پارک آسماني سنگاپور يکي از شگفت انگيزترين محوطه هاي تفريحي دنياست که بالاي سه برج 55 طبقه قرار گرفته است
توريست هاي ماجراجويي که از ارتفاع ترسي ندارند، اين روزها يک سرگرمي جديد پيدا کرده اند؛ آنها سعي مي کنند هر طور شده خودشان را به سنگاپور برسانند و چند ساعتي را در مرتفع ترين پارک و استخر دنيا بگذرانند؛ مکان هاي هيجان انگيزي که در ارتفاع بسيار زيادي از سطح زمين و بر فراز سه برج بلند ساخته شده اند. اين محوطه سرگرم کننده که اول اوت سال 2010 افتتاح شده، تا به حال توانسته تعداد بسيار زيادي مسافر و بازديد کننده را به سنگاپور بکشاند که البته ده درصد اين جمعيت را چيني هاي دوستدار هيجان و دلهره تشکيل مي دهند.
اين محوطه بازي و سرگرمي که پارک آسماني لقب گرفته با مساحتي معادل 120 هزار متر مکعب و در ارتفاع 350 متري بر فراز سه برج 55 طبقه و در کنار ساحل زيباي ماريناي سنگاپور قرار گرفته است. هزينه ساخت اين پارک، استخر و هتل کناري شان در پايان ساخت به 6 ميليارد دلار رسيد. داخل سه برجي که نگهدارنده پارک آسماني هستند، جک هايي ساخته شده که از برج ها در مقابل زلزله و توفان هاي شديد محافظت مي کند.
ساختمان داخلي برج ها هم از امکانات رفاهي کامل برخوردار است که شامل يک هتل بزرگ با 2560 اتاق، مرکز بزرگ خريد، موزه هنرهاي معاصر، سالن سينما و تئاتر، چندين رستوران با غذاهاي بين المللي و شهربازي است که البته شهربازي اصلي مجموعه در بالاي ساختمان و در واقع روي پشت بام آن ساخته شده است. همچنين آبشار رويايي اي روي اين برج ها ساخته شده که با نورپردازي ليزري به شکل زيباتري درآمده است. اما نقطه آغاز ساخت اين برج به بيست و هفتم مي سال 2006 برمي گردد، زماني که شرکت آمريکايي لاس وگاس سندز به موقعيت ساحل مارينا در سنگاپور پي برد، در صدد برآمد تا جذب توريست را در اين منطقه به چند برابر برساند؛ به همين خاطر پارک آسماني را طراحي کرد. شرکت لاس وگاس سندز حدود 3 ميليارد دلار در اين پروژه سرمايه گذاري کرد. سرمايه گذار اصلي اين بناي شگفت انگيز شرکت سند کورپ و طراح آن شرکت سافدي است که در ساخت بزرگ ترين و مشهورترين برج هاي جهان هم مشارکت داشته اند. از روز بازگشايي پارک تا به امروز ميزان بازديد کنندگان به طور ميانگين 25 هزار نفر در روز بوده که در نوع خود آمار بالايي است. ساخت اين مجموعه علاوه بر درآمد مالي اي که براي دولت سنگاپور به وجود آورده حدود 2000 نفر را صاحب شغل و درآمد کرده است.
ترسناک ترين استخر دنيا
در بالاي طبقه 55 استخر روبازي طراحي شده که افراد زيادي را براي شنا به آنجا مي کشاند، چرا که نماي شهر در حال شنا از آن ارتفاع قابل مشاهده است. اين استخر که به طول 152 متر ساخته شده به عنوان بزرگ ترين و ترسناک ترين استخر روباز جهان شناخته مي شود . براي ساخت آن مهندسان زيادي دور هم جمع شده اند و کف و ديواره هاي آن را با استفاده از 182 تن استيل مقاوم سازي شده، پوشانده اند؛ طوري که حالا اين استخر تحمل 380 هزار گالن آب را دارد. نکته جالب اينجاست که با اينکه استخر در ارتفاع بالايي قرار گرفته اما اطراف آن هيچ حفاظ و ديواري وجود ندارد ولي اگر کسي از بالاي آن سقوط کند اتفاقي برايش نمي افتد؛ چرا که به داخل حوضچه هاي آبي مي افتد که دور تا دور استخر ساخته شده اند و وظيفه اصلي آنها پمپ کردن آبي است که از اطراف ديواره ها پايين مي ريزد. در حقيقت اين حوضچه ها دوباره آب را به استخر باز مي گردانند.
پارک آسماني
گنجايش پارک آسماني 4000 نفر است و براي ساخت فضاي سبز پارک از 250 نوع مختلف درخت و 650 گياه تزئيني- از گران ترين نوع آنها- استفاده شده است. همچنين رستوران زيبايي بر بالاي بام ساخته شده که نماي بي نظيري از شهر را در مقابل خود دارد. بازگشايي اوليه اين پارک براي کارکنان و مهمانان ويژه در بيست و هفتم آوريل 2010 بود که در آن تاريخ هنوز بسياري از مکان هاي داخلي اين محوطه تفريحي تکميل نشده بود. براي مثال فقط 963 اتاق از هتل و تعدادي از فروشگاه هاي مرکز خريد آماده بود ولي جشن بزرگ و عمومي براي افتتاح پارک آسماني سنگاپور در بيست و سوم ژوئن سال 2010 و در طي دو روز برگزار شد. در جريان اين جشن ها هفت تيم که شامل بيست و يک صخره نورد حرفه اي بود از ديوارهاي اين سه برج بالا رفتند. بليت هاي فروخته شده براي جشن افتتاحيه 20 دلار بود که بيشتر از 2000 عدد از آنها به فروش رسيد البته اين افتتاحيه هم فقط براي مسؤولان و سازندگان اين بنا بود و در اصل رفت و آمد عموم مردم از ماه آوريل امکان پذير شد. سالن سينما، تئاتر، سالن کنسرت و موزه اين محوطه هم طي چند ماه آينده و در دسامبر 2010 افتتاح مي شود.
۱۳۹۰ مهر ۱۵, جمعه
۱۳۹۰ مهر ۱۳, چهارشنبه
معماي جنگل رقصان+تصویر
هنوز دليل خاصي براي شکل عجيب و غريب درختان اين جنگل پيدا نشده است
افرادي که به جنگل هاي انبوه پا مي گذارند خيلي وقت ها اعتراف مي کنند که همواره ترس ناشناخته اي آنها را در بر مي گيرد. اين ترس شب هنگام و زماني که آنها وارد جنگل هاي تاريک مي شوند به مراتب بيشتر است. اما در گوشه اي از اين دنيا جنگل اسرارآميزي وجود دارد که شبيه هيچ کدام از جنگل هايي که تا به حال ديده ايد نيست؛ جنگلي که به خاطر شکل عجيب درخت هايش جنگل رقصان لقب گرفته است.
در شهر کلينين گراد روسيه و در جنوب شرقي ليتواني، باريکه اي ساحلي به طول 98 کيلومتر و عرضي بسيار کم وجود دارد که درياي بالتيک را از مرداب کورونين جدا مي کند. اين قسمت« کورونين اسپيت» ناميده مي شود. در واقع 52 کيلومتر از اين باريکه ساحلي در خاک ليتواني است و به اين کشور تعلق دارد و مابقي آن در شهر کلينين گراد روسيه است. کورونين اسپيت حدود 5000 سال قدمت دارد و به نظر زمين شناسان يکي از سرزمين هاي قديمي اين منطقه به شمار مي رود.
