کانون ایرانیان
کانون ایرانیان

۱۳۹۱ فروردین ۹, چهارشنبه

تنها 3 موزه برای موسیقی ایران

3 موزه برای فرهنگ پهناور موسیقی ایران، قطعا کافی نیست اما حضور همین 3 موزه موسیقی که با سختی و مشکلات بسیاری به‌سرانجام رسیده تنها مشتی از فرهنگ موسیقایی است در برابر نواها، سازها، شخصیت‌ها و میراث گرانبهای موسیقی کشور. موزه موسیقی، موزه صبا و موزه سازخانه کرمان موزه‌هایی هستند که تاریخ موسیقی را روایت می‌کنند؛ موزه‌هایی که هرکدام شرایط متفاوتی را از ابتدا تا به امروز تجربه کرده‌اند. موزه موسیقی سرانجام پس از چند سال انتظار در سال1388 به همت شهرداری تهران ، با حضور بزرگان موسیقی بازگشایی شد. این روزها هر روز خبرهایی از تکمیل شدن سازها، اسناد، مدارک و کتب این موزه به گوش می‌رسد. چندی پیش اضافه شدن آثار صوتی موسیقی پس از انقلاب به موزه موسیقی باعث رشد و ارتقای آرشیو این موزه شد. از سوی دیگر هنرمندان موسیقی هم با واگذاری سازهای خود به موزه موسیقی در راه تکمیل این موزه تلاش دارند. به همین دلیل علی مراد خانی مدیر موزه موسیقی معتقد است که باید برنامه بلندمدت داشت؛«اهداف موزه موسیقی به اندازه موسیقی ایران قدمت دارد به همین دلیل بهتر است نگویم ظرف مدت 5 سال به این اهداف می‌رسیم چرا که دچار مشکل می‌شویم. بهتر است که در جهت عملی شدن و بالارفتن قدرت و بنیه دانش موسیقی حرکت کنیم تا بتوانیم تاریخ موسیقی کشور را حفظ کنیم.» موزه صبا موزه‌ای تخصصی است که به‌طور کل در مورد ابوالحسن صبا یکی از آهنگسازان بنام ایرانی است. محمدرضا شبابی مدیر موزه صبا که از ابتدا با این موزه همراه بوده است در آستانه سه سالگی موزه صبا معتقد است که این موزه با توجه به اختصاصی بودنش به ابوالحسن صبا و اینکه شاگردان این هنرمند یا در قیدحیات نیستند یا در ایران زندگی نمی‌کنند، ازنظر ارتقای آثار رشد خوبی داشته و تا به امروز مواردی به گنجینه این موزه اضافه شده است:«از ابتدای تاسیس تا به امروز چیزهای کمی به موزه اضافه شده است؛ خصوصا اینکه 55 سال از فوت استاد صبا گذشته است و شاگردان و دوستان این هنرمند اغلب در قید حیات نیستند. تمام مواردی که در موزه موجود است اهدایی خانواده ابوالحسن صبا و شاگردان اوست. به تازگی نیز چندتا از شاگردان صبا دست‌خط‌های استاد صبا را به موزه اضافه کرده‌اند. همچنین آقای صهبایی اعلام کرده‌اند که عکس‌های کمیابی از استاد صبا را به موزه خواهند داد.» موزه سازخانه(موزه ساز کرمان) با تلاش فؤاد توحیدی از سال 81 راه‌اندازی شد. مدت‌های زیادی این موزه تنها موزه فعال در عرصه موسیقی بود که تعداد و تنوع سازهای آن نشانه تلاش مدیر موزه بود. اگر ابتدای راه‌اندازی این موزه تعداد بالای سازها، اسناد و مدارک گنجینه‌ای در حد خودش شگفتی محسوب می‌شد اما مدتی است که خبرهایی حاکی از مشکلات این موزه به گوش می‌رسد؛ مشکلاتی که باعث شده توحیدی بگوید که سازهای این مرکز را به موزه موسیقی تهران منتقل می‌کند. توحیدی درباره این مشکلات به کمبود بودجه اشاره دارد؛«نسبت به موزه بی‌توجه هستند و از سوی دیگر بودجه برای سازخانه از سوی تهران درنظر گرفته نشده است. با توجه به امکانات نامناسب موزه و اینکه در طول این سال‌ها ویترینی به موزه اضافه نشده است سازها را در آموزشگاه خودم نگهداری می‌کنم که امن‌تر است.» برای موزه کاربری‌های متعددی تعریف شده است. شاید ساده‌ترین این کاربری نمایش دادن اشیا باشد. کاربری‌های دیگر موزه بخش پژوهشی، نشست‌های تخصصی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی است. این امر در موزه صبا به شکل‌های متفاوتی اتفاق می‌افتد. مرادخانی مدیر موزه موسیقی دراین‌باره می‌گوید: «ما مجموعه‌ای نفیس از سازها داریم که هرکدام منبع خوبی برای کارهای تحقیقاتی است، اسناد و نت‌ها همگی منابع کاملی در مورد موسیقی اند. معمولا محققین، جامعه‌شناسان و دانشجویان برای کارهای خود به ما رجوع می‌کنند. البته این بخشی از خروجی است و باید بیشتر از اینها باشد که به‌دلیل کمبود امکانات این امکان را نداریم.» مرادخانی معتقد است که موزه موسیقی علاوه بر حفظ سازها و آثار مکتوب موسیقی وظیفه تاریخی هم برعهده دارد؛«موزه‌ها موظفند که سلسله‌های گمشده تاریخی را به لحاظ علمی، جغرافیایی، فلسفی، هنری و دیداری، برای مخاطب باز کنند چرا که هر‌سازی‌ که در موزه موسیقی هست در حقیقت ترجمان عملیاتی تاریخ در عصر خودش است.» به همین دلیل است که موزه موسیقی که امسال به‌عنوان موزه برگزیده ایکوم (کمیته ملی موزه‌های ایران) انتخاب شده‌است به‌منظور رشد کیفی فرهنگ موسیقایی در حوزه مستند نگاری تاریخی و علمی و جهت دهی فرهنگ شفاهی این حوزه به سمت مکتوبات و مستندات موزه موسیقی از پژوهشگران فعال در این زمینه حمایت می‌کند. مجموعه فعالیت‌های موزه باعث شده که تفاهمنامه همکاری بین موزه موسیقی و دانشکده موسیقی شهر هانوفر و دانشگاه هیلدس‌هایم منعقد شود. رایمون فوگلس؛ رئیس مرکز موسیقی هیلدس‌هایم در بازدید از موزه موسیقی گفت: «کیفیت موزه موسیقی ایران در حد استاندارد جهانی است و نمایشگاه ساز‌ها و بخش پژوهشی موزه موسیقی فضای مناسبی را به‌وجود آورده است که در موزه‌های اروپا چندان این فضا دیده نمی‌شود. همچنین هماهنگی خوبی بین بخش‌های مختلف موزه وجود دارد که با خاصیت موسیقی هماهنگ است. در برخی از موزه‌ها تنها ساز‌ها، کتاب و سایر موارد نگهداری می‌شود اما بخش برجسته موزه موسیقی بخش آرشیوصوتی است که میراث موسیقی ایرانی است و می‌تواند مورد استفاده موسیقی‌دانان و پژوهشگران دنیا قرار گیرد.» شبابی به‌طور کل موزه‌ها را نه تنها جایگاه تاریخی و محلی تاریخی ندانسته بلکه به‌نظر او موزه‌ها هم‌طراز با دانشگاه‌ها هستند که در ارائه خدمات پژوهشی و ارائه دانش به جامعه به اندازه یک دانشگاه می‌توانند مثمر ثمر باشند. کمبود بودجه نکته‌ای است که مدیر موزه صبا نیز به آن اشاره دارد؛«سید محمد میرزمانی، مدیرکل دفتر موسیقی خود علاقه‌مند به موزه صباست و پیگیر است که امکانات بیشتری به این موزه اختصاص داده شود. باید پذیرفت که در ایران موزه‌ها با کمک دولت گردانده می‌شوند درحالی‌که موزه‌های خارجی با همت و امکانات مردمی سرپا هستند.»مشکلات سازخانه چنان زیاد بود که توحیدی 125 ساز نادر و کمیاب کرمان را به موزه موسیقی فروخت و 9 ساز نادر را با همت محمدرضا درویشی، پژوهشگر موسیقی نواحی و آهنگساز به موزه واشنگتن فرستاد تا این سازها درآنجا نگهداری شوند. توحیدی در پاسخ به این سؤال که آیا فرستادن این سازها به موزه‌ای دیگر لطمه‌ای به فرهنگ ایران نمی‌زد، پاسخ داد:«زمانی که در آنجا شرایط بهتری برای نگهداری سازها وجود دارد و به شکل حرفه‌ای از سازها نگهداری می‌شود، ترجیح می‌دهم که سازها آنجا نگهداری شود.» توحیدی که این روزها به‌دلیل مشکلات از مدیریت سازخانه کناره‌گیری کرده، معتقد است درخشیدن نام ایران در کنار سازهای ایرانی در موزه واشنگتن بسیار ارزشمند است؛ «تعداد بازدید‌کنندگان یک روز از این سازها به اندازه تعداد بازدید‌کنندگان یک سال از موزه موسیقی کرمان است. از سوی دیگر نام ایران و کرمان در دنیا مطرح می‌شود.» موزه صبا سال‌های گذشته بعد از 5روز تعطیلات اول عید از8 تا21 میزبان علاقه‌مندان و پژوهشگران موسیقی بوده است. هرچند که مدیر این موزه معتقد است زمانی که تهرانی‌ها به شهرستان‌ها می‌روند به دیدن تمام موزه‌ها می‌روند اما در تهران به دیدن امکانات دیدنی این شهر نمی‌روند؛« اما با توجه به اینکه تهران از نظر گردشگری نیازمند اطلاع‌رسانی داخلی شهری است، جز در ایام نوروز که شهرداری منطقه 12 تور تهرانگردی می‌گذارد در طول سال تعداد گردشگرها چندان رضایت‌بخش نیست.» موزه سازخانه کرمان در ایام سال با استقبال خوب مردم کرمان و گردشگران ایرانی وخارجی مواجه است و تعداد بازدید‌کنندگان این موزه در ایام نوروز به‌دلیل جاذبه گردشگری کرمان افزایش می‌یابد به همین دلیل است که در ایام نوروز تعطیلی برای سازخانه معنی ندارد و در تمام ایام نوروز از 8 تا ساعت 21 میزبان علاقه‌مندان است. موزه موسیقی که توسط مدیر سابق دفتر موسیقی گردانده می‌شود با تدبیرهایی توانسته است مدارس، تورهای گردشگران خارجی و مخاطبان زیادی را به‌خود جلب کند به همین دلیل این موزه بعد از روز سوم فروردین از 10 صبح تا 6 بعدازظهر میزبان علاقه‌مندان است.

