کانون ایرانیان
کانون ایرانیان

۱۳۹۰ مهر ۱, جمعه

آتش سوزي گسترده در ساختمان وزارت كشور

324864_214437488620938_100001640662322_619514_1532942201_o

وزارت کشور در آتش می سوزد.....
جمعه اول مهر ساعت 13

۱۳۹۰ شهریور ۲۷, یکشنبه

دیروزتان را امروز در « ایذه» ببینید

برای بسیاری از گردشگرانی که علاقه‌مند به بازدید از مکان‌های تاریخی و محوطه‌های باستانی کشور هستند، شاید بارها این سوال پیش آمده باشد که تاریخ و قدمت زندگی متمدن در این سرزمین به چه زمانی بازمی‌گردد؟ مسلما نمی‌توان عدد و تاریخ دقیقی را در پاسخ به این پرسش عنوان کرد، اما آثار برجای مانده و شواهد باستانی نشان می‌دهد زمان زندگی مردمانی که از نظر صنعت، هنر و فرهنگ به مراحل بالایی از پیشرفت دست یافته بودند، چه در شرق و چه در غرب ایران، به بیش از 6 هزار سال می‌رسد. یکی از مناطقی که می‌توان رد پای این تاریخ را در آن دنبال کرد، شهر باستانی ایذه در استان خوزستان است که با داشتن سنگ‌نگاره‌های فراوان به شهر نگارکنده‌های سنگی و صخره‌ای ایران شهرت یافته است. ایذه در شمال شرقی استان خوزستان و 205 کیلومتری شهر اهواز قرار گرفته، اما از آنجا که منطقه‌ای کوهستانی است آب و هوایی مطلوب دارد و به همین علت در دوره‌های مختلف تاریخی همواره مورد توجه بوده است. سرزمین   آپلود همه می‌دانیم که نخستین زندگی‌های متمدن بشری در کنار رودها شکل گرفته‌اند، (مثل تمدن بین‌النهرین در میان رودهای دجله و فرات یا تمدن بزرگ مصر در کنار رود نیل) در جنوب غربی ایران نیز وجود رودهای پرآبی چون کارون و دز مهم‌ترین دلیل شکل‌گیری زندگی در نزدیکی آن و در شهر باستانی ایذه است. نام ایذه در روزگار عیلامیان «آیاپیر»، در زمان هخامنشیان «آنزان» (انشان)، در دوره اشکانیان «الیمایی» و در دوره ساسانی «ایذه» بود که با ورود اعراب به صورت «ایذج» درآمد، در زمان اتابکان به آن «مالمیر» یا «مالامیر» گفتند و از دهه 1330 بار دیگر نام ایذه را برای آن در نظر گرفتند. جالب آن است که در این منطقه از تمام دوره‌های یاد شده آثار ارزشمندی وجود دارد که برای علاقه‌مندان به مقوله‌های فرهنگ، تاریخ و باستان‌شناسی بسیار شگفت‌انگیز است و البته صحبت از همه آن‌ها در اینجا امکان‌پذیر نیست. برای معرفی این آثار بهتر است ابتدا به سنگ‌نگاره‌های بر جای مانده از دوره عیلامی‌ها اشاره کنیم. سرزمین   آپلود بزرگ‌ترین کتیبه خط میخی اشکفت سلمان، در اصل نام تنگه‌ای در کوه الهک واقع در شمال غربی ایذه است که 4 نقش برجسته از دوره عیلامیان را در خود جای داده است. اشکفت سلمان در زمان عیلامی‌ها و حتی تا هزاره‌های بعد از آن نیز مکان مقدس و نیایشگاه بوده است. برای همین به آن نیایشگاه «تاریشا» هم گفته می‌شود که برگرفته از نام یکی از ایزدبانوهای عیلامی است. از میان 4 سنگ‌نگاره این منطقه دوتای آن‌ها درون غار و دوتای دیگر بیرون از غار اشکفت شکل گرفته‌اند و همه آن‌ها متعلق به یکی از شاهان محلی عیلام به نام «هانی» (2700 پیش از میلاد) است. سرزمین   آپلود نگاره‌های اشکفت سلمان از چند جهت دارای اهمیت هستند: یکی آن که بزرگ‌ترین کتیبه به خط میخی عیلامی در آنجا نوشته شده است. دیگر آن که برای نخستین بار تصویر یک زن دوشادوش نقش یک مرد در مراسم آیینی دیده می‌شود. در این تصاویر شاه همراه با همسر و فرزند کوچکش در حال انجام مراسم دینی و ادای احترام به خدایشان دیده می‌شوند، اما متاسفانه به دلیل فرسایش حاصل از عوامل طبیعی و انسانی و عدم محافظت صحیح، تشخیص بخش‌های زیادی از این سنگ‌نگاره‌ها دشوار است. با توجه به نوشته‌های میخی اطراف تصاویر چنین برمی‌آید که هانی (شاه محلی عیلام) خواسته تصاویر خود و خانواده‌اش بر کوه مقدس، نقش شوند تا الهه تاریشا از آنان محافظت کند. سرزمین   آپلود همچنین در بخش‌هایی از این کتیبه به اعمال دینی و قربانی‌هایی که برای خدایان کرده اشاره می‌کند و از آنان می‌خواهد که خانواده و سرزمین او را در پناه خود نگه داشته و کسانی را که در آینده به این نگاره‌ها آسیب بزنند یا اشیای ارزشمندی را که گویا در آن نیایشگاه قرار داده بوده، به سرقت ببرند، نابود کرده و به نفرین و نیستی دچار کنند. (ای کاش آنان که به عمد این نگاره‌ها را تخریب می‌کردند خواندن خط میخی عیلامی را بلد بودند!)با همه آسیب‌هایی که به آثار این منطقه وارد شده است، بازهم می‌توان شکوه آیاپیر را بر سینه کوه احساس کرد و به آن تمدن چند هزار ساله بالید. گسترده‌ترین سنگ‌نگاره‌های صخره‌ای محوطه باستانی دیگری که در این منطقه وجود دارد و بسیار مورد توجه گردشگران آثار باستانی قرار می‌گیرد، جایی است به نام کول فرخ یا «کول فره» که در 7 کیلومتری جنوب شرقی ایذه قرار دارد و گسترده‌ترین سنگ‌نگاره‌های صخره‌ای ایران را در خود جای داده است. کول فرخ نیز مانند اشکفت‌سلمان جایی است با مناسبات مذهبی عیلامیان با 6 نقش‌برجسته که بیشتر آن‌ها انجام امور و آیین‌های مذهبی را نشان می‌دهند. یکی از این نگاره‌ها روی یک سنگ بزرگ چهارگوش نقش شده که بلندی آن نزدیک به 3 متر است و هر 4ضلع آن دارای تصاویری است که اجرای مراسم آیینی و قربانی کردن را نشان می‌دهد. در مجموع تعداد آدم‌هایی که در این نگاره تصویر شده‌اند حدود 400 نفر است. در بخشی از این سنگ‌نگاره مجسمه یکی از خدایان عیلامی بر دوش 4مرد حمل می‌شود و شاه با عده زیادی از همراهان آن‌ها را دنبال می‌کنند. سرزمین   آپلود مجسمه این خدای عیلامی ایستاده روی تخته سنگی است و در حالی که لباس بلندی به تن دارد، دست‌هایش را به کمر زده و بسیار مصمم بر دوش مردان به سمت قربانگاه پیش می‌رود. هنرمندان عیلامی صحنه قربانگاه را بر ضلع شرقی این سنگ بزرگ ترسیم کرده‌اند به این صورت که در آن 3 گاو بزرگ و تعداد زیادی غزال در حال حرکت هستند. در این تصویر 7 مرد عریان نیز دیده می‌شود که در ابعاد کوچک‌تری نسبت به بقیه نقش شده‌اند و نشان می‌دهد این افراد اسیران جنگی هستند. این سنگ‌نگاره از آثار بسیار مهم باستانی استان خوزستان به شمار می‌رود. سرزمین   آپلود یکی دیگر از آثار ارزشمندی که نشان می‌دهد کول فرخ محلی برای انجام آیین‌های مذهبی بوده، نقش برجسته دیگری است که در دامنه کوه و در ارتفاع 6 متری از سطح زمین قرار گرفته است. در این تصویر نیز شاه هانی در حال قربانی کردن نشان داده می‌شود. او کلاه گردی به سر دارد و وزیرش همراه با مرد دیگری او را مشایعت می‌کنند. جلوی شاه 3 نوازنده دیده می‌شود که 2 نفرشان سازی شبیه به چنگ و یکی سازی شبیه به دف در دست دارند. حضور 3 مرد دیگر که لباس مردان دینی را پوشیده‌اند و 3 قوچ که سر آن‌ها بریده شده در کنار حیواناتی چون بز کوهی و گاو نر، هنوز قابل تشخیص است. این نگاره دارای کتیبه‌ای به خط میخی عیلامی است که شاه در آن ضمن معرفی خود، می‌گوید دلیل آن که تصویر خود را بر این سنگ‌ها بر جای گذاشته آن است که می‌خواهد خدایان حمایتشان را بر او ارزانی دارند. سرزمین   آپلود در میان نقش برجسته‌های کول فرخ که از نظر محتوا و تصویر شباهت زیادی به هم دارند، نقشی دیده می‌شود که بسیار شبیه نقوش حجاری شده در تخت جمشید است و چون پیش از نقوش تخت جمشید به وجود آمده، آن را مادر نقوش زیبای درگاه‌های کاخ صد ستون و پلکان آپادانا می‌دانند.

