۱۳۹۱ فروردین ۱۰, پنجشنبه
آشنایی با برج مهماندوست - سمنان
مناره آجری بازار گسکر - گیلان
آشنایی با آرامگاه شاه شجاع - فارس
۱۳۹۱ فروردین ۹, چهارشنبه
آشنایی با قرارداد 1907
موزه باستانشناسی گناباد - خراسان رضوی
عهدنامه گلستان
عهدنامه گلستان در سال 1813 بین کشورهای ایران و روسیه به امضا رسید
این قرارداد که ننگینترین قرارداد تاریخ ایران به حساب میآید در زمان سلطنت فتحعلیشاه قاجار از سوی استعمار روس بر ایران تحمیل شد.
متن کامل عهدنامه گلستان به شرح زیر است:
اعلیحضرت قضا و قدرت، خورشید رایت، پادشاه جم جاه و امپراطور عالی دستگاه ممالک بالاستقلال کل ممالک آمپیریه روسیه و اعلیحضرت قدر قدرت، کیوان رفعت، پادشاه اعظم سلیمان جاه، ممالک بالاستقلال کل ممالک شاهانه ایران به ملاحظه کمال مهربانی و اشفاق علیٌتین که در ماده اهالی و رعایای متعلقین دارند رفع و دفع عداوت و دشمنی که بر عکس رأی شوکت آرای ایشان است طالب و به استقرار مراتب مصالحه میمونه و دوستی جواریت سابقه مؤکده را در بین الطرفین راغب می باشند، با حسن الوجه رأی علیٌتین قرار گرفته در انجام این امور نیک و متصوٌبه از طرف اعلیحضرت قدر قدرت پادشاه اعظم بالاستقلال کل ممالک روسیٌه به عالیجاه معلٌی جایگاه جنرال لیوتنال سپهسالار روسیٌه و مدیر عساکر ساکنین جوانب قفقازیٌه و گرجستان، ناظم امور و مصالح شهریه ولایات غوبرنای و گرجستان و قفقازیٌه و حاجی طرخان و کارهای تمامی ثغور و سرحدات این حدودات و سامان، امرفرمای عساکر سفاتین بحر خزر، صاحب حمایل الکساندر نویسکی ذی حمایل مرتبه اولین آنٌای مرتبه دار رابع عسکریه مقتدره حضرت گیورکی، صاحب نشان و شمشیر طلا المرقوم به جهت«رشادت و بهادری» نیکلای رتیش چف اختیار کلی اعطا شده و اعلیحضرت قدر قدرت والا رتبت، پادشاه اعظم، مالک بالاستقلال کل ممالک ایران هم عالیجاه معلی جایگاه، ایلچی بزرگ دولت ایران که مأمور دولتین روم و انگلیس بودند، عمده الامرا و الاعیان، مقرب درگاه ذی شأن و محرم اسرار نهان و مشیر اکثر امور دولت علیٌه ایران از خانواده و دودمان وزارت و از امرای واقفان حضور در مرتبه دویم آن، صاحب شوکت عطایای خاص پادشاهان خود از خنجر و شمشیر و کارد مرصع و استعمال ملبوس ترمه و اسب مرصع یراق میرزا ابوالحسن خان را که در این کار مختار بالکل نموده اند حال در معسکر روسیه و رودخانه زیوه من محال گلستان متعلقه ولایات قراباغ ملاقات و جمعیت نمودند. بعد از ابراز و مبادله مستمسک مأموریت و اختیار کلی خود به یکدیگر و ملاحظه و تحقیق امور متعلق به مصالحه مبارکه به نام پادشاهی عظام قرار و به موجب اختیار نامجات طرفین، قیود و فصول و شروط مرقومه را الی الابد مقبول و منصوب و استمرار می داریم:
فصل اول
بعد از این، امور جنگ و عداوت و دشمنی که تا حال در دولتین علیتین روسیه و ایران بود به موجب این عهدنامه الی الابد مقطوع و متروک و مراتب مصالحه اکید و دوستی و وفاق شدید در بین اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم امپراطور مالک بالاستقلال کل ممالک روسیه و اعلیحضرت خورشید رایت، پادشاه دارا شوکت ممالک ایران و وارث و ولیعهدان عظام و میانه دولتین علیتین ایشان پایدار و مسلوک خواهد بود.
فصل دوم
چون پیشتر به موجب اظهار و گفتگوی طرفین قبول و رضا از جانبین دولتین شده است که مراتب مصالحه در بنای اسطاطوسکوادپریز ندیم یعنی طرفین در هر وضع و حالی که الی قرارداد مصالحه الحالیه بوده است از آن قرار باقی و تمامی الکای ولایات خوانین نشین که تا حال در تحت تصرف هر یک از دولتین بوده کماکان در تحت ضبط و اختیار ایشان بماند، لهذا در بین دولتین علیتین روسیه و ایران به موجب خط مرقومه ذیل سنور و سرحدات مستقر تعیین گردیده از ابتدای اراضی آدینه بازار به خط مستقیم از راه صحرای مغان تا به معبر یدٌی بلوک رود ارس و از بالای کنار رود ارس تا ایصال و الحاق رودخانه کپنک چای به پشت کوه مقری و از آن جا خط حدود سامان ولایات قراباغ و نخجوان از بالای کوههای آلداگوز به دره لکر می رسد و از آنجا به سرحدات قراباغ و نخجوان و ایروان و نیز رسدی از سنور گنجه جمع و متصل گردیده، بعد از آن حدود مزبوره که ولایت ایروان و گنجه و هم حدود قزاق و شمس الدین لو را تا به مکان ایشیک میدان مشخص و منفصل می سازد و از ایشیک میدان تا بالای سر کوههای طرف راست طرق و رودخانه های حمزه چمن و از سر کوههای پنبک الی گوشه حدود محال شوره گل و از گوشه شوره گل از بالای کوه برفدار آلداگوز گذشته از سر حد محال شوره گل و میانه حدود قریه سدره وارنیک به رودخانه آرپه چای ملحق و متصل شده معلوم و مشخص می گردد و چون ولایات خوانین نشین طالش در هنگام عداوت و دشمنی دست به دست افتاده، لهذا به جهت زیاده صدق و راستی حدود ولایات طالش مزبوره را از جانب انزلی و اردبیل بعد از تصدیق این صلحنامه از پادشاهان عظام، معتمدان و مهندسان مأمور که به موجب قبول و وفاق یکدیگر و به معرفت سرداران جانبین، جبال و رودخانه ها و دریاچه و امکنه و مزارع طرفین تفصیلاً تجدید و تمیز و تشخیص میسازند آن را نیز معلوم و تعیین ساخته آنچه در تحریر این صلحنامه در دست و در تحت تصرف جانبین باشد معلوم نموده، آن وقت خط حدود ولایت طالش نیز بر اسطاطوسکوادپریز ندیم مستقر و معین ساخته هر یک از طرفین آنچه در تصرف دارد بر سر آن باقی خواهد ماند و همچنین در سرحدات مزبوره فوق اگرچیزی از خط طرفین بیرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفین هر یک طرف موافق بیرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفین هر یک طرف موافق اسطاطوسکوادپریز ندیم رضا خواهد داد.
عهدنامه گلستان
فصل سوم
اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم مالک بالاستقلال کل ممالک ایران به جهت ثبوت دوستی و وفاقی که به اعلیحضرت خورشید رتبت، امپراطور کل ممالک روسیه دارند به این صلحنامه به عوض خود و ولیعهدان عظام تخت شاهانه ایران ولایات قراباغ و گنجه که الآن موسوم به الیزابت پول است و الکای خوانین نشین شکی، شیروان، قوبٌه، دربند، بادکوبه و هر جا از ولایات طالش را با خاکی که الآن در تحت تصرف دولت روسیه است و تمامی داغستان، گرجستان، محال شوره گل، آچوق باش، کورنه، مینگرلی، آبخازی و تمامی الکا و اراضی که در میانه قفقازیه و سرحدات معینه الحاله بوده و نیز آنچه از اراضی دریای قفقازیه الی کنار دریای خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالک آمپیریه روسیه می داند.
فصل چهارم
اعلیحضرت خورشید رایت، امپراطور قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالک ایران به جهت اثبات این معنی که بنابر همجواریت طالب و راغب است که در ممالک شاهانه ایران مراتب استقلال و اختیار پادشاهی را در بنای اکید مشاهده و ملاحظه نمایند، لهذا از خود و از عوض ولیعهدان عظام اقرار می نمایند که هر یک از فرزندان عظام ایشان که به ولیعهدی دولت ایران تعیین می گردد هر گاه محتاج به اعانت و امدادی از دولت روسیه باشد مضایقه ننماید، تا از خارج کسی نتواند دخل در مملکت ایران نماید و به امداد و اعانت روس دولت ایران مستقر و محکم گردد، و اگر در سر امور داخله مملکت ایران فیمابین شاهزادگان مناقشتی دولت روس را در آن میانه کاری نیست، تا پادشاه وقت خواهش نماید.
فصل پنجم
کشتیهای دولت روسیه که برای معاملات بر روی دریای خزر تردد می نمایند به دستور سابق مأذون خواهند بود که به سواحل و بنادر جانب ایران عازم و نزدیک شوند و زمان طوفان و شکست کشتی از طرف ایران اعانت و یاری دوستانه نسبت به آنها بشود. کشتیهای جانب ایران هم به دستور سابق مأذون خواهند بود که برای معامله روانه سواحل روسیه شوند و به همین نحو در هنگام شکست و طوفان از جانب روسیه اعانت و یاری دوستانه درباره ایشان معمول گردد.
