کانون ایرانیان
کانون ایرانیان

۱۳۹۱ فروردین ۱۷, پنجشنبه

ور کشیدن گیوه‌ها

آپلود عکس وتصاویر شما آن وقت‌ها که گیوه‌های «آجیده»، «ملکی»، «سینجانی» و «کرمانشاهی» ما هنوز به کفش‌های تخت لاستیکی تبدیل نشده بودند و «آلات ناقله» که ما امروز به آنها «وسایل نقلیه» می‌گوییم این قدر «فت و فراوان» نبود و سروته تهران، به 4خیابان شوش و انقلاب و کارگر و هفده‌شهریور ختم می‌شد، پیاده «گز کردن» خیابان‌ها و کوچه‌های هزار توی آن روزگاران پایتخت ایران، کار عموم مردم بود و برای آنکه بهتر بتوانند طی طریق کنند، پشت گیوه‌ را ور می‌کشیدند و قدری به آن آب می‌زدند تا پس از خشک شدن به پا خوب بچسبد و راه رفتن آسان و سریع صورت گیرد. آن وقت‌ها هنوز دی‌ماه سال1335 نیامده بود و نام آشنای امروز ما، مسمی به «شرکت واحد» به گوش کسی نخورده بود و« اتوعدل» و «اتو توکل» مردم را در تهران جابه‌جا می‌کردند و محدود بودن تعداد اتوبوس‌های این دو شرکت و همچنین در مسیرهای خاص جابه‌جا شدن، موجب می‌شد تا مردم در صورت عدم دسترسی به درشکه، پای پیاده را ترجیح دهند. آنها از این سر شهر به سوی دیگر رفته و بازمی‌گشتند و به جای هزار بیماری عجیب و غریب روزگار ماشینی ما، تنها قدری خسته شده و با اندکی استراحت، تجدید قوا کرده و باز به سر کار و زندگی خود بازمی‌گشتند. اما روزگار چنین نماند و اولیای امور تصمیم گرفتند مردم را از پیاده راه رفتن آسوده سازند و «... در سال 1334 در زمان دولت علاء حل مشکل اتوبوسرانی تهران که روز به روز حادتر می‌شد به رئیس شهربانی وقت یعنی سرلشکر علوی‌مقدم واگذار گردید. او بعد از یک سال مطالعه، با سرمایه‌ای معادل 30میلیون تومان، شرکت واحد را به ثبت رساند و آغاز به کار آن را نوید داد». در آن زمان، اکثر قریب به اتفاق راننده‌ها و شاگرد‌راننده‌ها(که شاگرد شوفر نیز به آنها می‌گفتند) در اذیت و آزار مسافران ید طولایی داشتند و وی تصمیم گرفت ضمن تصفیه شدید آنها، با استخدام رانندگان جدید و گرفتن تضمین‌های لازم، به شرکت واحد هویت تازه‌ای بدهد و این تصمیم از قوه به فعل آمد و 30خط اتوبوسرانی در نقاط مختلف آن روز شروع به کار کردند و این تصمیم موجب شد تا در کار جمع‌آوری درشکه‌ها تسریع به عمل آمده و سرانجام در فروردین سال1341، اکثریت قریب به اتفاق درشکه‌ها از خیابان‌های اصلی شهر جمع و به حاشیه شهر انتقال یافتند و با بسط و توسعه خطوط شرکت واحد، آن اندک درشکه‌های باقیمانده نیز از بین رفتند و تقریبا از سال1348 به بعد، درشکه‌ای در تهران و حومه وجود نداشت و با توجه به ارزانی بلیت واحد(2ریال) مردم ترجیح دادند به جای ورکشیدن پاشنه گیوه‌های خود، کفش‌های تخت لاستیکی به پا کرده و سوار بر اتوبوس و بعضا تاکسی‌های خطی(موسوم به تاکسی 5ریالی) عطای پیاده گز کردن را به لقایش ببخشند و بدین طریق به استقبال انواع و اقسام بیماری‌ها رفتند. اما این مهم فقط در همین حد باقی نماند و با مونتاژ اتومبیل پیکان، تمامی خیابان‌های تهران، با پدیده‌ای به نام ترافیک روبه‌رو شدند و مسئولان شهر، راه چاره را در احداث پل‌های هوایی دیدند. ابتدا از بلژیکی‌ها خواستند تا به کمک آمده و برای رفع معضل ترافیک و احداث پل موقت اقدام کنند که حاصل کار آنها، هنوز هم در خیابان‌های حافظ و انقلاب به شکل 3پل فلزی باقی مانده است. اما مشکل حل نشد تا آنکه بساط نظام پهلوی برچیده شد و این در حالی بود که ترافیک به راستی مردم را کلافه کرده بود و کار چندانی از دست زعمای قوم برنمی‌آمد و آنچه در این میان فراموش شد، همانا «پیاده‌روی» بود. با شروع تحولات انقلاب اسلامی و کمبود بنزین، مردم قدری به گذشته‌ها بازگشتند و در دوران جنگ تحمیلی، با توجه به محدودیت عرضه بنزین- هر خودرو 30لیتر در ماه- آنها که توانایی پیاده راه رفتن داشتند، این کار را به صورت روزمره انجام می‌دادند تا آنکه هم بنزین آزاد و فراوان شد و هم کارخانه‌های تولید اتومبیل، کار را به جایی رساندند که شاهد هستیم و اینگونه بود که باز هم پیاده‌روی فراموش شد و با انباشت بیش از حد خودروها در تمامی خیابان‌ها، ابتدا در دولت موقت که خطوطی مخصوص حرکت اتوبوس‌های شرکت واحد پیش‌بینی شده بود و مرحله بعدی آن که همانا ایجاد محدوده طرح ترافیک بود و به دلیل جنگ تحمیلی متوقف مانده بود، این طرح به موقع اجرا گذارده شد. با تشدید آلودگی