جنگل رقصان يکي از جنگل هايي است که ورود به آن مخصوصاً وقتي که هوا رو به تاريکي است دل و جرأت زيادي مي خواهد؛ طوري که محلي ها اين جنگل را به عنوان هولناک ترين جنگل در سراسر دنيا مي شناسند. اين جنگل انبوه در باريکه ساحلي منطقه « کورونين اسپيت» قرار گرفته است. البته مردم محلي اين جنگل را با نام جنگل مست هم مي شناسند. البته شکل خميده و پر پيچ و تاب درختان اين جنگل باعث شده است که نام جنگل رقصان را روي آن بگذارند. بسياري از گردشگراني که وارد جنگل مي شوند و درختان آن را از فاصله اي نزديک تر مي بينند اعتراف مي کنند که تعداد زيادي از درختان اين جنگل حالت عادي يک درخت را ندارند؛ يعني برخلاف معمول که تنه هاي درختان کاج به صورت مستقيم و رو به بالا رشد مي کنند تنه هاي درختان کاج اين جنگل شکل هاي عجيب و منحصر به فردي دارند. در واقع اين درختان به صورت خميده و هلالي و گاهي هم پيچ درپيچ رشد کرده اند. خيلي ها تصور مي کنند مردم محلي سال ها پيش اين درخت ها را به اين شکل در آورده اند؛ يعني موقع رشد آنها طوري مسير رشد اين درخت ها را تغيير داده اند که آنها پيچ و تاب بخورند. اما اين موضوع حقيقت ندارد؛ چرا که نگهبانان جنگل رقصان بارها تأکيد کرده اند که درختان اين جنگل خود به خود به اين شکل رشد کرده اند. اين جنگل شگفت انگيز به خاطر همين موضوع مورد مطالعه بسياري از دانشمندان هم قرار گرفته تا دليل رويش عجيب درختان اين منطقه کشف شود. اما هنوز دليل قانع کننده اي که قابل اثبات باشد براي رشد عجيب و غريب درختان کاج اين منطقه ارائه نشده است. طبق يکي از فرضيه هايي که درباره درختان اين جنگل بيان شده علت رويش عجيب درختان اين جنگل مي تواند وزش باد باشد؛ گرچه اين موضوع هم هيچ وقت به تأييد نرسيده است. حتي برخي از زيست شناسان به عواملي مثل وجود حشرات و بيدها، جوانه هاي آسيب رسان و حتي جريان هاي خاص انرژي اشاره کرده اند. با اين حال همين معماي بي جواب باعث شده که افسانه ها و روايت هاي عجيب و غريب زيادي درباره جنگل رقصان سر زبان ها بيفتد؛ براي مثال محلي هاي اين منطقه اعتقاد دارند که اگر کسي آرزويي بکند و از داخل حلقه يکي از اين درخت ها بگذرد حتماً آرزويش برآورده مي شود. افرادي هم که سن و سالي از آنها گذشته معتقدند که حلقه هاي اين درخت ها داراي انرژي مثبت و منفي هستند؛ يعني در يک سمت اين حلقه ها انرژي مثبت در فضا جريان دارد و در سمت ديگر انرژي منفي و اگر يک نفر از سمت داراي انرژي منفي وارد حلقه بشود و از سمت ديگر خارج شود يک سال به عمرش اضافه مي شود. اما نکته مهم اينجاست که تشخيص اين موضوع که کدام طرف انرژي مثبت دارد و کدام طرف انرژي منفي کار آساني نيست. نکته ديگر اينجاست که درباره دليل به وجود آمدن اين جنگل عجيب هم حرف و حديث هاي زيادي بين مردم شنيده مي شود؛ طبق يکي از اين افسانه ها شاهزاده اي آلماني به اسم بارتي وقتي که براي شکار به اين منطقه آمده و در حال تعقيب يک گوزن کوچک بود آواز عجيبي را شنيد. اين شاهزاده مسير صدا را دنبال کرد و دختر جواني را در حال نواختن چنگ ديد. اسم اين دختر پراديسلاوا بود. شاهزاده آلماني که مجذوب صداي چنگ او شده بود به پراديسلاوا پيشنهاد ازدواج داد ولي پراديسلاوا گفت فقط با مردي ازدواج مي کند که او هم خدا را بپرستد. شاهزاده قبول کرد تا فقط خدا را بپرستد به شرط اينکه دختر بتواند ثابت کند که خداي او قدرتمندتر از درختان اين جنگل است. بعد از اين خواسته عجيب شاهزاده بود که پراديسلاوا شروع به نواختن کرد. با بلند شدن دوباره صداي چنگ تمام پرندگان جنگل ساکت شدند و درختان شروع به رقصيدن کردند و به اين ترتيب جنگل رقصان به وجود آمد.
منبع:همشهري سرنخ، شماره 61.
بامهاي سبز در جهان
اكثر كشورهاي توسعه يافته در راستاي بهرهگيري از بامهاي سبز گام نهادهاند كه در اين ميان تلاشهاي برخي از آنها ملموستر است. براي مثال، مهمترين هدف از توسعهي پايدار در آمريكا، در جهت هرچه كمرنگتر نمودن وابستگي به فرآوردههاي نفتي بوده است و در اين راستا تمام توان خود را به كار بستهاند. در سيستم بام سبز، پتانسيلهاي كاربردي فراواني نهفته است و به كارگيري اين سيستم در شهرها، از ميزان هزينهي مصرف انرژي كاسته و به كارآيي مفيد محيط ميافزايد. همچنين بامهاي سبز به مساحت قابل استفاده افزوده و مكانهاي جديدي را براي اجتماع درون محيط شهري و گردش در فضاي بيرون از خانه فراهم ميسازند. تشويق و حمايتهاي بيدريغ شهرداران در اين باب، سبب شده است كه صاحبان ساختمانها كمكم به ارزش افزودهي آن و مزاياي به كارگيري چنين طرحهايي شامل طراحي، گياهكاري، تخصيص و ساخت باغ بامها پي برده، در اين راستا از كمك متخصصان امر و معماران بهره جويند.
در اين ميان، ضوابط مختلفي براي اين سيستم در حال بررسي بوده و ساخت انواع باغ بامها، نيازمند تصميمات برنامهريزي شده است كه براي حصول نتيجهي مورد نظر، داشتن آگاهي و اطلاع از نحوهي استفاده از آن ضروريست. بام سبز بايد قابليت نگهداري و كنترل وزن خاك باران و برف، مسير تعبيهشدهي پياده و ديگر موارد را فراتر از سيستم مهندسي بامهاي معمولي داشته باشد. معمولاً كارخانههاي سازنده، سه مشخصه را براي باغ بامها در نظر ميگيرند كه عبارتاند از:
بامهاي سبز در آمريكاي شمالي
در آمريكاي شمالي شماري از مقامات شهري، توسعهي بامهاي سبز را به طور گستردهاي شروع كردهاند. شيكاگو يك برنامهي بام سبز عمده دارد (از جمله يك نمونهي فوقالعاده در پشتبام به سبزترين شهر در آمريكا پيشتاز است. هدف از ايجاد فضاي سبز، تغيير شرايط شهر از وضعيت كاملاً صنعتي آن در گذشته، به آيندهاي با فنآوري برتر است كه منجر به جذب سرمايهگذاريهاي جديدتر شود. پرتلند، اورگان، سياتل و واشنگتن نيز برنامههاي گستردهاي را در مورد بام سبز در دستور كار خود قرار دادهاند. ميزان بارندگي بسيار فراوان در سواحل شمال غربي و منحرف شدن آب نه تنها مشكلات سرازير شدن سيل بلكه آلودگي رودخانهها و مجراهاي آبي را در پي دارد. بامهاي سبز ميزان منحرف شدن آب را در اطراف ساختمانها كاهش ميدهند. مقامات شهر تورنتو از طرح بامهاي سبز به عنوان ابزاري براي مقابله با جزيرهي حرارتي شهر كه گاه در تابستان در مركز شهر به ميزان آزار دهندهاي بالا ميرود، استفاده ميكنند. به كارگيري بامهاي سبز به گونهاي چشمگير ميزان گرماي منعكس شده از پشتبامها و نيز ميزان گرماي هدررفته از ساختمانها را كاهش ميدهد.