کشتیهای عسکریه جنگی روسیه به طریقی که در زمان دوستی و یا در هر وقت کشتیهای جنگی دولت روسیه با علم و بیدق در دریای خزر بوده اند حال نیز محض دوستی اذن داده می شود که به دستور سابق معمول گردد و أحدی از دولتهای دیگر سوای دولت روس کشتیهای جنگی در دریای خزر نداشته باشد.
فصل ششم
تمام اسرایی که در جنگها گرفته شده اند یا اینکه به اهالی طرفین اسیر شده از کریستیان و یا هر مذهب دیگر باشند می باید الی وعده سه ماه هلالی بعد از تصدیق و خط گذاردن در این عهدنامه از طرفین مرخص و رد گردیده هر یک از جانبین خرج و مایحتاج به اسرای مزبوره داده به قرا کلیسا رسانند و وکلای سر حدات طرفین به موجب نشر اعلامی که در خصوص فرستادن آنها به جای معین به یکدیگر می نمایند اسرای جانبین را باز دریافت خواهند کرد و آنانکه به سبب تقصیر یا خواهش خود از مملکتین فرار نموده اند، أذن به آن کسانی که به رضا و رغبت خود اراده آمدن داشته باشند داده شود که به وطن خود مراجعت نمایند، و هر کس از هر قومی چه اسیر و چه فراری که نخواسته باشد بیاید کسی را با او کاری نیست و عفو و تقصیرات از طرفین نسبت به فراریان اعطا خواهد شد.
فصل هفتم
علاوه از قرار و اظهار مزبوره بالا رأی بیضا ضیای اعلیحضرت کیوان رفعت، امپراطور اعظم روسیه و اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالک ایران قرار یافته که ایلچیان معتمد طرفین که هنگام لزوم مأمور و روانه دارالسلطنه جانبین می شوند بر وفق لیاقت رتبه امور، کلیه مرجوعه ایشان را حاصل و پرداخت و سجل نمایند و به دستور سابق وکلایی که از دولتین، بخصوص حمایت ارباب معاملات در بلاد مناسبه طرفین تعیین و تمکین گردیده زیاده از ده نفر عمله نخواهند داشت و ایشان به اعزاز شایسته مورد مراعات گردیده و به احوال ایشان هیچ گونه زحمت نرسیده، بل زحمتی که به رعایای طرفین عاید گردد و به موجب عرض و اظهار وکلای مزبوره رضای ستمدیدگان جانبین داده شود.
فصل هشتم
در باب آمد و شد قوافل و ارباب معاملات در میان ممالک دولتین علیتیٌن اذن داده می شود که هر کس از اهالی تجٌار بخصوص به ثبوت اینکه دوست رعایا و ارباب معاملات متعلقه به دولت بهیه روسیه و یا تجار متعلق به دولت علیٌه ایران می باشند، از دولت خود یا از سر حدٌداران تذکره و یا کاغذ راه در دست داشته باشند، از طریق بحر و بر به جانب ممالک این دو دولت بدون تشویش آیند و هر کس هرقدر خواهد ساکن و متوقف گشته به امور معامله و تجارت اشتغال نمایند، و زمان مراجعت آنها به اوطان خود از دولتین مانع ایشان نشوند.
آنچه مال و تنخواه از امکنه ممالک روسیه به ولایات ایران و نیز از طرف ایران به ممالک روسیه برند و به معرض بیع رسانند و یا معاوضه با مال و اشیاء دیگر نمایند، اگر در میان ارباب معاملات طرفین بخصوص طلب و غیره شکوه و ادعایی باشد به موجب عادت مألوفه به نزد وکلای طرفین یا اگر وکیل نباشد نزد حاکم آنجا رفته امور خود را عرض و اظهار سازد تا ایشان از روی صداقت، مراتب ادعای آنها را مشخص و معلوم کرده، خود و یا به معرفت دیگران قطع و فصل کار را ساخته نگذارند تعرٌض و زحمتی به ارباب معاملات عاید بشود.
در باب تجٌار طرف ممالک روسیه که وارد ممالک ایران می شوند مأذون خواهند بود که اگر با اموال و تنخواه خودشان به جانب ممالک پادشاهانه دیگر که دوست ایران می باشند بروند از طرف دولت ایران بی مضایقه تذکرات راه به ایشان بدهند و همچنین از طرف دولت روس در ماده تجارت اهالی دولت ایران که از خاک ممالک روسیه به جانب سایر ممالک پادشاهانه که دوست دولت روسیه باشند می روند، معمول خواهد شد.
وقتی که از رعایای دولت روسیه در زمان توقف و تجارت. در ممالک ایران فوت شده باشد اموال و املاک او در ایران بماند چون مایعرف او از مال رعایای دولت دوست است، لهذا می باید اموال مفوت به موجب قبض الوصول شرعی رد و تسلیم ورثه مفوت گردد و نیز اذن خواهد داد که املاک مفوت را اقوام او بفروشند، چنانکه که این معنی در ممالک روسیه و پادشاهان دیگر دستور و عادت بوده متعلق به هر دولت باشد مضایقه نمی نمایند.
فصل نهم
باج و گمرک اموال تجار طرف دولت بهیه روسیه که به بنادر و بلاد ایران می آورند از یک تومان پانصد دینار در یک بلده گرفته از آنجا با اموال مزبوره به هر ولایت ایران بروند چیزی مطالبه نکرده و همچنین از اموالی که از ممالک ایران بیرون می آورند آن قدر گرفته زیاده به عنوان خرج و توجیه و تحمیل و اختراعات چیزی از تجار روسیه با شرٌ و شلتاق مطالبه نشود و به همین نحو در یک بلده باج و گمرک تجٌار ایران که به بنادر و ممالک روسیه می آورند و یا بیرون می برند به دستور گرفته، اختلافی به هیچ وجه نداشته باشند.
فصل دهم
بعد از نقل اموال تجٌار به بنادر کنار دریا و یا آوردن از راه خشکی به بلاد سرحدات دولتین اذن و اختیار به تجٌار و ارباب معاملات طرفین داده شده که اموال خودشان را فروخته و اموال دیگر خریده و یا معاوضه کرده، دیگر از امنای گمرک و مستاجرین طرفین اذن نخواسته باشند، زیرا که بر ذمٌه امنای گمرک و مستأجرین لازم است که ملاحظه نمایند تا معطٌلی و تأخیر در کار ارباب معاملات وقوع نیافته، باج خزانه را از بایع یا از مبیع (یا از مشتری) هر نوع با هم سازش می نمایند بازیافت دارند.
فصل یازدهم
بعد از تصدیق و خط گذاردن در این شروط نامه، وکلای مختار دولتین علیٌتین بلاتأخیر به اطراف جانبین اعلام و اخبار می نمایند و امر اکید بخصوص بالمرٌه ترک و قطع امور عداوت و دشمنی به هر جا ارسال خواهند کرد. شرط این شروط نامه الحاله که بخصوص استدامت مصالحه دائمه طرفین مستقر و دو قطعه مشروحه با ترجمان خطٌ فارسی مرقوم و محرٌر و از وکلای مختار مأمورین دولتین علیٌتین مزبوره بالتصدیق و با خطٌ و مهر مختم گردیده و مبادله با یکدیگر شده است می بایست از طرف اعلیحضرت خورشید رتبت.
پادشاه اعظم، امپراتور اکرم، مالک کل ممالک روسیه و از جانب اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه والا جاه ممالک ایران به امضای خطٌ شریف ایشان تصدیق گردد و چون این صلحنامه مشروحه مصدٌقه می باید از هر دو دولت پایدار به وکلای مختار برسد، لهذا از دولتین علیٌتین در مدت سه ماه هلالی وصول گردد.
تحریرآ فی معسکر روسیه در رودخانه زیوه من محال گلستان متعلٌقه قراباغ به تاریخ بیست و نهم شهر شوال المکرم سنه یک هزار و دویست و هشت هجری نبوی مطابق دوازدهم ماه اکتوبر سنه یک هزار و هشتصد و سیزده عیسوی سمت تحریر رفت.
عهدنامه ترکمانچای
عهدنامه ترکمانچای در 1 اسفند سال 1206 برابر با 21 فوریه سال 1828 پس از پایان جنگ ایران و روسیه در قفقاز جنوبی و آذربایجان، بین ایران و روسیه منعقد شد
این عهدنامه در زمان حکومت فتحعلیشاه قاجار به امضا رسید و طی آن قلمروهای باقی مانده ایران از عهدنامه گلستان در قفقاز شامل خانات ایروان و نخجوان به روسیه واگذار شد.
دیباچه عهدنامه ایران و روس:
الحمدالله الوافی و الکافی بعد از انعقاد عهدنامه مبارکه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتین علیتین و ظهور آداب کمال مهربانی و یکجهتی حضرتین بهیٌتین به مقتضای حرکات آسمانی برخی تجاوزات ناگهانی از جانب سر حد داران طرفین به ظهور رسیده که موجب سنوح غوایل عظیمه شد و از آن جا که مرآت ضمایر پادشاهانه جانبین از غبار این گونه مخاطرات پاک بود اولیای دولتین علیتین تجدید عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و کوشش های منصفانه در دفع و رفع غایله اتفاقیه به ظهور رسانیده عهدنامه مبارکه جدید به مبانی و اصولی که در طی فصول مرقومه مذکور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وکلای دولتین علیتین و در ماه شوال در سال هزار و دویست و چهل و نه هجری به امضای همایون شرف استقرار و استحکام پذیرفت.
