کانون ایرانیان
کانون ایرانیان

۱۳۹۱ فروردین ۱۲, شنبه

برای نخستین‌بار معتبرترین تالار کنسرت هلند میزبان یک پیانیست ایرانی

هفتم آوریل، مشهورترین تالار موسیقی هلند "کنسرت‌خباو" برای نخستین‌بار میزبان یک پیانیست ایرانی خواهد بود. در این برنامه که در بزرگداشت نوروز برگذاشت می‌شود یک برنامه نود دقیقه ای ویژه موسیقی ایران برای پیانو توسط پژمان اکبرزاده اجرا می‌شود و در دو قطعه برای بهار، الپیدا سلطانی به عنوان رقصنده میهمان اجرا خواهد داشت. کنسرت‌هال آمستردام به لحاظ صدادهی (آکوستیک) جزو سه تالار نخست جهان است و در سال 1888 در پایتخت هلند ساخته شده است. در این برنامه ترانه های های محلی ایرانی و آثاری از علی تجویدی، کوشیار شاهرودی، حمیدرضا طاهرزاده، فرهاد فخرالدینی و .. اجرا می شود.

تصویر / برج کبوترخانه میبد

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما فرهنگ بزرگ سخن کبوترخانه یا کبوترخان را چنین معنی کرده است: «برجی که برای کبوتران ساخته می‌شود‌/ منفذی در زیر حمام‌های قدیمی برای انتقال حرارت ساخته می‌شد.» همچنین در فرهنگ معین، آمده است: «محلی که کبوتر در آن آشیان سازد. در برخی نواحی، برج‌هایی می‌ساختند به نام مذکور.» اما در لغت‌نامۀ دهخدا، آمده است:کبوترخانه؛ برج حمام‌/ برج کبوتر‌/ کفترخان‌/ کبوترخانه‌/ باروگونه‌ای که کنند و در آن لانه‌های کبوتران سازند‌/ در اصطلاح بنایی سوراخ‌ها که در زیر حمام برای نقل حرارت سازند. جایی که برای کبوتران اهلی سازند‌./ کبوترخان‌/ ورده‌/ آنجا که کبوتران خانه کنند‌/ برج کبوتر‌/ بنایی که به آشیانهٔ کبوتر اختصاص دارد و آن معمولاً به‌صورت برجی باشد و اندر وی برجی و کبوتر خانه‌ای ساخت.» کبوترخانه‌ها برای گردآوری کود کبوترها و دیگر پرندگان، جهت مصارف کشاورزی ساخته می‌شده ‌است. کود کبوتر در گذشته استفاده‌های بسیاری در صنعت داشته، از جمله صنعت دباغی در چرم سازی و ساخت باروتبه همین دلیل در زمان شاه عباس صفوی مالیات نسبتا سنگینی از کبوترخانه‌ها گرفته می‌شد. از دیرباز، برای استفاده از گوشت و کود کبوتران، ساختن کبوترخان معمول بوده است. ساخت چنین بناهایی در حوالی اصفهان و یزد معمول بیشتر رواج داشته ‌است. کبوترخانه‌های کوچک و بزرگ ایران بر حسب اندازه میان هزار تا ۴۰ هزار کبوتر را در خود جای می‌دهند. طراحی و عملکرد کبوترخانه‌ها بسیار جالب و عالمانه بوده به گونه‌ای که در جذب کبوتران و خلق زیستگاهی امن برای کبوتر، حیرت برانگیز بوده است. کبوترخانه‌ها مانند دژ نظامی در برابر همه دشمنان کبوتر که کم هم نیستند، مقاوم و نفوذ ناپذیر بوده است. ساختار معماری کبوترخانه به گونه‌ای بوده که نه تنها در برابر پرندگان شکارچی مانند قوش، جغد و کلاغ فکر و اندیشه شده، بلکه هرگز پرندگان مهاجم را نیز درون برج‌ها راهی نبوده است. زیرا نحوه ساخت این کبوترخانه به گونه ای بوده که امنیت همراه با آرامش و آسایش کبوتران را تأمین می‌کرده است. دقت در اجرای این برج‌های کبوتر به حدی بوده است که درصد اشتباه ورود پرندگان مزاحم را به صفر می‌رسانیده. زیرا اگر حتی یک مورد پرنده یا حیوان مهاجمی به درون این کبوترخانه راه می‌یافت، هرگز هیچ کبوتری احساس امنیت نمی‌کرد و کبوترخانه خالی از حضور کبوتران می‌شد.