دشمن يا رقيب نشان مي‌‌دهد، حاكي از چيرگي نور، خير و نيكي بر شر و بدي و تاريكي و پليدي است.