بامهاي سبز در كشورهاي اروپايي
در حال حاضر مهمترين مراكز رونق و به كارگيري بامهاي سبز در اروپا، آلمان و سوييس هستند. در اين مراكز، به ويژه در آلمان اين پديده به يك الزام قانوني در بسياري از شهرهاي بزرگ تبديل شده است. به موازات اين چارچوب قانوني، يك نظام كمك مالي وجود دارد كه از سوي مقامات محلي به منظور اهميت دادن به فضاي سبز به اجرا در آمده و به طور معمول 50 درصد هزينههاي مربوطه را ميپردازد و البته محرك اصلي براي استقبال گسترده از اين طرح، قوانين دولتي بوده كه ضرورت فضاي سبز را در نتيجهي توسعهي صنعتي ايجاب ميکرد. اما در حال حاضر بامهاي سبز عمدتاً به عنوان بخشي از طرحهاي هماهنگ جلوگيري از هدر رفتن آبهاي زائد مورد استفاده قرار ميگيرند تا خطر سيلابهاي شهري را بعد از بارشهاي سنگين كاهش دهند. انواع گوناگون ابتكار بامهاي سبز كه در بسياري از كشورها سروصداي زيادي به پا كرده است، يك ويژگي مشترك دارد: اين طرحها اگر چه تحت حمايت استراتژيك دولت مركزي هستند، در سطح شهري و منطقهاي عمل ميكنند و بر روي نيازهاي خاص آن منطقه متمركز ميشوند. اين طرحها كه با ميزان بالاي تعامل و همكاري ميان مقامات محلي و شهري، جوامع تحقيقاتي محلي، صنعت بام سبز و مؤسسات بازسازي و اجتماعي همراه هستند، راهحلهايي را براي برآورده كردن نيازهاي منطقهاي ارائه ميدهند. دانشگاه شفيلد يك مؤسسهي تحقيقاتي عمده در اين زمينه است و تاكنون در مطالعات مربوط به بامهاي سبز شهرتي بينالمللي به دست آورده است. نخستين كنفرانس ملي بامهاي سبز كه بيش از 200 نماينده را جذب كرد، با همكاري شوراي شهر شفيلد و دانشگاه شفيلد در سپتامبر 2003م. برگزار شد. اين كنفرانس مشاركت كاري ميان دانشگاه شفيلد و شوراي شهر را مستحكمتر كرد و به طور مستقيم به اجراي پروژههاي بامهاي سبز در منطقه انجاميد. براي مثال، پروژه بامهاي سبز در مركز تجاري مورگيتس كرافت روتردام فقط به خاطر حضور طراحان اين پروژه در كنفرانس بود. اين كنفرانس موجب تشكيل مؤسسهي بام سبز ملي شد. در سال 2004م. گردهمآيي بام سبز با حضور شوراي شهر و دانشگاه شفيلد با هدف ايجاد مكانهايي براي ترغيب انبوه سازان ساختمان به سبزپوش كردن بامها در شفيلد برگزار شد. شمار قابل ملاحظهاي از مؤسسات بام سبز در جنوب شرقي لندن اعتماد اين انبوهسازها را به خود جلب كردهاند و در نتيجه اين منطقه در اجراي طرح بام سبز در بريتانيا پيشگام بوده است.
نمونههايي از بامهاي سبز اجرا شده در جهان
سوييس يكي از قديميترين سقفهاي سبز اروپا را دارد كه در سال 1914م. در واليشفن زوريخ ساخته شده است. مخازن صافي آن 30000 مترمربع از سقفهاي واقعيست. براي خنك نگه داشتن داخل و جلوگيري از رشد باكتريها در طبقهي تصفيه، يك لايه زهكشي از شن و 15 سانتيمتر از خاك در پشتبام قرار دارد و با آسفالت ضد آب شده است. پيش از آن، چمن با تراشيدن دانه در آن جا رشد كرده بود، اما اكنون به پناهگاهي براي بسياري از گياهان شده است. نخستين باغ گياهي پشتبام در آگستونبرگ كه يك شهر در حومهي ماملو است، در سال 1999 م. نصب شده است. مؤسسهي جهاني سقف سبز (IGRI) در سال 2001 به عنوان يك ايستگاه تحقيقاتي و وسيلهي آموزشي شروع به كار كرد. سقف سبز در ماملو بسيار خوب رواج يافته است.
نمونههايي انگليسي از بام سبز، در دانشگاه نانينگهام و در لندن در موزهي هانريمان و كاري موارف قرار دارند. اتلرد استيت نزديك رودخانهي تايمز در مركز لندن، بزرگترين سقف سبز تاريخي پايتخت انگلستان است. تكستس در ليورپول نيز يكي از نامزدهاي پروژههاي بزرگ سقف سبز است.
بامهاي سبز در جهان (1)
در فرانسه، يك سقف سبز بزرگ خشن (8000 متر مربع) در موزهي جديد ال ـ هيستوريال دلاواند كه در جون 2006م. در لن لوس ـ سور ـ بلاگن باز شده است.
ساختمان جديد آكادمي علوم كاليفرنيا، گلدن پارك انرانسيسكو، سقف سبزي به مساحت 1 هكتار دارد كه محلي براي پرورش گياهان اهلي ميباشد. بر اساس اسناد آكادمي ساختمانسازي، اين ساختمانهاي جديد 30 تا 35 درصد كمتر انرژي مصرف ميكنند.
فوايد اختصاصي و عمومي بامهاي سبز
فوايد اختصاصي:
1. فوايد اقتصادي: كاهش هزينههاي گرمايش و سرمايش و افزايش ارزش دارايي در خانهاي يك طبقه در كانادا با بام علفي و پوشش خاك 9/3 اينچ مورد مطالعه قرار گرفت و نشان داده شد كه بام سبز موجب كاهش 25 درصد انرژي سرمايش در تابستان شده است.
ـ حفاظت از پوستهي بام: بام سبز ميتواند طول عمر پوستهي بام را از طريق حفاظت در مقابل اشعهي فوق بنفش و در پي آن انبساط و انقباض ناشي از نوسانات حرارتي افزايش دهد. بيشتر بامها هر 15 تا 20 سال بايد جايگزين شوند. بعضي بامهاي سبز در آلمان تا 40 سال بدون نياز به هيچ تعويضي عمر كردهاند.
بامهاي سبز در جهان (1)
ـ عايق صوتي: بام پوشيده با خاك و گياهان ميتواند عايق صوتي باشد.
ـ فضاهاي مطبوع و تفريحي: بام سبز فضاهاي طبيعي و زيبايي براي تفريح فراهم ميسازد.
ـ پرورش گياهان خوراكي: يك بام سبز با طراحي خوب ميتواند داراي گياهان و سبزيجات رايج در باغ سنتي باشد، يك هتل در ونكوور كانادا سبزيجات خود را روي بام سبز پرورش داده و با اين روش در هزينههاي آشپزخانه خود 30000 دلار در سال صرفهجويي كرده است.