برج کبوترخانه میبد فضای داخلی کبوترخانه آن چنان امن و مفرح بود که گاهی محل تجمع حدود ۲۵ هزار کبوتر می‌شد. آشیانه‌ها آنچنان زیبا و منظم با مدل‌های یک شکل و از مصالح کاهگل ساخته شده بود که در تابستان بسیار خنک و به گونه ای بوده است که باد در فضای آن جاری بوده و برعکس در زمستان گرم و از وزش بادهای سرد محلی در امان بوده است. همه این تمهیدات منجر به خلق این شاهکارهای معماری یعنی کبوترخانه‌های ایرانی شده است. قطر سوراخ‌های ورودی کبوتران به داخل برج‌ها به اندازه‌ای ساخته شده است که تنها کبوتران می‌توانستند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم قادر به ورود به داخل آن نبودند. معماران ایرانی به دلیل نگاه عالمانه به اقلیم و علم زیست شناسی، عجایبی حیرت انگیز و ماندگار با عنوان کبوترخانه‌های ایرانی خلق کرده‌اند که حقیقتا سزاوار است. کبوترخانه‌های ایرانی مانند بسیاری از مظاهر هنری ایران ناشناخته مانده‌اند این در حالی است که این برج‌های زیبای کبوتران به عنوان زیرساخت تاسیسات کشاورزی در تمام سرای ایران از کناره های شرقی دریاچه ارومیه گرفته تا کویر یزد و میبد و برخی روستاهای نطنز و کاشان و از جنوب خراسان و طبس گرفته تا گوشه و کنار شهرها و آبادی‌های این سرزمین حضوری پیوسته داشته است. تنها در حوالی اصفهان بیش از سه هزار برج زیبای کبوتر وجود داشته است و استان یزد نیز در شهرستان میبد یکی از زیباترین کبوترخانه‌ها را در خود جای داده است. طراحی و عملکرد کبوترخانه‌ها بسیار جالب و عالمانه بوده به گونه‌ای که در جذب کبوتران و خلق زیستگاهی امن برای کبوتر، حیرت برانگیز بوده است. معماری زیبای کبوترخانه های ایرانی همراه با عملکرد اقتصادی آن یعنی کارخانه ساخت مرغوب‌ترین کود شناخته شده در جهان بر کسی پوشیده نیست. از علوم دیگر در ساخت برج‌های کبوتر همچون استفاده از دانش فیزیک با توجه به اصل تشدید به منظور توجه و پرواز همزمان دسته جمعی حدود ۱۴ هزار تا ۲۵ هزار کبوتر در اثر برخاستن ناگهانی که ارتعاشات بسیار قوی را به دنبال دارد، عالمانه بهره برده شده است. هندسه و ریاضیات به خاطر به حداکثر رساندن سطح در حجمی ثابت و بهره گیری از اصول زیباشناختی آن چشمگیر است. دانش جانورشناسی و روانشناسی جانوری از دیگر علومی است که در ایجاد تجهیزات دفاعی کبوترخانه و تمهیدات مکانیکی، بیولوژیکی و شیمیایی برای مبارزه با دشمنان کبوتر اعمال می شده است. معماری داخلی کبوترخانه ها استثنایی است؛ عظمت این بناها هم به سبب گستردگی و شکوه و هم به سبب تنوع در فرم اعجاب برانگیز است و این بناها مانند سایر آثار معماری ایرانی هم از عملکرد وافر و هم از فرم زیبایی پیروی کرده است. ساخت کبوترخانه یکی از تجربیات ارزنده کشاورزی سنتی یزد و اصفهان است که در استان یزد دو کبوترخانه میبد و کسنویه باقی مانده است. پیش از رواج کودهای شیمیایی کشاورزان مناطق کویری یزد و اصفهان از فضله پرندگان برای افزایش بهره وری خاک استفاده می کردند و برای این منظور