گشتی در جرجان قدیم

یورش غارتگران مغول پایانی بود بر شهرت افسانه‌ای شهر «جرجان»؛ جرجانی که نویسندگان وصف کرده بودند با 1200 هکتار وسعت، محل آمد و شد ادبا و فضلا بوده و در پناه دیواری در حدود 200 کیلومتر، مقابل اقوام مهاجم می‌ایستاده. جرجان در کنار میل بالابلند قابوس و امامزاده یحیای محبوب، روزگاری یکی از شهرهای مهم ایران بوده و حالا در همسایگی شهر گنبدکاووس آرام نشسته. اما افول جرجان فرصتی برای شهر گرگان شد تا جای خالی اش را پر کند. گرگان همان شهری است که می‌گویند از باقیمانده پولی که به ساخت دیوار دفاعی گرگان اختصاص داشته، بنا شده. بیشتر خانه‌ها و عمارت‌های تاریخی شهر حاصل دست و دلبازی‌های خان‌های قاجاری است که مبالغ هنگفتی خرج آبادانی شهر کردند. اگر می‌خواهید باقیمانده این تاریخ پرفراز و نشیب و معماری‌های زیبا ببینید، با ما راهی شوید تا تاریخ زیبای گرگان و گنبد کاووس را در استان گلستان ببینید. گشتي در جرجان قديم تاریخ در کنار مردم گرگان و گنبد شاید در ذهن كمتر كسی به عنوان شهرهایی تاریخی و دارای سوابق فرهنگی ریشه‌دار در تاریخ باستان و حتی معاصر جلوه كنند، اما این شهرها در واقع سابقه تاریخی طولانی دارند و به عنوان شهرهایی نامدار و البته تاریخی از آنها یاد می‌شوند. نمونه اش میل گنبد! میل گنبد فقط تاریخ نیست، فرهنگ مردم گنبد را هم با خود دارد. این گنبد که دیگر تبدیل به نشانه این شهر شده، مراسم سنتی چندین نسل را به چشم دیده؛ هم خنده‌هایی زیبا که امروز بر صورت عروس‌داراها نشسته و هم اشک روزهای عزا را بر چهره اهالی گنبد. اگر این میل زبانی می‌داشت، ناگفته‌های بسیاری از زندگی روزمره مردم این شهر بازگو می‌کرد. شهر گنبد در همسایگی جرجان، بعد از ساختن گنبدکاووس این طور نامیده‌شد؛ از زمانی که «شمس‌المعالی قابوس‌بن وشمگیر» در جرجان سلطنت می‌کرد. شمس‌المعالی ادیب و فاضل بر تخت پادشاهی آل‌زیار نشست تا هم خونریزی کند و هم هنرپروری که یکی از نمونه‌هایش همین میل گنبد است. سرزمین   آپلود میل گنبد بر بالای تپه‌ای دست ساز با 55 متر ارتفاع و بیش از هزار سال قدمت است. برج سراسر آجری قابوس دو کتیبه کوفی دارد، دو کتیبه مشابه که اگر یکی آسیب دید، آن یکی بماند و از نام و نشانی قابوس و سال ساخت بنا بگوید. بلندترین برج آجری جهان که زمانی میل راهنمای جرجان بوده را می‌شود در باغ ملی، در مرکز شهر گنبدکاووس دید. گشتي در جرجان قديم امامزاده یحیی (ع) سرزمین   آپلود بعد از چند خیابان کوتاه به بلوار یحیی‌بن‌زید(ع) خواهید رسید، به آرامگاه یحیی مظلوم مقتول. سال 125 هجری هزاران یحیی در این سرزمین متولد شدند، همان سالی که بنی‌امیه بعد از سه روز و سه شب مبارزه، یحیی(ع) را شهید کردند و پیکر بی‌سرش را بر دروازه شهر جرجان بردار کردند. خراسانی‌ها و طبرستانی‌ها یک هفته عزاداری کردند و برای زنده نگه داشتن نامش، هر نوزادی را که در آن سال به دنیا آمد، یحیی نامیدند. یحیی بن زید، از نوادگان امام چهارم که وقتی شهید شد، فقط 18 سال داشت. امامزاده محبوب گنبدی‌‌ها محرابی از کاشی‌های نفیس داشته که در بازسازی‌های عجولانه پهلوی کاشی‌هایش یا به غارت رفتند یا به زیرخاک. حالا امامزاده در انتهای بلوار یحیی‌بن‌زید(ع) یک ایوان دارد و بقعه‌ای جمع‌وجور که همیشه پر است از زائر. بقعه او در شهر گنبد در منتهی‌الیه یکی از خیابان‌های اصلی شهر جرجان، سرپاترین و محبوب‌ترین ساکن جرجان است. شهر جرجان کانال‌هایی با عمق سه”‹ متر و عرض 180سانتی‌متر، خیابان‌هایی پوشیده با آجر سرخ، کوره‌های سفال‌پزی و کارگاه‌های شیشه‌گری و آهنگری و فلزکاری تنها بخشی از تاریخ پربار جرجانند، شهری که 13 دهه از شناسایی اش می‌گذرد و هنوز آجرهایش، آجر خانه‌های نوساز می‌شود و سفال‌هایش زیر پای عابران می‌شکند و حریمش با ساختمان‌های نوساز خدشه‌دار می‌شود. فنس‌های مداوم دور تا دور بخش‌های زیادی از شهر