فوايد عمومي:
1. كاهش اثرات جزاير گرمايي شهرها: اصطلاح اثر جزيرهي گرمايي به اختلاف حرارت بين شهر و حومهآن اطلاق ميشود. اين اختلاف حتي ميتواند تا 10 درجهي سانتيگراد باشد. بام سبز با اثر جزيرهي گرمايي با افزايش پوشش گياهي كه به چشمانداز شهر اضافه شده، مقابله ميكند. گياهان محيط اطراف خود را از طريق چرخهي طبيعي تبخير ـ تعرق خنك ميسازند.
2. حفاظت از فاضلاب: فاضلاب مسألهي جدي آلودگي آب است. بام سبز 75 درصد از بارش يك اينچي باران را دريافت ميكند. بام سبز بار بيش از حد سامانههاي مجاري فاضلاب را آرام ميسازد. يك كانال از پشتبام به مجاري فاضلاب موجب جاري شدن فاضلاب روي پيادهرو ميشود كه در بالاي خود ذرات خطرناك را حمل ميكند. در طي بارش شديد بيشتر شهرها مجاري فاضلاب خود را با مجاري فاضلاب خانگي متصل ميكنند و به اين ترتيب بار فاضلاب بيشتر ميشود كه اين عمل موجب افزايش فشار بر تأسيسات گندزدايي ميشود. عدم ترميم مجاري فاضلاب، آبراههاي شهر را بياثر خواهد كرد.
3. اصلاح كميت آب: بام سبز با جذب دياكسيدكربن و توليد اكسيژن موجب تصفيهي هوا ميشود. فقط 5/1 مترمربع علف سبز نبريده (زنده) اكسيژن كافي سالانهي يك شخص را فراهم ميسازد. يك متر مربع (76 .10 فوت مربع) از بام سبز علفي ميتواند 0/2 كيلوگرم از ذرات معلق هوا را در سال حذف نمايد.
4. ذخيرهي انرژي: ديگر نقش ابزاري بام سبز توانايي كاهش حرارت اطراف شهرهاست. جلوگيري از افزايش دماي ساختمانها در ماههاي تابستان، موجب كاهش تقاضا براي الكتريسيته جهت خنكسازي ميشود. در طي ماههاي زمستان بام سبز ميتواند عايق مهمي باشد و كاهش تقاضا براي انرژي گرمايي را موجب ميشود.
پينوشتها:
1. مدير برنامهريزي طراحي و توسعهي شهري معاونت شهرسازي شهرداري، كارشناس ارشد معماري، دانشگاه شهيد بهشتي تهران
2. كارشناس معاونت شهرسازي، كارشناس ارشد شهرسازي، دانشگاه شهيد بهشتي تهران
منبع: ماهنامهي دانش نما، شماره 171-170، تير ـ مرداد 88
۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه
گذرگاه سد «هوور»
در ارتفاع 300 متري و ر فرار رود خانه عظيم کلرادو، دو سوي يک پل 160 ميليون دلاري در محل سد «هوور» به تدريج به هم
نزد يک تر مي شود و به آهستگي شکل مي گيرد. اين پل، بخش جديدي از جاده ي شماره ي 93 ايالات متحده را در محل گردنه ي جاده ي قد يم تشکيل خواهد داد که در حال حاضر با پيچ و خم فراوان از روي خود سد عبور مي کند.
اين پل، پس از تکميل، راه ارتباطي تازه اي ميان ايالت هاي نوادا و آريزونا پديد خواهد آورد. با استفاده از مهارت هاي باور نکرد ني مهندسي، پايه هاي اين پل به وسيله ي دو قوس عظيم بتني که بر روي بستري صخره اي مستقر هستند، ساخته مي شود. قوس ها خود از 53 بخش مجزا، هر کدام به طول 8 متر تشکيل مي شوند که در محل قالب ريزي شده و به وسيله ي يک جرثقيل مرتفع که در ميان ستون هاي فولادي موقت حرکت مي کند، در جاي خود قرار مي گيرند.
فاصله هاي قوس ها در نهايت بيش از 330 متر خواهد بود. در حال حاضر ساختمان پل به يک پل معلق شباهت دارد، ولي زماني که قوس ها کامل شوند، کابل هاي حامل از هر طرف برداشته خواهند شد و ستون هاي عمودي ديگري براي حمل وزن جاده بر روي قوس ها نصب خواهند شد.
اين پل به «گذرگاه سد هوور» معروف شده است: اگرچه رسماً پل يادبود «مايک اوکالاگن- پت تيلمن» نام گرفته است. اين نامگذاري به ياد يک فرماندار پيشين ايالت نوادا و يک بازيکن فوتبال آمريکاي اهل آريزونا که به ارتش آمريکا پيوسته و در افغانستان کشته شد ند، صورت گرفته است.
گذرگاه سد «هوور»
کار ساخت اين پل در سال 2005 م. آغاز شده و مي بايد در سال آينده به اتمام برسد. برآورد مي شود که پس از تکميل و بهره برداري، روزانه 17000 خودروي سواري و کاميون از روي اين پل عبور خواهند کرد.
بناي سد اصلي در سال 1931 ميلادي آغاز شد، مقدار بتني که در ساخت آن به کار رفته، براي ايجاد جاده اي بين نيويورک و سانفرانسيسکو (4125 کيلومتر) کافي ست. آبي که در پشت سد جمع شده و درياچه اي به نام «ميد» را تشکيل داده، حدود 185 کيلومتر طول دارد و شش سال طول کشيده تا کاملاً پر شود. جاده ي اصلي نيز همزمان با خود اين پل معروف، در سال 1936 افتتاح شد.
بايد خاطر نشان کرد که نوار سفيد رنگي که در بالاي صخره ي درياچه ي «ميد» ديده مي شود، داغ آب قبلي ست که مربوط به پيش از خشک سالي و ايجاد و توسعه ي شهر «لاس وگاس» است. اين خط بيش از 33 متر بالاتر از سطح کنوني آب قرار دارد.
پينوشتها:
1- ليسانس زبان و ادبيات از دانشگاه شيراز
منبع:ماهنامه فني -تخصصي دانش نما 181-182.
تصاویر» سنگ هاي پرنده
دره مرگ يكي از اسرار اميز ترين نقاط روي كره ي زمين است كه سنگ ها خود به خود حركت مي كنند
مكان هاي عجيب و غريب در دنيا كم نيستند ؛سرزمين هاي اسرار اميزي كه اتفاق هاي شگفت انگيز و معماهاي بدون پاسخ جزئي جدا نا پذير از داستان هاي ان محسوب مي شود .يكي از اين منطقه ها ي عجيب «دره ي مرگ »در امريكا است.خيلي ها با شنيدن اين اسم به اين فكر مي افتند كه شايد مرگ در انتظار هر كسي است كه به اين منطقه سفر مي كند يا شايد هيچ موجود زنده اي در اين دره زندگي نمي كند !اما واقعيت چيز ديگري است ؛دره مرگ مدت هاست كه به خاطر اتفاق عجيب و غريبي كه در ان مي افتد بين مردم مشهورشده؛جايي كه در ان سنگ هاي بي جان و سخت از جايشان حركت و مسافت زيادي را به اين ترتيب طي مي كنند !
سنگ هاي پرنده دره مرگ ،در اطراف بستر رود خانه خشكيده «پلايا»در پاي كوه هاي«پانامينت»در بيابان هاي نوادا ديده مي شود .بعضي ها به اين سنگ ها لقب سنگ هاي متحرك و رونده هم داده رو بدون دخالت انسان يا جانوراني كه در ان منطقه زندگي مي كنندروي زمين در مسير طو لاني سر مي خورند .با اينكه از سال هاي دور تا كنون زمين شناسان زيادي براي مطالعه زمين شناسي شان به كار بسته اند اما هنوز موفق به كشف راز سنگ هاي پرنده نشده اند .با اين حال تئوري هاي مختلفي در اين باره وجوددارد .البته اين سنگ هاي مرموز هميشه در حركت نيستند و دو تا سه سال يكبار به حركت در مي ايند و شايد يكي از دلايلي كه راز انها همچنان سر به مهر مانده همين نكته باشد.