بناهایی که کبوترخانه نامیده می شد، در اطراف آبادیها می ساختند. این بناهای شگفت آور، کارخانه ساخت مرغوبترین کود شناخته شده جهان هستند. از جمله تمهیداتی که ایرانیان در دفع دشمنان کبوترخانه‌ها انجام می‌دادند عبارت بود از استفاده از بوی برخی از جانوران مانند گرگ و کفتار و بوی برخی از گیاهان مانند کندر و سراب برای محافظت کبوتران. همچنین در برخی از کبوترخانه‌های ایران از جمله روستاهای گلپایگان و خمین، سر گرگ و کفتار را در کبوترخانه می‌گذاشتند. همچنین در مقابل ورود گربه و روباه و تا حدی آدمیزاد و نیز مار و موش روش‌هایی اعمال می‌شده است. موش گرچه مستقیماً دشمن کبوتر نبوده، اما با کانال‌سازی در زیر پی‌ها، برج‌ها را خالی و سوراخ می‌کرده و راهی را برای ورود سایر حیوانات شکارچی و از زیرزمین برای نفوذ مارها فراهم می‌ساخته است. http://www.hamshahrionline.ir

سيزده‌به‌در، روز تهديد طبيعت

سيزده‌به‌در اگر چه عنوان روز طبيعت را برخود دارد اما از نحس‌ترين روزها براي طبيعت ايران است. گواه اين ادعا هم حجم هولناک آسيب‌هاي زيست محيطي است که در اين روز محيط زيست و طبيعت کشور به خود مي‌بيند؛ انبوه زباله‌ها، آتش سوزي‌ها، شکستن شاخه درختان و ريشه‌کن کردن گياهان، شکار انواع جانوران و پرندگان و تخريب لانه آن‌ها بخشي از آسيب‌هاي اين روز است. . خبرگزاري ميراث فرهنگي - گروه محيط زيست ـ اگر صبح و عصر روز سيزده‌به‌در از چند نقطه مشخص طبيعت کشور عکس و فيلم تهيه شود بررسي و تخمين حجم تخريب‌ها راحت‌تر انجام مي‌شود. در پاره‌اي مواقع اين آسيب‌ها آنچنان زياد است که اگر نماهاي صبح و عصر اين روز را به کسي نشان دهيم و او از ماجرا مطلع نباشد بي‌شک تصور مي‌کند جنگي در منطقه رخ داده است. تسطيح زمين براي برپايي چادر و مهيا کردن زمين براي بازي، بريدن شاخه درختان براي روشن کردن آتش، رها کردن انبوه بطري نوشابه و دوغ و پلاستيک پفک و چيپس در طبيعت و تخريب‌‌هاي ديگري که فقط از سر تفريح و سرگرمي صورت مي‌گيرد تنها بخشي از آسيب‌هاي سيزده‌به‌در براي محيط زيست کشور است. البته و بدون ترديد اين رفتارها ويژگي همه مردم نيست و کم نيستند افرادي که حفاظت از محيط زيست در اين روز برايشان مهمتر از هر چيز ديگريست، اما با اين‌حال هنوز فرهنگ پاسداري از طبيعت به فرهنگ حداکثري بدل نشده است. در اين شرايط بهتر آن‌است که برخي مناطق داراي اهميت و حساس براي محيط زيست کشور را از ليست مقاصد گردشگري روز سيزده‌به‌در خود حذف کنيم؛ اگر چه معمول است در اين ايام رسانه‌ها مقاصد جالب و جذاب براي گردشگري به مخاطبان پيشنهاد کنند اما در اين گزارش قصد ما اين‌است به شما پيشنهاد دهيم براي صيانت و حفظ محيط زيست کشور کجاها نرويد. در بسياري از کشورهاي دنيا براي حفظ مناطق حفاظت شده زيست محيطي سختگيرانه‌ترين قوانين لحاظ مي‌شود، تا اندازه‌اي که اين مناطق حتي اگر هزاران هکتار مساحت داشته باشند تردد هرگونه وسيله نقليه‌ حتي از نزديکي و ارتفاع معيني از آسمان و زمين اين مناطق به صورت کامل ممنوع است و براي ورود افراد عادي و محققان و پژوهشگران هم بايد سختگيرانه‌ترين مجوزهاي لازم اخذ شود؛ پارک ملي آلاسکا متعلق به کشور آمريکا در همسايگي قطب شمال اينگونه است. پارک‌هاي ملي، يکي از مناطق چهارگانه حفاظت محيط زيست ايران هستند. پارک ملي به محدوده‌اي از منابع طبيعي کشور اعم از جنگل، مرتع، بيشه‌هاي طبيعي، اراضي جنگلي، دشت و آب و کوهستان اطلاق مي‌شود که نمايانگر نمونه‌هاي برجسته‌اي از مظاهر طبيعي ايران است و به منظور حفظ هميشگي وضع زندگي و طبيعي آن و همچنين ايجاد محيط مناسب براي تکثير و پرورش جانوران وحشي و رشد رستني‌ها در شرايط کاملا طبيعي تحت حفاظت قرار مي‌گيرد. و از همين رو واجد ارزش‌هاي زيست محيطي بسياري است. پارك ملي بوجاق كه لاگون كياشهر را به عنوان تالاب بين المللي به مجامع جهاني معرفي کرده است و دلتاي رودخانه سفيدرود را در خود جاي داده يكي از زيستگاه‌هاي مهم پرندگان و آبزيان است. از گونه‌هاي شاخص جانوري آن مي‌توان از رود كر و شنگر انواع پرندگان اردك سرحنايي و قوي گنگ، خزندگان و دوزيستان و ماهيان (ماهي سفيد و كپور) نام برد. از گونه‌هاي گياهي مي‌توان از آزولا ‌آلاله ، نيلوفر آبي، توسكا، آقسطي نام برد. تالاب بوجاق به علت اهميت زيستگاهي به ويژه براي پرندگان مهاجر آبزي در سال 1354 بخشي از آن به وسعت 500 هکتار به عنوان « لاگون کياشهر »در فهرست تالاب هاي کنوانسيون رامسر به ثبت رسيد. بوجاق محل زادآوري انواع پرندگان و آبزيان است اما بسياري از افراد با حضور در اين منطقه لانه‌ها و محل زيست اين گونه‌ها را تخريب مي‌کنند و يا به شکار و ايجاد مزاحمت براي آنها اقدام مي کنند، بي‌ترديد نرفتن به بوجاق يک روز همراه با آرامش را نصيب گونه‌هاي جانوري و گياهي آن مي‌کند. پارك ملي گلستان درحدفاصل استان‌هاي گلستان و خراسان شمالي واقع شده و مساحت آن در حدود 87242 هكتار است. ‌پوشش گياهي آن شامل بلوط،‌ بلندمازو، ممرز،‌ انجيلي، پلت‌، شيردار، كركو، آزاد، اوري، توسكاي قشلاقي،‌ كلهو، ‌انجير، توت، ‌ملچ،‌ داغداغان، ‌‌ازگيل،‌ وليك، ‌زالزالك، ‌سياه تلو، گوجه وحشي، شير خشت، گردو، ‌تمشك، ‌اناروحشي، ‌‌گلابي وحشي، زرشك، ‌تاغ، ‌گز، ‌پرند،‌ كاروانكش، كلاه ميرحسن،‌ گون،‌ چوبك،‌ درمنه،‌ خارشتر و ارس است. پستانداران اين پارک ملي را نيز مرال،‌ شوكا، ‌خرس قهوه اي، ‌پلنگ، ‌خوك وحشي، ‌گربه جنگلي، تشي، آهو،‌ قوچ و ميش،‌ پلنگ،‌ گرگ، روباه، كل و بز تشکيل مي‌دهد. قرقاول،‌ كبك،‌ تيهو،‌ زنگوله بال، كوكر سينه سياه،‌ ابيا و بلدرچين، قرقي،‌ دليجه، سارگپه پا بلند، ‌سارگپه، ‌عقاب دوبرار، ‌دال شيا، دال، عقاب دريايي دم سفيد، مرادان، بالابان، هما، ‌داركوب سياه، ‌بلبل، ‌توكاي باغي،‌ سهره‌ها، ‌سكاها،‌ زرده پره ها، ‌مگس گيرها، ‌زنبوركها و دم سرخها نيز انواع پرندگاني است که در اين پارک ملي زيست مي‌کنند. اين پارک تا قبل از سال ???? شکار گاه محسوب مي شد. در شهريور ???? به پارک محمد رضا شاه تغييرنام داد و در سال ???? به پارک ملي تبديل شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال ???? با وسعت ????? هکتار تحت حفاظت قرار گرفت. اين پارک در ?? کيلومتري شرق گنبد و ??? کيلومتري غرب بجنورد در مسير مشهد واقع شده است. رويش هاي اصلي پارک به