را گرفته‌اند اما می‌شود از پشت همین فنس‌ها هم روزگار آباد شهر را دید. از بلوار امامزاده”‹یحیی(ع) گنبد می‌توانید به این شهر تاریخی برسید. گشتي در جرجان قديم در جست و جوی دیوار تاریخی سرزمین   آپلود شاید باور این كه ایرانیان روزگاری دیوارهای بلندی ساخته‌اند تا بتوانند این سرزمین را از هجوم دشمنان خارجی محافظت كنند، برای خیلی از ما سخت باشد اما حقیقت این است كه دیواری در شمال ایران به نام قزل آلان یا دیوار گرگان یا «مارسرخ» وجود داشته ‌است. گفته می”‹شود طول دیوار اطراف شهر گرگان به 200 کیلومتر می‌رسیده، با دو و نیم متر ارتفاع و 10 متر پهنا. معلوم نیست فیروز آن را ساخت یا انوشیروان ساسانی، اما قرار بوده جرجان را از حملات قبایل شمالی حفظ کند. «قزل‌آلانگ»، دیوار یا همان سد دفاعی گرگان که به سد ‌اسکندر هم معروف است از ناحیه گمیشان شروع می‌شده و تا کوه‌های «گلی”‹داغ» ادامه داشته است. بهترین منطقه برای دیدن این باقیمانده‌ها جاده گنبد - کلاله در مسیر روستای آق‌آباد است. در طول این دیوار بیش از 30 دژ دفاعی ساخته شده كه محل استقرار سربازان بوده است. ابعاد دژها از 120 در 120متر تا 240 در 300 متر متغیرند. جوی یا كانال انتقالی آبی به عمق بیش از 6 متر در سراسر دیوار امتداد داشته و آب را به نقاط مختلف آن می رسانده است. گشتي در جرجان قديم از سرچشمه تا نعلبندان سکه‌هایی که اوایل دوران اسلامی در گرگان ضرب می‌شدند نام «دار المومنین» را بر خود داشتند. برو و بیای مداوم سادات سبزجامه گرگان را دارالمومنین کرده‌بود. یکی از این سادات اسحاق بن‌‌موسی‌‌بن جعفر(ع) است که در طلب برادرش امام”‹رضا(ع) به گرگان آمد و ماندگار شد. محلی‌های شهر گرگان می‌گویند صبح‌های دوشنبه نوری سبز از طرف كربلای معلی تمام حاشیه امامزاده‌ای قدیمی در میان این شهر را فرا می‌گرفت سپس این نور به سمت مشهد سیر می‌كرد. حالا و با گذشت چندین دهه از این اتفاق هنوز نام امامزاده نور بخشی از خاطرات امروزی و دیروزی مردم این شهر شده است. برای زیات مرقد آجری او باید تا محله نعلبندان رفت و سراغ امامزاده نور را گرفت. بنای امامزاده یک بنای 12 وجهی است که به انواع و اقسام تزئینات آجری مجهز است؛ از کاربندی‌های هندسی دقیق طاق‌ها گرفته تا کتیبه‌های خاکی رنگ کوفی. از دیدن محراب گچ‌بری امامزاده غافل نشوید که یکی از شاهکارهای گچ‌بری دوران سلجوقی است. سرزمین   آپلود بافت تاریخی در جوار حرم اسحاق بن موسی بن جعفر(ع) می‌شود به دل شهر کهن و بافت تاریخی گرگان زد. در همسایگی امامزاده نور، مسجد کهن آدینه گرگان را می‌توان دید که سابقه ساختش به عهد سلجوقی برمی‌گردد. برای اثبات این مدعا، مسجد هنوز مناره کوتاه مزین به تزئینات آجرکاریش را نگه داشته، مناره‌ای که به نظر می‌رسد قدی بلندتر از این داشته و مأذنه چوبی در میانه قد اولیه آن قرار گرفته است. سرزمین   آپلود تکایای چوبی محله نعلبندان از دیگر دیدنی‌های این محله‌اند، تکایایی که اگرچه حالا گرفتار سکوت روزهای کهنسالی هستند، اما زمانی جمعیت مشتاق فراوانی را پناه می‌دادند تا به تماشای تعزیه و عزاداری بنشینند. خانه‌های تاریخی باقری و شیرنگی می‌تواند از دیگر کشفیات این پیاده‌روی باشد. راسته بازار نعلبندان را ندیده، محله را ترک نکنید که در گوشه و کنار حجره‌هایش به جز تاریخ، می‌شود سوغاتی‌های مناسب و ارزان‌قیمت هم پیدا کرد. موزه گرگان انواع سنگ مزارهای ریشه‌دار، صندوقی و گهواره‌ای از مزارهای اطراف گرگان، رادکان، گنبد کاووس، مینودشت و بندرگز به امانت گرفته‌شده و در این مجموعه نگهداری می‌شود. دکتر «منوچهر ستوده» - نویسنده کتاب از آستارا تا استرآباد - موزه را در سال 1352 افتتاح کرد. در ویترین‌های موزه همه چیز پیدا می‌شود؛ از درهای چوبی حکاکی شده و دستبندها و سربندهای طلایی روستای زیارت تا سکه‌های رنگ‌ورو رفته گرگان یا سفال‌های براق و زرین‌ جرجان.