نكته حيرت انگيز ي كه در مورد اين تخته سنگ ها وجود دارد اين است كه گاهي اوقات بعضي از اين سنگ ها ميان مسير سر و ته مي شوند ودر اثر تماس سطح رويي شان با زمين ،شكل تماس انها بر خاك در نيمه راه تغيير مي كند .اگر چه ممكن است سنگ هايي كه در كار يكديگر و نزديك هم واقع شده اند در يك خط موازي سفرشان را اغاز كنند اما امكان دارد هر كدام از انها در ميان راه از بقيه جدا شود و به سمت چپ ،راست وحتي به عقب ،يعني نقطه اغازين راه بر گردد.نكته جالب اينجاست كه حتي سنگ هايي كه از نظر ظاهر و اندازه يك شكل به نظر مي رسند اگر چه ممكن است در يك زمان و با هم شروع به حركت كنند ،هيچ كدام از انها تا پايان راه و ادامه دار بودن رد ديگر سنگ هاي پرنده كاملاً مشهود است. از انجايي كه تا به حال هيچ كسي حركت سنگ هاي رونده را از نزديك مشاهده نكرده ،ميزان سرعت انها هم معماي ديگري بوده كه همچنان حل نشده باقي مانده است.
تئوري هاي محتمل
با اينكه تمام تلاش ها براي يافتن علت سر خوردن سنگ ها بي نتيجه مانده اما تحقيقات دانشمندان از 50سال پيش تا كنون همچنان ادامه دارد.گاهي اوقات اب رود خانه پلايا پيش از خشك شدن در زمستان ها و اوايل بهار تا عمق هفت سانتي متري بالا مي ايد و دماي ان در زمان طغيان در منطقه ي رايس تراك به زير درجه انجماد مي رسد .به همين دليل در سال 1955جورج ام استانلي اولين نظريه درباره علت جابه جايي سنگ ها را ارائه داد. او گفت حركت تخته سنگ ها به كمك ورقه هاي يخي اي كه پس از طغيان رود خانه پلايا شكل گرفته اند صورت مي پذيرد.در سال 1972 دو محقق به نام رابرت شارپ ودوئيگ كاري مدعي شدند كه نظريه ورقه هاي يخي چندان مورد قبول نيست و به همين دليل شروع به انجام ازمايش هاي گوناگون كردند .انها 30 تخته سنگ را علامت گذاري و ستون ها يي را پاي هر سنگ در زمين فرو كردند تا جاي هر كدام از سنگ ها نامگذاري شدند و حركات انها در طول هفت سال ثبت و ضبط شد .در زمستان سال اول ده تا از سنگ ها در مسافتي به طول 5/64متر حركت كردند ودر زمستان سال هاي بعد سنگ هاي بيشتري به راه افتاده اند
نكته جالب اين بود كه هيچ كدام از سنگ ها در تابستان سر نمي خورند و حتي در بعضي از فصل هاي زمستان هم يا سنگي حركت نمي كرد يا تعداد كمي از انها شروع به حركت مي كردند با به پايان رسيدن دورا ازمايش مشخص شد كه به جز دو تكه سنگ تمامي سنگ ها در طول هفت سال حركت كرده بودند. بر اين اساس سنگي به اسم نانسي كه كوچك ترين سنگ مجموعه بود روي هم رفته 262 متر از جايش تكان خورده بود نانسي فقط در يك زمستان 201 مترجابه جايي داشت . از ميان اين30سنگ بزرگترين انها 36 كيلو گرم وزن داشت بين اين سنگ ها سنگي به نام كارن وجود داشت كه كوچك ترين حركتي نكرده بود بعد از بررسي هاي دقيق معلوم شد كه به دليل شكل و شمايل رد سنگ ها و اندازه هاي هندسي مربوط به هر يك از انها ،ورقه هاي يخي نمي توانند در حركت تخته سنگ هاي رونده اين ترتيب نظريه ي ورقه هاي يخي منسوخ شد.رابرت شارپ و دوييگ كاري مدعي شدند :«نتيجه ي ازمايش ها اين است كه در شرايط جوي مساعد ،باد سنگ ها را حركت مي دهد اين پديده حد اقل هر دوتا سه سال يك بار رخ مي دهد و براي سر خوردن سنگ ها ورقه هاي يخي لازم نيست .»
در سال 1995جان بي رايد و تعدادي دانشجوي زمين شناسي از كالج همسفير با نظريه كاري و شارپ مخالفت و با استناد به اطلاعات موجود از اواخر دهه 1980 تا 1994 از تئوريه استانلي جانب داري كردند .رايد به مطالعه دقيق رد ها و شباهت هاي بين انها پرداخت و با كشيدن يك نقشه دقيق مشخص شد كه بيشتر رد سنگ ها در طول دومين حركت عظيم انها كه نقش هاي متجانسي را از خود بر جاي گذاشنته اند پديد امده است . او ادعا هاي خود را ايتن طور توجيه كرد كه به دليل بالا بودن سطح اصطحكاك و سايش در پلايا سرعت باد به تنهايي براي حركت سنگ ها كافي نيست و مطمئناًورقه هاي يخي در حركت سنگ هاي رونده نقش دارند .
منبع:هفته نامه همشهري سر نخ 48
اژدهاي خفته در کوه هاي چين
اولین نقطه خاکی جهان در ایران
اینجا جایی است که شاید حتی نامش را هم نشنیده باشید اما مقصد بسیاری از توریست های خارجی بوده است. این جا «جم» است شهر اسرارآمیز، بام استان بوشهر. بوشهری های این منطقه ادعا می کنند گویش شان نزدیک ترین گویش به زبان فارسی اصیل است. مردمی که کنار تخت پادشاهی جمشید سکونت دارند؛ درست کمی دورتر از قلعه ضحاک و مارهایی که حالا چند هزار ساله شده اند. جم نزدیک ترین نقطه به خورشید است... شهری که در میان بومیان منطقه مرکز عالم لقب گرفته است.
جایی میان عسلویه و شیراز
شاید خیلی ها تا زیر گوش جم هم بیایند اما نادانسته سفر به این شهر را از دست بدهند. جم فاصله اندکی- چیزی در حدود یک ساعت از راه زمینی- با عسلویه دارد. مسیر دوم از شیراز می گذرد. اگر از مسیر جنوب شهر شیراز به مقصد جم با ماشین راه بیفتید، بعد از سه ساعت به این شهر می رسید. جم، نقطه اول بوشهر و نقطه آخر فارس است. البته راه آسان تری هم هست که لازم نباشد برای سفر به جم، این شهرها را مبدا قرار دهید جم فرودگاه هم دارد. یک فرودگاه جمع و جور که معمولاً در هفته یک پرواز از تهران به آن صورت می گیرد.
«جم» خنک ترین شهر استان بوشهر است و میزان رطوبتش هم از شهرهای همسایه اش بسیار کمتر. شهرهای استان بوشهر ارتفاعی کمتر از 100 متر از دریا دارند، اما جم با ارتفاع 700 متری نسبت به دریاهای آزاد، آب و هوای مساعد و بارش بیشتری به نسبت دیگر همسایه هایش دارد.