علت ? اقليم متفاوت متنوع است. به باور و اظهار نظر بسياري از کارشناسان، پارک ملي گلستان غني‌ترين و بي‌مانند ترين پارک ملي در ايران و منطقه خاورميانه است، اما عبور جاده از مرکز اين پارک ملي آن را به محلي براي عبور و مرور ماشين‌هاي مختلف بدل کرده و گردشگران بساط خود را در اين پارک پهن مي‌کنند. مزاحمت براي گونه هاي جانوري و روشن کردن آتش پاي درختان و گياهان از عواقب آن است. سيزده‌به‌در هم که مي رسد سيل گردشگران يک روزه به اين پارک ملي سرازير، و موج تخريب ها چند برابر مي‌شود. پارك ملي خجير و سرخه حصار : اين دو پارک در شرق تهران واقع شده اند و مساحت آن ها در حدود 20 هزار هكتار است. پوشش گياهي اين پارک ها شامل: بنه، بادام كوهي، ارس، داغداغان، چنار،‌ سپيدار،‌ پده، ‌بيد ، زالزالك تبريزي،‌ افرا، زبان گنجشك، ‌عرعر، اقاقيا ،‌ كاج،‌ تنگرس،‌ تمشك،‌ گز،‌ شيشعان، روناس،‌ زرشك،‌ سوفورا،‌ شيرخشت،‌ سياه تلو،‌ دغدغك،‌ ارمك مي شود و پستانداران آن نيز :كل وبز، قوچ و ميش البرزمركزي، گراز،پلنگ، كفتار،‌روباه قرمز، شغال،گوركن،گربه وحشي،‌ خرگوش‌ است. همچنين پرندگاني مانند انواع گونه‌هاي پرنده اعم از مهاجر آبزي،‌ كنار آبزي و‌ شكاري و خزندگان چون ماركرمي، كورماردوسر،‌ مارآتشي، مارپلنگي،‌ ماردستي، مارآبي، ‌مارشتري،‌ شترمار،‌ يله مار، تيرمار، ‌سوسن مار،‌ افعي شاخدارايراني، افعي كوفي،‌ قورباغه معمولي،‌ وزغ سبز،‌ لاك پشت مميزدارغربي در اين پارک هاي ملي زندگي مي کنند. اين دو پارک هم به دليل نزديکي به تهران چند ميليون نفري يکي از دم دست ترين مقاصد براي سيزده‌به‌در اين جمعيت است، همين هم ميزان آسيب ها در اين دو پارک ملي را فراوان تر کرده است. در حالي که گونه هاي مختلف جانوري در بقيه ايام سال تقريبا در اين دو پارک به آرامي روزگار مي گذرانند روز سيزده‌به‌در حکم يک روز جنگي براي آنها را دارد. جنگل ابر شاهرود: جنگل ابر شاهرود با 35 هزار هکتار وسعت به سه دليل براي دنيا اهميت دارد. اول اين که قسمتي از جنگلهاي باستاني هيرکاني است و گياهان دارويي آن کم نظير است. دوم آن که اين جنگل مرز بين دو اکوسيستم منطقه نيمه بياباني و جنگلي است، به همين دليل دراين ناحيه مي‌توان درختان سوزني برگ را در کنار درختان پهن برگ مشاهده کرد. دليل سوم آنکه به خاطر جغرافياي خاص منطقه که دو منطقه کم ارتفاع و بلند را در کنار هم قرار داده است، شاهد تشکيل اقيانوس ابر در اين منطقه هستيم که پديده کم نظيري در دنيا محسوب مي شود. جنگل ابر از جنگل‌هاي زيبا و خوش‌آب و هواي استان سمنان است که در 50 کيلومتري شمال شرق شاهرود و در مسير جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستاي ابر قرار دارد. جنگل ابر به دلايلي که گفته شد يکي از رويايي ترين نقطه هاي ايران محسوب ميشود. روز سيزده‌به‌در اگر هوا صاف باشد و جاده مهيا ، گردشگران بي شماري از استان هاي سمنان و گلستان و ديگر نقاط کشور راهي آنجا مي شوند نتيجه هم رها کردن انبوه زباله ها روشن کردن آتش و شکستن شاخ و برگ درخت هاي بي مانند اين جنگل است. پارك ملي بمو در شمال شهر شيراز و به مساحت 48678 واقع شده است . از پوشش گياهي آن گلهاي رنگارنگ نظير پامچال،‌ لاله و شقايق شيراز، بادام كوهي،‌ ارژن، بنه شناسايي شده است. همچنين پستانداراني نظير آهو،‌ قوچ و ميش،‌ كل و بز، ‌پلنگ،‌ كفتار،‌ گرگ،‌ گربه وحشي و پرندگان مثل كبك،‌ تيهو، ‌كوكر،‌ هما، ‌عقاب طلايي و دال در اين منطقه يافت مي شود. کوه بمو در شمال شهر شيراز واقع شده که از اين شهر به خوبي ديده مي‌شود. قله کوه بمو بلندترين نقطه پارک است و ???? متر بلندي دارد. در سال ???? پنجاه هزار و در سال ???? حدود ????? هکتار مساحت داشت اما اينک حدود ????? هکتار مساحت دارد و سه رشته کوه به موازات هم از شرق به غرب اين پارک امتداد دارد. نزديکي بمو به شهر شيراز و چند شهرستان پرجمعيت ديگر هم آن را به محلي وسوسه برانگيز براي روز سيزده‌به‌در بدل کرده است اما اين پارک هم با وجود همه ارزش هاي زيست محيطي اش در اين روز از آسيب ها در امان نيست. منطقه حفاظت شده نايبند: اين منطقه از نظر تنوع جانوران وحشى منحصر به فرد است و داراى ميش و قوچ، کل، بز وحشى، آهو، جبير و پلنگ است. جبير را آهوى هندى و آهوى کويرى نيز مى‌نامند. جبير کمى کوچکتر از آهو با پوست اُخرايى رنگ است که رنگ سفيدى در زير شکم دارد. شاخ آن مستقيم با انحنايى در طرف جلو است که پيچ قلاب مانند نوک شاخ آهوى ايرانى را ندارد. اين منطقه در 320 كيلومتري جنوب شرقي بندر بوشهر واقع شده است . بدون ترديد يكي از زيبا ترين منطقه ساحلي در طول سواحل خليج فارس بشمار مي‌رود. منطقه حفاظت شده نايبند با وسعت 22500 هكتار كه بصورت دماغه مرتفعي در ساحل جنوبي خليج نايبند قرار گرفته، بدليل دارا بودن اكوسيستم كم نظير ارزشهاي زيستگاهي براي گونه هاي متنوع حيات وحش از جمله : كل وبز، قوچ وميش و حضور گونه‌هاي نادري از قبيل جبير جيرفتي دارد. نزديکي نايبند به خليج فارس و شکل دهي زيباترين سواحل آن اگر چه دليل شکل گيري اين پارک ملي بي‌نظير شده است اما همين دليل هم باعث شده است در سيزده‌به‌در بسياري رهسپار اين منطقه شوند و يک روز نا آرام و خطرساز را براي گونه هاي جانوري آن فراهم کنند، وجود گونه هاي مانند کل و بز و قوچ و ميش در اين پارک باعث شده است برخي افراد نا آگاه در اين روز اسلحه به دست در پي شکار آنها باشند و آرامش آن را به صداي گلوله بر هم بزنند. منطقه حفاظت شده دنا، بعنوان يک ذخيره گاه در زمين با وسعتي معادل 93 هزار و 821 هکتار در جنوب غربي کشور در شمال استان کهگيلويه و بويراحمد، جنوب استان اصفهان و بخش کوچکي از جنوب استان چهارمحال و بختياري قرار گرفته است. منطقه حفاظت شده دنا به لحاظ داشتن شرايط ويژه اكولوژيكي در كشور منحصر به فرد است. اين منطقه به صورت يك اكوسيستم ويژه داراي بيش از 1000 گونه گياهي است. شرايط توپوگرافي ويژه وجود آبشارها و رودخانه‌هاي پرآب در منطقه، شرايط سخت و سرد ارتفاعات بلند و برفگير و در نهايت حضور حيات وحش متنوع در آن سبب شده كه اين منطقه به عنوان نمونه‌اي بارز در غرب كشور در رشته كوه زاگرس مشخص شود. منطقه دنا هم با همه ارزش هاي بيشماري که دارد روز سيزده‌به‌در چنان شلوغ مي شود که از هر گوشه اش دود و دم آتشي به آسمان مي