در جست‌وجوی زمان از‌دست‌رفته

تصویری از بازیگر یکه‌بزن فیلم‏های سیاه و سفید؛کنارش عکسی از هنرپیشه‌ای که روزگاری به رویاپردازانه‌ترین شکل ممکن، تجسم‌بخش آرزوهای محال مردم بوده است؛ تندیسی از خالق «هزاردستان»، کمی آن سو‌تر پیکره‌ای ساخته شده از آقای بازیگر، کمی که پیش می‏رویم وارد تالار افتخارات سینمای ایران می‏شویم. نخل طلای کن،یوزپلنگ برنزی لوکارنو، به‌همراه خرس نقره‌ای برلین و انبوهی از جوایز ریز و درشت دیگر که فستیوال‏های معتبر بین‌المللی به فیلم‏ های ایرانی داده‌اند. دفترچه دکوپاژ ساموئل خاچیکیان برای یکی از فیلم‏هایی که در دهه40، سینماروهای لاله‌زار را بر صندلی میخکوب می‏کرد. فیلمنامه بعضی فیلم‌های مهم تاریخ سینمای ایران در کنار پسربچه‌ای که به جست‌وجوی خانه دوست برخاسته است. از فیلم فارسی تا روشنفکرانه‌ترین آثار متفاوت‌ترین فیلمسازان این سرزمین، بی‌پروای نمره‌دادن به فیلم‏ها و آدم‏ها. در جست‌وجوی زمان از‌دست‌رفته با نگاهی مهرآمیز به گذشته و میراث گذشتگان. خوب و بد، زشت و زیبا، مبتذل و متعالی کنار هم قرار گرفته‌اند تا قطعات پازلی را شکل دهند که سینمای ایران است؛ تاریخ سینمای ایران. اینجا انگار همه سینماست. از دختر لر تا درباره الی. اینجا موزه سینماست. بنای اولیه موزه سینمای ایران با هدف گردآوری، حفظ، ثبت و عرضه مناسب آثار و به‌عنوان یک بانک اطلاعاتی جامع پیرامون تاریخ سینمای ایران در شهریور1373 با همفکری و همکاری مدیران شرکت توسعه فضاهای فرهنگی وابسته به شهرداری تهران گذاشته شد. پشتیبانی عزت‌الله انتظامی و عباس کیارستمی و حمایت‏های جمال امید، امیر اثباتی، بهزاد رحیمیان و عزیزالله ساعتی فرصتی فراهم ساخت تا تلاش‏های بانیان موزه در خردادماه1377 ثمربخش شود. این موزه هنری با حضور حسن حبیبی، معاون اول رئیس‌جمهور وقت در کنار جمعی از سینماگران و سینمادوستان گشایش یافت. سال‏های اولیه تأسیس موزه سینمای ایران در خیابان لاله‌زار سپری شد و 4سال بعد یعنی در شهریور1381 به باغ‌فردوس منتقل و با حضور رئیس جمهوری وقت، بازگشایی شد و از آن زمان نیز علاقه‌مندان به سینما و پژوهشگران این عرصه از آن بازدید می‏کنند.موزه سینمای ایران شامل نمایشگاه‌های مختلفی است که می‏تواند طیف‏های متفاوت را با سلایق گوناگون جذب کند که در ادامه هربخش مختصرا توضیح داده خواهد شد. نمایشگاه آبی: در این نمایشگاه سیر پیدایش سینما در جهان و ایران را در کنار نخستین تصاویر از تصویربرداری‏های اولیه در سینمای ایران توسط میرزا ابراهیم‌خان عکاس‌باشی، معرفی پیشگامان سینمای ایران، بازیگران و تجهیزات فیلمسازی ایران در گذشته و همچنین غرفه ‏های اختصاصی آوانس اوگانیانس، عبدالحسین سپنتا و... را شاهدیم. در این نمایشگاه با مفاهیم سینمایی نظیر آفیش یا اعلان، بازیگر، کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده، فیلمبردار و سایر عوامل گروه فیلمسازی آشنا می‏شویم. نمایشگاه جشنواره‏ها و حضور بین‌الملل: در این بخش جوایز جهانی سینمای ایران مانند نخل طلای کن، شیر ونیز، خرس برلین و... به نمایش گذاشته شده‌اند. ابراهیم گلستان نخستین فیلمسازی است که در سال1340 برای فیلم کوتاه «یک آتش» مدال برنز جشنواره فیلم کوتاه ونیز را برای ایران به‌ارمغان آورد. همچنین در این نمایشگاه، قسمت‏هایی از فیلم‏های سینمای ایران که در عرصه جهانی موفق بوده‌اند به نمایش گذاشته می‌شود. در کنار جوایز بین‌المللی حاضر در این بخش، نخستین مجلات و کتاب‏های سینمایی و تصاویر منتقدان سینمای ایران نیز دیده می‌شود. نمایشگاه میانی: در این نمایشگاه تصاویر صحنه و پشت صحنه فیلم‏ها، پرتره کارگردانان، فیلمبرداران، چهره‌پردازان، طراحان صحنه و لباس، دکور و وسایل صحنه برخی فیلم‌های سینمای ایران به‌چشم می‏خورد. در این نمایشگاه غرفه‏ هایی نیز برای چهره‏ های شاخص سینمای کشورمان ازجمله سهراب شهیدثالث، ساموئل خاچیکیان، علی حاتمی، عزت الله انتظامی، پوران درخشنده، کیومرث پور‌احمد، رسول صدرعاملی و... اختصاص داده شده است. نمایشگاه سالن‏های سینما: این بخش به معرفی سالن‏های اولیه سینمای ایران، نخستین سینماداران و پرفروش‌ترین فیلم‏های تاریخ سینمای کشورمان می‏پردازد. همچنین قسمت‏هایی از نخستین فیلم‏ های تاریخ سینمای ایران و جهان را می‏توان در این بخش مشاهده کرد. نمایشگاه دوبله و موسیقی: تجهیزات و ابزار صدابرداری، نخستین صفحات تولیدی موسیقی فیلم‏ها به همراه معرفی صدابرداران، آهنگسازان و صداپیشگان سینمای ایران در این قسمت از موزه سینمای ایران به نمایش گذاشته شده است. نمایشگاه دفاع مقدس: غرفه اختصاصی شهید آوینی پایه‌گذار فیلم‏های مستند روایت‌فتح در این بخش از نمایشگاه رویت می‌شود. تصاویری از فیلم‏های دفاع‌مقدس، معرفی کارگردانان و عوامل اصلی سینمای دفاع‌مقدس و... نیز در این قسمت برای علاقه‌مندان وجود دارد. نمایشگاه کودک و نوجوان: عروسک‏های خاطره‌انگیز حاضر در فیلم‏های سینمایی کودکان و نوجوانان مانند کلاه‌قرمزی، پسرخاله، گلنار، دربه‌درها، شهرموش‏ها و... در کنار تصاویر بازیگران و دست‌اندرکاران سینمای این ژانر به نمایش گذاشته شده است. نمایشگاه زیرگذر تاریخ: آگاهی از نخستین کوشش‏های بشری در شرق برای ثبت جنبش و حرکت با مشاهده دستگاه نمایش مولاژ جام بز جهنده (2هزار سال پیش از میلاد) و همچنین موفقیت آنان در کشف قوانین حاکم بر نمایش تصاویر با مشاهده اتاق تاریک (قرن12 میلادی)، می‏تواند تجربه‌ای متفاوت برای بازدید‌کنندگان این بخش از موزه سینما تلقی شود. همچنین مشاهده نخستین تصویر‌سازی‌‏های ایرانیان برای روایت شاهنامه فردوسی و اسطوره‏ های دینی از دیگر بخش‌های این نمایشگاه است.کتابخانه، پژوهشگاه و گنجینه موزه سینما از قسمت‌های متنوع و جذاب برای علاقه‌مندان به سینما هستند. کتابخانه با بیش از 8هزار جلد کتاب و 5هزار شماره نشریات تخصصی در حوزه سینما و نمایش و 4هزار نسخه فیلمنامه و بیش از 1800حلقه فیلم مربوط به تاریخ سینمای ایران شاخص‌ترین قسمت موزه سینماست. همچنین گنجینه‌های موزه شامل 40هزار عکس از صحنه، پشت صحنه و شخصیت‌ها و هنرمندان این عرصه است. 3هزار قطعه اسناد تاریخی و مکاتبات و قرارداد‌ها و بیش از 5هزار جلد نشریه سینمایی گردآوری شده که قدیمی‌ترین آنها متعلق به سال1309 است. حدود 350دستگاه ابزار و ادوات، 2500اعلان سینمایی به همراه 4هزار فیلمنامه نیز در این بخش حضور دارند. این قسمت دسته‌بندی‌های متفاوتی دارد. ازجمله اسناد (نمونه قرارداد، دکوپاژ، مدرک تحصیلی، اتود طراحی و...)، پوستر (پوستر فیلم‌هایی نظیر بلندی‌های صفر، دادشاه، کیمیا، ناخدا خورشید و...)، جوایز (جایزه دوربین طلایی کن، خرس نقره‌ای برلین، سن‌سباستین اسپانیا و...)، آثار هنری (اتود طراحی)، تجهیزات (دستگاه فیلم چسبان چوبی، دوربین فیلمبرداری 16میلی‌متری کوکی بولکس، دوربین عکاسی و...)، عکس (شخصیت‌هایی مانند عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، داود رشیدی و... )، کتاب و نشریات (کتاب تاریخ سینما، تاریخ سینمای ایران، نشریه هولیوود و...) و وسایل صحنه‌ها و جامه‌ها (عینک و عصا، عینک آوانس اوگانیانس و...).