هوا در سال 1385، طرح زوج و فرد هم به رغم محدودیت‌ عرضه بنزین به طرح قبلی افزوده شد و باید همچنان منتظر طرح‌های جدید سلبی دیگر بود؛ شاید در این رهگذر مردم به فکر بیفتند، سراغ گیوه‌های قدیمی بروند و حداقل مسافت‌های کوتاه را پیاده طی کنند. آسیب‌پذیری محدوده تاریخی «میدان مشق» که تقریبا منطقه نسبتا وسیعی را در قلب تهران قدیم به خود اختصاص داده است با توجه به وجود ساختمان‌های حساسی همچون شهربانی کل کشور و وزارت امور خارجه، مسئولین را بر آن داشت تا ابتدا ورود و خروج خودروهای عمومی و شخصی را به این محدوده با موانع فیزیکی سد کنند و با توجه به آنکه در اصلی سردرباغ ملی، بیش از 20 سانتی متر به خاطر بالا آمدن کف خیابان، سال‌ها بدون حرکت و مسدود باقی مانده بود، با برداشت مصالح‌ زائد و بازگرداندن اندازه کف سردر به وضع سابق و همچنین مسدود کردن خیابان‌های ورودی از دو طرف دیگر- خیابان‌های سی‌تیر و فردوسی- این محدوده تاریخی خالی از خودرو در انواع و اقسام آن شد و با کف‌سازی مناسب و ساخت بناهای جدید- مثل موزه و کتابخانه ملی ملک- به سبک و سیاق معماری همگون و قدیمی با دیگر بناهای این محدوده، گویی تهران قدیم بار دیگر زنده شد و امروز به راحتی از ابتدای سردر ورودی باغ ملی، می‌توانیم ساختمان قدیمی قزاقخانه را در شمال این محدوده ببینیم. این الهام‌بخش مسئولین شهرداری شد تا در قدم‌های بعدی، ابتدا خیابان باغ‌ سپهسالار (خیابان صف) پیاده‌راه شده و سپس به سراغ کوچه مروی بروند و امروز نوبت خیابان‌های منتهی به خیابان 15خرداد است که حداقل تا تقاطع ناصرخسرو، پیاده‌راه شده و با محدود ساختن تردد خودروها و بلای ناگهانی به نام موتورسیکلت، امید آن که آرامش به این محدوده بازگردد. خیابان 15 خرداد سروصدا، ترافیک و توقف‌های دوبله خودروها، دل شیر می‌خواست که این محدوده را پیاده‌راه سازد و نادر کرمی، شهردار وقت منطقه12 این جسارت را داشت که با پشتیبانی مسئولان بالادست خود، علاوه بر به کرسی نشاندن حرف خود، مخالفین را مجاب سازد و امروز تکه‌تکه این محدوده از چهارراه گلوبندگ تا چهاراه سیروس می‌رود که کاملا به صورت پیاده‌راه درآمده و قدم زدن در آن به آسودگی صورت گیرد، اما فراموش نکنید که در داخل بازار، گاری‌های دستی و ورود غیرقانونی موتورسیکلت‌ها، علاوه بر خطرات موجود، امان برخی را بریده است و ایضا همین حکایت در خیابان ناصرخسرو حاکم است که با توجه به سخت‌گیری تردد خودروهای فاقد طرح، موتورسیکلت‌ها با تمام قوا جولان می‌دهند و این مهم را ان‌شاءالله مسئولین حل خواهند کرد. میدان ارک، خیابان باب‌همایون و خیابان داور این محدوده نیز امروز کاملا مسدود شده و با کف‌سازی مناسب، می‌تواند محل امنی به دور از غوغای ترافیک و سروصدا باشد و در صورت نظرخواهی از مردم، بدون هیچ شک و تردیدی، همگان خواهند گفت به رغم آنکه عادت کرده‌اند که حتی برای پیمودن صدمتر راه از خودرو استفاده کنند، با کمال میل این مسیر را پیاده طی می‌کنند و در صورت عدم توانایی کافی، با نشستن بر مبل‌های تعبیه شده، خستگی درکرده و بقیه راه را طی می‌کنند. شک نداشته باشید اگر این نسخه شفابخش برای بخش تاریخی تهران نوشته نمی‌شد، امروز این اندک بناهای تاریخی شهرمان، در زیر غبار دود و لرزش‌های حاصل از تردد خودروهای سنگین فرومی‌ریختند و آسیب جدی به مجموعه کاخ موزه گلستان که نگین انگشتری تهران قدیم است، وارد می‌شد. تنها یک سؤال باقی می‌ماند؛ آیا در این محدوده و در آستانه بهار سال91، درختکاری به صورت اصولی صورت می‌گیرد تا یکی دو دهه دیگر شاهد آن باشیم که پرندگان رمیده از شهرمان، بار دیگر به این محل وسیع و ان‌شاءالله کمتر آلوده برگردند؟ امروز کلاغ‌‌ها از شهرمان کوچ کرده‌اند، قمری‌ها مهربانند که مانده‌اند و گنجشگ‌ها گویی با دود و سروصدا انس گرفته‌اند. کافی است به داخل محوطه پارک شهر بروید و بر فراز درختان بستر چنار آن، شاهد جیغ‌های طوطیان وحشی باشید و از پرواز آنها لذت ببرید. چه خوب است شهرداری این کار مهم و زندگی‌ساز را با مطالعه دقیق در دیگر نقاط شهر انجام دهد؛ کاری که در شهر شیراز با احداث تونل زیرزمینی در اطراف ارک کریم‌خانی انجام و این اثر تاریخی را از خطر ویرانی نجات داد. شهرهای بزرگ ما به این پیاده‌راه‌ها نیاز دارند تا مردم به آسایش و سلامت برسند؛ چنین کنیم.