بر اولیای دولتین لازم است که از این پس در تحصیل موجبات مزید دوستی و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحکام و استقرار معاهده مبارکه را به مراودات دوستانه متزاید خواهند و اگر در معدات تکمیل امور دوستی قصوری بینند به امضای خواهشهای منصفانه تدارک آن را لازم بشمارند و دقیقه از دقایق دوستی را مهمل و متروک نگذارند.
عهدنامه ترکمانچای
بسم الله الرحمن الرحیم
چون اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اکرم شوکت دستگاه، مالک بالاستحقاق کل ممالک روسیه و اعلیحضرت کیوان رفعت خورشید رایت، خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالک ایران، چون هر دو علی السویه اراده و تمنای صادقانه دارند که به نوایب و مکاره جنگی که بالکلیه منافی رأی والای ایشان است نهایتی بگذارند و سنتهای قدیم حسن مجاورت و مودت را ما بین این دو دولت بواسطه صلحی که متضمن دوام باشد و بواعث خلاف و نفاق آتیه را دور کنند در بنای مستحکم استقرار دهند، لهذا برای تقدیم این کار خجسته آثار اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه جناب ژان پاسکویچ، جنرال آنفاندری، سردار عسکر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملکیه گرجستان و ولایات قفقاز و حاجی ترخان، مدیر سفاین حربیه بحر خزر، صاحب حمایلات الکسندر نویسکی مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولادیمیر مقدس مرتبه اول و گیورگی مقدس مرتبه دویم و صاحب دو شمشیر افتخار یکی طلا موسوم«برای شجاعت» و دیگری مرصع به الماس و صاحب حمایلات دول خارجه مرتبه اولین عقاب سرخ پیکر پروسیه، هلال دولت عثمانی و نشان های دیگر و جناب «الکسندر اوبرو سکوف» صاحب حمایلات مقدسه ثالث ولادیمیر، مرتبه ثانی سن استانیسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بیت، و از طرف اعلیحضرت قویشوکت پادشاه ممالک ایران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس میرزا را وکلای مختار خود تعیین کردند و ایشان بعد از آن که در ترکمنچای مجتمع شدند و اختیار نامه خود را مبادله کرده و موافق قاعده و شایسته دیدند، فصول آتیه را تعیین و قرارداد کردند.
فصل اول
بعد الیوم ما بین اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران و ولیعهدان و اخلاف و ممالک و رعایای ایشان مصالحه و مودت و وفاق کاملی إلی یوم الأبد واقع خواهد بود.
فصل دویم
چون جدال و نزاعی که فیما بین عهد کنندگان رفیع الارکان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گردید، عهود و شروطی را که بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ایشان لازم بود موقوف و متروک می دارد، لهذا اعلیحضرت کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران چنین لایق دیدند که به جای عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه دیگر به این شروط و عهود و قیود قرار دهند که ما بین دو دولت روس و ایران بیشتر از پیشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتیه صلح و مودت گردد.
فصل سیم
اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران از جانب خود و از جانب ولیعهدان و جانشینان به دولت روسیه واگذار می کند تمامی الکای نخجوان و ایروان را - خواه این طرف روس باشد یا آن طرف. و نظر به تفویض، اعلیحضرت ممالک ایران تعهد می کند که بعد از امضاء این عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره این دو دولت مذکوره باشد به تصرف امرای روسیه بدهند.
فصل چهارم
دولتین علیتین معاهدتین عهد و پیمان می کنند که برای سر حد فیما بین دو مملکت بدین موجب سر حد وضع نمایند از نقطه سر حد ممالک عثمانی که از خط مستقیم به قله کوه آغری کوچک أقرب است. ابتدا کرده، این خط تا به قله آن کوه کشیده می شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوی پایین که از سراشیب جنوبی آغری کوچک جاریست فرود آمده، به متابعت مجرای این رودخانه تا به التقای آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد می شود. چون این خط به آن جا رسید به متابعت مجرای ارس تا به قلعه عباس آباد می آید و در تعمیرات و ابنیه خارجه آن که در کنار راست ارس واقع است نصف قطری بقدر نیم آغاج که عبارت از سه ورس و نیم روسی است رسم می شود و این نصف قطر در همه اطراف امتداد می یابد. همه اراضی و عرصه که در این نصف قطر محاط و محدود می شود بالانفراد متعلق به روسیه خواهد داشت و از تاریخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستی کامل معین و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جایی که طرف شرقی این نصف قطر متصل به ارس می شود خط سر حد شروع و متابعت مجرای ارس می کند تا به مسیر یدی بلوک و از آن جا از خاک ایران به طول مجرای ارس امتداد می یابد با فاصله و مسافت سه آغاج که عبارتست از بیست و یک ورس روسی بعد از وصول به این نقطه خط سر حد به استقامت از صحرای مغان می گذرد تا به مجرای رودخانه موسومه بالهارود به محلی که در سه فرسخی واقع است که عبارتست از بیست و یک ورس روسی پایین تر از ملتقای دو رودخانه کوچک موسوم به آدینه بازار و ساری قمیش و از آن جا این خط به کنار چپ بالهارود تا به ملتقای رودخانه های مذکور آدینه بازار و ساری قمیش صعود کرده به طول کنار راست رودخانه آدینه بازار شرقی تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندی های جگیر امتداد می یابد، به نوعی که جمله آبهایی که جاری به بحر خزر می شوند متعلق به روسیه خواهد بود و همه آبهایی که سراشیب و مجرای آنها به جانب ایران است تعلق به ایران خواهد داشت و چون سر حد دو مملکت این جا بواسطه قلل جبال تعیین می یابد، لهذا قرار داده شد که پشته هایی که از این کوهها به سمت بحر خزر است به روسیه و طرف دیگر آنها به ایران متعلق باشد. از قله های بلندی های جگیر خط سر حد تا به قله کمر قویی به متابعت کوههایی می رود که طالش را از محال ارشق منفصل می کند. چون قلل جبال از جانبین مجرای میاه را می دهند، لهذا در این جا نیز خط سر حد را همان قسم تعیین می کند که در فوق در باب مسافت واقعه بین منبع و آدینه بازار و قلل جگیر گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله کمر قویی به بلندی های کوههایی که محال زوند را از محال ارشق فرق می دهد متابعت می کند تا به سر حد محال ولکیج همواره بر طبق همان ضابطه که در باب مجرای میاه معین شد، محال زوند بغیر از آن حصه که در سمت مخالف قلل جبال مذکوره واقع است از این قرار حصه روسیه خواهد بود. از ابتدای سر حد محال ولکیج خط سر حد ما بین دو دولت به قلل جبال کلوتوپی و سلسله کوههای عظیم که از ولکیج می گذرد متابعت می کند تا به منبع شمالی رودخانه موسوم به آستارا پیوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجرای میاه و از آن جا خط سرحد متابعت مجرای این رودخانه خواهد کرد تا به ملتقای دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را که بعد از این متصرفات روسیه و ایران را از هم فرق خواهد داد تکمیل خواهد نمود.
فصل پنجم
اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای اثبات دوستی خالصانه که نسبت به اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه دارد به این فصل از خود و از عوض اخلاف و ولیعهدان سریر سلطنت ایران تمامی الکا و اراضی و جزایری را که در میانه خط حدود معینه در فصل مذکوره فوق و قلل برف دار کوه قفقاز و دریای خزر است و کذا جمیع قبایل را چه خیمه نشین چه خانه دار، که از اهالی و ولایات مذکوره هستند واضحاً و علناً الی الابد مخصوص و متعلق به دولت روسیه می داند.
فصل ششم
اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به تلافی مصارف کثیره که دولت روسیه را برای جنگ واقعه بین الدولتین اتفاق افتاده و همچنین به تلافی ضررها و خسارت هایی که به همان جهت به رعایای دولت روسیه رسیده تعهد میکند که بواسطه دادن مبلغی وجه نقد آنها را اصلاح نماید و مبلغ این وجه بین الدولتین به ده کرور تومان رایج قرارگرفت که عبارت است از بیست میلیون مناط سفید روسی، و چگونگی در موعد و رهاین فصول این وجه در قرارداد علاحده که همان قدر قوت و اعتبار خواهد داشت که گویا لفظاً به لفظ در این عهدنامه مصالحه حالیه مندرج است، معین خواهد شد.
فصل هفتم
چون اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران شایسته و لایق دانسته همان فرزند خود عباس میرزا را ولیعهد و وارث تخت فیروزی بخت خود تعیین نموده است، اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه برای این که از میل های دوستانه و تمنای صادقانه خود که در مزید استحکام این ولیعهدی دارد به اعلیحضرت پادشاهی شاهنشاه ممالک ایران برهانی واضح و شاهدی لایح بدهد، تعهد می کند که از این روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس میرزا را ولیعهد و وارث برگزیده تاج و تخت ایران شناخته، از تاریخ جلوس به تخت شاهی، پادشاه بالاستحقاق این مملکت می داند.
فصل هشتم
سفاین تجارتی روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت که به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر کرده به کناره های آن فرود آیند و در حالت شکست کشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین کشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود که به قرار سابق در بحر خزر سیر کرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شکست کشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه که علم های عسکریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند که در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد.