۱۳۹۰ شهریور ۲۶, شنبه

دخمه ترسناک سیسیل یا موزه مرگ

سرزمین   آپلود سرزمین   آپلود سرزمین   آپلود سرزمین   آپلود سرزمین   آپلود سرزمین   آپلود سرزمین   آپلود وقتی برای اولین بار وارد این مکان می‌شویم شاید همان احساسی بهمان دست دهد که زمان تماشای فیلم یک شب با مردگان زنده یا تریلر مایکل جکسون حس کردیم. هیچ فیلم ترسناک یا حتی خانه جن زده ای نمی‌تواند با چنین مکانی رقابت کند؛ در اینجا مرده ها با لباس‌های معمولی خود و با میخ طویله به دیوار آویزان شده اند. مرده ها که بدن‌هایشان در حال فساد و تباهی است از بالا شما را می‌نگرند، گویی که قصد ربودنتان را دارند و می‌خواهند که شما هم به آنها بپیوندید. یك اتفاق بسیار ساده باعث شد تا چندی پیش بزرگ‌ترین مجموعه مومیایی‌هایی عصر جدید كشف شوند. این اتفاق در حالی افتاد كه دخمه صومعه سیسیل ایتالیا گشوده شد و بازدیدكنندگان از این دخمه، نزدیك به 8 هزار جسد مومیایی شده در حالی كه با میخ‌های درشت به دیوار آویخته شده بودند را كشف كردند. باستان‌شناسان در بدو ورود با اتاقی روبه‌رو شدند كه پر بود از اسكلت‌های بی‌شمار انسان‌هایی كه كنار هم ایستاده بودند و نكته قابل توجه آن بود كه تمامی مومیایی‌ها بر اساس شغلی كه داشتند كنار هم قرار گرفته بودند. آنها در بدو ورود با اتاقی مربوط به دكترها، اتاقی مربوط به زنان، اتاقی مربوط به دخترهای ازدواج نكرده و البته اتاقی نیز مخصوص كودكان روبه‌رو شدند. باستان‌شناسان پی‌بردند این اجساد كه به طور طبیعی مومیایی شده‌اند مربوط به مراسمی مذهبی هستند كه در نوع خود بی‌نظیر است. براساس اطلاعات به دست آمده، قدیمی‌ترین نعش موجود در این مقبره مربوط به راهبه سیلوسترو گابیو مربوط می‌شود كه سال 1599 مرده است. باستان‌شناسان او را سرسلسله جمع شدن این همه مومیایی كنار هم می‌دانند. او معتقد بود هوای خشك می‌تواند باعث ایجاد مومیایی طبیعی در انسان‌ها و البته زندگی دائمی آنها شود. به همین علت جنازه‌ها را از دیوار آویزان می‌كرد تا مایعات درون بدن آنها بتدریج خارج شود و سال‌ها بعد جنازه‌هایی كه مانند میوه‌های خشك شده تغییر حالت داده بودند را با سركه می‌شست و بعد از آن بود كه لباس‌های مردگان را برای ایستادن همیشگی‌شان در حالت مومیایی تنشان می‌كرد. وقتی بر اولین پله این دخمه قدم می گذاریم به یاد این جمله از دانته بر روی کتیبه‌های دروازه‌های جهنم می‌افتیم : «هرکس وارد اینجا می‌شود باید رویاهایش را رها کند» سرزمین مردگان در حالی در ایتالیا کشف شده است که معروفترین و عجیب‌ترین جسدی که در این صومعه قرار دارد، جسد دختر بچه ی 2 ساله ای به نام روزالیا لومباردو ملقب به زیبای خفته است که در سال 1920 به این صومعه تحویل داده شده است. جسد این دختر بچه در تابوتی قرار دارد که درب آن از شیشه است. چهره او بعد از گذشت سال‌ها همچنان طبیعی باقی مانده است. زیرزمین این صومعه به پنج راهرو تقسیم شده است : بخش مردان، بخش زنان، بخش کشیشان صومعه، بخش راهبان و بخشی برای افراد بلند مرتبه جامعه همچون ارتشدارن، دانشمندان و وکلا. در بخش زنان قسمتی را نیز به دختران باکره اختصاص داده‌اند، که در آن، چهار دختر باکره در کنار یک صلیب آویزان شده اند. نوشته ای از saeid ayyoubi

دریاچه گهر ( منطقه اشترانکوه ) زمستان و بهار

عکس از آقای داود بهرامی سرزمین   آپلود سرزمین   آپلود سرزمین   آپلود

۱۳۹۰ شهریور ۲۵, جمعه

روستای باصفای وانشان-گلپایگان




روستای وانِشان از توابع شهرستان گلپایگان واقع دراستان اصفهان است.اين منطقه وسیع، ازكهن ترين خاستگاه هاي تمدني در نجد ايران است،که صدها روستاي قديمي،زيبا و مهم را درخودجاي داده است. روستاي وانشان در 12 کيلومتری جنوب شهرستان گلپايگان و 15 کیلومتری شمال خوانسار قرار دارد به دليل نزدیکی به ارتفاعات داري آب و هواي بسيارخوبي است. نام این روستا وانشان یا به زبان محلی وانشون است. البته درنوشته های دیگر به نام ونیشون نیز از آن ياد شده است.