کاروانسرای قلعه شور - اصفهان

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما این کاروانسرا در دوره قاجار و در زمان ظل‌السلطان ساخته و در سال 1332 مرمت شده است. کاروانسرای قلعه شور از جمله بناهای 4 ایوانی بوده با پلانی مربع و حیاط مرکزی نگین شکل. این بنا دارای 2 محور تقارن بوده و هر جبه آن دارای یک ایوان مرکزی و 2 اتاق در طرفین است. پشت اتاق‌ها شترخوان‌ها قرار گرفته که دسترسی به آن‌ها از طریق 2 راه باریک در سرسرای ورودی و 4 راه در قسمت نیم‌هشت‌های حیاط امکان پذیر است. گوشه‌های حیاط در دو طرف راهرو، 2 اتاق برای اقامت مهتران وجود دارد. نمای بیرونی این کاروانسرا شامل سردر ورودی است که 6 ردیف طاقنما در طرفین آن قرار گرفته است. پوشش سقف‌های این بنا نیز طاق و چشمه است. کاروانسرای قلعه شور در سال ۱۳۷۹ توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 2699 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

۱۳۹۱ فروردین ۱۶, چهارشنبه

قنات بزرگ وزوان - اصفهان

 آپلود عکس وتصاویر شما


قنات وزوان قبل از اسلام و در زمان ساسانیان در 2 کیلومتری شمال شهر وزوان احداث شده و مادر چاه آن در جنوب شهر میمه در استان اصفهان قرار دارد  وزوان شهری است قدیمی در ۹۰ کیلومتری شمال اصفهان و در میان دشت میمه واقع گردیده ‌است.