فصل نهم
چون مکنون خاطر اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران است که من کل الوجوه عهودی را که به این سعادت و میمنت ما بین ایشان مقرر گشته مستحکم نمایند، لهذا قرارداد نمودند که سفراء و وکلا و کارگزارانی که از جانبین به دولتین علیتین تعیین می شود خواه برای انجام خدمت های اتفاقی یا برای اقامت دایمی - به فراخور مرتبه و موافق شأن دولتین علیتین و بملاحظه مودتی که باعث اتحاد ایشان گشته به عادت ولایت مورد اعزاز و احترام شوند و در این باب دستور العملی مخصوص و تشریفاتی قرار خواهند کرد که از طرفین مرعی و ملحوظ گردد.
فصل دهم
چون اعلیحضرت امپراطور کل روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران استقرار و افزایش روابط تجارت را ما بین دو دولت مانند یکی از نخستین فواید ملاحظه کردند که می بایست از تجدید مصالحه حاصل شود، لهذا قرارداد نمودند که تمامی اوضاع و احوال متعلقه به حمایت تجارت و امنیت تبعه دو دولت را به نوعی که متضمن مرابطه کامله باشد معین و منتظم و در معاهده جداگانه ای که به این عهدنامه ملحق و ما بین وکلای مختار جانبین مقرر و مانند جزو متمم او مرعی و ملحوظ میشود مضبوط و محفوظ دارند اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای دولت روس کما فی السابق این اختیار را مرعی می دارد که در هر جا که مصلحت دولت اقتضا کند کونسولها و حامیان تجارت تعیین نمایند و تعهد می کند که این کونسولها و حامیان تجارت را که هر یک زیاده از ده نفر اتباع نخواهد داشت فراخور رتبه ایشان مشمول حمایت و احترامات و امتیازات سازد و اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب
خود وعده می کند که درباره کونسولها و حامیان تجارت اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به همین وجه مساوات کامله مرعی دارد
در حالتی که از جانب دولت ایران نسبت به یکی از کونسولها و حامیان تجارت روسیه شکایتی محققه باشد، وکیل و یا کارگزار دولت روس که در دربار اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران متوقف خواهد بود و این حامیان و کونسولها بلاواسطه در تحت حکم او خواهد شد، او را از شغل خود بیدخل داشته به هر که لایق داند اداره امور مزبور را بر سبیل عادیه رجوع خواهد کرد.
فصل یازدهم
همه امور و ادعا های تبعه طرفین که به سبب جنگ به تأخیر افتاده بعد از انعقاد مصالحه موافق عدالت به اتمام خواهد رسید و مطالباتی که رعایای دولتین جانبین از یکدیگر یا از خزانه داشته باشند به تعجیل و تکمیل وصول پذیر خواهد شد.
فصل دوازدهم
دولتین علیتین معاهدتین بالاشتراک در منفعت تبعه جانبین قرارداد می کنند که برای آنهایی که مابین خود به سیاق واحد در دو جانب رود ارس املاک دارند موعدی سه ساله مقرر نمایند تا به آزادی در بیع یا معاوضه آنها قدرت داشته باشند، لکن اعلیحضرت امپراطور کل روسیه از منفعت این قرارداد در همه آن مقداری که به او تعلق و واگذار می شود، سردار سابق ایروان حسین خان و برادر او حسن خان و حاکم سابق نخجوان کریم خان را مستثنی می دارد.
فصل سیزدهم
همه اسیرهای جنگی دولتین خواه در مدت جنگ آخر باشد یا قبل از آن و همچنین تبعه طرفین که به اسیری افتاده باشند از هر ملت که باشد همگی بغایت چهار ماه به آزادی مسترد و بعد از آنکه جیره و سایر تدارکات لازمه به آنها داده شد به عباس آباد فرستاده می شوند تا اینکه به دست مباشرین جانبین که در آن جا مأمور گرفتن و تدارکات فرستادن ایشان به ولایت خواهد
بود تسلیم شوند دولتین علیتین در باب همه اسیرهای جنگ و تبعه روس و ایران که به اسیری افتاده و به علت دوری مکان هایی که در آن جا بوده اند یا به علت اوضاع و اسباب دیگر بعینه مسترد نشده باشند، همان قرارداد را می کنند و هر دو دولت ایٌ وقت کان اختیار بی حد و نهایت خواهند داشت که آنها را مطالبه کنند و تعهد می کنند که هر وقت اسیر خود به دولت عرض نماید یا ایشان را مطالبه کنند از جانبین مسترد سازند.
فصل چهاردهم
دولتین علیتین معاهدتین جلای وطن کنندگان و فراریان را که قبل از جنگ یا در مدت آن به تحت اختیار جانبین گذاشته باشند مطالبه نمیکنند ولیکن برای منع نتایج مضره جانبین که از مکاتبات و علاقه خفیه بعضی از این فراریان با هم ولایتیان یا اتباع قدیم ایشان حاصل می تواند شد، دولت ایران تعهد می کند که حضور و توقف اشخاصی را که الحال یا بعد از این باسمه به او مشخص خواهد شد از متصرفات خود که مابین ارس و خط رودخانه مرسوم به جهریق و دریا و حد ارومی و رودخانه مشهور به جیقتو و قزل اوزن تا التقای آن به دریا واقع است رخصت می دهد اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود همچنین وعده می کند که
فراریان ایران را در ولایت قراباغ و نخجوان و کذالک در آن حصه ولایت ایروان که در کنار راست رود ارس واقع است اذن توطن و سکنی ندهد، لیکن معلوم است که این شرط مجری و معمول نبوده و نخواهد بود، مگر در باب اشخاصی که صاحب مناصب ملکیه یا مرتبه و شأن دیگر باشد، مانند خوانین و بیک ها و ملا های بزرگ که صورت رفتار ها و اغواها و مخابرات و مکاتبات خفیه ایشان درباره همولایتیان و اتباع و زیر دستان قدیم خود موجب یک نوع رسوخ و تأثیر به افساد و اخلال تواند شد در خصوص رعایای عامه مملکتین مابین دولتین قرارداده شده که رعایای جانبین که از مملکتی به مملکت دیگر گذشته باشند، یا بعد از این بگذرند مأذون و مرخص خواهند بود که در هر جایی که آن دولت که این رعایا به تحت حکومت و اختیار او گذاشته باشند مناسب داند سکنی و اقامت کنند فصل پانزدهم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به این حسن اراده که آرام و آسایش را به ممالک خود باز آورد و موجبات مکاره را که اکنون به سبب این جنگ و خصومت بر اهالی مملکت روی آورده و به جهت انعقاد این عهدنامه که به فیروزی تمام سمت انجام می پذیرد از ایشان دور کرده، همه رعایا و ارباب مناصب آذربایجان عفو کامل و شامل مرحمت می فرمایند و هیچ یک از ایشان بدون استثنای مراتب و طبقات به جرم عرضه ها و عملها و رفتارهای ایشان که در مدت جنگ یا در اوقات تصرف چند وقت قشون روسیه از ایشان ناشی شده نباید معاقب شوند و آزار ببینند.
موزه، خانه دوم هنرمندان است
موزه هنرهای معاصر تهران، مرکز فعالیتها و رویدادهای مهم هنری ایران در زمینه هنرهای تجسمی بهشمار میآید.
این موزه درگنجینه خود، حدود 3هزار اثر ارزشمند را در دل خود جای داده است که به نخبگان دیروز و امروز هنرهای تجسمی ایران و جهان تعلق دارد. برای اطلاع از مجموعه فعالیتهای موزه هنرهای معاصر تهران با محمود شالویی که از سال 87 سکان هدایت این موزه را بهعهده گرفته است، به گفتوگو نشستیم.
موزه هنرهای معاصر تهران بعد از انقلاب از چه زمانی فعالیت خود را آغاز کرد؟
شروع فعالیتهای جدی موزه هنرهای معاصر تهران پس از انقلاب اسلامی، در واقع از سال 58 آغاز شد. با توجه به شرایط بهوجود آمده، هنرمندان انقلابی که در انقلاباسلامی نقش مهمی داشته و هنرمندان تجسمی هم در اکثر صحنههای انقلاب حضور داشتند، فعالیتهای هنری خودشان را از سر گرفتند؛ لذا موزه هنرهای معاصر محلی شد برای نمایش آثار این هنرمندان که میخواستند صحنههای انقلاب را به تصویر بکشند و به نمایش بگذارند و بعد در طول دوران دفاع مقدس هنرمندان آثاری را خلق کردند که این آثار در گنجینه موزه نگهداری میشود و هر چه از عمر انقلاب میگذرد دامنه این فعالیتها بیشتر میشود، تا جایی که موزه هنرهای معاصر تهران هماکنون یکی از مهمترین و معتبرترین موزههای جهانی است و بخش عمده این اعتبار بهخاطر وجود آثار ارزشمند هنرمندان داخلی و خارجی موجود در گنجینه موزه است.
گنجینه موزه چه آثاری را در خود جای داده است؟
در واقع این موزه یکی از مهمترین و کاملترین مجموعه شاهکارهای هنر تجسمی معاصر جهان را در اختیار دارد و در گنجینه خارجی خود، آثاری از هنرمندان نامدار جهان همچون پابلو پیکاسو، جکسون پولاک، ژرژ روان، پل گوگن، آندره دورن، ژرژ براک، ونگوگ، خوان میرو، مارک شاگال، لوترک، کاندینسکی، ادوارد مونه، اندی وارهول و... را در اختیار دارد که برخی از این نمونهها منحصر بهفرد و شاهکارهای هنری این هنرمندان محسوب میشوند و جزو اموال موزه هنرهای معاصر تهران محسوب میشود. این گنجینه دارای 2بخش است و مجموعه دائمی موزه حدود 3هزار اثر ارزشمند هنرمندان داخلی و خارجی را در گنجینه خود جای داده که به نخبگان دیروز و امروز هنرهای تجسمی ایران و جهان تعلق دارد.