سرزمین   آپلود
اين روستا داراي 2 مرتع ييلاقي و قشلا قي است كه هر دو به عنوان مرتع عمومي بنام تعدادي از افراد و اهالي روستاي وانشان مميزي شده و پروانه مرتع داري براي آنان صادر شده است. البته اين مراتع در سالهاي گذشته به علت بهر ه برداري بي رويه و بدون برنامه تا حد زيادي تخريب شده و پوشش گياهي آن وضعيت چندان مناسبي ندارد و عمدتاً از بوته هاي خاردار گون و ديگر گياهان غير خوش خوراكي مرتعي تشيكل شده است. تخريب پوشش گياهي مراتع اطراف روستا مستقيما ً بر تشديد فرسايش خاك و عدم ذخيره سازي آب درخاك و ايجاد روان آب و سيلاب تأثير خواهد داشت. لذاحفظ پوشش گياهي مراتع اطراف روستا نقش مهمي دربقاي طبيعت اطراف روستا، تقويت آ بهاي زيرزميني بخصوص آب پايه قنوات روستا كه حيات اراضي زراعي روستا كاملاً به آنها وابسته است، دارد. بنای تاریخی آرامگاه امام زاده ابوالفتوح {شاهزاده سلیمان فرزند فرزند امام موسی بن جعفر(ع)} متعلق به قرن دهم هجری شمسی در این روستا قرار دارد. البته با توجه به گفته اکثر ساکنین روستا، قدمت این امامزاده به بیش از هزار سال می رسد و یکی از ادله های گفته این افراد وجود درخت عظیم و فوق العاده قدیمی کنار دیوار این امامزاده می باشد مردم نسبت به این امامزاده ارادت خاصی دارند و با توسل به این عزیز از نوادگان اهل بیت به بسیاری از حاجات خود رسیده اند. در این روستا محصولات باغی نظیر انگور، سیب، هلو و گلابی همچنین محصولات سیفی نظیر خیار و سبزیجات کاشته می شود. گردو نیز یکی از محصولات این روستاست. کوه تیر یکی از معروفترین قله های مجاور این روستا است. (گویش مردم وانشان)که وانشانی،ونیشونی ومردم این روستا اونشونی می نامند(جزئی ازگويش هاى ايران مرکزى و شمال غربى)ازگویش های رایج درمنطقه کاشان اصفهان شمرده می شودوشباهت هایی به گویش خوانساری دارد اما روانتر و بدو لهجه. دستور زبان وانشونی صرف فعل زدن در زبان وانشان بیم خُوست ، بید خُوست ، بیژخُوست بیمون خُوست ، بیدون خُوست ، بیژون خُوست سيد شهيدان اهل قلم، سيد مرتضي آويني دركيي از مقالات خود، روستاي وانشان و امامزاده ي آن اين چنين توصيف كرده است: «روستای وانشان در پناه شاهزاده ابوالفتوح فرزند امام موسی بن جعفر(ع) است و رو ح پرفتوح او معرج تقرب مردم وانشان به خداست. مؤذن پیر زارع است و فراتراز آن، عهد د یگری نیز با خدا بسته است تا رسالت او را از طریق قرآن و روایات به مردم ابلاغ كند. ببینید چگونه خداوند یاران خود را از شهرهای دور و روستاهای دورتر، ازمیان خانه های صمیمی كاهگلی روستاها و از میان آپارتما نهای لانه زنبوری شهرها بر می گزیند و آنان را به مصاف باطل فرا می خواند. مردم خوب روستای وانشان درپناه امامزاده ابوالفتوح هستند و او را بر خود و اعمال خویش شاهد گرفته اند. آدرس اینترنتی روستای وانشان: http://vaneshani.blogfa.com