 وزوان از شمال با میمه از جنوب با روستای ونداده از غرب با روستای ازان و از شرق با روستاهای مراوند و ابیانه همسایه است. طول قنات وزوان یک هزار و 800 متر و عمق مادر چاه آن 18 متر و دارای 64 حلقه چاه‌ است. در مسیر کوره قنات 3 سد زیرزمینی احداث شده که بزرگ‌ترین آن در حدود یک هزار 200 متری از مادر چاه در عمق 16 متری احداث شده و مهم‌ترین ویژگی آن امکان بستن دریچه خروجی قنات در فصل زمستان است. با این کار آب در فصل زمستان در دریاچه قنات ذخیره شده و در فصل بهار با باز کردن آن، آب بیشتری در دسترس کشاورزان منطقه قرار می‌گیرد. قنات بزرگ و تاریخی وزوان دارای سد زیرزمینی بوده و قادر به ذخیره آب در فصولی که کشاورزان نیاز به آب ندارند می‌باشد. قدمت این قنات به حدود 2000 سال پیش می‌رسد و باستان شناسان ژاپنی پس از بازدید این قدمت را تایید نموده و این قنات تاریخی را یکی از نادرترین قنوات جهان معرفی کرده‌اند. همچنین قنات بزرگ وزوان از سوی یونسکو به عنوان یکی از اعجاب انگیزترین قنات‌های جهان شناخته شده است. قنات وزوان در سال 1379 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 2962 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

کلیسای نوتردام - فرانسه

این کلیسا در جزیره سیته در میانه رود سن و در مرکز شهر پاریس، پایتخت کشور فرانسه قرار دارد. آپلود عکس وتصاویر شما کلیسای نوتردام که در زبان فرانسه به معنی «بانوی پاریس» است، از جمله تاریخی‌ترین و معروف‌ترین کلیساهای جهان به شمار می‌آید و سالانه بیش از 13 میلیون نفر از آن دیدن می‌کنند. این کلیسا که تا مدت‌ها به عنوان بزرگ‌ترین کلیسای اروپا شناخته می‌شد، در واقع زیباترین اثر در معماری گوتیک نیز به شمار می‌آید. برای تزیین داخل و خارج کلیسای نوتردام صدها مجسمه کوچک و بزرگ از سنگ یا چوب تراشیده شده است. آپلود عکس وتصاویر شما کلیسای نوتردام یکی از اصلی‌ترین مراکز گردشگری در پاریس محسوب می‌شود و سالانه تعداد زیادی از گردشگران با مذهب و ملیت‌های مختلف از آن دیدن می‌کنند. آپلود عکس وتصاویر شما برج‌های نوتردام ۶۹ متر ارتفاع داند. ناقوس کلیسا در برج سمت راست کلیسا قرار دارد. برای رسیدن به ناقوس حدود 380 پله سنگی فاصله وجود دارد. همچنین بزرگترین ناقوس جهان با بیش از ۱۳ تن وزن در این کلیسا قرار دارد. این ناقوس توسط امانوئل لادوویس ساخته شده است. آپلود عکس وتصاویر شما حدود ۵۰ مجسمه سنگی در گوشه گوشه ایوان وجود دارد و هر کدام گویای موضوعی خاص است. در حیاط محل ورود به سالن کلیسا نیز ۱۰۰ مجسمه سنگی از پادشاهان فرانسه در کنار هم قرار گرفته است. در جلوی نوتردام میدانی قرار دارد که تا اواسط دهه 60 با خانه‌های قرون وسطایی محصور شده بود و همین امر موجب می‌شد که کلیسا از تمامی جهات به خوبی دیده نشود.

کلیساهای تاریخی

کلیسا از عبارت یونانی اکلیسیا گرفته شده و به معنای از بیرون خوانده شده می‌باشد کلیسا، مثل مسجد، محل عبادت اجتماع ایمانداران دین مسیحیت است. کلمه کلیسا در متن اصلی عهد جدید که به زبان یونانی نوشته شده، بیش از 100 بار به کار رفته است.

کوچ بهاره درناهای خاکستری

آپلود عکس وتصاویر شما مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مرکزی گفت: کوچ بهاره درناهای خاکستری از زیستگاه‌های استان با گرم شدن نسبی هوا به سوی موطن اصلی این پرندگان مهاجر در سیبری آغاز شد و تا اردیبهشت ماه آینده ادامه می‌یابد امیر انصاری در گفت و گو با ایرنا اظهار داشت: با توجه به مناسب بودن شرایط آب و هوایی در زمستان گذشته جمعیت درناهای مهاجر در زیستگاه‌های استان مرکزی به بیش از 15 هزار قطعه رسید که طی یک دهه اخیر کم نظیر بود. وی افزود: درناهای خاکستری هر ساله از سیبری به سمت زیستگاه‌های استان مرکزی پر می‌گشایند و در بهار دوباره به وطن خود باز می‌گردند. وی افزود: در سال‌های گذشته حضور درناهای مهاجر در زیستگاه‌های آبی استان مرکزی بین 10 تا 12 هزار قطعه برآورد شده بود. وی اظهار کرد: 140 گونه پرنده در استان مرکزی ثبت شده که 40 گونه آن آبزی، 50 کنار آبزی و 50 گونه نیز خشک زی است. وی توضیح داد: تالاب کویری میقان اراک میزبان 27 گونه مهم پرندگان کشوری است و مهاجرت و زیست آنها در این تالاب به ثبت رسیده است.