یک قرن سینما

در کارنامه مدیرعامل فعلی موزه سینما، معاونت امورسینمایی و مدیرعاملی بنیاد سینمایی فارابی به چشم می‌خورد. محمدحسن‌ پزشک ازجمله مدیران خوشنام سینمای ایران است که در هر مسئولیتی که حضور داشته بی‌حاشیه کارخودش را کرده و حالا سال‌هاست وظیفه‌ سامان دادن به موزه سینما را عهده‌دار شده است. پزشک از کم‌توجهی‌ها و کم‌اعتنایی‌ها به موزه سینما دل‌پردردی دارد. انتظار این مدیر فرهنگی با سابقه توجه بیشتر به نهادی است که حراست از میراث سینمای ایران را عهده‌دار شده است. آنچه پیش‌رو دارید تنها بخش‌هایی از صحبت‌های پزشک درباره موزه سینماست که با خواندنش هم می‌توان به دستاوردهای این مکان پی برد و هم به دلایل برخی کاستی‌ها و کمبودها. موزه سینما غیر از به نمایش گذاشتن جوایز و اسناد تاریخی سینمای ایران چه کارکرد دیگری دارد؟ مسئله اینجاست که موزه سینما خارج از کارکردهای عمومی یک موزه، کاری را نه می‌تواند انجام دهد و نه باید انجام دهد؛ به‌دلیل اینکه موزه یک ماموریت کلی دارد و آن هم جمع‌آوری یادمان‌ها و مدارک مربوط به حوزه‌ای است که برایش تعریف شده. در کنار آن، حفظ، نگهداری و مرمت این آثار و بعد هم در اختیار قرار دادن آنها نزد متخصصان، عموم و... از دیگر وظایف موزه‌ سینماست. اما در کنار این وظایف 3کارکرد اساسی دیگر هم برای موزه در نظر گرفته‌ایم که فقط می‌خواهم به صورت موردی به آنها اشاره کنم. ما در موزه سینما وسایلی داریم که مربوط به 70-80سال پیش است؛ مثلا هنگام ساخت یک فیلم کارگردان در نظر داشته که سر صحنه اتفاقی بیفتد اما تجهیزات فنی این کار موجود نبوده و به همین دلیل بچه‌هایی که سر آن کار حضور داشتند با ابتدایی ترین وسایل آنچه را مدنظر کارگردان بوده درست می‌کرده‌اند و بعد از گذشت چندین سال دیده شده که همان وسیله به شکل تکنولوژیکش از خارج وارد ایران می‌شود و ما امروز در موزه آن وسیله دست ساز بچه‌ها را نگهداری می‌کنیم؛ به این منظور که بخواهیم نشان دهیم اگر شرایط فراهم شود بچه‌های ما می‌توانند کارهای خارق‌العاده کنند. این یکی از چیزهایی است که ما اصرار داریم در موزه داشته باشیم و همیشه خواهش من از راهنمایان این بوده که هنگام بازدید، این اتفاقات را برای بازدیدکنندگان توضیح دهند و به این موارد اشاره کنند. دومین مسئله مربوط به قدمت سینمای ایران می‌شود. ما سابقه‌ای نزدیک به بالای 100سال در حوزه تولید و نمایش فیلم داریم. نمی‌خواهم بگویم همه فیلم‌هایی که در آن دوره ساخته شده‌اند خوب و اخلاقی‌اند اما درمیان آثاری که در آن سال‌ها ساخته شده فیلم خوب و فیلم‌هایی که در داخل و خارج مورد توجه قرار گرفته‌اند کم نیستند. در واقع ما می‌خواهیم بگوییم در حوزه فرهنگ، جدا از تاریخ گذشته‌مان در همین 100ساله اخیر در حوزه سینما کم مواردی را نداریم که بتوانیم به آنها افتخار کنیم. رویکرد سوم هم به سالنی باز می‌گردد که ما در موزه داریم و از آن به‌عنوان زیرگذر تاریخ یاد می‌کنیم. در این محل اختراعات و اکتشافات موضوعاتی که توسط اندیشمندان حوزه اسلامی و ایران انجام گرفته که بعد‌ها در حوزه سینما مورد استفاده واقع شده‌اند، به بازدید‌کنندگان معرفی می‌شوند؛ مثلا دوربین عکاسی پدر دوربین فیلمبرداری است و خود دوربین عکاسی از فکر آن اتاق تاریک بیرون آمده که منسوب به ابن‌هیثم اهوازی‌الاصل ایرانی است. فکر می‌کنید ثبت پیشینه و تاریخ سینمای ایران تا چه اندازه به کار نسل امروز می‌آید و موزه سینما در این زمینه چه اقداماتی را انجام داده است؟ حقیقت اینجاست که سینما مقوله‌ای نیست که در گذشته دور اتفاق افتاده باشد که ما امروز بخواهیم آن را نبش قبر و اکتشاف کنیم. سینمای ایران تقریبا آغازش با بخشی از هنرمندان و افراد معمر و مسنی است که هنوز در بین ما حاضرند و متعلق به این دوره است و چیزی حدود 100سال عمر دارد. با توجه به اینکه ما هنوز افرادی داریم که از شاهان قاجار خاطره‌هایی در ذهن‌شان مانده است، چه بخواهیم و چه نخواهیم سینما از محصولات مدرنیته است و یکی از حوزه‌هایی است که ما در آن جلوتر از خیلی کشورها و تمدن‌های دیگر وارد شدیم و شاید با یک فاصله 5-6ساله با برادران لومیر کار فیلمبرداری را در داخل ایران آغاز کردیم و نمایش دادیم؛ اتفاقی که می‌تواند برای ما غرورآفرین باشد. سینما در ذات خود جذابیت دارد چرا که به نوعی تجسم خیال است و در واقع جان‌بخشی به رویاست. حال باید ببینیم که ما هم پا به پای دنیا پیش آمده‌ایم یا نه؟ سینمای ایران در آغاز به جایی می‌رسد که طی 10سال نخل طلایی کن را از آن خود می‌کند و همانطور که همگی شاهدش بودیم امسال جایزه اسکار را می‌گیرد. این اتفاقات در واقع نشان از حیات، سرزندگی و نشاط در حوزه سینمای ایران دارد. چرا ثبت خاطرات اهالی سینما که به صورت متمرکز انجام می‌شد، برای استفاده عموم منتشر نشد ؟ گفته می‌شود بسیاری از خاطرات ثبت شده به صورت راش موجود است اما اقدامی برای تدوین آنها صورت نگرفته است. پیش‌تر در بخشی از صحبت‌هایم به این موضوع اشاره کردم که ما بخش پژوهش را در دست اجرا داریم و در همین راستا به بحث تاریخ سینما خواهیم پرداخت؛ ازجمله اینکه پروژه عظیمی را با عنوان ثبت شفاهی تاریخ سینمای ایران داریم که عزیزانی همچون جواد طوسی، غلام حیدری و بوکاسیان از این طرح حمایت کردند که این پروژه جان بگیرد تا در نتیجه‌‌ امروز با بیش از 250نفر مصاحبه داشته باشیم. با توجه به اینکه نوع مصاحبه و نوع ثبت با عنوان تاریخ شفاهی است در واقع یک جور شرایطی را فراهم می‌کنیم که هر کدام از اهالی سینما- لزوما نه تنها چهره‌ها و مشاهیر- آنچه که از خاطرات‌شان در ذهن دارند و یا حتی آرزویشان بوده بگویند تا ثبت شود. اما به‌نظر می‌رسد که این مصاحبه‌ها باید به حداقلی برسند تا بتوان برای تدوین‌شان اقدام کرد؛ به‌دلیل اینکه ممکن است در مورد موضوعی 10نفر صحبت کنند اما وقتی با شخص دیگری هم گفت‌وگو می‌شود او نقیض حرف آن 10نفر را بزند. این است که ما سعی کردیم اینها به حداقلی برسند و بعد برای تدوین‌شان اقدام کنیم؛کما اینکه ما دوستانی را در نوبت داریم تا برای گفت‌وگو حاضر شوند. انجام این کارها واقعا زمان بر است به‌دلیل اینکه ممکن است عزیزی بیش از 18جلسه و طی 30ساعت صحبت کند، طبیعی است که سامان دادن به آن گفت‌وگو زمان می‌برد. در حال حاضر مواد خام این موضوعات در حال جمع‌آوری است و بعد از اینکه این کار انجام شد در نظر داریم پژوهشگاه را برپا کنیم(چرا که این امر مستلزم داشتن هزینه نیز هست) و با تشکیل یک هیأت تحریریه که افرادش امین و آشنا با حوزه باشند، ترتیب دهیم تا این تصاویر و صحبت‌ها را با ترتیبی که شرایط اقتضا خواهد کرد، مدون کنیم. طبیعی است که بخشی از این اطلاعات جمع‌آوری شده غیرقابل انتشار خواهد بود اما در بخش‌های دیگر مصاحبه‌ها به شکل موضوعی و بر حسب شخصیت‌ها تدوین خواهد شد. آنچه مسلم است اینکه کار، کار امروز و فردا نیست و پروژه سنگینی است که انجامش به‌دلیل حجم خود کار، هزینه و بودجه و همینطور به لحاظ امکانات، صرف زمان زیادی را می‌طلبد. موزه سینما به لحاظ تأمین بودجه با چه مشکلاتی روبه‌رو است؟ مسئله این است که همه عمر موزه سینما زیاد نیست و بعد هم اینکه کارکردش به صورت یک سازمان مردم نهاد تعریف شده و اینطور نیست که از جایی بودجه خاصی بگیرد. البته ما از وزارت ارشاد و معاونت امور سینمایی کمک می‌گیریم همچنین از شهرداری و سازمان میراث فرهنگی اما در واقع کمکی که ما را توانا می‌کند تا از آنچه داریم حفظ و حراست کنیم هزینه‌هایی است که با کمک خود اهالی سینما تأمین می‌شود. عرض من این است که به‌دلیل مشکلاتی که به آنها اشاره کردم ما کمی کند حرکت می‌کنیم و ممکن است آن سرعت لازمی را که مورد انتظار است، نداشته باشیم. در زمینه انتشار کتاب، موزه سینما اقدامات قابل توجهی انجام داده؛ به‌عنوان مثال می‌توان به انتشار فیلمنامه‌های دختر لر، حاجی‌آقا آکتور سینما و ضربت اشاره کرد. در این رابطه چه کتاب‌های دیگری در دست چاپ دارید؟ واقعیت این است که چه کتاب‌هایی که در دوره‌های پیش چاپ کردیم و چه اینهایی که اخیرا به چاپ رساندیم با توجه به تماس‌هایی که با انتشاراتی‌های مختلف هم داشتیم، نتوانستیم این آثار را آنطور که باید به دست مخاطب برسانیم. یعنی از این آثار استقبال نشد یا مشکل توزیع داشتید؟ مشکل اینجا بود که نتوانستیم آنها را در منظر و معرض دید مخاطبان قرار دهیم؛ به همین دلیل از این به بعد قصدمان این است که آهسته پیش برویم تا شبکه توزیع پیدا کنیم. متون آماده دیگری را هم در دست داریم. کتاب‌هایی که تا به حال به چاپ رسانده‌ایدبر اساس سناریوهای نوشته شده آنها بوده یا از طریق دیگری این کار شکل گرفته است؟ فیلمنامه‌های حاجی‌آقا آکتور سینما و دختر لر را از روی خود فیلم‌ها پیاده کردیم و به این شکل نبوده که بتوانیم به اصل فیلمنامه‌های آنها دسترسی داشته باشیم. دیالوگ‌های خود فیلم را به اندازه‌ای که می‌شد به‌عنوان سناریو پیاده کردیم. برخی از فیلم‌های دیگر هم هستند که به همین شکل در موردشان عمل کرده‌ایم و سناریوهایشان به دست ما نرسیده است؛ آثاری که قصد داریم آنها را نیز در ادامه منتشر کنیم اما تا زمانی که مطمئن نشویم می‌توانیم اینها را به دست علاقه‌مندان برسانیم، برای چاپ‌شان اقدامی نخواهیم کرد و آرام‌تر حرکت می‌کنیم. همانطور که پیش‌تر در صحبت‌هایتان اشاره کردید موزه سینما سالن‌های خوب و استانداردی دارد و در عمل شاهدیم که در این سالن‌ها فیلم‌های روز سینمای ایران به اکران درمی‌آیند. چرا در این زمینه از ظرفیت‌هایی که موجود است برای اکران فیلم‌های شاخص سینمای ایران و دیگر کشورها استفاده نمی‌شود تا با برنامه مدونی که در این خصوص طراحی می‌شود مخاطبان این آثار بتوانند از فیلم‌های مورد علاقه‌شان دیدن کنند؟ در این مورد ما به نمایش فیلم‌های موضوعی فکر کردیم به‌دلیل اینکه ممکن است فیلمی از نظر من شاخص باشد اما از نظر دیگری اینطور نباشد. ما به نمایش فیلم‌های موضوعی و تاریخی فکر کردیم. همچنین با همکاری انستیتو روانکاوی، فیلم‌هایی را که به نوعی موضوع و ساخت‌شان مورد توجه این حوزه قرار می‌گیرد ماهی یک بار به نمایش در می‌آوریم تا استادان حوزه روانشناسی و روانکاوی در مورد فیلم تحلیل کنند؛ فیلم‌هایی که مخاطبان خودشان را هم دارند. منتها همانطور که گفتم برای اینکه این طرح‌ها بتوانند اجرایی شوند، مستلزم برنامه‌ریزی و تأمین هزینه کافی است تا در نتیجه‌‌اش این امر جایگاهی را که باید، پیدا کند. صادقانه بگویم اگر قرار باشد ما این کار را انجام دهیم برای عملی شدنش به‌دنبال اسپانسر هستیم. یعنی مشکلات مادی‌ای که موزه با آن روبه‌روست باعث شده نتوانید آنطور که مدنظر دارید طرح‌هایتان را اجرایی کنید؟ بله، در واقع موزه سینما به میزانی که می‌تواند امکانات فراهم کند، پرواز می‌کند. موضوع اینجاست که ما در درجه اول یک موزه هستیم که ماموریتی داریم و آن هم حفظ، حراست و ارائه آثاری است که مربوط به تاریخ سینمای ایران می‌شود. نمایش فیلم موضوعی و شاخص از جانب ما در واقع جزو فعالیت‌های جنبی محسوب می‌شود؛ چرا که فکر می‌کنم این ماموریت را بسیاری از سازمان‌های دیگر می‌توانند انجام دهند. اما اگر قرار باشد ما نیروی‌مان را روی آن نوع مسائل متمرکز کنیم از کار اصلی‌مان بازمی‌مانیم. من فعالیت‌های جنبی، متعالی و فرهنگی را در حوزه سینما برای موزه سینما نفی نمی‌کنم ولی باز هم عرض می‌کنم که ما به اینها به‌چشم یک فعالیت جنبی نگاه می‌کنیم. فکر می‌کنید میزان استقبال بازدیدکنندگان از موزه رضایت‌بخش است؟ شاید به تعبیری بتوان گفت کمتر موزه‌ای در تهران است که به اندازه موزه سینما به‌دلیل جذابیت خود سینما و موضوع آن بازدید‌کننده داشته باشد. دوم اینکه ما تلاش می‌کنیم تا این موزه را به مردم از طریق مطبوعات و رسانه‌ها معرفی کنیم؛ ضمن اینکه فعالیت‌هایی هم برای حضور گروه‌هایی از دوره‌های مختلف مدارس برای بازدید داریم؛ همچنین برای گروه‌های دانشجویی، سازمان‌ها و نهادها. تعداد بازدید‌کنندگان موزه طی فصل‌های مختلف، متفاوت است اما به‌طور متوسط در طول سال، روزانه چیزی حدود 200 تا 250نفر بازدید‌کننده داریم. عمده مخاطبان موزه سینما چه افرادی هستند؟ عمدتا مخاطبان ما کسانی هستند که آنها را دعوت کرده‌ایم تا برای بازدید به موزه بیایند. ممکن است در یک روز15-16نفر برای بازدید به موزه مراجعه کنند اما در روز دیگر با حضور 5-6 گروه بازدید‌کننده که از مدارس و جاهای مختلف می‌آیند تعداد بازدید‌کننده کم روز قبل جبران می‌شود. به غیر از بخش پژوهشی که به آن اشاره کردید موزه سینما برای سال91 برنامه دیگری هم در دستور کار دارد؟ یکی از اهداف‌مان این است که پژوهشکده‌مان را از نظر فنی مجهز کنیم تا بسیاری از اسناد و امکانات را به صورت دیجیتال درآوریم. مثلا کتاب «صد سال پوستر سینما» که کار ارزشمندی است بخشی از آن با همکاری موزه انجام شده بوده. منظور من این است که امکانات موزه باید برای محققان و پژوهشگران قابل‌دسترس‌تر از چیزی باشد که امروز می‌بینیم؛ افرادی که قصد دارند در حوزه سینمای ایران تحقیق و پژوهشی کنند. از آنجایی که برخی مدارک منحصربه‌فردند تلاش‌مان این است که آنها را به شکل دیجیتال درآوریم تا با ملاحظه دست‌زدن و نگاه‌کردن افراد مختلف به آنها از بین نروند؛ در کنار اینکه بخشی از این مدارک در ویترین است و نمی‌توان هر روز آنها را بیرون آورد. همه اینها باید ثبت دیجیتال شوند تا همه پژوهشگران بتوانند به این نوع امکانات دسترسی داشته باشند. در واقع عمده تلاش ما برای سال91 این است که بتوانیم این هدف را چه به‌لحاظ برنامه‌ریزی و چه به‌لحاظ تجهیزات و اجرا عملی کنیم. آرزویم این است که در درجه اول بتوانیم برای موزه مخاطب جذب کنیم اما آرزوی بزرگ‌تری که دارم این است که هر مخاطبی که برای بار دوم به موزه مراجعه می‌کند این احساس را داشته باشد که موزه غنی‌تر شده، این امکان میسر نمی‌شود مگر با همکاری افرادی که در واقع مالکان واقعی این گنجینه و موزه هستند و سینماگران و هنرمندان حوزه سینما. دستخط هنرمند، کارگردان یا طراح صحنه‌ای که دست‌نویسی از خود هنگام کاری به‌جا گذاشته نیز جزو میراث سینمای ایران محسوب می‌شوند که باید جمع‌آوری شوند. موضوعی که بحث مالی‌‌اش را می‌شود با اسپانسر حل کرد اما مهم این است که آن انگیزه وجود داشته باشد که با تمام‌شدن یک فیلم، آکسسوار به فراموشی سپرده نشود و تمام وسایل سر صحنه آن فیلم که می‌تواند جزو مجموعه خاطراتش باشد، از بین نرود. روزی یک نفر از من پرسید در موزه چه جمع می‌کنید؟ گفتم شما بخشی از سینما را روی پرده سینما می‌بینید و بخش دیگری را از طریق دستگاه‌های نمایشی که در خانه دارید اما یک اتفاقاتی افتاده تا همه آنها فراهم شده که شما امروز بتوانید شاهد این فیلم‌ها باشید؛ تمام آن اتفاقات را می‌توانید در موزه سینما ببینید. پشت صحنه سینمای یک کشور و در اینجا پشت صحنه سینمای جمهوری اسلامی ایران است، یعنی موزه سینما.