معرفی روستای خرمکوه

سرزمین   آپلود روستای خرمکوه از توابع دهستان كلیشم در نیمه شرقی شهرستان رودبار استان گیلان در بخش عمارلو، 20 كیلومتری جهت شمال شرقی جیرنده، در طول جغرافیایی 36درجه و 7 دقیقه و عرض 49درجه و 7 دقیقه در ارتفاع 1601 متری از سطح دریای آزاد در جنوب استان گیلان ،قسمت البرز غربی واقع شده است. جغرافیای انسانی(مردم ‌شناسی): روستا دارای 107خانوار و جمعیتی در حدود 314 نفر است. گویش روستا تاتی(گیلی،گیلکی) می باشد.روستا 107خانوار دارد و جمعیت روستا بالغ بر 314 است. روستا دارای مدرسه‌ ابتدایی است و دانش‌آموزان برای تحصیل در مقطع راهنمایی و دبیرستان باید به مدارس شبانه روزی روستاهای اطراف بروند. این روستا دارای تلفن ثابت است و حمام عمومی آن نیز چند سالی است كه خراب است و روستاییان از كمبود امكانات گله‌مند هستند. درآمد مردم روستا از طریق فروش محصولات کشاورزی همچون گردو، گندم، جو و محصولات دامی مانند پنیر ،کره، دام و... است. پوشاك زنانه: محلی شامل مندیل، جلیقه، تومان و پیراهن بلند است. مراسم آیینی: علم واچینی، مراسم شب‌های قدر، عیدفطر و عیدقربان، تاسوعا و عاشورا و ... مراسم سنتی: عروسی، بازی‌های بومی و محلی، تحویل سال نو و سیزده بدر و ... باستان‌شناسی: روستای تاریخی خرمکوه از نظر معماری با توجه به مصالح به كار رفته (خشت خام، سنگ، چوب، ملاط، كاه گل) با بافت پیچیده و درهم دارای ویژگی‌ و اهمیت خاص خود است. این روستا با داشتن چهار محوطه شاخص فرهنگی، تاریخی، باستانی، مربوط به دوره‌های پیش از تاریخ و تا دوران تاریخی را شامل می‌شود. سه محوطه گورستانی به نام‌های قبرستان کاکول سر ،بره سر و بیلیش و یك محوطه استقراری تاریخی به نام قلع کوتی(2قلعه روبروی هم) است كه از دیدگاه باستان‌شناسی در منطقه گیلان و عمارلو اهمیت دارد. محصولات كشاورزی و دامی روستا: گردو، انگور، زالزالك، تمشك، گوجه سبز،آلبالو،هلو، ‌سیب گلاب و ... صنایع دستی: نمدمالی، لحاف دوزی،‌آهنگری، جوراب بافی و ... منابع طبیعی: روستای خرمکوه از نظر ذخایر معدنی (سیلیس) و صنایع یكی از غنی‌ترین روستاهای شهرستان رودبار می‌باشد. چشمه‌های آب معدنی قل قله خولشکوه، بیلش،‌ ییلاق زیبا و آب معدنی پوسرا شمشارود و تویلا رود در غرب روستا كه آب شرب و باغات روستا را تامین می‌نماید. از نظر پوشش گیاهی دارای متنوع ترین گونه مختلف گیاهی و درختان صنعتی و غیرصنعتی می‌باشد . مسیرهای دسترسی به روستا: 1- رودبار، لوشان، جیرنده، آیینه ده،یکنم،خرمکوه به فاصله 75 كیلومتر 2- قزوین به خرمکوه از مسیرانبوه به فاصله 90 كیلومتر 3- رستم آباد، بره‌سر، خلشكو، ،کلیشم،خرمکوه به فاصله 70 كیلومتر 4- سیاهكل،‌ دیلمان، پیركوه، جلیسه، خرمکوه به فاصله 100 كیلومتر بخشی از فزهنگ و اداب ورسوم در روستای خرمکوه در باره عروسی ازدواج (عروسی) - خواستگاری برای خواستگاری یکی از بزرگان خانواده داماد به خانه دختر می رود و بعد از اظهار مطلب و فرصت چند روزه و در نهایت گرفتنجواب مثبت و موافق آنها ، مرحله اول که نشان گذاری( Neshangozari)است آغاز می شود.چند روز بعد یک دستمال ابریشمی قرمز ، یک پیراهن یا شلوار سنتی ، یک انگشتر نقره و مقداری شیرینی و شکلات و نان برنجی و کشمش و نخود (نخودچی) را در یک سینی بزرگ که در اصطلاح محلی به آن مجمع (Majmaa ) یا طبخ Tabakh ) می گفتند گذاشته و مادر یا خواهر داماد یا یکی از کسانی که به داماد خیلی علاقه داشت حمل کرده و به خانه عروس می بردند. در این مرحله داماد آنها را همراهی نمی کرد و در خانه می ماند. - شیرنی خوران( Shiranikhoran) چند نفر از بزرگان و فامیل را جمع می کردند یعنی عروس فامیل های مربوط را در منزل خودشان و داماد هم همین طور ، بعد به منزل عروس می رفتند. بعد از شام ابتدا درم (Dorm ) یا درمیه ( Dormiya) یا شیربهاء را معین می کردند که در قدیم معمولا 500 تا 5000 تومان بود که از طرف خانواده داماد تحویل خانواده عروس داده می شد تا با آن فرش ، صندوق چوبی و ... بخرند. معمولا مهریه در قدیم 5 یا 10 تومان بود ولی امروزه از مرز 3 یا 4 میلیون تومان هم