طرح الاغ تاکسی در یک شهر ایتالیا

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما مسئولان شهری در ایتالیا همزمان با بحران اقتصادی اروپا و به منظور صرفه جویی در هزینه‌ها و حفاظت از محیط زیست طرح الاغ تاکسی را به اجرا گذاشته‌اند. ناوگان حمل و نقل عمومی شهر رِگیو اِمیلیا اکنون برای جابه جایی مردم در سطح خیابان ها از الاغ استفاده می‌کند. دو الاغ قوی جثه از ابتدای ماه مارس به مردم محلی که قصد دارند خواروبار به خانه‌هایشان ببرند، کمک می‌کنند. یکی از مردم محلی به نام اِلیسا مارچی می‌گوید شنبه هر هفته برای خرید به بازار روز می‌آیم. استفاده از الاغِ تاکسی واقعا ایده جالبی است. این حیوانات به مشتریان کمک می‌کنند تا اجناس خریداری شده را به خانه ببرند. بدین ترتیب هوا نیز آلوده نمی‌‌شود. طرح الاغ تاکسی را نخستین بار اتحادیه محلی کشاورزی و یکی از شرکت‌های پرورش دام در ایتالیا اجرا کردند. مسئولان اتحادیه کشاورزی منطقه رگیو امیلیا معتقدند این اقدامی موثر برای حفظ سنت‌های گذشته است. مارینو لانی، از مقامات محلی می‌گوید کشاورزی ایتالیا در گذشته برای حمل و نقل بیشتر به حیواناتی مانند الاغ، اسب و گاو نر متکی بود. اکنون ما الاغ‌ها را دوباره به سطح شهر آورده‌ایم و این به معنای استمرار سنت و فرهنگ قدیمی است. ماسیمو مونتاناری، مالک این الاغ ها نیز می‌گوید گرچه الاغ ها سرعت وسایل حمل و نقل امروزی را ندارند، استفاده از آنها به صرفه جویی در پول و حفاظت از محیط زیست کمک می‌أکند. به گفته مونتاناری، پرورش الاغ ها هزینه چندانی ندارد. غذای آنها چمن و علف معمولی است که حتی اسب‌ها نیز از آن استفاده نمی‌کنند. بعلاوه، از پهن این حیوانات نیز می‌توان به عنوان کود برای گیاهان استفاده کرد. مردم رگیو امیلیا هنوز به استفاده از الاغ برای حمل بارهای سنگین عادت نکرده‌اند، اما این دو الاغ توجه بسیاری از مردم را جلب کرده‌اند.