اسپانیا، گنج پرو را نمی‌دهد

اسپانیا ادعای پرو درخصوص گنجینه یافته شده در زیر دریا را رد کرد. دولت پرو بعد از حکم دادگاه مبنی بر بازگرداندن گنجینه به اسپانیایی‌ها، درخواست و لایحه‌ای به دیوان عالی آمریکا دادند تا جلوی انتقال گنجینه به اسپانیا را بگیرد و زمان بیشتری به آنها بدهد تا ادعایشان برای مالکیت این گنجینه را در دادگاه آمریکایی اثبات کنند. اما درخواست‌شان را قاضی دیوان عالی ایالات متحده نپذیرفت. این گنجینه در کشتی غرق شده که 200 سال پیش بندر لیما را ترک کرده بود، پیدا شده است. اسپانیا تقریبا 600 هزار سکه که بیشتر آنها نقره بودند و تعداد کمی طلا از این گنجینه به دست آورده است. آنها 5 سال در دادگاه‌های آمریکا برای بازپس گیری گنجینه‌شان با یک شرکت اکتشاف دریایی واقع در فلوریدا جنگیدند. این شرکت در سال 2007 باقی‌مانده کشتی را که گفته می‌شود نوئسترا سینیورا دو لاس مرسدس است، را در آب‌های پرتغال در نزدیکی تنگه گیبرالتار پیدا کردند. روز دوشنبه وزیر آموزش، فرهنگ و ورزش اسپانیا، خوزه ایگناسیو ورت در یک کنفرانس خبری گفت که در حکم نهایی دادگاه آمریکایی آمده است:"میراث مرسدس به اسپانیا تعلق دارد." این کشتی در نبرد دریایی با بریتانیا در سال 1804 منفجر و غرق شد.

قلعه بیرجند - خراسان جنوبی

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما این قلعه که از جمله نقاط گردشگری بیرجند و استان خراسان جنوبی است، بر فراز بلندترین نقطه غربی تپه ماهورهای شهر بیرجند قرار دارد. این قلعه با وسعتی بالغ بر 3000 مترمربع در دوره صفویه ساخته شده و در واقع هسته اولیه شهر بیرجند محسوب می‌شود. more جاذبه‌های گردشگری بیرجند / بازار بیرجند / بند دره بیرجند / محله چهار درخت بیرجند / البته برخی نیز بنای این قلعه را به پیش از آن دوره نسبت می‌دهند. قلعه بیرجند از خشت و گل و چینه ساخته شده و از دوره صفویه تا قاجاریه مردم این شهر را در مقابل تهاجم دشمنان به ویژه ترکمن‌ها و ازبک‌ها محافظت می‌کرده است. قلعه بیرجند در دوره قاجاریه به طور کامل بازسازی و مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به شواهد موجود به وسیله نقب های زیرزمینی به نقاط مهم شهر مثل ارگ بهارستان، ارگ کلاه فرنگی و قنات قصبه مرتبط بوده است. این قلعه دارای 7 برج بوده که شش برج از آن باقی مانده است. مرمت این بنا در سال 1378 به وسیله شهرداری بیرجند شروع شد. در روزگاران گذشته در بیرجند دو قلعه معتبر و چندین ارگ و ساختمان بزرگ وجود داشته که در آغاز سده چهاردهم خورشیدی آثاری از آن دو قلعه و نیز تعدادی ارگ و ساختمان بزرگ باقی است. قلعه عظیم و قدیمی پایین شهر بیرجند یک قلعه کوهستانی از نوع نظامی می‌باشد. این قلعه نه جای سکونت بلکه مکانی برای انجام وظیفه نگهبانان بوده و ساکنان این قلعه نگهبانانی بودند که وظیفه آن ها رساندن اخبار، تأمین امنیت و حفاظت بود. در این قلعه انبارهای آب و آذوقه پیوسته نگهداری می‌شد تا در مواقع حملات دشمن یا هجوم های سراسری، ساکنان شهر، تجار، پیشه وران، افراد مهم، فرماندهان با خانواده‌های خود و دارایی هایی منقول از طریق نقب‌هایی که تعبیه شده بود، به قلعه پناه برند. این نقب‌ها از قلعه به خانه اشراف و افراد حکومتی، همچنین مرکز محلات (از جمله محله سرو) و مسیرهای متعددی همچون ارگ بهارستان، ارگ کلاه فرنگی را شامل می‌شد. بنای قلعه را برج‌هایی دو طبقه در چهار طرف با حصار اصلی در میان گرفته بر فراز این برج‌ها که به شکل استوانه هستند. روزنه‌هایی ایجاد شده که کاربرد آن دیدبانی برای دفاع از قلعه و ساکنان شهر می‌باشد و محل امنی برای تیراندازی و ضربه زدن به دشمن محسوب می‌شده، دیوار بنا با فرم آمده آن همچنین ضخامت آن امکان دیدبانی را بر فراز حصار به نگهبان بهتر می‌دهد. این قلعه داراى دو در ورودى است که یکى از آنها در ضلع شمالى و دیگرى در ضلع غربى قرار دارد.

مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی و ادبی مهر سال 90

فرهنگ و تاریخ > میراث‌ایران - همشهری آنلاین: مهر 90 سرشار از وقایع و رخدادهای فرهنگی و ادبی و مالامال از چالش‌های گوناگون بود که از مهم‌ترین آنها می‌توان به غیبت ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت، مسدود شدن غرفه کشورمان در این نمایشگاه و واکنش‌های جالب توجه وزارت ارشاد به این قضیه اشاره کرد. امضای تفاهمنامه همکاری میان خبرگزاری مهر و «افه» اسپانیا، حضور رهبر فرزانه انقلاب بر بالین احمد عزیزی، انتخاب توماس ترانسترومر به عنوان برنده نوبل 2011، برگزاری دومین همایش بین‌المللی شاعران ایران و جهان، انتخاب اعضای هیأت مدیره انجمن قلم ایران و ... اخبار مهم فرهنگ و ادب در مهرماه سال 90 بود که خبرنگار مهر، این خبرها را یک بار دیگر در کنار هم قرار داده و آنها را مرور کرده است: امضای تفاهمنامه همکاری میان خبرگزاری مهر و «افه» اسپانیا خبرگزاری 7 زبانه مهر و آژانس خبری «افه» اسپانیا در هفتمین روز مهرماه سال گذشته تفاهمنامه همکاری امضا کردند. «رضا مقدسی» مدیرعامل خبرگزاری مهر، «الژاندرو گریژلمو گارسیا» رئیس و «ماریا دلور آلوارز مورالز» مدیرعامل خبرگزاری «افه» اسپانیا با هدف گسترش مرزهای فرهنگی و ارتباطی و توسعه روابط علمی ـ فرهنگی بین ایران و اسپانیا و به منظور کشف فرصت‌های همکاری مورد علاقه دو طرف، تفاهمنامه همکاری امضا کردند. براساس این یادداشت تفاهم، دو خبرگزاری متعهد شدند به بررسی راه‌های گسترش روابط دو جانبه در زمینه تبادلات خبری، عکسی، ویدئویی و برگزاری دوره‌های آموزشی، تبادل هیئت‌های رسانه‌ای در راستای ارتقای سطح فنی و تکنولوژیکی یکدیگر بپردازند. خبرگزاری «افه» در سال 1939 تاسیس شده و به 6 زبان کاتالانی، پرتغالی، اسپانیایی، گالسیانی، انگلیسی و عربی به انتشار اخبار می‌پردازد. دفتر اصلی آن در مادرید اسپانیان است؛ 17 دفتر داخلی و 39 دفتر برون مرزی دارد. این خبرگزاری دارای 4 چاپخانه در 5 قاره دنیا است و با قریب به 50 خبرگزاری جهان ارتباطات خبری دارد. این خبرگزاری اسپانیایی با داشتن 3000 پرسنل حرفه‌ای از 60 ملیت جهان در 120 کشور، اصلی‌ترین آژانس خبری چند رسانه‌ای دنیا به زبان اسپانیولی، چهارمین خبرگزاری بزرگ جهان و پنجمین خبرگزاری مهم دنیا پس از آسوشیتدپرس، رویترز،, UPI, AFP محسوب می‌شود. خبرگزاری «افه» آرشیو عکسی 13 میلیونی در قالب اسلاید، نگاتیو و صفحات چاپی دارد و 15 هزار نوار ویدئویی از سال 1989 در آرشیو خود ذخیره کرده است و سالانه 3 میلیون گزارش خبری متنی، تصویری، شنیداری، دیداری و چند رسانه‌ای به اقصی نقاط جهان مخابره می‌کند. خبرگزاری مهر (ام ان ای) هم که در سال 2003 تاسیس شده، به 7 زبان رسمی دنیا شامل انگلیسی، فارسی، عربی، اردو، آلمانی، ترکی و روسی به انتشار گزارش‌های خبری و تصویری می پردازد و عضو 4 ساله سازمان خبرگزاری‌های آسیا ـ اقیانوسیه (اوآنا) و مبتکر پرچم این سازمان 50 ساله است. «ام ان ای» تاکنون با بیش از 17 خبرگزاری معتبر خارجی دنیا از جمله خبرگزاری شینهوا (چین)، کیودو (ژاپن)، پی تی آی (هند)، اینترفاکس روسیه، برناما (مالزی)، یونهاپ (کره جنوبی)، وی ان ای (ویتنام)، جیهان (ترکیه)، آنتار (اندونزی)، پی ان ای (فیلیپین)، ترند (آذربایجان)، مونتسامه (مغولستان)، سانا (سوریه)، ای پی پی (پاکستان)، آوا (افغانستان) قرارداد همکاری امضا کرده است. انتقاد از رئیس کتابخانه ملی برای «تملک غیرقانونی» میراث صفارزاده یکی دیگر از خبرهای مهم مهرماه سال 90 انتقاد رئیس بنیاد بیداری از رئیس کتابخانه ملی برای «تملک غیرقانونی» میراث دکتر طاهره صفارزاده بود. در این ماجرا، رئیس بنیاد بیداری از خارج کردن مجموعه‌ای نفیس متعلق به طاهره صفارزاده و همسرش (دکتر وصال) از منزل مشترکشان در شیراز و انتقال این اموال به مرکز اسناد ملی استان فارس از سوی اسحاق صلاحی رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران انتقاد کرد. غلامعلی فروغی با انتقاد از رونمایی و خروج مجموعه‌ای نفیس متعلق به طاهره صفارزاده از خانه مشترک با همسرش (دکتر وصال) در شیراز ـ که پنجم مردادماه امسال با حضور اسحاق صلاحی رئیس کتابخانه ملی ایران در این شهر رخ داد ـ گفت: دکتر وصال در وصیتنامه‌اش تاکید کرده که «هر آنچه قلمی است» متعلق به همسرش (صفارزاده) است و خانم صفارزاده نیز همه اموالش را اعم از منقول و غیرمنقول به بنیاد بیداری واگذار کرده است. وی افزود: متاسفانه تعداد زیادی از این آثار نفیس از جمله تابلوی گرانقیمت کمال‌الملک و برخی دیگر از آثار خطی مربوط به خانم صفارزاده، در مراسمی که 5 مرداد امسال در شیراز برگزار شد، از منزل مشترک این شاعر و دکتر وصال، خارج و به مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس انتقال یافت. رئیس بنیاد بیداری اضافه کرد: متاسفانه مسئولان مربوطه قبل از مراسم، با اخذ یادداشتی از آقای صفارزاده (برادر طاهره صفارزاده) به زعم خود مجوز این کار را گرفته‌اند در حالی که این اموال ارتباطی به آقای صفارزاده ندارد و همانطور که گفتم بر اساس تمامی مستندات از جمله وصیتنامه خانم صفارزاده و اساسنامه بنیاد بیداری، متعلق به این بنیاد است. فروغی گفت: من احساس می‌کنم که آقای صلاحی (رئیس کتابخانه ملی) از این مسئله و مسائل مرتبط با اموال خانم صفارزاده و دکتر وصال، بی‌اطلاع بوده و ناآشنا به موضوع، وارد گود شده است. فروغی در عین حال از تنظیم شکایت برای پیگیری حقوقی این مسئله و ارائه آن به نهادهای قانونی رسیدگی کننده به این مسئله در روزهای گذشته خبر داد. مجموعه‌ای که 5 مرداد امسال به مرکز اسناد ملی استان فارس انتقال یافت، متشکل از 177 اثر غالباً نفیس و گرانبها از مجموعه خاندان وصال شیرازی شامل تابلوهای نقاشی، انواع دستخط، خوشنویسی، مرقعات، اسناد، نسخ خطی و دست‌نوشته‌ها، قلمدان و سایر اشیای قابل نگهداری بود. در این مجموعه، یکی از قدیمی‌ترین تابلوهای نقاشی اثر کمال الملک با نام «نیم تنه اتابک اعظم» هم دیده می‌شود که کارشناسان ارزش ریالی آن را بیش از یک میلیارد تومان برآورد کرده‌اند. کمال‌الملک این تابلو را از اتابک اعظم و صدر اعظم مظفرالدین شاه و ناصر‌الدین شاه کشیده است. اسحاق صلاحی، رئیس کتابخانه ملی چند روز بعد رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، نحوه انتقال برخی اموال مربوط به همسر طاهره صفارزاده را به شعبه این مرکز در استان فارس کاملاً قانونی دانست و گفت: به رئیس محترم بنیاد بیداری پیشنهاد می‌کنم به دادسرای شیراز مراجعه کند تا از چند و چون مسئله مطلع شود. این سخنان را اسحاق صلاحی در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر و در نشست خبری که صبح یکشنبه 24 مهر در محل کتابخانه ملی ایران برگزار شد، ایراد کرد. وی گفت: ما به خواست ایشان (فروغی) احترام می‌گذاریم، اما نکته اصلی این است که شخصیتی فرهنگی به نام دکتر وصال در شیراز زندگی می‌کرده، اما به دلیل اینکه وارثی نداشته، بعد از فوت، بحث میراث او در مجرای دادگستری قرار می‌گیرد. شما می‌توانید صحت و سقم این مسئله را از دادگستری شیراز جویا شوید. صلاحی اضافه کرد: خانم طاهره صفارزاده، همسر آقای دکتر وصال بوده است و به همین دلیل این تلقی را داشته است که چون همسر ایشان بوده‌، این اموال هم به او می‌رسیده است. این مسئله هم از طریق اخوی او (جلال صفارزاده) یا وکیل ایشان پیگیری شده و البته حق قانونی آنها هم بوده است. رئیس کتابخانه ملی گفت: اما دادسرای شیراز به دلیل داشتن مدرک خیلی روشن و شفاف، در آن مقطع همه این اموال و دارایی‌‌ها را بلوکه می‌کند و نهایتاً سازمان اسناد و کتابخانه ملی با هماهنگی همه دستگاه‌های اجرایی استان فارس و همکاری قوه قضائیه، مبلغ مربوط به این اموال را به حساب دادسرای شیراز واریز کرده و 173 اثر را اعم از کتاب، یادداشت، لوح، نسخ خطی، عکس و نقاشی که مهمترین آنها مربوط به کمال‌الملک بوده است، به صورت کاملاً قانونی خریداری می‌کند. وی ادامه داد: تمام این اموال تحویل مرکز اسناد ملی در استان فارس شده ولی ما، نه وارد بحث اموال غیرمنقول دکتر وصال شده‌ایم و نه چنین تصمیمی هم داریم؛ ساختمان مربوط به منزل ایشان هم موجود است و در اختیار برادرشان است و حتی ایشان تقاضا داشت که سازمان اسناد و کتابخانه ملی وارد موضوع شود، ولی چون نمی‌خواهیم پراکنده‌کاری کنیم، این کار را نکرده‌ایم. صلاحی افزود: همه اموال مورد اشاره به صورت قانونی به مرکز اسناد ملی در استان فارس منتقل شده و تمام صورت جلسات آن موجود است و به رئیس محترم بنیاد بیداری هم پیشنهاد می‌کنم به مرجع قضایی رسیدگی کننده به این پرونده در استان فارس مراجعه کند؛ قطعاً از چند و چون مسئله مطلع خواهد شد. یادآور می‌شود غلامعلی فروغی در یادداشتی که در اختیار مهر قرار داد، یک بار دیگر در این خصوص موضع‌گیری کرد. اظهارات جنجالی سیدمهدی شجاعی درباره اضمحلال فرهنگی، جمع‌آوری ماهواره و ... یکی دیگر از برنامه‌های خبرساز مهرماه سال گذشته، اظهارات جنجالی سیدمهدی شجاعی در آئین بزرگداشت خود در شهر کتاب بود. این سخنان در حالی مطرح شد که استقبال بسیار گسترده‌ای از بزرگداشت نویسنده ادبیات آئینی کشورمان شده بود. سیدمهدی شجاعی در این مراسم گفت: راه پیش روی ما بسیار بیشتر از راه طی شده است و بالاتر از آن منزلت و رسالتی است که باید به واسطه این راه طی ‌شود؛ چرا که من وقتی به افق پیش رویم نگاه می‌کنم، تازه متوجه می‌شوم که چقدر راه را باخته‌ایم و چقدر سرمایه از دست داده‌ایم. وی با اشاره به اینکه آنچه این روزها بیش از هر چیز مرا آزار می‌دهد، وضعیت عمومی فرهنگی است، گفت: اینکه در این مراسم من اکرام و اعزاز شوم، لطف خداست، اما فاجعه‌ای که در حوزه فرهنگ این روزها و سال‌ها شاهد آن هستیم را نمی‌توان به این راحتی فراموش کرد. نویسنده کتاب «سقای آب و ادب» افزود: ما در حال حرکت در سراشیبی اضمحلال فرهنگی هستیم. اگر از منظر 50 سال آینده به این جریان فرهنگ در کشورمان نگاه کنیم، آنگاه متوجه خواهید شد که آنچه رخ داده و به ویژه آنچه در چند سال اخیر رخ داده است تا چه اندازه مایه تنزل فرهنگی ما بوده است و کاش این فرهنگ که می‌گویم، فرهنگ به معنی خاص آن بود! متاسفانه این اتفاق در فرهنگ عمومی یعنی در جهان‌بینی، اندیشه، آداب و رسوم و ... رخ داده و این همه، آن چیزی است که شاکله یک ملت را تشکیل می‌دهد و من نگرانم که این جریان در نهایت به یک دوره انحطاط و ابتذال فرهنگی منجر شود. شجاعی در ادامه افزود: باب شده است که دشمن موهومی را متصور شویم و همه چیز را گردن او بیندازیم و بگوییم همه ابتذال فرهنگی ما برگردن اوست، اما خود ما بیشتر از آن دشمن به خودمان ضربه زده‌ایم. دشمن ما را وادار کرد که دروغ بگوییم و آن را سکه رایج میان خودمان کنیم و وقتی این اتفاق رخ داد، طبعا به همراه آن انزوا و فقر هم حاصل می‌شود. نویسنده کتاب «پدر، عشق، پسر» افزود: وقتی یک مقام ارشد اجرایی به راحتی دروغ بگوید و تهمت بزند، نتیجه این می‌شود که برسیم به این وضعی که امروز شاهد آنیم. وقتی شاهد هستیم که امروز ارزش و ضدارزش جای خود را عوض می‌کند، شک نکنیند که سراشیبی سقوط در کشور آغاز می‌شود ـ که شده است. شجاعی ادامه داد: اینکه ما دشمن را با فرمول‌های ساده و ابتدایی تعریف کنیم، ساده‌لوحانه است. درست است که حضرت امام(ره) زمانی موضوع دشمن‌شناسی را مطرح کرد، اما نباید از یاد ببریم که چارچوب‌های حضور دشمن همواره ثابت نمی‌ماند. دشمن امروز در کنار مدیران ماست و با آنها تصمیم‌سازی می‌کند و این باعث می‌شود بلاهایی که ما خودمان بر سر خودمان می‌آوریم، بسیار بیشتر از آنچیزی باشد که گفته می‌شود دشمن در حال آوردن بر سر ماست. وی افزود: توسل به عوامفریبی در سال‌های گذشته زیاد شده است. به اصطلاح هوای عوام‌الناس داشته شده است. همه گفتار و ثقل حرف‌هایمان شده عوام الناس؛ غافل از اینکه همیشه کسی که عوامفریبی می‌کند در نهایت خودش توسط عوام فریفته می‌شود و این موضوع در همه سطوح ما در حال اتفاق است. شما نگاه کنید روزگاری نه چندان دور، هنر و ادبیات فاخر در چه جایگاهی بود و امروز در چه جایگاهی. شجاعی ادامه داد: دشمن ما را به دروغ و عوامفریبی هدایت و وادارمان کرده تا ارزش‌هایمان را تغییر دهیم. این در نهایت منجر به این شد که افراد بسیار ناکارآمد را در پست‌هایی بگذاریم که دستاودهایمان به راحتی فراموش شود. نویسنده کتاب «کشتی پهلو گرفته» در ادامه با اشاره به اینکه اسلام این روزها ابزار فرار ما از دین شده است، گفت: این تعریف ما از دین و عمل نکردن به جنس حقیقی آن، این تلقی را در ذهن جوان پدید می‌آورد که اگر دین این است، باید برای کشف حقیقت به دنبال چیز دیگری باشم و راه دیگری برای ارتباط با آسمان بجویم. وی تصریح کرد: در حوزه امور فرهنگی شاید تصور شود که این اتفاقات بر اساس نادانی و بی‌تجربگی در حال رخ دادن است، اما وقتی این اتفاقات در گذر سال‌ها در کنار هم قرار می‌گیرد، متوجه می‌شویم که یک طراحی هوشمندانه پشت این ماجراست و ما در معرض جدی‌ترین آسیب‌ها قرار دارم و مثلاً وقتی ما به این روند در قالب امری مثل ممیزی کتاب انتقاد می‌کنیم، فکر می‌کنند که گیر ما در خود امر ممیزی است و یا شخص خاصی. شجاعی ادامه داد: این افراد مقصر نیستند؛ چون که جایگاهی ندارند. در حوزه ممیزی در سیستم جدید از من خواسته‌اند تمام واژه‌های شراب را از کتاب‌هایمان حذف کنیم و به جای آن نوشیدنی قرار دهیم! حال تصور کنید اگر بخواهیم حافظ را با این وصف منتشر کنیم، چه اتفاقی می‌افتد. من حتی فکر می‌کنم قرآن هم با این وزن در شرایط موجود قابل چاپ نباشد. از طرف دیگر به من می‌گویند از زبان رئیس جمهور آمریکا هم حتی نباید در ایران کلمه اسرائیل بیرون بیاید و در کتاب چاپ شود. به من می‌گویند که چرا در کتاب شما فرعون، دیالوگ‌های ضدتوحیدی دارد. این مثال‌ها به نظر من اتفاق نیست. یک مدیریت و سیاست‌گذاری ویژه پشت آن است که باعث می‌شود آثار افرادی مثل امیرخانی، کمال تبریزی، رسول صدرعاملی و محمدرضا بایرامی و احمد دهقان در ارشاد خاک بخورد و البته کسی نیست پاسخ بدهد که به راستی ممیزهای ارشاد چقدر بیشتر از این افراد درد دین و انقلاب دارند؟ وی با اشاره به دیدار خود با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز گفت: با شخص وزیردراین رابطه صحبت کردم، اما متوجه شدم گویا ایشان خیلی اهل این حرف‌ها و در جریان موضوع نیستند. یعنی اگر ایشان را جای وزیر نفت و با کشاروزی هم می‌گذاشتیم، فرقی نمی‌کرد، اما آنچه رخ داده و موجب این انتصابات می‌شود، سیاستگذاری اشتباه است. وی افزود: این مایه افتخار نیست که کسی در حوزه موسیقی مسئول باشد و بگوید که من از بچگی از صدای شجریان خوشم نمی‌آمد. اینها اتفاقی نیستند. این یعنی حرکت هوشمندانه ما در راه حرکت به سمت اضمحلال و هر کدام از ما باید به سهم خود نقشی در جلوگیری از آن داشته باشیم. تعریف ما از دین این روزها شده بالا رفتن از دیوار خانه مردم به بهانه جمع‌آوری ماهواره‌. کجای فرهنگ اهل بیت (ع) چنین کاری ارائه شده است؟ در هیچ کجای تاریخ و سیره اهل بیت (ع) اجازه این کار داده نشده است. انتخاب نوبلیست سال 2011؛ مهم‌ترین رویداد ادبی جهان آکادمی نوبل، توماس ترانسترومر، شاعر سوئدی را برنده نوبل ادبی سال 2011 اعلام کرد. جایزه نوبل ادبیات که یکی از پنج جایزه نوبل است، هرسال به نویسنده‌ای اهدا می‌شود که بر اساس آرزوی آلفرد نوبل بنیانگذار آن «برجسته‌ترین اثر را با گرایش آرمانخواهانه» نوشته باشد. این جایزه که از سال 1901 بنیانگذاری شده است، در 5 دوره برگزار نشد. کمیته علمی جایزه ادبی نوبل در سال 1935 هیچ نویسنده‌ای را شایسته دریافت این جایزه نداست. همچنین در 4 سال متمادی 1940 تا 1943 و به دلیل درگیری و آتشی که جنگ دوم بین‌الملل در جهان برپا کرده بود، جایزه نوبل برگزار نشد. توماس ترانسترومر، برنده نوبل ادبی 2011 تاکنون در مجموع 107 نویسنده به عنوان برنده جایزه ادبی نوبل معرفی شده‌اند که البته 2 نفر از آنها «بوریس پاسترناک» (1958) و «ژان پل سارتر» (1964) جایزه را نپذیرفتند. جایزه نوبل ادبیات شامل مدال طلا، دیپلم افتخار و 9 میلیون کرون (واحد پول سوئد) معادل 1.4 میلیون دلار است که در دسامبر هر سال و همزمان با سالگرد مرگ «نوبل» توسط آکادمی سلطنتی سوئد در استکهلم و با حضور پادشاه سوئد، اعطا می‌شود. گروگانگیری در نمایشگاه کتاب دانش‌آموزی! ده‌ها ناشر کودک و نوجوان حاضر در دومین نمایشگاه کتاب دانش‌آموزی به دلیل مشکلات به وجود آمده در تسویه حساب با مسئولان اجرایی و حامیان مالی آن، ساعاتی در سالن حجاب (محل برپایی این نمایشگاه) محبوس شدند! برزو سریزدی، درباره مشکل به وجود آمده در این خصوص به خبرنگار مهر گفته بود: ما با مسئولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در مورد اجاره سالن مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری حجاب برای این نمایشگاه قراردادی کتبی نداشتیم، قرارداد کلامی داشتیم و نامه‌ای بین ما رد و بدل نشده است. وی افزود: آنها قبل از آغاز نمایشگاه به ما گفتند که دو طبقه این سالن را برای 8 روز 117 میلیون تومان اجاره می‌دهند که ما نپذیرفتیم، ولی آنها گفتند مشکلی از این بابت وجود ندارد و شما فقط در طبقه فوقانی مستقر شوید که ما باز هم گفتیم اصلاً توان پرداخت نصف این هزینه را هم نداریم و از این کار منصرف می‌شویم. مدیر اجرایی این نمایشگاه اضافه کرد: با این حال مسئولان کانون پرورش فکری به ما اعلام کردند مشکلی از بابت هزینه‌ها به وجود نمی‌‌آید و شما بیایید اینجا مستقر شوید. خلاصه اینکه در ایام نمایشگاه 2 بار و هر بار20 میلیون تومان از ما پول گرفتند. سریزدی ادامه داد: اما مسئولان کانون پرورش فکری از صبح امروز که روز تسویه حساب با ناشران است، درهای نمایشگاه را از پشت قفل کرده‌اند و اجازه خروج ناشران را نمی‌دهند و مدعی هستند که ما باید 40 میلیون تومان دیگر هم به آنها پرداخت کنیم. درهای زنجیر شده نمایشگاه کتاب دانش‌آموزی یک روز پس از اختتامیه وی با ابراز تاسف از چنین اتفاقی برای ناشران کودک و نوجوان حاضر در نمایشگاه کتاب دانش‌آموزی آن هم در روز جهانی کودک گفت: این اقدام مسئولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آشکارا به گروگان گرفتن ناشران کودک است. آنها اگر مشکلی دارند باید با حامیان مالی نمایشگاه آن را حل و فصل کنند؛ نه اینکه گروکشی کنند! این نمایشگاه از 8 مهرماه با حضور 48 ناشر کودک و نوجوان و 24 ناشر کُتب آموزشی و کمک‌آموزشی و تعدادی دیگر از تولیدکنندگان و فروشندگان محصولات فرهنگی، در مرکز آفرینش‌های فرهنگی و هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز به کار کرد و جمعه 15 مهر به کار خود پایان داد. پس از چند ساعت کش و قوس بر سر تسویه حساب مسئولان کانون پرورشی با مسئولان اجرایی و حامیان مالی دومین نمایشگاه کتاب دانش‌آموزی و عرضه مستقیم محصولات فرهنگی، سرانجام این مشکل با گرفتن وعده‌ای از مسئولان اجرایی نمایشگاه برای پرداخت بخشی از وجه مطالبه شده (40 میلیون تومان) حل شد. البته 20 ناشر شرکت‌کننده در دومین «نمایشگاه کتاب دانش‌آموزی» در نامه‌ای خطاب به معاون فرهنگی وزارت ارشاد خواستار جبران خسارات وارده ناشی از عدم تبلیغ و اطلاع‌رسانی که اُفت بازدیدکنندگان را به همراه داشت، شدند. برگزاری دومین همایش شاعران ایران و جهان با حضور 43 شاعر جهان دومین همایش شاعران ایران و جهان و عصر شنبه 16 مهرماه با حضور 43 شاعر مطرح از 31 کشور جهان و ده‌ها شاعر داخلی در تالار وحدت تهران آغاز به کار کرد. در ابتدای این همایش، یحیی طالبیان قائم مقام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه شعر و ادب در سخنانی این رویداد را گامی در جهت توسعه ارتباطات فرهنگی میان شعرای ایران با دیگر کشورها توصیف و ابراز امیدواری کرد، مهمانان خارجی از 4 روز برگزاری این همایش (در تهران و شیراز) انتقال دهنده واقعیات ادبیات امروز ایران به کشورهای خود باشند. همچنین موسی بیدج، دبیر علمی این همایش جزئیاتی از برنامه‌های آن را اعلام کرد. در دومین همایش شاعران ایران و جهان 43 شاعر از 4 قاره جهان حضور داشتند که دلیا ماریا موسو رینالدی (اروگوئه، آلفرد آگوینالدو یوسون و ریکاردو دو انگریا (هر دو از فیلیپین)، تونگ چون شین و سه هون شی (هر دو کره جنوبی)، بالرام شوکلا (هند)، علی عباس و پروفسور ویکتور الکک (لبنان)، ویچیر هاسیچ (بوسنی و هرزگوین)، ادوارد میلیتونیان (ارمنستان)، اروین یاهیچ (کرواسی)، صافت آدروویچ (مونته نگرو)، لطیف هلمت (کردستان عراق)، هیو هاج و ابراهیم بکلو (هر دو از آفریقای جنوبی) و رستم توفیق (جمهوری آذربایجان)، عبدالقیوم دیدار، سید شبیر جعفر رضوی و جاوید اقبال قزلباش (هر سه از پاکستان)، نظیرالعزمه و نظار بنی مرجه (هر دو از سوریه)، خالد النجار (تونس)، تونی باولند (انگلستان)، ساتاپورن فیلیفاجانگ (تایلند)، احمد نظر (ازبکستان)، (فیلیپین)، دنیس مه یر (آمریکا)، ارلینگ کیترسون (نروژ)، روزالنا شاهیوا (تاتارستان)، واقف محمداف و خان علی کریمی (هر دو از نخجوان)، منعم الفقیر (عراق)، نادیا ربرونیا و حسین لیاییچ (هر دو از صربستان)، لی یان (چین)، کریستینا اشتولو (دانمارک)، جلال فدایی (ترکیه)، حبیب‌الله سراجی (بنگلادش) و منیر حسن (اتیوپی) در شمار مهمانان این همایش بودند. سرشار یک بار دیگر رئیس انجمن قلم ایران شد محمدرضا سرشار در بیست و سوم مهرماه 90 بار دیگر رئیس انجمن قلم ایران شد و بر صندلی دکتر علی‌اکبر ولایتی در این انجمن تکیه زد. محمدرضا سرشار در جلسه هیأت مدیره انجمن قلم ایران به عنوان رئیس این انجمن انتخاب شد و دکتر محسن پرویز نایب رئیسی انجمن را بر عهده گرفت. محمدرضا سرشار که یک هفته قبل از آن با 94 رای اعضای سیزدهمین مجمع عمومی انجمن قلم توانسته بود به عنوان نفر دوم به هیأت مدیره راه یابد، موفق شد اعتماد اعضای این هیأت را برای ریاست انجمن به دست آورد. محسن پرویز نیز که با 101 رأی به هیأت مدیره رفته بود، نایب رئیس انجمن شد. غرفه بسته ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت؛ سرآغاز مناقشه مسئولان فرهنگی و سیاسی اما جنجالی‌ترین خبر مهرماه سال گذشته، مربوط به بسته شدن غرفه‌ ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت بود. در حالی که بر سر در غرفه‌ای در شصت و سومین نمایشگاه کتاب فرانکفورت نام ایران رقم خورده ولی این غرفه به دلیل حضور نیافتن صاحبان آن مسدود شده است. امیر عباس تقی‌پور، مدیرعامل شرکت فرهنگ فیلم وابسته به انتشارات علمی و فرهنگی که برای شرکت در شصت و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت در این شهر به سر می‌برد، این خبر را در اختیار خبرنگار مهر قرار داد و گفت: ظاهرا با وجود انجام مراحل اداری و گرفتن غرفه رسمی ایران در نمایشگاه فرانکفورت، امسال بعد از 10 دوره حضور متوالی غرفه کشورمان در این نمایشگاه مسدود شده است. تقی‌پور گفت: در این دوره از این نمایشگاه، 21 ناشر ایرانی شرکت داشته‌اند که البته چند ناشر نیز ناشران ایرانی غیرمقیم در ایران هستند. ناشران ایرانی امسال در سالن‌های 3، 5، 4، 6 و13 قرار دارند که البته بیشتر آنها، یعنی 13 ناشر در سالن 5 هستند. وی افزود: در سالن شماره 5 تا قبل از افتتاحیه جای ایران خالی بود و بعد از آن جلوی غرفه خالی ایران را دیوار نمایشگاهی کشیدند. با این وجود ناشران ایرانی در این دوره از نمایشگاه با استقبال خوبی از سوی حاضران در نمایشگاه روبرو شده‌اند. پیش از این محمود آموزگار دبیر اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران که قرار بود به نمایندگی از ناشران ایرانی غرفه‌ای در نمایشگاه کتاب فرانکفورت داشته باشد، به مهر گفته بود که به دلایلی با وجود ثبت‌نام اولیه، ولی پرداخت هزینه غرفه انجام نشده و این غرفه نیز اجرایی نخواهد شد. حال از نمایشگاه خبر می‌رسد که غرفه رسمی کشور ایران مسدود شده است که پیگیری‌های مهر برای روشن شدن اینکه غرفه مسدود شده همان غرفه اتحادیه است و یا غرفه موسسه نمایشگاه‌های وزارت ارشاد، ادامه دارد. غرفه ایران و دیواری که برگزارکنندگان نمایشگاه کتاب فرانکفورت مقابل آن کشیدند در پی این قضیه وزیر ارشاد دستور پیگیری علت غیبت ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت را صادر کرد. علی زارعی نجفدری، مشاور رئیس‌جمهور و مدیرعامل انتشارات علمی و فرهنگی که در این نمایشگاه حضور یافته بود با اعلام این موضوع به خبرنگار مهر گفت: شخص وزیر ارشاد، همواره بر لزوم حضور مؤثر و قوی در نمایشگاه‌های مختلف از جمله این نمایشگاه تأکید داشته‌ و سیاست‌هایی هم برای حضور مناسب‌تر از سال‌های پیش، طرح‌ریزی شده بود، اما نمی‌دانم در مقام اجرا چه ناهماهنگی‌ها و مشکلاتی پیش آمده است. زارعی از گفتگو با دکتر حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مورد خبر داد و افزود: وی، از عدم حضور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی اصلی حضور کشورمان در نمایشگاه‌ بین‌المللی فرانکفورت، ناراحت است و دستوراتی را برای پیگیری موضوع صادر کرده است. وی که طی روزهای گذشته از نحوه رفتار سفارت ایران در آلمان در موضوع نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت انتقاد کرده بود، گفت: نام جمهوری اسلامی ایران و واقعیت‌های تاریخی و فرهنگی آن، شایسته حضوری منسجم و قوی در چنین نمایشگاه‌هایی است که در این زمینه لازم است سفارتخانه‌های کشورمان، فعالانه عمل کنند. اما این دستورات، موجب نشد تا سفیر ایران در آلمان از بی‌توجهی وزیر به گزارش خود از نمایشگاه کتاب فرانکفورت انتقاد نکند. علیرضا شیخ‌عطار حضور کشورمان در نمایشگاه کتاب فرانکفورت را ضعیف ارزیابی کرد و گفت: گزارش مفصلی با 20 پیشنهاد برای حضور آبرومندانه‌تر در این نمایشگاه نوشته و به وزیر ارشاد دادم؛ اما در پیگیر‌ی‌هایم گفته شد که وزیر گزارش را خوانده و به حوزه مربوطه ارجاع داده تا بعداً اجرایی شود. سفیر ایران در آلمان در گفتگویی با خبرنگار مهر درباره نمایشگاه کتاب فرانکفورت گفت: نمایشگاه کتاب فرانکفورت یکی از بزرگ‌ترین و استثنایی‌ترین وقایع فرهنگی جهان است که برای ما هم یک فرصت به حساب می‌آید تا بتوانیم فرهنگ غنی کشورمان را نه فقط به آلمانی‌ها بلکه به جهان معرفی کنیم. شیخ‌عطار افزود: بعد از 2 دهه حضور هنوز شرکت‌کننده‌های ایرانی به ویژه بخش دولتی فکر می‌کند اینجا باید بازار خرید و فروش کتاب باشد که نیست و به همین دلیل می‌گویند حضور در این نمایشگاه برای ما صرف نمی‌کند و چون کسی از ما کتاب نمی‌خرد، پس چرا باید پول غرفه بدهیم! این نگاه نه از لحاظ فرهنگی و نه حتی تجاری درست نیست؛ چرا که اگر شناخت درستی از این نمایشگاه داشته باشیم، متوجه می‌شویم که در یک بازه زمانی بلندمدت نتایج بسیار خوبی نصیبمان می‌شود. وی با تاکید بر اینکه ترجمه و انتشار کتاب در دیگر کشورها بهترین روش برای تبادل فرهنگی است، توضیح داد: من 3 سال است که در آلمان هستم و تا نمایشگاه امسال به طور منظم از این اتفاق فرهنگی بازدید کرده و با ایرانیان حاضر در نمایشگاه هم دیدار و گفتگو داشته‌ام، ولی متاسفانه دوستانی که از بخش دولتی شرکت می‌کنند، غالبا به زبان‌های بین‌المللی مسلط نیستند و حتی با خود مترجم متبحر هم نمی‌آوردند و گویا بیشتر برای گردش می‌آیند. سفیر ایران در آلمان اضافه کرد: حاصل بازدیدهایم از نمایشگاه و دیدار و گفتگو با شرکت‌کنندگان ایرانی و خارجی، 2 گزارش مفصل بود که در آن 20 پیشنهاد برای حضور بهتر و فعال‌تر و آبرومندانه‌تر ایران مطرح کرده و به وزیر سابق و فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران مطرح کردم. در پیگیر‌ی‌هایم از وزیر فعلی گفته شد که گزارش را خوانده و به حوزه مربوطه ارجاع داده تا بعدا اجرایی شود. این مقام سیاسی کشورمان در آلمان شرکت ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت را در 2 سال اخیر ضعیف‌تر ارزیابی کرده و گفت: از وقتی معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی عوض شده است، حضور ضعیف‌تری داشته‌ایم و حتی در بحث‌های ابتدایی و لجستیکی هم شرکت‌کنندگان با مشکل روبه رو هستند. در سال‌های قبل و در مواردی غرفه‌ای که به طور رسمی به نام جمهوری اسلامی ایران مزین شده از روز افتتاح تا اختتامیه به طور کامل باز نبود و یا کتاب‌ها نبودند و یا مسئولان غرفه. این اظهارات سفیر موجب واکنش‌هایی از سوی مشاور رئیس جمهور و عزم نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای احضار وزیر ارشاد به مجلس و ارائه توضیح درباره شرکت ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شد که البته نتایج احضار سیدمحمد حسینی و گفتگوی نمایندگان با وی بعدها منتشر شد و حاوی نکات تازه‌ای نبود. در این میان، نظرات بهمن دری، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نوع خود جالب بود. وی در آن ایام گفت: مسدود شدن غرفه ایران در نمایشگاه فرانکفورت از حضور ما تأثیرگذارتر بود! دری اظهارات سفیر ایران در آلمان درباره نوع حضور ایران در فرانکفورت و تبعات آن را برای ما مانند گل زدن به دروازه خودی و فراموش کردن قاعده بازی دانست؛ در حالی که مسدود شدن غرفه ایران در نمایشگاه فرانکفورت از حضور ما تأثیرگذارتر بود! وی گفت: دیپلماسی فرهنگی با دیپلماسی چماق و هویج فرق می‌کند؛ آنچه مهم است حفظ عزت و سرافرازی ایران اسلامی است؛ از همین‌رو برخلاف گفته سفیر کشورمان در آلمان، نمایشگاه کتاب فرانکفورت را بزرگ‌ترین و استثنایی‌‌ترین واقعه فرهنگی نمی‌دانیم؛ چرا که باید هر رخداد فرهنگی را در حد و اندازه آن ارزیابی کرد و براساس دستاوردهای آن برای کشور، مورد قضاوت قرارداد. معاون وزیر ارشاد اضافه کرد: مسدود شدن غرفه ایران، صرف نظر از اینکه متعلق به اتحادیه ناشران هم باشد، در نوع خود تبدیل به فرصت و پیامی رسا به نفع ایران شد و از حضور عادی ایران نیز به مراتب تأثیرگذارتر بود و ناخواسته این موضوع گواهی شد بر این ادعا که غرب حتی دیدگاه‌های فرهنگی ایران اسلامی را تحمل نمی‌کند. از همین رو همه مراجعه کنندگان به نمایشگاه سئوالشان از مسؤلان نمایشگاه این بود که چرا غرفه ایران تعطیل شده است؟ جایزه 50 هزار پوندی بوکر 2011 به «بارنز» رسید «جولیان بارنز» نویسنده و رمان‌نویس بریتانیایی جایزه ادبی بوکر 2011 را به خاطر رمان «حس یک پایان» از آن خود کرد. این جایزه سه‌شنبه 18 اکتبر برابر با 26 مهر در یک مهمانی شام در گیلدهال لندن به «بارنز» اهدا شد. این نویسنده بریتانیایی پیشتر سه بار در سال‌های 1984 با رمان «طوطی فلوبر»، 1998 با رمان «انگلستان انگلستان» و 2005 با رمان «آرتور و جورج» نامزد دریافت این جایزه معتبر شده بود و سرانجام به آن دست یافت. بهای جایزه ادبی «بوکر» 50 هزار پوند برابر با 79 هزار دلار است. جایزه ادبی من بوکر که گاهی به اختصار «بوکر» خوانده می‌شود یکی از جوایز ادبی سالانه بریتانیاست که به بهترین رمان نوشته شده به زبان انگلیسی به قلم نویسندگان جامعه کشورهای مشترک‌المنافع و ایرلند تعلق می‌گیرد. عیادت رهبر معظم انقلاب از احمد عزیزی مقام معظم رهبری، ظهر پنجشنبه 27 مهر از احمد عزیزی شاعر انقلاب و اهل بیت (ع) در بیمارستان امام رضای کرمانشاه عیادت کردند. احمد عزیزی از تصمیم مقام معظم رهبری برای عیادت از خود در بیماستان امام رضا (ع) اطلاع نداشته و پیش از ورود ایشان به بخش مراقبت‌های ویژه، در خواب بوده است. خواهر احمد عزیزی در این باره گفت: من شعر احمد را که «نمی‌گویم که در عالم ولی نیست/ ولی بالاتر از سیدعلی نیست» برای مقام معظم رهبری خواندم و ایشان هم دست مبارکشان را بر سر احمد کشیدند و به او گفتند: «در این لحظات بیشتر با خدای خودت خلوت کن». عیادت رهبر معظم انقلاب از احمد عزیزی شاعر نام‌آشنای کشورمان زینب عزیزی که با احساس شعف زایدالوصفی سخن می‌گفت، در پایان با اشاره به حضور مقام معظم رهبری در استان کرمانشاه یادآور شد: شهر ما پر از عطر ولایت است و من امروز لذت در کنار رهبر بودن را با تمام وجودم حس کردم. احمد عزیزی بیش از 4 سال است که به دلیل عارضه ریوی در وضعیت خاص پزشکی به سر می‌برد. آب پاکی روی دست همه؛ نمایشگاه کتاب باز هم در مصلی به گفته معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای سیاستگذاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، مصلای امام خمینی (ره) را مناسب‌ترین گزینه برای برگزاری نمایشگاه در سال آینده شناخت. معاون امور فرهنگی و رئیس نمایشگاه کتاب تهران با اعلام این خبر افزود: مصلای تهران نیز کاستی‌ها و مشکلاتی دارد و ما هرگز این مکان را به عنوان گزینه همیشگی و نهایی برای برگزاری نمایشگاه تهران نمی‌دانیم و قطعا نیاز به مکانی مناسب‌تر داریم، اما در حال حاضر با بررسی‌های صورت گرفته توسط تیم کارشناسی معاونت امور فرهنگی گزینه مورد تایید، مصلای بزرگ امام خمینی (ره) است. وی همچنین از پیگیری روند اجرای پروژه باغ کتاب توسط گروهی از مسئولان نمایشگاه کتاب خبر داد و گفت: این گزارش‌ها به شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب ارائه شد و متاسفانه با بررسی این گزارش‌ها و با توجه به نیاز فضای گسترده نمایشگاهی، انتخاب این گزینه برای برگزاری بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران منتفی شد. بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از 13 تا 23 اردیبهشت‌ماه امسال در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) برگزار خواهد شد. پیش از این از تپه‌های عباس‌آباد (باغ کتاب)، شهر آفتاب، مجتمع امام خمینی (ره) (نزدیک مصلی) و پرند به عنوان گزینه‌های برگزاری نمایشگاه کتاب سال آینده سخن رفته بود. خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و ادب