وضعیت موزه در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
ببینید عمده موزهها در ایران موزههایی هستند که به امر نگهداری و نمایش آثار باستانی میپردازند. اما موزهای که متکفل آثار هنری باشند به جرات میتوانم بگویم که فقط موزه هنرهای معاصر تهران است که بهصورت جامع و کامل است. البته تعدادی از موزهها در برخی مراکز استانها شکلگرفته؛ مثل موزه هنرهای معاصر اهواز و موزه هنرهای معاصر آبادان. اینها به تازگی رونقی گرفتهاند و چراغی روشن شده است اما این به منزله کافی بودن نیست. این نیازمند این است که اقلا ما در هر استان بتوانیم یک موزه برای استفاده هنرمندان و مشتاقان هنرهای تجسمی ایجاد کنیم تا بسیاری از آثار هنرمندان خوب و شایسته را گردآوری و نگهداری کرده و در مواقع مختلف به نمایش بگذاریم. در سطح کشور خودمان هم بایستی به استانداردهایی که در موزههای جهانی به آن رسیدهاند برسیم. خب! در برخی از کشورها از امکانات خیلی خوبی برخوردارند. ما بایستی سعی کنیم به آن سمت پیش برویم و آن امکانات را ایجاد بکنیم. اگرچه موزه هنرهای معاصر تهران فاصله چندانی با موزههای معتبر جهانی ندارد و از نقطه نظر آثار، چه آثار خارجی و چه داخلی جزو 10موزه درجه اول دنیاست اما باید از نقطه نظر بنا و وسعت و امکانات و تجهیزات باز هم بیشتر به آن توجه داشته باشیم.
اشاره به برخی موزههای جدید داشتید، طرح تاسیس موزههای استانی به کجا رسید؟
خوشبختانه در طرحهای کلان استانی این موضوع پیگیری شده است؛ ولی به نسبت پیگیری مسئولین استانها کارها در بعضی جاها خوب پیش میرود. من فکر میکنم هرچه مسئولین استانی نگاه فرهنگیشان بیشتر باشد و نسبت به این موضوع با حساسیت بیشتری نگاه میکنند، ما به این هدف نزدیکتر میشویم و یکی از مهمترین دلایلی که در برخی استانها موزهها شکل گرفتهاند، ناشی از پیگیری و نگاههای فرهنگی مسئولین آنهاست.
بحث امانت سپاری آثار این موزه از چه زمانی شکل گرفت؟
این موزه در 2سال گذشته باب امانتسپاری را باز کرد. در همین راستا ما یک اثر از پیکاسو با نام نقاش و مدلش را که مربوط به سال 1927 این هنرمند بود به موزه کنستهاوس زوریخ امانت دادیم که این اثر عمیقا مورد توجه علاقهمندان و مخاطبان این هنرمند قرار گرفت؛ خصوصا بهخاطر سلامت این اثر که نسبت به سایر آثار پیکاسو سالمتر بود. حتی نوه پیکاسو در حاشیه آن برنامه در صحبتی که با من داشت از ایران و موزه هنرهای معاصر تهران بهخاطر مراقبت و دقتی که در نگهداری این اثر نفیس و برجسته داشته است تشکر و قدردانی کرد. همچنین اثر دیگری از وندونگن به موزه بوینمانس روتردام هلند امانت داده شد. مهمترین تبلیغی که مورد توجه شبکههای داخلی آنها قرارگرفت، سالم بودن آثار بود. این امر برای جهانیان هم مورد تعجب و شگفتی بود که موزه هنرهای معاصر تهران اینقدر نسبت به نگهداری آثار هنری توجه دارد؛ آثاری که برخی از آنها بیش از صدسال از تاریخ آنها میگذرد.
شاید این سؤال برای برخی بهوجود بیاید که اساسا این امانتسپاری چه مزایایی برای ما دارد؟
یکی از مهمترین مزایایی که برای ما و ایران دارد این است که فرهنگ و هنر کشور ما را به دنیا معرفی میکند، بهعنوان کشوری که حامی هنر است. ببینید! در آیین افتتاحیه نمایشگاه جکسون پولاک که در توکیو برگزار شده بود و من هم شرکت داشتم، رئیس ملی موزه توکیو در نطق خود برای نمایشگاه، بیشترین نکتهای که روی آن تاکید میکرد. همکاری ایران برای امانت دادن اینگونه آثار بود. حتی تاکید میکرد که اگر این اثر به این نمایشگاه نمیآمد ما چنین نمایشگاهی را نمیتوانستیم داشته باشیم، لذا از شرکتکنندگان خواست برای ایران و موزه هنرهای معاصر کف بزنند و چندین بار تشویق بکنند و حتی جملهای گفت که من دوست دارم این جمله را اینجا ذکر کنم و آن این بود که «وقت آن رسیده است که به ایران و ایرانیان اعتماد بیشتری داشته باشیم».
بهنظرم با این اقدام، ما میتوانیم چهره جدیدی در شرایط سیاسی امروز از ایران به جهانیان معرفی کنیم. خب! این خیلی اهمیت دارد که ما بهعنوان کشوری صاحب تمدن، با مردمی کاملا متمدن و فرهنگی نزد جهانیان با همین ویژگیهایی که ما همین الان از آن برخوردار هستیم معرفی بشویم. حتی خبرنگار رویترز آمریکا در توکیو از من پرسید نگهداری این آثار درحالیکه هنرمندان آن ایرانی نیستند، برای شما چه نفعی دارد؟ در پاسخ گفتم هنرمندان به خاطر آثار فرهنگی و بعد هنریشان در هرکجای دنیا و متعلق به هر سرزمینی که باشند، برای همه جهانیاند و از این جهت مورد احترام مردم تمام جهان هستند. علاوه بر این از آنجا که مردم ایران فرهنگدوست هستند و در طول تاریخ هم به همین عنوان شناخته شدهاند، بنابراین از آثار فرهنگی بهخوبی مواظبت میکنند. در کل ما ایرانیها چون هنرمندان زیادی داریم که آثارشان را مراقبت میکنیم به سایر آثار هنری هم اهمیت میدهیم. میخواهم بگویم که ما امانتدارهای خوبی هستیم. الان اکثر موزههای دنیا خواستار امانتگیری آثار از موزه را دارند.
من فکر میکنم این در معرفی وجه فرهنگی و هنری ما به جهانیان خیلی مؤثر باشد، ضمن اینکه این آمادگی را هم برای آنها ایجاد میکند که شما اگر خواستید نمایشگاه هر هنرمندی را برگزار کنید آنها هم آثاری را که دارند به ما بدهند. مثلا ما در سال آیند نمایشگاهی خواهیم داشت از یک هنرمند برجسته آلمانی که کل آثارش در موزه هنرهای معاصر بهنمایش گذاشته میشود. این نشان از اعتبار جهانی موزه هنرهای معاصر تهران دارد.
تعامل موزه هنرهای معاصر با سایر موزههای دنیا صرفا در امانت سپاری آثار بوده است؟
ما با بسیاری از موزههای بزرگ دنیا در زمینههای گوناگون از جمله تخصصی در ارتباط نزدیک هستیم، بهگونهای که در اکثر برنامههایشان ما را دعوت میکنند. ما هرماه بهطور متوسط یک دعوتنامه از موزههای مختلف دریافت میکنیم؛ حتی با یکی از این موزهها که در تعامل نزدیک هستیم قرار شد کارشناسانی از کشور ما به آنجا بروند و از نزدیک از نحوه مراقبت از آثار هنری را ببینند. حتی با یک موزه دیگر هم از جنبه آموزشی با هم تبادل داریم.
فکر میکنید تا چه حد به استانداردهای جهانی نزدیک شدهایم؟
واقعیت این است که فاصله ما با استانداردهای جهانی خیلی زیاد نیست. اگر موزههای هنری دنیا با استفاده از فناوری از آثارشان بهخوبی مراقبت میکنند، ما هم با کمترین امکانات خود تاکنون توانستهایم از آنها بهخوبی نگهداری و مواظبت کنیم با این حال ما از تجهیزات و امکانات آنها در امر سیستمهای حرارتی و برودتی برای متعادل نگهداشتن دمای مناسب هنگام نمایش آثار یا سیستمهای روشنایی جدیدی که امروزه برای نمایش آثار در گالریها بهکار میرود یا نحوهای که برای نمایش آثارشان جهت مراقبت لحاظ میشود. هنوز نتوانستهایم بهطور کامل بهره بگیریم. لیکن موزه ما جزوه موزههای استاندارد جهانی محسوب میشود.
ارتباط موزه هنرهای معاصر با سایر موزههای داخلی تا چه حد است؟
خب! بهواسطه ماهیت کارمان ارتباط کمتری داریم ولی بیارتباط هم نیستیم. مثلا اخیرا در بازدیدی که وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی به همراه معاون هنری از موزه صلح در پارک شهر داشتند و من هم حضور داشتم، قرار شد با این موزه همکاری نزدیکی داشته باشیم، همچنین با موزههای دفاع مقدس در ارتباط هستیم و حتی برخی با موزههایی که دارند شکل میگیرند، ما همکاری بسیار نزدیکی را شروع کردهایم. در سمنان نیز با موزهای که برای دفاع مقدس در دست احداث است در تعامل نزدیک هستیم. در بسیاری از موزههای دیگر هم ما همکاری داریم.