بیمارستانی که در و دیوارش هنوز صدای توپ و تانک می‌دهد

از اهواز 35 کیلومتر مانده به خرمشهر، در محدوده سه‌راهی حسینیه، تابلوی کوچکی سمت جاده دارخوین و موقعیت بیمارستان صحرایی امام‌حسین(ع) را نشان می‌دهد. ورودی بیمارستان از طریق راهرویی تنگ و تاریک به ساختمان وصل شده است. جان‌محمد زلقی، مسئول بیمارستان‌های صحرایی در منطقه جنوب یادآوری می‌کند که این ساختمان همین چند روز پیش بازگشایی شده و در سال‌های پس از جنگ تحمیلی، دست نخورده باقی‌مانده است؛ تنها آلودگی‌های شیمیایی در و دیوار آن را زدوده‌اند و تعدادی لامپ هم نصب شده است. بوی شهدا هنوز در فضای بخش شیمیایی به مشام می‌رسد. نخستین اتاق موجود در راهرو، مخصوص تحویل اسلحه و تجهیزات نظامی و تعویض لباس بوده؛ مجروح‌های شیمیایی را که برای رفع آلودگی می‌آورده‌اند، ابتدا لباس‌های آنها در این اتاق تعویض می‌شده. زلقی می‌گوید: گاهی تعداد مجروحان شیمیایی به حدی زیاد بود که ورودی بیمارستان کاملا پر می‌شد و تعداد زیادی مجروح شیمیایی در نوبت تعویض لباس می‌نشستند. مجروحان شیمیایی پس از درآوردن لباس‌های آلوده به راهروی کناری که مخصوص شست‌وشو بوده منتقل می‌شده‌اند. حدود 50حمام با دیوارهای کوتاه در 2راهرو کنار هم قرار گرفته‌اند و مجروح‌های شیمیایی در این مکان بدن خود را به‌صورت سطحی شست‌وشو می‌داده‌اند. آنهایی هم که به‌شدت مجروح شده و نمی‌توانسته‌اند به تنهایی حمام کنند، به راهروی مقابل منتقل می‌شده‌اند و با کمک افرادی که در آنجا حاضر بوده‌اند، عمل رفع آلودگی سطحی انجام می‌شده است. زلقی توضیح می‌دهد: پس از شست‌وشوی سطحی، مجروح‌ها به اتاق بعدی می‌رفتند و لباس تحویل می‌گرفتند. پس از پوشیدن لباس‌های تمیز، مجروحان شیمیایی تقسیم می‌شدند؛ آنهایی که به‌شدت مجروح بودند و امکان درمانشان در این مکان وجود نداشت، از خروجی وسط بیمارستان به بیرون منتقل و با استفاده از آمبولانس یا بالگرد به اهواز اعزام می‌شدند؛ بقیه مجروح‌ها هم به بخش بستری منتقل می‌شدند و عملیات درمانی آغاز می‌شد. در و دیوار یکی از اتاق‌های وسط بخش مجروحان شیمیایی، سیاه و ترکش خورده است و راهنمای بیمارستان توضیح می‌دهد: عراقی‌ها به این منطقه خیلی نزدیک شده بودند و حتی صدای صحبت کردن آنها هم به‌راحتی شنیده می‌شد. تعداد مجروح‌ها بسیار زیاد بود و تعدادی از آنها در راهروها خوابیده بودند. ناگهان صدای انفجار بلند شد و آتش ناشی از آن از راهروی وسط بیمارستان به درون زبانه کشید. آن روز خیلی از بچه‌ها شهید شدند. روی دیوارهای بخش شیمیایی هنوز نوشته‌هایی از آن زمان باقی مانده است. روی یکی از دیوارها به خط ریز نوشته شده: به امید دیدن مادر عزیزم. تنها همین دیوارها می‌دانند که این جمله را چه کسی نوشته؛ شاید مجروحی شیمیایی آن را نوشته باشد که روی تختی کنار دیوار خوابیده بوده و می‌دانسته بعثی‌ها تا چند دقیقه دیگر مثل مور و ملخ به داخل بیمارستان هجوم می‌آورند و همان لحظه آرزو کرده روزی مادرش را دوباره ببیند. پس از عبور از بخش مجروحان شیمیایی، به ساختمان اصلی بیمارستان می‌رسیم. این قسمت از بیمارستان صحرایی نیز درون تپه‌ای محصور شده است. زلقی می‌گوید: این بیمارستان در زمان جنگ تحمیلی خدمات بسیاری ارائه داده و به نوعی وظیفه پشتیبانی عملیات‌ها را بر عهده داشته. زمانی که یک عملیات انجام می‌شد، تعداد زیادی از رزمندگان به‌شدت مجروح می‌شدند و اگر قرار بود همه مجروحان به اهواز اعزام شوند، تعداد زیادی از آنها در مسیر شهید می‌شدند، ولی با وجود این بیمارستان صحرایی حتی امکان انجام عمل جراحی هم در این منطقه فراهم شده بود و بسیاری از مجروحان عملیات‌ها در این مکان درمان می‌شدند. وجود واحد ش.م.ه (بخش درمان مجروحان شیمیایی) در این منطقه در زمان جنگ نیز بسیار تأثیرگذار بود. سقف بیمارستان هلالی شکل است و از 3 لایه تشکیل شده؛ لایه اول بتنی است و مقاومت زیادی دارد، سقف دوم از جنس سرب است و پس از آن هم لایه دیگری از جنس ماسه‌های بادی و گل رس قرار دارد. قطر لایه سوم 5متر است؛ به این ترتیب سقف بیمارستان مقاوم و به‌طور کامل هم استتار شده است. 2نقطه از دیوار ورودی بیمارستان تا حدودی تخریب شده و کنار آن نوشته‌اند «محل اصابت گلوله تانک». بیمارستان صحرایی امام‌حسین(ع) 302 اتاق دارد که 8 اتاق از این تعداد برای انجام اعمال جراحی استفاده می‌شده؛ امکانات دیگری مانند آزمایشگاه، رادیولوژی، اورژانس، محل تخلیه مجروحان، داروخانه و خوابگاه پزشکان هم در این مکان وجود داشته و به این ترتیب می‌توان گفت مکانی مجهز برای درمان مجروحان جنگی بوده است. عکس‌هایی مربوط به سال‌های جنگ به دیوارهای بیمارستان نصب شده؛ در ورودی بیمارستان 5عکس متوالی نصب شده و مجروحی را نشان می‌دهند که گلوله خمپاره در دستش فرو رفته. به‌ترتیب که عکس‌ها را پشت سر می‌گذاریم، کم‌کم گلوله از دست مجروح خارج می‌شود و در تصویر آخر، 2پزشک جراح در کنار رزمنده آسیب‌دیده به دوربین نگاه می‌کنند؛ گلوله خمپاره نیز در گوشه تصویر مشخص است. در عکس دیگری که در راهروی منتهی به اتاق عمل نصب شده، رزمنده‌ای مشخص است که هر دو دستش از ناحیه مچ قطع شده و دست‌هایش را به حالت قنوت رو به آسمان گرفته است. با گذشت سال‌ها از جنگ تحمیلی، هنوز هم پزشک‌ها، پرستارها، مجروح‌ها و خانواده‌های شهدایی هستند که به نوعی با این بیمارستان ارتباطی داشته‌اند و حالا می‌آیند تا دوباره خاطره آن روزها را زنده کنند. سیدرضا جعفری هم یکی از این افراد است که حالا با خانواده‌اش از بوشهر به اینجا آمده تا برای پسر و دختر نوجوانش از روزهایی پر حادثه بگوید؛ روزهایی که موج انفجار او را به این بیمارستان کشاند. می‌گوید: تنها 3ساعت در این بیمارستان بستری بودم و بعد به بیمارستان بقایی اهواز اعزام شدم. نمی‌دانم آن 3ساعت چگونه گذشت، ولی پس از گذشت این همه سال، حسی به این مکان دارم که موجب شده هر سال به این بیمارستان بیایم. خانم غیاثوند هم به همراه پسرش از تهران آمده‌اند؛ از بیمارستان بقیه‌الله؛ در گوشه‌ای از بیمارستان نشسته‌اند و اشک می‌ریزند. بمانی غیاثوند در دوران جنگ تحمیلی در بیمارستان‌های تهران به مجروحان جنگی خدمت می‌کرده؛ مجروحانی که بسیاری از آنها از همین بیمارستان به تهران اعزام می‌شدند؛ حالا آمده اینجا را ببیند. ابوالفضل محمدخانی، پسر خانم غیاثوند هم در عملیات کربلای 5 از ناحیه چشم مورد اصابت ترکش قرار گرفته و اکنون چشم‌هایش سو ندارد. هوشمند و مجید هم 2 پسر دیگر این مادر هستند که آنها هم در دوران جنگ مجروح شده‌اند و حالا خیلی‌ها به آنها می‌گویند موجی! شیرعلی، همسر خانم غیاثوند هم در همان کربلای 5شهید شده است. می‌گوید: حس عجیبی نسبت به این مکان دارم؛ خیلی از مجروحان جنگ از این بیمارستان به تهران اعزام می‌شدند و ما آنجا آنها را می‌دیدیم، ولی حالا در این بیمارستان صدای آنها را می‌شنوم. نمی‌تواند زیاد صحبت کند؛ گریه امانش نمی‌دهد؛ بلند می‌شود، بوسه‌ای به دیوار راهروی بیمارستان می‌زند و می‌رود. به گزارش ایسنا، بیمارستان صحرایی امام‌حسین(ع) اکنون توسط وزارت بهداشت و درمان بازسازی شده و برای برگزاری کنگره‌های علمی و همچنین بازدیدهای دانشجویی مورد استفاده قرار می‌گیرد، با وجود این هنوز امکان بازدید عمومی از این مکان ارزشمند فراهم نشده است.