رود آتشي که مسافران سيزده‌به‌دري براي بساط پخت و پز و تفريح برپا کرده اند. اگر چه خيلي از اين آتش ها خاموش مي شود اما کار برخي هم بالا مي گيرد و آتشي ميشود بر دامن طبيعت. شاخ و برگهاي هم که در اين روز شکسته مي شود تا سهم آتش شود بخشي از آسيب اين روز براي محيط زيست است. مناطق حفاظت شده و پارک هاي ملي ايران البته به همين موارد خلاصه نمي شوند اما با اين حال اين چند نمونه را مثال آورديم تا با توجه به فصل بهار و موسم زادآوري گونه هاي مختلف گياهي و جانوري و تنوع اين گونه ها در اين مناطق در روز طبيعت بيش از هر چيز به فکر آنها باشيم و آنها را با حضورمان تهديد نکنيم. بهتر آن است طبيعت را دست کم در اين روز به حال خود وابگذاريم و آرامش و آسايش را از آن سلب نکنيم و يا دست کم اگر در طبيعت حضور پيدا ميکنيم حضورمان بيش از آنکه باري باشد بر دوش طبيعت زخم خورده ايران به ياري براي آن بدل شويم.

سيزدهم نوروز، روز مقدس

سيزدهم نوروز، روز مقدس روز سيزدهم فروردين يا همان سيزده‌بدر از جمله روزهايي است که حکايت‌ها و روايت‌هاي فراواني درباره آن گفته شده و جالب آنکه متداول‌ترين حکايت درباره اين روز، نادرست ترينِ اين تعبيرهاست و سيزدهمين روز نورز، روزي مقدس نزد ايرانيان باستان بوده‌است. . خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ روز سيزدهم فروردين يا همان سيزده‌به‌در از جمله روزهايي است که حکايت‌ها و روايت‌هاي فراواني درباره آن گفته شده و جالب آنکه متداول‌ترين حکايت درباره اين روز، نادرست ترينِ اين تعبيرهاست و سيزدهمين روز نورز، روزي مقدس نزد ايرانيان باستان بوده‌است. سيزدهم آغاز پاکي‌ها همانطور که مي‌دانيم نوروز و همه مراسم وابسته به آن، از جمله سيزده‌بدر، مراسمي است بازمانده از ايران باستان و در باور ايرانياني که در آن عصر زندگي مي کردند عدد سيزده نه تنها نحس نبود بلکه بسيار هم مقدس و مورد احترام بود. آنها عمر جهان را دوازده هزار سال مي‌پنداشتند و معتقد بودند هرچه دنيا به پايان اين دوازده هزار سال نزديکتر مي‌شود، پليدي‌ها و غلبه آن‌ها به نيکي‌ها بيشتر مي‌شود تا آنکه در پايان اين عمر دوازده هزار ساله رستاخيز به وقوع مي‌پيوندد و جهان از همه بدي‌ها پاک مي‌گردد. بنابراين فرداي رستاخيز در اصل نخستين روز از هزاره ي سيزدهم و آغازگر زماني است مبرّا از همه ناپاکي‌ها. به همين علت عدد سيزده به عنوان نماد شروع و تولد دوباره، احترام زيادي نزد ايرانيان داشت و سيزدهم فروردين نيز نشانه‌اي بود از آغاز آفرينش در طبيعت بهاري که خود، هميشه يادآوري از رستاخيز بوده و هست. پس ايرانيان در اين روز به جشن و پايکوبي مي‌پرداختند و بدين ترتيب خود را براي آغاز سالي پرتلاش و پر برکت آماده مي‌کردند. و اما ريشه‌هاي اعتقادي درباره مراسم سيزده‌به‌در، به همين جا ختم نمي‌شود و مانند بسياري ديگر از آئين‌هاي ايراني ريشه‌هايي نيز در داستان‌ها و اسطوره‌ها دارد که مطمئناً نقل اين داستان‌ها سبب مي‌شود امسال سيزدهم فروردين را به گونه‌اي ديگر و البته با آگاهي بيشتر به در کنيم. اسطوره باران در روز سيزدهم قصه روز سيزدهم از اين قرار بود که