با توجه به تصویب و ابلاغ قانون خرید آثار هنری برخی از هنرمندان، پیشنهاد تاسیس موزه اختصاصی فروش آثار را دادند، شما چه قولی در این زمینه میدهید؟
ببینید! در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست که موزهها، محلی برای فروش آثار هنری باشند. موزهها صرفا محل نمایش نفیس و برجسته آثار هنری هستند؛ البته شاید بتوان بهصورت موقت در موزهای اکسپو برگزار کرد اما اینکه موزهای بهعنوان متکفل خرید و فروش آثار هنری باشد دیگر اسم آنرا نباید موزه بگذاریم چون موزه ماهیتش مشخص است. من با پیشنهاد تاسیس موزه بهعنوان محلی برای فروش آثار موافق نیستم اما اگر این را به این شکل مطرح کنیم که ما یک یا چندین محل دائمی برای فروش آثار هنری داشته باشیم این بسیار طرح و نظر خوبی میتواند باشد و ما هم از آن استقبال و حمایت میکنیم. البته خوشبختانه بخشی از این کار توسط برخی از نگارخانهها انجام میگیرد و آنها در طول سال فروش آثار هنری را دارند و اکسپوهایی هم که قرار است برای خرید آثار هنری درنظرگرفته شوند، میتوانند محل مناسبی برای فروش آثار هنری باشند.
درخصوص جذب مخاطبان عام از موزه هنرهای معاصر چه اقداماتی صورت گرفته است؟
اصولا بهطور طبیعی موزههای تخصصی معمولا محل رفتوآمد تعداد خاصی از هنرمندان یا دانشجویان هنری و استادان بوده و هست. اینکه انتظار داشته باشیم عموم مردم از اینگونه آثار بهصورت مداوم بازدید داشته باشند شاید بهطور دائمی امکان آن وجود نداشته باشد. بهنظر من در این زمینه بعضی از جشنوارهها و نمایشگاهها توانستند یک ارتباط تنگاتنگی با مردم ایجاد بکنند و سیل جمعیت را به سمت موزه بکشانند، که ما از این موضوع استقبال کرده و میکنیم؛ مثل جشنواره فجر که بیش از 3هزارنفر حضور پیدا میکنند. این نشان از حضور اقشار مختلف مردم دارد؛ یعنی هر چقدر نمایشگاهها بتوانند از جامعیتی برخوردار باشند. یادم هست در سال 87 که نخستین دوره برگزاری جشنواره تجسمی فجر بود. وقتی میخواستیم آیین اختتامیه نخستین دوره را در آنجا برگزار کنیم، با توجه به گنجایش تالار وحدت، بعضی از مسئولین و دوستان ما نگران استقبال کم از سوی مردم عادی بودند. اما استقبال مردمی، این دوستان را شوکه کرد؛ لذا فراگیری و جامعیت رشتههای مختلف هنری توانست این نگاه را که آثار نمایشگاهی فقط اختصاص به هنرمندان همان رشته دارد را تغییر دهد.
اما سفارش شما برای هنرمندانی هنرهای تجسمی که موزه را خانه خودشان میدانند؟
از اینکه هنرمندان هنرهای تجسمی این موزه را خانه دوم خودشان میدانند، مایه خرسندی و افتخار ماست و قطعا هم این موزه متعلق جامعه هنرهای تجسمی است. برای همین منظور هم ما به مناسبتهای مختلف از هنرمندانمان دعوت میکنیم که حضور داشته باشند و خوشبختانه ما با حضور خیلی پررنگی از سوی هنرمندان عرصه تجسمی خصوصا پیشکسوتان و استادان مواجه هستیم. در برنامهریزیهای ما هست که انشاالله در سال 91 بتوانیم برگزاری نشستهای هفتگی را برای حضور استادان و پیشکسوتان داشته باشیم. تا با حضور خود فضایی ایجاد کنند که هنرمندان از نزدیک با این استادان مواجه شوند و از تجربیات آنها استفاده ببرند.
و نکته پایانی
ما از روزنامه وزین همشهری که به موضوع بسیار مهم موزه میپردازد تشکر میکنیم. یکی از نکاتی که در دنیا خیلی مورد توجه است حضور مشتاق هنرمندان در موزههاست، بهگونهای که در برخی از کشورها یک صف طولانی از مردم را میبینید که علاقهمند هستند تا نامشان جزو نخستین کسانی باشد که یک نمایشگاه را میبینند. من امیدوارم با همین شتابی که امروزه علاقهمندی به موزه و آثار موزه در کشور ما ایجاد شده، به جایی برسیم که همین فرهنگ هم در کشور ما بهطور خیلی وسیع جای خودش را باز بکند و یک شوق و رغبت و انگیزه جدی بین همه طبقات مردم ایجاد بشود که بازدید از موزه و نمایشگاه آثار موزه را جزو اولویتهای هفتگی یا حتی روزانه خودشان قرار بدهند.
موزههایی که به سرانجام نرسیدند
همیشه خبرهای خوبی از افتتاح موزه به گوش میرسد اما این خبرها همیشه ختم به خیر نمیشود؛ چراکه هر بار ساخت بعضی از این موزهها به دلایلی نیمهتمام باقی میماند.
از سوی دیگر برخی از این موزهها به دلیل مشکلات غیرقابل پیشبینی یا مشکلات مالی که قابل پیشبینی بوده است در نیمه راه تعطیل میشوند. در این گزارش نگاهی داریم به چند موزهای که هرگز شکل عملی به خودش نگرفت.
اصفهان بدون موزه موسیقی
خانه تاریخی نایب اسدالله اصفهانی، پدر نی ایران در لیست مکانهایی بود که میگفتند قرار است به موزه موسیقی تبدیل شود اما بعد از مدتی خبر تبدیل خانه تاریخی نایب اسدالله اصفهانی به شعبه بانک سپه به گوش رسید. این خبر که سال گذشته منتشر شد تأسف هنردوستان خصوصا اهالی موسیقی را بههمراه داشت چرا که دوستداران میراث فرهنگی و موسیقیدانان اصفهانی معتقدند این خانه میتواند جای خالی موزه موسیقی را در این استان پر کند.
نایب اسدالله اصفهانی که در میان دوستداران موسیقی و میراث فرهنگی اصفهان بهعنوان پدر نی ایران شهرت دارد در اواخر عصر قاجار مطابق با سال1300 دارفانی را وداع گفت و در تخت پولاد اصفهان به خاک سپرده شد. از این هنرمند تنها یک خانه تاریخی بهجای مانده که اکنون بهدلیل بیتوجهی به مخروبهای تبدیل شده است که تنها به کمک تیرآهنهایی که به دیوارش تکیه دادهاند استوار ایستاده است.اما این تمام بیتوجهی به این استاد موسیقی نبود. به گزارش مهر مزار به جا مانده از وی نیز شایسته این استاد نبود تا اینکه چندی پیش به پیشنهاد انجمن اصفهانپژوهان و دوستداران میراث فرهنگی، شهردار اصفهان دستور داد سنگ مزاری درخور شأن این استاد تدارک دیده شود؛ چون سنگ مزار اصلی استاد در اثر احداث خیابان فیض در دوره پهلوی نابود شده بود.پس از آن در سال1381 انجمن اصفهانپژوهان پیشنهاد ثبت خانه تاریخی استاد نایباسدالله اصفهانی را مطرح کرد و این خانه در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. این خانه در حالی در این فهرست به ثبت رسید که توسط بانک سپه خریداری شده و قرار است به یکی از شعب این بانک تبدیل شود. اگرچه خانه نایب اسدالله ارزش معماری تاریخی خاصی ندارد اما چون منزل یکی از بهترین استادان موسیقی ایران بوده، میتوان از آن بهعنوان موزه موسیقی استان اصفهان استفاده کرد.
سرنوشت موزه «آلاشت»
سال1385 خبری روی خبرگزاریها قرار گرفت که وعده داده شد موزه موسیقی «آلاشت» با همکاری انجمن موسیقی آلاشت با همکاری میراث فرهنگی و گردشگری راهاندازی میشود.به گزارش میراث خبر این انجمن طرح راه اندازی موزه را به اداره کل موزههای سازمان میراث فرهنگی کشور ارائه کرده و مورد موافقت قرار گرفته است. اداره کل موزهها نیز پس از بررسی طرح موافقت کرده است تا در ایجاد موزهای به صورت مشارکتی این انجمن را یاری کند.
با اینکه 5 سال از انتشار این خبر میگذرد اما هنوز خبری از ساخت موزه موسیقی در این شهر نیست. البته اگر به آلاشت رفتید میتوانید سری هم به موزه مردمشناسی این شهر بزنید. این موزه به همت شهرداری و وزارت ارشاد ایجاد شد که در نوع خود قابل تحسین است.