اولين نقطه خاکي جهان در ايران
برفراز چگاسه
بومی های جم تا بفهمند غریبه ای سفر دیارشان شده است با آب و تاب و با همان لهجه شیرین شان از تاریخچه شهر برایتان می گویند اما هر چه این بومی ها در توصیف «جم» واژه ها را به هم گره بزنند، شما نمی توانید تصویر به درد بخوری از این شهر داشته باشید. در عوض می توانید راهی «چِگاسه» شوید و در چند ثانیه جم را زیر نظر بگیرید.
«چگاسه» نام تپه ای در این شهر است که اگر بالای آن بروید، کل شهر را می بینید. البته لطفی که این تپه یا تل در شب دارد، هرگز در روز عایدتان نمی شود. بنابر این چند ساعتی در شب را به مهمان چگاسه شدن اختصاص دهید.
اگر به دنبال معنا و ریشه «چگاسه» هستید کافی است چند حرف آن را جا به جا کنید تا به «چون کاسه» برسید. تپه چگاسه که از دور به یک ظرف یا همان کاسه خودمان می ماند، کاملاً نا نامش هماهنگ است. چون کاسه در گویش جمی های به چگاسه تبدیل شده است.
اگر دلتان آمد، بی خیال این تپه خنک شوید، روی نقطه های مختلف شهر تمرکز کنید آن وقت کوه بلندی را می بینید که گاهی شبیه یک بستنی قیفی می شود که انگار طبق قاعده خورده نشده است! انگار این کوه که به آن «پوز پدری» یا «پردیس» می گویند، با همه کوه های دنیا فرق می کند.
اولين نقطه خاکي جهان در ايران
افسانه و واقعیت
«پدر جمشید پیشدادی بعد از تولدش در این نقطه، همین جا غسل تعمید داده شده». «اولین جایی که نفت در آن سوزانده شده است، این جاست»، «قدیمی ترین آتشکده زرتشتیان این جا بوده است.»، «شما الان روی اولین نقطه خاکی زمین ایستاده اید.»، «می بینید نزدیک ترین نقطه به خورشید است اما آفتابش نمی سوزاند.»
همه این جملات را از زبان جمی هایی می شنوید که از خدا خواسته راهنمای افتخاری تان در شهر شده اند و برای تمام گفته هایشان دلیل و مدرک دارند. «پوز پُدری» نام همین کوه تاریخی و البته اسرارآمیز است. کوهی بلند که باید حتما تجربه کوهنوردی را داشته باشید تا بتوانید از ارتفاعاتش بالا بروید.
بومی ها می گویند قلعه ضحاک داخل همین کوه بوده است و محل تولد پدر جمشید پیشدادی و تخت پادشاهی جمشید هم به همین دلیل هم نام شهر واژه «جم» را یدک می کشد.
اسرارآمیز بودن «پوز پدری» که جمی ها یکی از مکان های مقدس قلمدادش می کنند، به همین جا ختم نمی شود. جمی ها توضیح می دهند که این جا میدان مغناطیسی است و وقتی بیماری سراغ اهالی این دیار می آید، شف می گیرد. آقای ریزی یکی از ریش سفیدان جم می گوید: «خارجی هایی که به جم می آیند، کاملاً به این امر باور دارند. بیشترشان ساعت ها را در این جا می گذرانند چون می دانند مشکلات جسمی شان یا رفع می شود یا تخفیف پیدا می کند.»
آنها برای اثبات حرف شان یک آزمایش عینی را هم پیشنهاد می کنند. ماشین مسافرها را روی جاده کنار کوه خاموش می کنند و ترمز دستی را پایین می کشند با این که شیب جاده به سمت مخالف کوه است اما ماشین بدون اغراق به سمت پوز پدری کشیده می شود. برای اثبات اینکه جم و به طور دقیق تر پوز پدری اولین نقطه خاکی جهان است هم دلایلی دارند. برای همین نام چند محقق و باستان شناس را هجی می کنند و اصرار دارند که آن ها را یادداشت کنید و بعدها در اسناد معتبر به دنبال ادعایشان باشید.
پیش گویی یادگار ضحاک
دیدنی های جم به آن چه گفتیم، محدود نمی شود. این شهر آن قدر برایتان گفتنی دارد که باید چند روزی را در آن بگذرانید تا چیزی را از قلم نیندازید. مثلاً در فاصله اندکی از پوز پدری، امامزاده ای معروف به پیر بی بی بانو هست که از اماکن مقدس این شهر محسوب می شود چند متر دورتر از این امامزاده حفره ای در صخره هست که به قول جمی ها مار مقدس در آن خانه دارد. اگر حاجتی داشته باشید و آن را با صدای آهسته کنار این روزنه زمزمه کنید و جناب مار از صخره بیرون بیاید یعنی حاجت روا می شوید! و گرنه باید شانس تان را روی رویاهای دیگرتان امتحان کنید تا بلکه یکی از آنها به مذاق مار خوش بیاید و بتوانید از او «بله» بگیرید!
این طور که بومی های جم می گویند عمر این مار آن قدر زیاد است که در خاطرات پدربزرگ مادربزرگ های ریش سفیدهای جم هم قصه هایی از آن هست. خیلی ها دلیل عمر زیاد این مار پیش گو را مغناطیس موجود در فضای زندگی اش می دانند و خیلی ها هم معتقدند سال ها پیش عمر جاودانه نصیب او شده است. برخی هم با استناد به خاطرات اجدادشان آن را یادگاری از قلعه ضحاک می دانند.
مدرسه ای برای آقا بزرگ
این روزها که خنکی هوا به مناطق کویری رسیده است، فرصت خوبی است که یکی از روزهای آخر هفته را برای سفر به کاشان برنامه ریزی کنید. این بار، وقت خوبی است تا سری به مسجد و مدرسه آقابزرگ بزنید که یکی از جالب ترین معماری های این شهر را دارد.
مسجد آقا بزرگ را باید در خیابان فاضل نراقی ببینید. یک شاهکار معماری دیگر از کاشانی ها که در روزگار پادشاهی محمد شاه قاجار کلنگ آن به زمین خورد و در سالهای اول سلطنت ناصر الدین شاه به دست حاج محمد تقی خانبان، یکی از معماران برجسته آن دوره به پایان رسید. او این مسجد را برای اقامه نماز جماعت و تدریس داماد خود حاج ملا مهدی نراقی ملقب به آقا بزرگ ساخت و سردرش را با تزیینات کاشی کاری ظریفی تزئین کرد.
مدرسه اي براي آقا بزرگ
این مجموعه ظاهرا روی آثار به جا مانده از زلزله سال 1192 ق /1778 م ساخته شده است. به خصوص شبستان 40 ستون شمالی مسجد که احتمالا پیش از احداث گنبدخانه بر روی بقایای خانقاه، مسجد، مقبره و مدرسه خواجه تاج الدین (متعلق به اواسط سده 9 ق / 15 م) ساخته شده است.
مدرسه اي براي آقا بزرگ
صحن وسیع دو طبقه، مقصوره بزرگ با گنبد عظیم و منارههای کاشی کاری از ویژگی های این مسجد است و در گوشه و کنار آن می توانید کتیبههایی ببینید که روی آنها تاریخ 1263، 1264، 1268 ق / 1847، 1848، 1852 م، به چشم می خورد. این کتیبه ها به ترتیب در صفه شبستان، داخل شبستان زیر گنبد و بر ازاره محراب و سر در ورودی مسجد به چشم می خورند.