۱۳۹۱ فروردین ۱۴, دوشنبه

آشنایی با بنای تاریخی زیج ‌منیژه - کرمانشاه

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما زیج منیژه در بخش پایین دست طاق گرا و کوه بزرگ پاتاق، در نزدیکی گور دخمه مادی قرار دارد که مردم بومی به آن کل داوود می‌گویند. این بنا دارای پلان مستطیل شکلی است که با جهت شرقی - غربی و با استفاده از مصالح لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده است. در بخش مرکزی این بنا تالار نسبتا بزرگی وجود دارد که پیرامون آن را راهروهایی احاطه کرده است. از طریق راهروهای شمالی می‌توان به مجموعه اتاق‌های ضلع جنوبی بنا و از طریق راهرو جنوبی به مجموعه اتاق‌های ضلع شمالی دسترسی پیدا کرد. [آشنایی با استان کرمانشاه] هریک از راهروهای شرقی و غربی پیرامون تالار نیز به راهرو دیگری منتهی می‌شود که در نهایت از طریق این راهروها می‌توان به مجموعه اتاق‌های ضلع شرقی و غربی بنا دسترسی پیدا کرد. در گذشته، هر ضلع قلعه 30 حجره با طاق‌های گهواره ای شکل داشته است. امروزه تنها دو حجره سالم بر جای مانده است. دروازه قلعه در ضلع غربی قرار داشته است. در ضلع شرقی، هنوز هم بقایای جریان آب دیده می‌شود. در هر زاویه قلعه، یک برج و در میان هر دو برج اصلی، دو برج کوچک تر ساخته شده است. در میانه این دژ، سازه چهارگوش مانند دیگری دیده می شود که ارگ دژ به شمار می رود. شواهد و مدارک معماری از جمله شکل درگاه‌ها و قوس‌ها و همچنین نحوه پوشش سقف فضاها نشان می‌دهد این بنا احتمالا متعلق به اواخر دوره ساسانی است. بنای تاریخی زیج منیژه پاتاق در سال 1384 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 13410 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