خانهای برای هنرمندان محبوب
اگر در تمام دنیا، به یاد هنرمند فقید و البته محبوب خانه او را تبدیل به موزه میکنند، در حوزه موسیقی هم از این دست اتفاقات میافتد که البته ختم به خیر هم نمیشود. مانند تبدیل خانه بابک بیات پس از مرگش به موزه. اما این امر صورت نگرفت و شاید این روزها این خانه تبدیل به برج بلندی شدهباشد.از سوی دیگر نویدهایی برای برپایی موزه فرهاد، خواننده پاپ هم داده شد که این موضوع هم بهدلیل مشکلات مالی رها شد، هرچند که خرداد ماه موزه سینما بخشی از وسایل بهجامانده از فرهاد را به نمایش عمومی گذاشت. این موضوع باعث شد که علی مراد خانی مدیر موزه موسیقی در واکنش به این نمایشگاه بگوید به نمایش درآمدن وسایل فرهاد در موزه سینما موقتی است و این وسایل با نمایش درآمدن در موزه موسیقی و تأسیس خانه فرهاد، به موزه موسیقی بازخواهد گشت.مرادخانی که رئیس پیشین مرکز موسیقی وزارت ارشاد بود، افزود: همسر فرهاد مهراد پیشنهاد افتتاح «خانه فرهاد» را داد، اما از آن رو که نه ایشان (همسر فرهاد) سرمایه چنین کاری را داشتند و نه موزه موسیقی که یک مؤسسه خصوصی و غیر انتفاعی است توانایی تقبل هزینههای این کار را داشت، پیشنهاد دادیم که این وسایل در موزه موسیقی به نمایش گذاشته شوند.
به گفته مرادخانی، قرار شد این پیشنهاد تا زمان افتتاح خانه فرهاد عملی شود و ایشان نیز از این پیشنهاد استقبال کردند اما در نهایت این وسایل از موزه سینما سر درآورد.البته رئیس موزه موسیقی پیشنهاد برگزاری مراسم شب فرهاد را با همکاری انجمن موسیقی ایران به همسر زندهیاد فرهاد مهراد داده و قرار بود مراحل اجرایی این پیشنهاد انجام شود که این پیشنهاد هم به سرانجام نرسید.
تعطیلی بعد از 3 سال
موزه موسیقی آواها و نواها به مدیریت پیمان سلطانی- آهنگساز- در سال1382 در شیراز آغاز به فعالیت کرد.خانه قدیمی مطهرینژاد که در مجاورت بازار و حرم شریف میراحمد شاهچراغ قرار داشت، مکانی برای این موزه شد. از همان ابتدا مشکلات این موزه خود را نشان داد؛ مشکلاتی که به مسائل مالی ختم میشد.موزه موسیقی آواها و نواها دو بار افتتاح شد که در هر دو بار بهدلیل انتقال وسایل و اشیای به نمایش درآمده در آنکه از پژوهشکده هنرهای سنتی در تهران قرض گرفته شده بود تعطیل شد.
در مدت کوتاهی که این موزه باز بود اداره میراث فرهنگی شیراز مشکلات را بر سر ایکوم (کمیته ملی موزههای ایران) انداخت. او به میراث خبر گفت: مشکل موزه موسیقی پول نیست، زیرا ما پیش از این طی قراردادی مسئولیت این موزه را به ایکوم واگذار کردهایم. این در حالی است که امیر سودگران پیش از این اعلام کرده بود برای برطرف کردن مشکل بودجه موزه، قرار است 16میلیون تومان برای تجهیز آن اختصاص یابد تا باز گشایی موزه سرعت پیدا کرده و تا کمتر از یک سال بازگشایی شود. پیمان سلطانی رئیس کارگروه موسیقی ایکوم و طراح موزه نیز با رد این موضوع که ایکوم تاکنون بودجهای را برای راهاندازی موزه دریافت کرده است، گفت: تاکنون حتی یک ریال هم بابت اداره و راهاندازی موزه در اختیار ایکوم قرار نگرفته است و ما هم سازمانی غیردولتی هستیم که فعالیتهایمان انتفاعی نیست که بتوانیم از قبال آن کسب درآمد و کار اجرایی کنیم.
بنابراین باید از بودجهای که نهادها و سازمانهای دولتی در اختیار ما قرار میدهند، کار خود را پیش ببریم، همانطور که ایکوم سایر کشورها نیز اینگونه فعالیت میکند.سرانجام این موزه پس از کشمکشهای فراوان مالی پس از 3سال بسته شد.
تئاتر نصر در گذر فراموشی
تئاتر نصر فعالیت خود را پیش از دهه50 آغاز کرد اما بعدها با تبدیل شدن لالهزار به بازار چراغ و وسایل الکترونیکی کم کار شد. این سالن در سالهای بعد از انقلاب ابتدا در اختیار کمیته امداد قرار گرفت اما اوایل دهه60 جهاددانشگاهی درخواست کرد تا با توجه به فضای مناسبی که در این سالن وجود دارد آن را در اختیار گرفته و با احیا کردن تئاتر نصر آثاری را به صحنه ببرد. چند سالی نیز به سرپرستی مجیدجعفری تلاش شد تا این سالن به روزهای خوب گذشته بازگردد اما بهدلیل مشکلات بر سر مالکیت این بنا، سرانجام تعطیل شد. در سال 1381 نیز آخرین نمایش در این سالن اجرا شد و دیگر کسی سراغ آن را نگرفت. بعدها با اعتراض رسانهها و هنرمندان به وضعیت در حال تخریب سالن نصر و پیرو آن پیشنهاد عزتالله انتظامی برای تبدیل این سالن به موزه تئاتر ایران دوباره نام این سالن بر سر زبانها افتاد و از همان سالها تکاپوی مدیران برای تغییر کاربری این سالن آغاز شد.
در آن زمان شورایی متشکل از مجید جعفری، محمود عزیزی، جواد افشین نیا، کیومرث مرادی و سعید رحمانی بهعنوان نماینده جهاددانشگاهی تشکیل شد تا بر تغییر کاربری نظارت داشته باشد. فاز اول این اتفاقها با برخی تغییرات جزئی مانند تقویت سیستم برق و برداشتن کف اتاقها با حضور معاونت هنری وقت «محمدحسین ایمانی خوشخو» افتتاح شد. همچنین در این تالار با برنامهریزیهایی قرار شد چند نمایش سنتی همزمان با سیزدهمین جشنواره آیینی و سنتی اجرا شود؛ همه این کارها صورت گرفت اما بعد از مدتی زمزمههای نبود بودجه و عدمتامین اعتبار و گاهی اختلاف سر مالکیت ملک به گوش رسید. کسی نتوانست برای موزه ملی تئاتر کاری بکند و در نهایت این پروژه ناکام ماند و نیمه کاره رها شد و مدتی بعد نیز در حافظه بلندمدت و شاید کوتاه مدت مدیران و هنرمندان قرار گرفت.
موزه تعزیه، بدون فرجام
از ثبت جهانی تعزیه به نام ایران در سازمان یونسکو بیش از یک سال است که میگذرد اما این هنر دینی و مذهبی هنوز در ایران مکان و موزهای ثابت و دائمی ندارد. هر سال در مناسبتهای مختلف دینی و ایام مذهبی درباره تاسیس موزه تعزیه، انجمن تعزیه و... توسط مسئولان صحبت شده و با سپری شدن ایام، این موضوع باز هم به فراموشی سپرده میشود. بعد از ثبت جهانی تعزیه پیشکسوتان و هنرمندان این حوزه منتظر عملی شدن وعدههای مدیران از جمله بهبود وضعیت هنرمندان تعزیهخوان، راهاندازی موزه تعزیه و تعریف مکانی ثابت برای اجرای تعزیه شدند اما هیچیک از این وعدهها تحقق نیافت جز آنکه در مراسم مناسبتی خیمه تعزیه برپا شد و بهصورت مناسبتی فعالیت کرد. تالار محراب بهعنوان یکی از زیرمجموعه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی است که وعده تاسیس موزه تعزیه و تکیه مخصوص در آن داده شد. این وعدهها در جلسات معارفه مدیران تالارها مطرح میشود و بعد از مدتی مسکوت میماند که البته این مسکوت ماندن در حال حاضر نیز وجود دارد. تئاتریها به یاد دارند که با آغاز به کار دوباره تالار محراب، وعدههای تاسیس موزه تعزیه و اختصاص تکیه این تالار بهعنوان مکانی ثابت برای اجرای تعزیه در طول سال، جنبه جدیتری پیدا کرد اما این تصمیمات تاکنون اجرایی نشده است. این نگرانی میان تعزیهخوانان وجود دارد که گذر زمان باعث از بین بردن نسخ و لباسهای تعزیه خواهد شد و ایکاش انجمن و مکانی وجود داشت که این هنر در آنجا نگهداری و به نسل جدید تئاتر کشور آموزش داده شود. به تازگی «بنیاد علمی فرهنگی تعزیه» با حمایت «شهرداری منطقه ۱۷» تاسیس شده است.
تئاتر پارس، مکانی که خریداری نشد
وارد لالهزار که میشوید در همسایگی نه چندان دور تئاتر نصر، تئاتر پارس را میبینید؛ تالاری که یکی از قدیمیترین سالنهای نمایش تهران بوده. وضعیت این سالن نمایش که زمانی میزبان بزرگان تئاتر کشور بوده بهتر از تئاتر نصر نبوده و نیست. در حال حاضر تنها چیزی که از این سالنهای نمایشی به چشم میخورد انبارهای لوازم الکتریکی است و این سالن تمام ارزش خود را در میان گرد و غبار وسایل مغازهدارانی که اجناس خود را آنجا انبار میکنند به فراموشی سپرده است.در سالهای میانی دهه80 زمانی که قرار بود تئاتر نصر نیز به موزه ملی تبدیل شود این تالار فرسوده همچنان مشغول کار بود و نمایشهایی در آن اجرا میشد؛ تئاترهایی که با خرید یک بلیت میتوانستیم دو نمایش را ببینیم.در حال حاضر کسی از این تالار که تقریبا 70سال عمر دارد، سراغی نمیگیرد و پرونده تئاتر پارس نیز بسته شده است. ماجرای تئاتر پارس مانند تئاتر نصر است و سرنوشت هر دو هم مشترک. تئاتر پارس قرار بود بازسازی شود اما این سالن نیز مشکل مالکیت داشت؛ در دوران معاونت ایمانیخوشخو پیگیریها درباره وضعیت تئاتر پارس نیز تنها یک پاسخ داشت: «تئاتر نصر متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیست. بنابراین نمیتوان کاری کرد، مگر آنکه ارگان یا سازمانی دیگر وارد عمل شود». به گفته مدیران وقت تئاتری، این تالار نمایشی خریدار خصوصی داشته است. شاید دلیل تخلیه تئاتر پارس نیز بهدلیل نبود سندی برای احراز وضعیت مالکیت هنرمندان تئاتر آزاد بود.