فراتر می رود. بعد از اتمام مسئله ، کاغذی معروف به خط رفت ( Khateraft)می نوشتند که در آن مهریه ، شیربهاء و ... تعیین می شد و معتمدین هم آن را امضاء می کردند و پس از فرستادن صلوات می گفتند قرارداد تمام به (Tamam Be ) یعنی قرارداد تمام شد . (پس از آن کله قندی که قبلا دور آن پارچه پیچیده شده یا کادوپیچی شده بود را یکی از ریش سفیدها می شکستند و تکه کوچکی از قند را به داماد می دهند و هدیه می گیرند. این هدیه معمولا شامل پیراهن ، حوله بزرگ یا پول است. این قسمت داخل پرانتز را در مازندران در خواستگار یکی ا بستگان شاهد بودم)شکستن کله قند که به عنوان پایان نوشتن قراردادازدواج و از طرفی شروع این وصلت با قند و شیرینی است به این باور که زوجین دارای زندگی شیرینی باشند. این رسم به همراه باورهای مربوط از قدیم رایج بوده و امروزه نیز اجرا می شود. - حنابندان بطور مختصر ، در هنگام حنابندان دعا می خوانند.دعایی که در مورد حنابندان وگل چیدن است البته این شعرها آمیخته ای از ادبیات ، عشق و مذهب است. بعد از پایان دعا همه دست می زنند و شادی می کنند و حنا بندان شروع می شود.در هنگام حنا گذاشتن ، هر کدام از عروس و داماد دست راست خود را روی سر می گذارند و یک نفر مرد در دست چپ داماد و زنی هم در دست چپ عروس حنا می گذارد. در مرحله بعد روی اسکناسی حنا می گذارند بعد آن پول را مچاله کرده و بین حاضرین پرت می کنند که معمولا فردی که آن را برمی دارد به عنوان یادگار در آلبوم نگه می دارد.سپس عروس و داماد هر کدام دست دیگری را با دستمال یا دستمال کاغذی پاک کرده و شمع ها را فوت می کنند تا خاموش شود.بعد از آن عروس سینی حنا را در بین حاضرین می گرداندوداماد هم شیرینی را. هر کسی که حنا بردارد معمولا در عوض آن هدیه ای می گذاردکه به آن حناپولی (Hanapouli ) می گویند. فردای آن شب داماد با دسته گل به منزل عروس می رود. - عروسی در مراسم عروسی و انتقال عروس به خانه بخت،باورها و رسوم خاصی وجودداردازجمله :نارنج(Narenj)یک سینی شامل دو عدد سیب ، دو عدد پرتقال ، دو عدد انار و یک تکه کوچک قندیا شیرینی است که داماد در هنگام انتقال عروس ، با فاصله آنها را پرتاب نموده و از رویسرعروس عبور می دهد. مقصود آنها از این عمل و باوری که وجود دارد این است که انشاءالله عروس خانم روزی رسان باشد و البته سکه هم روی سر عروس می پاشند که منظور طلب سلامتی و نوعی صدقه برای رفع بلا و حفظ سلامتی زوجین در زندگی مشترک است و اینکه زندگی همراه با سلامتی و شیرینی داشته باشند.این رسم شور و حال عجیبی به مراسم عروسی می دهد زیرا عده زیادی از حاضرین به ویژه جوانان سعی می کنند میوه های پرتاب شده را بگیرند چون باور دارند که میوه ها باعث خیر و برکت زندگی آنها می شود. بعد از ورود عروس به منزل داماد ، یک پسربچه را بغل عروس می دهند که عروس نیز انعامی به او می دهد. باورشان بر این است که با این عمل انشاءالله عروس بچه دار شودواولین فرزندشان هم پسر باشد. برخی راویان چندین مورد را نقل می کردند که با اجرای این رسم علاوه بر اینکه عروس بچه دار شده و عقیم نشده بلکه فرزند اولشان هم پسر بوده است. برخی باورهای دیگر در مورد ازدواج: - اگر کسی در هنگام عقد( لحظه قرائت خطبه عقد) قیچی بزند آن وصلت به هم می خوردچون با قیچی زدن رشته خوشبختی آنها پاره خواهدشدوبه همین دلیل معمولامراسم خواندن خطبه و عقد در دفترخانه ازدواج یا در مکان خلوت برگزار می کنند. -در هنگام خواندن عقد پنجه گرفتن دستم ممنوع بوده و شگون ندارد. - در کفش راست عروس و داماد شکر یا خاک قند می ریزندچون معتقدند با این عمل خوشبخت و شیرین کام می شوند و اینکه زندگی شیرینی را شروع کرده و ادامه دهند. - در هنگام انتقال عروس به منزل داماد ، دو عدد تخم مرغ در بیرون درب می گذارند تا همراه با بیرون آمدن عروس و داماد تخم مرغ ها بشکند. معتقدند با این کار چشم افراد حسود و بدبین می ترکد یعنی به نوعی محفوظ ماندن از چشم زخم . -بعد از عقد عروس داماد در خانه عروس می ماند ،صبح روز بعد کفش داماد را پنهان کرده و داماد با دادن انعام کفشش را پس می گیرد.