بقعه امامزاده زید - تهران

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما بنای اصلی این بقعه که مدفن سید زیدبن زین ‌العابدین بن حسین بن علی (ع) است به دوران صفوی و اوایل قرن دهم هجری قمری تعلق دارد. در عهد ناصری‌، بنای قدیمی بقعه زید مثل امام‌زاده یحیی و سید اسماعیل برداشته و بنای کنونی به جای آن ساخته شد. معماری بنا قدیمی و ایرانی است و تزیینات داخلی شامل آینه کاری‌ها و کاشی‌کاری‌های مختص به زمان خود است. صندوق عتیقه بقعه توسط خواجه قنبر علی بن محمد زرین کمر تهرانی وقف شده و سازندگان آن استاد حبیب و استاد احمد لواسانی بوده‌اند. بنای فعلی امام‌زاده توسط آصف الدوله قاجار احداث شده و ساختمان ایوان و صحن به امر کامران میرزا نایب‌السلطنه انجام شده است‌. بنابر کتیبه موجود، معماران بنای ایوان استاد مهدی ولد و استاد علی اکبر کاشی‌پز بوده‌اند و سازنده در خاتم بقعه استاد کریم شیرازی بوده است‌. هنرمندان مسئول مرمت بقعه حاج عباس علی معمار، استاد اسد الله کاشی پز و سید مصطفی کاشی‌کار اصفهانی بوده‌اند. قدیمی‌ترین تاریخ موجود در امام زاده متعلق به صندوق مرقد مورخ ۹۰۲ قمری، است‌. کتیبه داخل گنبدخانه دارای تاریخ ۱۲۴۵قمری، است و. کتیبه دیگری در ایوان بزرگ بقعه تاریخ ۱۲۹۷ قمری را نشان می‌دهد. در خاتم بین حرم و ایوان اصلی تاریخ ۱۳۰۱ شمسی، را نشان می‌دهد و در کمربند گنبد کتیبه‌ای مربوط به سال ۱۳۲۲ شمسی، موجود است‌. بنای گنبدخانه از آثار زمان فتحعلی‌شاه قاجار درسال ۱۲۴۵ قمری، است‌. صحن ایوان و حجره‌ها در زمان سلطنت ناصرالدین شاه و در خلال سال‌های ۱۲۷۹ تا ۱۳۰۱ ، احداث شده است‌. در این زمان تزیینات نقاشی روی گچ در فضای گنبدخانه با آینه‌کاری پوشانده شد. آثار این نقاشی‌ها درسال ۱۳۲۵، طی مرمت آینه‌کاری‌ها آشکار شد. بقعه امامزاده زید در ۱۳۱۸ وزارت فرهنگ و هنر صحن و حجره‌های اطراف آن را برای احداث مدرسه ابتدایی در نظر گرفت‌. در این زمان صحن کوچکی از طرف بازار خیاط‌ها در جنوب بقعه ایجاد شد. خشت‌های کاشی‌کاری کمربندی خارجی گنبد در فاصله بین دو پوش گنبد انباشته شده بود و درسال ۱۳۱۹، طی تعمیرات اداره باستان‌شناسی به دست آمد. در حاشیه تحتانی صندوق نیز در هر سو کتیبه‌ای به خط ثلث است و روی ترنجی طویل امام‌زاده معرفی شده است‌، و مفهوم آن این است که‌، این پناهگاه مقبره امام‌زاده سید زید پسر زین‌العابدین پسر حسین پسر علی (ع) است‌. از دیگر ویژگی‌های این بنا مقبره لطف‌علی‌خان‌، پادشاه جوان زندیه‌، است که به دست آغامحمدخان قاجار به قتل رسید. اداره کل باستان شناسی لوحه‌ای از سنگ مرمر به نام این پادشاه تهیه کرد و پس از اصلاحات و تعمیراتی در بنای مزبور، لوحه را در آن‌جا نصب کردند. کاشی‌کاری گنبد و تجدید تعمیر ایوان و آیینه‌کاری رواق، حرم و مقبره جنب آن در خلال سال‌های 1315- 1316 شمسی انجام و صحن قبلی این بقعه امروزه به مدرسه تبدیل شده است. امامزاده زید که قدمت آن به دوران‌های تاریخی پس از اسلام می‌رسد در سال ۱۳۱۵ توسط وزارت فرهنگ و هنر با شماره ۲۵۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

پل خشتی نیاکو - گیلان

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما این پل که ازجمله آثار به جای مادنده دوره قاجاریه است، 50 متر طول و 80/5 متر عرض دارد. روستای نیاکو دارای پل قدیمی دیگری به نام پل خشتی نیاکو (کوچک پرده) است. ارتفاع پل از سطح آب در بلندترین قسمت آن 6 متر است و دارای دو دهانه است. مصالح به کار رفته در پل، آجر و ساروج است. بعضی قدمت این پل را به دوره صفویان نسبت داده‌اند. پل نیاکو بر سر راه لاهیجان به رشت واقع شده است. جاده‌اى که از لاهیجان به حاجى‌آباد و باز کیا گوراب امتداد مى‌یابد و در روستاى باز کیا گوراب به سه شاخه تقیسیم می‌شود اولى به طرف سیاهکل و دومى به تجن گوکه و کیسم و رشت و سومى به نیاکو و آستانه و لولمان و کوچصفهان و رشت مى‌رود. این پل در مسیر سوم و نزدیک آبادى نیاکو بنا شده است و از دو چشمه کوچک تشکیل شده است. این بنا به دلیل ارزش‌هاى تاریخى و معمارى یکى از آثار دیدنى و جالب توجه استان گیلان و شهر زیباى لاهیجان به شمار مى‌آید. پل خشتی نیاکو در سال 1335 توسط وزارت فرهنگ و هنر با شماره 1443 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