موزه تئاتر درآستانه راهاندازی
بعد از نیمهکاره رها شدن تأسیس موزه ملی تئاتر، همچنین عملی نشدن طرح ایجاد موزه تعزیه، ایده و فکر تأسیس موزه تئاترتهران مطرح شد.
ایده اولیه تأسیس این موزه در جشن 44سالگی تماشاخانه سنگلج به صورت اولیه مطرح شد و عزتالله انتظامی از جمله کسانی بود که مانند همیشه از ایجاد چنین مکانی حمایت کرد و از مسئولان خواستار تأسیس این موزه شد.
مطمئنا ساخت موزه تئاتر بهعنوان یک ضرورت ملی بهشمار میرود. حفظ و نگهداری ریشههای هنری از جمله نمایش، مهم است و این سؤال مطرح است که تئاتر ایران با قدمتی بیش از 100سال چرا نباید موزهای داشته باشد برای آیندگان؟
موزه تئاتر شدن مکانی در نزدیکی تماشاخانه سنگلج، از هر لحاظ با تدابیر کارشناسانهای همراه است. چرا که تاکنون تئاتر کشورمان از چنین عنوان و جایگاهی دور مانده و با توجه به این هنر اصیل در کشورمان، ضرورت ایجاد موزه تئاتر احساس میشود، در این راستا تماشاخانه سنگلج هم سابقه زیادی در ارائه خدمات فرهنگی برعهده داشته و ساختمان آن از معماری قابل ملاحظهای برخوردار است و از سوی دیگر با افزودن ساختمان جنبی این تالار، میتوان با یک طراحی ساده آنجا را تبدیل به موزهای چشمگیر و کاربردی در عرصه تئاتر کرد.
اتابک نادری، طراح توسعه تماشاخانه سنگلج و همچنین موزه تئاتر تهران است که با توجه به این نیاز و بودن یک ظرفیت مکانی در نزدیکی تماشاخانه سنگلج، این موضوع را مطرح کرد و عزتالله انتظامی نیز بر آن تأکید داشت. وی درباره پروسه ایجاد موزه تئاتر تهران گفت: پس از ارائه طرح توسعه مجموعه تماشاخانه سنگلج از سوی عزتالله انتظامی و درخواست در اختیار گرفتن ساختمان کناری این مجموعه، چرخه اداری طرح توسعه تماشاخانه سنگلج و احداث موزه تئاتر تهران به جریان افتاد.
بنا به گفته اتابک نادری، خواستههای تئاتریها در زمینه ایجاد موزه تئاتر غیرمعقول نیست، ما ساختمان جنب تماشاخانه سنگلج را برای اختصاص به موزه تئاتر تهران میخواهیم. بهدلیل ویژگی تاریخی سنگلج و اشاعه مرکز فرهنگی بافت قدیمی شهری این مکان مدنظر ماست که این موضوع هم دغدغه شهردار تهران است. ممکن است شهرداری بنا به خواسته ما که قصد داریم موزه تئاتر تهران را تأسیس کنیم، ساختمانهای دیگری را پیشنهاد دهد ولی بحث ما مجاورت تماشاخانه سنگلج و اهمیت به قدمت این تماشاخانه قدیمی است.
وی در ادامه افزود: ابتدای کار به اتفاق استاد انتظامی در دیدار با معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران این موضوع را به اطلاع وی رساندیم. معاون اجتماعی و فرهنگی و سخنگوی شهرداری تهران با استقبال از طرح گسترش فضاهای مختلف فرهنگی شهری، این موضوع را به اطلاع مدیرکل اداره حقوقی تهران که با همکارانشان در ساختمان کناری سنگلج مستقر هستند، رساند و آنها نیز موافقت خود را با این طرح اعلام کردند.
نادری تصریح کرد: با ادامه پیگیریهای مسئولان سنگلج در تثبیت خاستگاه تئاتر ملی این تماشاخانه و اهمیت توسعه تئاتر ملی، مستندات و مکاتبات انجامشده تا آن زمان میان تماشاخانه سنگلج و معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری به فراکسیون خدمات شهری مجلس شورای اسلامی فرستاده شد و پس از بررسی و کارشناسی همهجانبه طرح، نامه رسمی مجلس با مضمون توجه روزافزون به پیکره و ساختمان فرهنگ کشور و تقویت آن در عصر تهاجم فرهنگی، به شهردار تهران ارسال شد و طی آن از وی خواسته شد که با نظر مساعد، این طرح را پیگیری کنند.
مدیر اسبق تماشاخانه سنگلج که در حال حاضر مدیریت امور هماهنگی استانها را در مرکز هنرهای نمایشی عهده دار است، از ارائه مستندات مکتوب به مجید سرسنگی، مدیر عامل خانه هنرمندان و مشاور هنری شهرداری تهران پیش از آغاز جشنواره سیام تئاترفجر خبر داد و بیان داشت: پس از رأی مساعد مشاور هنری شهرداری تهران و شنیدن نظر مساعد شهرداری از سوی وی، امیدها به تحقق این طرح بیش از پیش شکوفا شد.
وی در ادامه تأکید کرد: با توجه به آنکه رویکرد گذشته مدیریت شهر تهران تغییر کرده است و در این دوره علاوه بر ساخت اتوبان و ارائه بهینه خدمات شهری، خدمات فرهنگی و هنری نیز بسیار خوب توسعه یافته است آقای قالیباف بر توسعه اماکن هنری تأکید دارند و امیدواریم این طرح نیز تحقق یابد.
وی اضافه کرد: آخرین نامهها در شهریور ماه سالجاری رد و بدل شده است و در ایام جشنواره تئاتر فجر نیز پیگیریهایی صورت گرفت و ما منتظر جواب دوستان هستیم.
نادری با اشاره به مکان درنظر گرفتهشده برای تأسیس موزهتئاتر تأکید کرد: این ساختمان که در نزدیکی تماشاخانه سنگلج قرار دارد، میتواند علاوه بر موزه تئاتر، محلی دائمی برای اجرای تعزیه نیز باشد چرا که حیاط این ساختمان برای ایجاد یک مکان دائمی به منظور اجرای تعزیه بسیار مناسب است.
وی با اشاره به رایزنیهایی که با مشاور هنری شهردار تهران انجام داده است، اظهار امیدواری کرد که اهالی تئاتر در پایتخت و کشور بتوانند موزه تئاتر تهران را بهعنوان عیدی از شهردار تهران دریافت کنند.
در این زمینه مجید سرسنگی نیز در گفتوگویی با یکی از خبرگزاریهای کشور در خصوص توسعه تماشاخانه سنگلج و تأسیس موزه تئاتر تهران اظهار داشت: موضوع مطرح شده در بحث توسعه تماشاخانه سنگلج ساختمان مجاور این تماشاخانه است.
وی افزود: این ساختمان در تملک معاونت حقوقی شهرداری تهران است و سیستم اداری آنها در آنجا مستقر است. در حال مذاکرهایم تا اگر امکان جابهجایی وجود داشته باشد، این اقدام صورت گیرد و در غیر این صورت باید برای موزه تئاتر تهران دنبال فضای دیگری باشیم. ترجیحا بهتر است فضای مورد نظر موزه تئاتر تهران ساختمان مجاور تماشاخانه سنگلج باشد، مشروط به اینکه آسیبی به حوزه کاری معاونت حقوقی شهرداری تهران وارد نشود.
در این زمینه حسین پاکدل در گفتوگو با سایت ایران تئاتر درباره تأسیس موزه تئاتر تهران گفت: موزه تئاتر حالت پژوهشی داشته و بسیار خاص است.
وی پیشنهاد کرد: اگر مسئولیت تأسیس موزه تئاتر برعهده خانه تئاتر و صنوف تئاتری باشد بهتر است. اما باید این را در نظر گرفت که خانه تئاتر به لحاظ بودجه و امکانات توانایی ایجاد موزه را ندارد چرا که خانه تئاتر هنوز در پروسه ساخت و افتتاح ساختمان جدید تئاتر درگیر است و مشکلات خاص خود را دارد.
با توجه به پروسه اداری و تغییر کاربری، امید است که این طرح نیز مانند دیگر برنامهها و طرحها همچون تغییر کاربری تئاتر نصر، خریداری تئاتر پارس و تأسیس یک موزه برای تعزیه بعد از مدتی فراموش نشود و بتوان به یک نتیجه قطعی رسید. با تأسیس موزه تئاتر تهران اهالی حوزه نمایش بعد از مدتها میتوانند حداقل موزه تئاتر تهران را داشته باشند و تأسیس این موزه شاید راهی برای تأسیس موزه ملی تئاتر ایران شود.
اشتراک در:
پستها (Atom)