اگر این مسجد را با بقیه مساجد تاریخی مقایسه کنید، می بینید که هیچ زیادهروی در تزیینات، کاشی کاری ها و سردرها به چشم نمیخورد. به طوری که تزئینات کم این بنا به سادگی و معنویت آن دامن زده است
یکی از خصوصیات مهم معماری در مسجد آقا بزرگ گنبد خانه این مسجد است که روی 8 پایه عظیم بر پا شده است. چون در طرح مساجد قدیمی ایران ایجاد گنبد بر روی پایههای آزاد به ندرت دیده میشود. نتیجه چنین طرحی، جریان یافتن هوای خنک در فضای گنبد خانه در فصول گرم و تابستانهای داغ منطقه کویری است. بنابراین می شود گفت که در این مسجد، بر خلاف دیگر مساجد که بخش جنوبی گنبد خانه را برای ایجاد محراب مسدود میکنند، بخش جنوب، جنوب شرقی و جنوب غربی آزاد است و محراب در دیوار رواقی که اطراف گنبد خانه قرار دارد، ساخته شده است.
ویژگی دیگر، گودال باغچه در حیاط پایینی است که حوض بزرگی در آن به چشم می خورد و باغچههایی زیبایی آن را تزئین کرده است. به این ترتیب حاج محمد تقی خانبان سعی کرده مسجد آقابزرگ را به فضای دلنشین و باطراوت و خنک تبدیل کند.
اگر این مسجد را با بقیه مساجد تاریخی مقایسه کنید، می بینید که هیچ زیادهروی در تزیینات، کاشی کاری ها و سردرها به چشم نمیخورد. به طوری که تزئینات کم این بنا به سادگی و معنویت آن دامن زده است.
در مدخل اصلی مسجد یک جفت در نفیس می بینید که کنده کاری شده و با گره چینی و گل میخ تزیین شده است. این شاید ارزشمندترین و زیباترین تزئینات مسجد باشد. به جز این، تمام بنا با آجر ساخته شده و در گوشه و کنار آن تزئینات ظریف و کمی به چشم می خورد.
حاج محمد تقی خانبان این مسجد را برای اقامه نماز جماعت و تدریس داماد خود حاج ملا مهدی نراقی ملقب به آقا بزرگ ساخت و سردرش را با تزیینات کاشی کاری ظریفی تزئین کرد
این مسجد چند بار مورد مرمت اساسی قرار گرفت و تغییراتی در آن داده شد که از نظر خیلی از معماران اصولی نبوده است. مثلا معمار اولیه مسجد بنای گنجدخانه را طوری طراحی کرده بود که از چهار سو به فضای باز راه داشته باشد تا در تابستان با جریان یافتن هوا تهویه طبیعی صورت گیرد اما در زمان حاج ملامحمدعلی مجتهد نراقی فرزند آقا بزرگ (1285ق/ 1868 م)، شبستان غربی گنبدخانه بنا شد و این سیستم خنک کننده بهم خورد. با این حساب می توان گفت که 40 ستون غربی گنبدخانه یعنی مهمترین بنایی که بعدها به قسمت اصلی و گنبدخانه الحاق شد، به معماری بنای مقصوره لطمه زده است.
در سالهای بعد هم در بعضی قسمتها، به خصوص در و پنجرههای مجموعه، تغییراتی داده شد. در و پنجرههای ارسی بالا رو تبدیل به درگاههایی با دو نیم دایره شد که در معماری ایرانی سابقه نداشت و از زمان بازگشت ناصرالدین شاه از سفر دوم اروپا در بناها معمول شد.
۱۳۹۰ مهر ۹, شنبه
تالش؛ زیبای ناشناخته
در تالش یا به عبارتی طوالش همه چیز وسوسهانگیز است. تالش با وجودی که در غرب استان زیبای گیلان قرار دارد، اما به اندازه قامتش نام و نشانش شناخته نیست. آنچه تاریخ و شواهد گواهی میدهند نام شهرستان تالش از قوم تالش برگرفته شده است؛ قومی که از اقوام کادوس برجای مانده است. تالش از سمت غرب به استان اردبیل و از جانب شمال به آستارا میرسد. شهرهای پره سر، ماسال، رضوانشهر و هشتپر نیز در شناسنامه منطقه تالش ثبت شده است.
روستا که نه، یک تاریخ
راه هر دیار و روستایی را در این منطقه پیش میگیرید با دنیایی از شگفتی و قدمت روبهرو خواهید شد، چنان که میمانی از این همه ابهت، شکوهی که آرام و زیبا، زیر ترنم باران سرنوشت خویش را برای رهگذران روایت میکند. روستای «آق اولر» یکی از آن همه است که هم جنگل و رودخانه دارد و هم کلی جاذبههای تاریخی. آنهنگام که کاوشگران، گورستانی باستانی را در این روستا کشف کردند، اهمیت این منطقه نه دوچندان بلکه صدچندان شد.
تالش؛ زیبای ناشناخته
جالب است بدانید که گورهای این آرامستان تاریخی 3 طبقه است و به صورت دخمهای و سنگچین ساخته شدهاند. پژوهشگران با به دست آوردن اشیا در این منطقه به این نتیجه رسیدهاند که ساکنان دور دست آق اولر و مناطق اطراف آن به زندگی پس از مرگ باور داشتهاند. گورستان حکایت دیرینه و ناگفتههای بسیار در سینه دارد...
نام شهرستان تالش از قوم تالش برگرفته شده است؛ قومی که از اقوام کادوس برجای مانده است
این روستا در گذر زمان مردمان بسیار به خود دیده است که هر کدام نقشی از خود بر جای گذاشتهاند؛ نقشی برای ماندگاری و ثبت خویش در تاریخ. یکی از این نقشها، کاخهای ییلاقی سردار امجد است. خاننشین محل استقرار خان و خاندان و نزدیکان، قراول خانه محل استقرار نظامیان و اصطبل کاخ بخشهای مختلف این مجموعه را تشکیل دادهاند؛ مجموعهای که در یک مقطع زمانی مرکز قدرت و امارت در منطقه بوده است.
متاسفانه اصطبل این مجموعه در دوران مشروطه به آتش کشیده شده است. کاخهای ییلاقی سردار امجد در 2ساختمان جداگانه بنا شده و خاننشین آن نیز به صورت 2طبقه است. هنوز یکی از بناهای آن مخروبه مانده، اما بخش دیگری از این بنا تا حدودی تعمیر و مرمت شده است. در حال حاضر از این کاخ به عنوان پایگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استفاده میشود.اما علاوه بر گورستان و کاخ میتوانید در روستای آق اولر از حسینیه و مسجد شیرخان و قبر پیرعلی که مردم آن را شفادهنده میدانند، بازدید کنید.
به غیر از این آثار، مراسم زیبایی در زمانهای خاصی برگزار میشود، سنتهایی که قرنها در سینهها ضبط و به دل و جان نوادگان و نسلهای بعدی منتقل شدهاند. از میان همه آنها میتوان به برگزاری مراسمی همچون روز سلطان، دروزه، 45 نوروز، پنجک، مراسم بندآوردن باران وکوبیدن بر ظرف مسی برای جلوگیری از ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی اشاره کرد که از مراسم خاص روستاست و همینطور یوله چله، قصه چله و سیومو نیز از مراسم شب یلدا است. البته ورزشهای محلی چون اسبسواری، کشتی مردان «قائیش گوتورمک» یا «قائیش چکدی»، بورک قاچدی، خاله خاله و چیلینگ که بسیار مهیج هستند به صورت سنتی برگزار میشوند و دیدنشان برای هر گردشگری خاطرهای فراموشنشدنی است.