روستای هجیج- کرمانشاه

در يكي از وب‌نوشته‌ها درباره هجيج، قصه‌اي هست كه مي‌گويد، پانصد سال پيش در هجيج، آسمان خسيس شد و خشكسالي بيداد كرد. اهالي روستا سراغ مردي متدين كه نسبش به امام موسي كاظم(ع) مي‌رسيد، رفتند تا براي باريدن باران، دعا كند. مرد دعا كرد و چشمه‌اي پر آب، دل خاك را شكافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامي ويژه ميان مردم شد و حتي پس از مرگش، بقعه‌اي به يادش ساختند به نام «بقعه سيدعبدالله» يا «بقعه كوسه هجيج». كسي نمي‌داند اين ماجرا درباره روستاي هجيج و بقعه سيدعبدالله در كنار رودخانه سيروان، راست است يا تنها قصه‌اي ساده است براي سنگين شدن پلك‌هاي بچه‌هاي هجيجي، وقت خواب. مهم اين است كه اهالي هجيج، اهل تسنن هستند، اما به امامزاده‌شان احترام مي‌گذارند واين بقعه از پنج قرن پيش تاكنون سرپا بوده است و زيارتگاه دوستدارانش. چند كار واجب است كه به محض رسيدن به هجيج بايد انجام دهيد، نخست اين كه دست‌كم يك جفت گيوه مرغوب بخريد، چون پيشه بيشتر هجيجي‌ها، دوختن همين گيوه‌هاي فوق‌العاده است، دوم به چراگاه‌هاي خوش‌منظره «پياز دول ميشا» و «گاول» و‌ آبشار بل در نزديكي روستا كه آب معدني شفابخش دارد، سري بزنيد و سوم اگر فرصت كرديد از يكي از قديم‌هاي ده بپرسيد چرا هجيجي‌ها قاب‌هاي در و پنجره همه خانه‌هاي روستا را آبي آسماني مي‌كنند؟