باغچه جوق - آذربایجان‌شرقی

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما باغچة جوق ماکو در فاصلة 6 کیلومتری ماکو و حدود 2 کیلومتری از سمت غرب جاده اصلی بازرگان و در روستایی به نام باغچه جوق در استان آذربایجان شرقی واقع شده است. کاخ تاریخی وبا شکوه باغچه جوق ماکو در باغی به وسعت حدود 11 هکتار در اواخر دوره قاجار به دستور اقبال السلطنه ماکویی، یکی از ســرداران مظفـــرالدین شاه و از حکام مقتدر آن دوره ( 1324-1313 هجری قمری) با 2500 متر مربع زیر بنا در باغی زیبا که دارای انواع درختان میوه و گلها (بوته‎های بزرگ رز و ...) و درختان زینتی ( اقاقیا، تبریزی و...) و چشمه‌ای زلال می‎باشد، ساخته شد و تأثیر شگرفی از سبک معماری روسیه آن زمان پذیرفته است. در سال 1353 هجری قمری، ساختمان باغچه جوق از وراث سردار ماکویی توسط دولت خریداری شد و پس از انجام برخی تعمیرات ضروری، این مجموعه از سال 1364 برای بازدید عموم به عنوان کاخ موزه آماده گردید و در تیرماه سال 1375 هـ . ش. در فهرست آثار ملی ایران به شماره 1739 به ثبت رسید و از سال 1382 تا 1383 محوطه، عمارتها و فضاهای خدماتی آن مرمت و بازسازی شد. این باغ از نمونه‌های منحصر به فرد باغسازی در ایران محسوب می‌شود. زیرا از یکسو دوران شکل‌گیری آن به دوران قاجار باز می‌گردد و هم به لحاظ موقعیت قرارگیری در منتهی‌الیه محدوده‌های جغرافیایی ایران و در خط تماس با دیگر فرهنگها واقع شده بود. این دو عامل در شکل گیری این باغ تأثیر به‎سزایی داشته است. این باغ در بستری کوهستانی و به عنوان یک باغ کوهپایه‎ای مطرح می‌شود، که جبهة غربی و جنوبی آن منتهی به دامنه کوه با صفای «چرکین» و چشمه‌ای به نام «کلیسه» منتهی شده و در میان باغ میوه واقع شده است و با دو حصار، از یک سو تکیه بر کوه و از سوی دیگر مشرف بر درة ماکو است. این باغ دارای انواع درختان میوه همچون زردآلو، انجیر، توت، گردو، به، گیلاس، آلو، فندق، گلابی، بادام و سیب است که درختان زردآلو بخش اعظم درختان را به خود اختصاص داده‌اند. گونه‌های گیاهی دیگری نظیر اقاقیا، تبریزی و بوته‌های بزرگ رز نیز به شکلی پراکنده در سطح باغ دیده می‌شوند. چنین به نظر می‌رسد که درختان در گذشته به طور منظم کاشته شده بودند و محورهایی را تعریف می‌نموده‌اند ولی با گذشت زمان، بسیاری از آنها از بین رفته و شکل کاشت منظم آنها دگرگون شده است. آبیاری باغ به شکل غرق‌آبی انجام می‌شده و از چشمه آبی که در یک کیلومتری بالا دست باغچه وجود دارد، استفاده می‌شده است. تا پیش از سال 1356 خورشیدی، آب چشمه یک هفته در اختیار باغ و یک هفته در اختیار روستا بوده است ولی هم‌اینک به دلیل خشکسالی، این آب به طور کامل توسط روستاییان مصرف می‌شود. در حال حاضر آب مورد نیاز آبیاری باغ، تنها از آب برف‌های ذوب شده کوهستان و بارندگی‌ها و آبهای فصلی و پس از اتمام آب کوهها از مازاد آب روستا تأمین می‌شود. به همین دلیل استخر ذخیره آبی در غرب عمارت سنگی به منظور جمع‌آوری آبهای طبیعی وجود دارد. فاطمه حیدری - هما ایرانی‌بهبهانی