شما در روستای مریان شاهد بزرگترین گورستان پیش از تاریخ به مساحت 400 هکتار خواهید بود! این رامستان همچون نمونه قبلی، 3طبقه و سنگچین شده است
حالا لطفا اندکی زمان بگذارید و از سمت شمال آق اولر حرکت کنید تا به دهکده «مریان» برسید. میپرسید چرا؟ کلی بهانههای زیبا وجود دارد؛ درست از جنس طبیعت و تاریخ، از جنس شکوه و... پس لطفا شک نکنید. حتما از رفتن خود پشیمان نخواهید شد. شما در روستای مریان شاهد بزرگترین گورستان پیش از تاریخ به مساحت 400 هکتار خواهید بود! این آرامستان همچون نمونه قبلی، 3طبقه و سنگچین شده است.
معماری و ساخت خانههای این روستا کمی متفاوت با دیگر مناطق تالش است دلیل آن هم قرار گرفتن روستا در ناحیهای کوهستانی است. سقف چوبی خانهها، لتهکوبی است. همچنین برای جلوگیری از نفوذ سرما، درهای ورودی و پنجرهها، تا اندازهای کوچک انتخاب شدهاند. هر چند پیشترها برای ساخت خانهها از مصالح بومی یعنی سنگ، ملات کاهگل و چوب استفاده میکردند اما به گفته یکی از اهالی پس از وقوع زلزله در سال 1369، اکنون بیشتر خانهها با استفاده از مصالح جدید مثل سیمان، آجر و تیرآهن ساخته میشوند.
یک حمام قدیمی هم از دورههای گذشته در مریان باقیمانده است که دیدن آن خالی از لطف نخواهد بود. برای تاریخ این بنا 2 احتمال وجود دارد؛ برخی آن را به اواخر دوره صفویه نسبت دادهاند و دستهای دیگر حمام را متعلق به دوران قاجار میدانند. از خشت، ملات، گچ و سنگ به عنوان مصالح در ساخت این بنا استفاده شده است. متاسفانه ردی از پنجه اغیار بر پیکره حمام دیده میشود چرا که در بعضی قسمتهای حمام، آثاری از کاشیهای تزیینی و نقاشی دیواری به جا مانده بود که تقریبا تمام آنها به سرقت رفته است.
زنان مهربان روستا همپای مردان نیک سیرتشان در رونق دادن به سفره و معیشت خانه تلاش میکنند. این زنان زیباپوش بیشتر گلیم، جاجیم، شال و جوراب میبافند. در مریان هر ساله جشنواره سوارکاری و کشتی ویژه مردان، در مناطق ییلاقی روستا برگزار میشود که بسیاری از ساکنان مناطق اطراف به دیدن آن میآیند.
شما را که از دیدن جنگل و نشستن بر لب ساحل، غافل نکردیم! شاید آنگاه که گوش به نوای غریبانه نی چوپانان و آوازهای محلی تالشی که در جشنهای مختلف روستای مریان سر به آسمان میگذارند، بسپاری، میتوان و میشود به بسیاری از رازهای سر به مهر دست یافت.
زیباترین خانه تبریز
آذربایجان زنده ترین گوشه تاریخی ایران است که هنوز هم می توانید در آن بناهای تاریخی سالم و سرپایی پیدا کنید که شناسنامه هویتی این منطقه هستند.
استان آذربایجان شرقی در گذشته بخشی از سرزمین تاریخی ماد بود که به «ماد کوچک» شهرت داشت. در دوره ساسانیان هم یکی از مهمترین ایالتهای ایران بود که به دلیل قرارگرفتن آتشکدههای بزرگ و مشهور در آن به عنوان یک پایگاه اعتقادی به شمار می رفت. بعد از ورود اسلام به ایران این منطقه باز هم اهمیت خود را حفظ کرد و همچنان محل وقوع حوادث تاریخی زیادی بود. بنابراین اگر از طرفداران تاریخی و فرهنگ ایران هستید، مطمئن باشید که از سفر به آذربایجان شرقی و تبریز دست خالی بر نمی گردید!
خانه بهنام در اواخر دوران زندیه و اوایل دوران قاجار، به عنوان یک خانه مسکونی ساخته شد و در زمان ناصرالدین شاه قاجار، نوسازی تزیین شد. در همین دوره هم بود که نقاشی های دیواری چشمگیری به آن اضافه شد و خانه بهنام تبدیل شد به چیزی که می بینید
اگر گذارتان به تبریز افتاد، پیشنهاد می کنیم بعد از گشت و گذار در شهر و تماشای مقبره الشعرا ، مسجد کبود ،بازار این شهر سری هم به خانه تاریخی بهنام بزنید که یکی از قدیمیترین خانههای این شهر به حساب می آید و البته از زیباترین هایشان!
خانه بهنام در اواخر دوران زندیه و اوایل دوران قاجار، به عنوان یک خانه مسکونی ساخته شد و در زمان ناصرالدین شاه قاجار، نوسازی تزیین شد. در همین دوره هم بود که نقاشی های دیواری چشمگیری به آن اضافه شد و خانه بهنام تبدیل شد به چیزی که می بینید و حالا به عنوان بخشی از مدرسه معماری دانشگاه هنر اسلامی تبریز به حساب می آید. خانه ای اعیانی به وسعت 3 هزار مترمربع که با گچبریهای هنرمندانه و رنگی چشم هر بیننده ای را خیره می کند.
این خانه که به بهنام گنجهای یا قدکی هم معروف است، یک ساختمان اصلی دارد که به عنوان ساختمان قشلاقی مورد استفاده قرار می گرفته و یک ساختمان کوچک که به عنوان ساختمان ییلاقی شناخته می شد. این خانه هم به سبک معماری قدیم ایرانی، دو حیاط اندرونی و بیرونی دارد و شامل هشتی ورودی، دالان سردر، ایوان ستوندار و... است.
فضاهای اندرونی و بیرونی خانه بهنام که در دوره قاجار بازسازی شده، علاوه بر تزیینات داخلی به دلیل طراحی متناسب با فصول مختلف سال یکی از کاربردی ترین معماری های ایران را دارد که در آن تعادل درجه حرارت و چشمانداز زیبا در کنار هم به چشم می خورد
اگر گذارتان به خانه بهنام افتاد، باید ساختمان اصلی را در شمال حیاط ببینید و رو به جنوب ایوان ستون دار آن را مشاهده کنید که یک زیرزمین با اتاقهایی برای نشیمن تابستانی دارد. معمارانی که خانه را بررسی کرده اند، معتقدند که یکی از خصوصیات بارز این بنا کامل بودن مجموعه، پلان معماری و تنوع در ابعاد اتاق ها ضمن رعایت تقارن در نما است. به همین دلیل است که خانه بهنام را هم به دلیل معماری و هم به دلیل تزئیناتش به عنوان یک ساختمان مسکونی قابل مطالعه و مهم می شناسند.
فضاهای اندرونی و بیرونی خانه بهنام که در دوره قاجار بازسازی شده، علاوه بر تزیینات داخلی به دلیل طراحی متناسب با فصول مختلف سال یکی از کاربردی ترین معماری های ایران را دارد که در آن تعادل درجه حرارت و چشمانداز زیبا در کنار هم به چشم می خورد.
مهتابی یا همان بهارخواب این خانه در ضلع شمالی مجموعه و رو به حیاط اندرونی است. ایوان جنوبی به عنوان نشیمن تابستانی کاربرد داشت و ایوان شمالی با ستونهای چوبی گچاندودش شاه نشین خانه به حساب می آمد. در بنای قسمت غربی هم که تخریب شده اصطبل، مطبخ، توالت و ... قرار داشته است.
اشتراک در:
پستها (Atom)