۱۳۹۱ فروردین ۷, دوشنبه

جایی که زمان می‌ایستد

یکی از راه‌های معرفی چهره‌های ادبی به مردم، «نمایش جنبه‌های مختلف زندگی» آنهاست. این نکته از آن جهت اهمیت می‌یابد که چهره‌های ادبی، به سبب ماهیت کارشان، از انظار پنهانند و عامه‌ مردم، معمولا شناخت بسیار اندک و ناقصی از زندگی، شیوه‌ کار و زیروبم‌های شخصیت و منش‌شان دارند. این چهره‌ها در خلوت می‌نویسند و آنچه آنها را به مخاطبانشان وصل می‌کند، فقط آثارشان به‌صورت کتاب است. اما کتاب، عموما مخاطبانی ویژه و در ایران، اندک دارد. بنابراین می‌توان به آن، جنبه‌های بیشتری از زندگی این چهره‌ها افزود تا طیف گسترده‌تری از جامعه با آنها آشنا شوند. درک عمیق‌تر این نکته وقتی روشن می‌شود که بدانیم رابطه‌ مستقیم و قدرتمندی میان میزان آشنایی مردم با زندگی و جزئیات پیرامونی زندگی بزرگان ادبیات و میزان استقبال‌شان از آثار این بزرگان وجود دارد. به عبارت دیگر، هر چه مردم بیشتر نویسندگان و فعالان کتاب و ادبیات را بشناسند، به احتمال بسیار، درباره‌ مطالعه آثارشان کنجکاوی بیشتری خواهند کرد و به سمت کتابخوانی گرایش بیشتری خواهند یافت. اما تجربه‌های جهانی نشان داده است بهترین و مستقیم‌ترین راه برای نمایش جنبه‌های مختلف زندگی یک نویسنده یا شخصیت ادبی، موزه‌ها هستند. چرا که یک موزه در واقع بسته یا مجموعه‌ای است از همه آنچه در حوزه‌های مختلف می‌توان انجام داد. بسته‌ای که زندگی، با همه‌ ابعاد کلی و جزئی‌اش در برابر دیدگان علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. به همین علت است که حالا سال‌هاست (و البته در کشورهای توسعه یافته، حتی دهه‌هاست) که برای راه‌اندازی موزه‌های مربوط به شخصیت‌های ادبی، «خانه» انتخاب شده است. خانه یا محل سکونت نویسندگان و فعالان ادبی، از این نظر بهترین گزینه است، چراکه تقریبا همه آنچه عامه مردم علاقه‌مندند درباره این آدم‌ها بدانند، در آن یافت می‌شود. مردم در خانه یک نویسنده، محل کار او را می‌بینند. میزی را که سال‌ها پشت آن نشسته و نوشته است، می‌بینند و با اشیایی که زندگی‌اش را کامل می‌کرده‌اند، آشنا می‌شوند. در عین حال، جوایز، تابلوها و... و حتی با لباس‌های نویسنده آشنا می‌شوند و در کنار اینها، مدیران این قبیل موزه‌های خانه‌ای، با استفاده از هنرهای دیگر، بخش‌های دیگر زندگی نویسنده را نیز به بازدیدکنندگان نشان می‌دهند. از جمله نمایش فیلم‌های کوتاه از او در یکی از اتاق‌ها، یعنی همان‌جایی که تلویزیون خانگی نویسنده قرار داشته است. به این ترتیب، با بازدید از یک موزه خانه‌ای، می‌توان به‌طور تقریبا کامل با یک نویسنده یا فعال ادبی آشنا شد و دست‌کم به 5نتیجه یا هدف دست یافت: 1 - معرفی: یکی از دغدغه‌های مهم مسئولان فرهنگی همه کشورها (که البته در ایران چندان به چشم نمی‌آید) معرفی چهره‌های فرهنگی و از جمله ادبی، به عامه مردم و حتی مهم‌تر از این، به کشورهای دیگر یا به عبارت بهتر جامعه جهانی است. موزه‌ها به ویژه موزه‌های خانه‌ای، از جمله ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه‌ها برای دستیابی به این هدف است. اعضای جامعه در اوقات فراغت یا حتی با تعریف یک کار جدی، می‌توانند به این موزه‌ها مراجعه کنند و با چهره‌های کشورشان آشنا شوند. گذشته از این، این هدف از 2منظر دیگر، اهمیتی فراتر از اینها می‌یابد: الف) موزه‌ها ازجمله مکان‌هایی‌اند که از بعد آموزشی، همواره مورد توجه مسئولان آموزش عمومی یا حتی آموزش تکمیلی بوده‌اند. مدیران مدارس یا دانشکده‌ها و پژوهشکده‌ها در کشورهای توسعه‌یافته، بخشی از آموزش خود را در موزه‌ها انجام می‌دهند چرا که یک موزه به‌تنهایی می‌تواند کار چندین ساعت آموزش کلاسی را انجام دهد. ب) در صنعت گردشگری، موزه‌ها، حتی موزه‌های بسیار کوچک خانه‌ای، اهمیت بسیاری دارند. گردشگران به ویژه گردشگران فرهنگی، همواره در جست‌وجوی موزه‌هایی هستند که فرهنگ و هنر آن کشور را به صورت راحت، سریع و فارغ از زبان، به آنها معرفی کند. ضمن اینکه بازدید از یک موزه، شکلی از تفریح و گردش نیز هست. 2 - گردش و سرگرمی: دومین هدفی که یک موزه خانه‌ای می‌تواند به سهولت فراهم آورد، مثل هر موزه دیگری، در همین مفهوم تفریح و گردش نهفته است. بازدید از موزه، بیش از هر چیز، یک سرگرمی است و از جمله راه‌های کم‌هزینه و ساده برای پر کردن اوقات فراغت مردم. راه‌اندازی موزه‌های خانه‌ای برای دولت‌ها، هزینه چندانی ندارد اما صرف‌نظر از همه ابعاد آموزشی مهمی که دارد، می‌تواند به محل «جالب» و مرموزی برای گذراندن اوقات فراغت تبدیل شود. مردم همواره درباره زندگی شخصیت‌های معروف کنجکاوند و به این کنجکاوی بهتر و بیشتر از هر جای دیگری، در منزل این افراد پاسخ داده می‌شود. از این نظر، نویسنده‌ها شاید بیش از همه چهره‌های دیگر برای موزه‌های خانه‌ای مناسب باشند. چرا که حاصل کار و نوع زندگی نویسندگان، موزه‌ای نیست. حاصل کار نویسنده، تنها کتاب است و کتاب، شئی موزه‌ای نیست که مثل تابلوهای یک نقاش یا عکس‌های یک عکاس در موزه نگه‌داری شود. همچنین نویسندگان کمتر از چهره‌های دیگر در انظار دیده می‌شوند و همین حضور کمرنگ‌تر، رمز و راز و کنجکاوی حاصل از آن را پیرامون زندگی‌شان بیشتر می‌کند. 3 - حفظ ارزش و احترام: شاید هیچ بزرگداشت و کنگره و همایشی به‌قدر تبدیل محل زندگی یک شخصیت فرهنگی به موزه، احترام‌آمیز و قدرشناسانه نباشد. ما هر سال برای شخصیت‌های بسیاری بزرگداشت و همایش برگزار می‌کنیم، تنها با این هدف که قدر و احترام‌شان را نگه‌داشته باشیم و ارزش بزرگانمان را به دیگران یادآوری کنیم. اما شاید تنها هزینه یک سال این مراسم گوناگون، برای تبدیل خانه این افراد به موزه کافی باشد. ضمن اینکه این کار تنها یک بار هزینه می‌خواهد و بعد، حفظ و نگه‌داری‌اش، بسیار ارزان است. در واقع موزه‌های خانه‌ای در عین حال که به بهترین و راحت‌ترین شکل، بزرگداشت و حفظ احترام و قدر بزرگان است، بسیار مقرون به صرفه نیز هست. در این موضوع، توجه به واژه موزه به تنهایی تا حد زیادی مسئله را روشن می‌کند. به عبارت بهتر، همین که در کنار نام چهره‌های ارزشمندمان، کلمه موزه قرار می‌گیرد، به معنای بزرگداشت و تجلیل همیشگی است. چرا که نشان می‌دهد فرد آنچنان برای‌مان بزرگ و عزیز بوده است که نامش ارزش موزه‌ای دارد. 4 - ارزش دایره‌المعارفی: در کنار همه اینها، یک موزه، چه از نوع موزه‌های موضوعی و چه از نوع موزه‌های خانگی، یک دایره‌المعارف ساکن است. از بعد آموزشی، همانطور که گفته شد، دانش‌آموزان و دانشجویان، می‌توانند از یک موزه خانه‌ای، در مدتی بسیار کوتاه، نویسنده‌ای را بشناسند، آثارش را ببینند، با زندگی‌اش آشنا شوند و خلاصه، کاری را که در نظام آموزش پشت‌میزی، در طول ساعت‌ها چرت‌زدن و مشق نوشتن درست نمی‌آموزند، در طول 2ساعت، در عمل، به‌درستی یاد بگیرند. اما این دایره‌المعارف که با تمرکز بر یک فرد، اطلاعات متنوع و جذابی را به بازدیدکنندگان می‌دهد، برخلاف دایره‌المعارف‌های مکتوب، بسیار فراگیرتر است و به‌هیچ‌وجه تنها مخصوص اهل فن یا دانشجویان و دانش‌آموزان نیست. موزه‌های کوچک خانگی، به شکل غیرمستقیم، در عمل و دیداری می‌آموزند و به همین علت، گستره مخاطب‌شان، همه افراد جامعه، با هر سطح سواد و هر میزان معلومات و حتی علاقه است. 5 - میراث فرهنگی: و خلاصه، پس از همه اینها باید حفظ میراث فرهنگی کشور را نیز به‌عنوان یکی از ویژگی‌های ماهوی موزه‌های خانگی، مثل هر موزه دیگری، در نظر آورد. ماهیت موزه‌ها، در هر شکل و هر اندازه‌ای که باشند، حفظ میراث فرهنگی کشور است و شخصیت‌های ادبی، ازجمله مهم‌ترین میراث‌های فرهنگی هر کشوری محسوب می‌شوند. اما آیا تنها شکل حفظ این میراث، ساخت تندیس و نگه‌داری از آن در موزه‌های دیگر یا دست‌بالا در فضاهای عمومی است؟ بی‌تردید راه‌های بسیاری برای حفظ میراث فرهنگی وجود دارد اما آیا تنها «حفظ» در فضاهایی غیرجذاب و بی‌نهایت خلوت، به نام موزه، کافی است؟ موزه‌های خانگی، راهی کم‌هزینه، سریع و جذاب برای حفظ میراثی به نام شخصیت ادبی است اما در ایران تاکنون تقریبا مغفول مانده است و تعداد انگشت‌شماری از آنها راه‌اندازی شده‌اند.

عکس/ دروازه ارگ سمنان

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما دروازه ارگ سمنان در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و حکومت انوشیروان میرزا ضیاءالدوله که از سال 1300 تا 1305 هجری قمری حاکم ایالت قومس بود، بنا شد و روی کاشی‌های این دروازه تاریخی نام ناصرالدین شاه قاجار درج شده است. دروازه ارگ در گذشته درِ شمالی ارگ دولتی بود که هنگام تخریب ارگ به سبب شکایت فرهنگ دوستان و پیگیری آنان از ویرانی این دروازه جلوگیری به عمل آمد. استان سمنانmore این دروازه دو نمای شمالی و جنوبی دارد که نمای شمالی آن به مراتب زیباتر و جذاب‌تر از نمای جنوبی آن است. نمای شمالی دارای دو اتاق در دو طرف به قرینه یکدیگر، دو راهروری کوچک، ایوان‌هایی در جلوی اتاق‌ها و مدخل اصلی که محل عبور و مرور بوده است. نمای اصلی این قسمت از آجر است و راهروهای اصلی با پلان مربع به وسیله فیلپوش‌ها به گنبد کم خیز منتهی می‌شود. تزئینات کتیبه‌ای از عناصر جالب توجه نمای شمالی است که به شکل نیم دایره در بالای مدخل اصلی به خط نستعلیق زرد بر زمینه کاشی‌های لاجوردی نوشته شده است. نمای جنوبی هم از حیث استفاده از تزیینات کاشی‌کاری پر کارتر و مفصل تر از نمای شمالی است و در تزئینات این نما کاشی‌های هفت رنگ و مناره‌های تزئینی زیبا به چشم می‌خورد. استفاده از نقوش هندسی و نقش و نگار اساطیری در این جبهه اهمیت نمای جنوبی را به عنوان دروازه ورودی شهر بیشتر می کند. به قرینه کتیبه نیم دایره نمای شمالی طرح نیم دایره ای بر پیشانی نمای جنوبی کاشیکاری شده که در آن نبرد رستم و دیو سفید به تصویر کشیده شده است و در بالای مدخل ورودی نقش سربازان قاجاری و تسلیحات آنها کاشیکاری شده است. از دیگر تزئینات کاشیکاری این نما به قرینه شکل گرفته است نقوش افسران قاجاری و شیر و خورشید به تصویر کشیده شده است. بربالای دیوار دروازه کتیبه هایی در پنج سطر متوالی به خط نستعلیق سفید بر زمینه لاجوردی وجود دارد که در لا به لای سطور آن طرح و برگ های اسلیمی به چشم می‌خورد. بنای اصلی دروازه از آجر به ارتفاع بیش از 7 متر ساخته شده است. یکی از شاهکارهای این بنای تاریخی، سر در جالب توجهی است که در آن تصویر تاریخی نبرد رستم و دیو سپید به طرزی خیره کننده روی کاشی هفت رنگ منقوش است. کتیبه‌های این بنا از آثار سید محمد باقر طباطبایی سمنانی هنرمند مشهور سمنان در دوران قاجاریه است. درهای دروازه ارگ از چوب‌های قطور با گل میخ‌های آهنی تشکیل شده است. دروازه ارگ سال ۱۳۵۸ توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره ۳۹۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.