در گاهشماري قديم (ايران باستان) سيزدهمين روز از هر ماه، روز تير نام داشت. اين نام، از نام ايزدي به نام تيشتر (Tishtar) گرفته شده بود و اين ايزد با باران و طراوت ارتباط داشت زيرا تيشتر، اصل و ريشه همه آب‌ها و سرچشمه باران و باروري بود. او آنقدر اهميت داشت که حتي برايش يک صورت متجلي در آسمان‌ها نيز در نظر گرفته بودند که پر نورترين ستاره آسمان بود؛ ستاره‌اي که منجمان آن را به نام شِعراي يماني مي‌شناختند و به قول امروزي‌ها گل سر سبد ستاره‌هاي دب اکبر بود. داستان جنگ اين ايزد با ديو خشکسالي در باور ايرانيان بسيار جالب است. داستان اينگونه آغاز مي‌شد که ابتدا ديو خشکسالي به هر ترفندي از بارش باران ممانعت مي کرد، تيشتر به ياري ايزدِ باد، آب‌ها را از زمين برداشت و به آسمان هدايت کرد. سپس به مدت 10 شبانه روز خود را به شکل مرد جوان بلند قامتي درآورد که قدرت پرواز داشت و بدين ترنيب در آسمان ها جاي گرفت و توانست از ابرها به سوي زمين باران بفرستد. اين باران يک باران معمولي نبود بلکه هر قطره آن به بزرگي جثه يک انسان تنومند بود. بنابراين پس از چنين بارشي آب، زمين را فرا گرفت و جانوران موذي را از ميان برد و اگر عده‌اي از آنها نيز جان سالم به در بردند همگي در سوراخ‌هاي خود مخفي شدند. يک بار ديگر ايزدِ باد دست به کار شد و آب‌ها را به کرانه‌هاي زمين برد و يک درياي اسطوره‌اي به وجود آورد به نام درياي فراخکرد (Farakhkard). همين که ديو خشکسالي داشت متوجه اقدامات تيشتر و يارانش شد، تيشتر اين بار خود را به شکل گاوي زرين شاخ درآورد و 10 شبانه روز ديگر به اين شکل در آسمان پرواز کرد و همچنان از ابرها باران باراند. به همين ترتيب در دهه سوم به هئيت اسبي سفيد و زيبا درآمد و به کار خود ادامه داد. در اين زمان که به شکل اسب درآمده بود از آسمان به درياي فراخکرد رفت تا آنجا را از زهر جانوران زيانبخش پاکيزه کند اما گويا ديو خشکسالي دست او را خوانده و او نيز خود را به شکل اسبي درآورده بود که يال و گوش نداشت و سياه و ترسناک به نظر مي‌رسيد. در اينجا بود که نبردي مستقيم ميان آنها شکل گرفت. در آغاز اين جنگ، ديو خشکسالي نيرومندتر از تيشتر عمل کرد و پيروز شد. نتيجه اين پيروزي آن شد که توانست ايزد تيشتر را هزار گام از درياي فراخکرد دور و جهان را براي مدتي دچار خشکي و تشنگي کند. تيشتر، ناراحت و شکست خورده به پيشگاه خداوند رفت و شکايت کرد که ناتواني او، از آن جهت بوده که مردم دعا و نيايش شايسته‌اي براي او به جاي نياورده اند. خداوند براي جبران اين شکست به او نيرويي داد برابر 10 مرد جوان، 10 کوه، 10 رود و ... . با اين پشتوانه در نبرد دوم، تيشتر پيروز شد و اين بار او بود که توانست ديو خشکسالي را هزار گام دور کند و باز هم با کمک ايزدِ باد ابرها را به هر سوي آسمان راند تا همه جا را سرشار از باران کنند. در اين داستان همانطور که تيشتر همکاراني داشت، ديو خشکسالي نيز در از ديوهاي ديگري کمک گرفته بود. يکي از اين ديوها در شکل گرفتن رعد و برق نقش داشت. زيرا در نبرد دوم، وقتي ايزد تيشتر گُرز خود را بر آتشي که در ابرها نهفته بود، کوبيد آتش شراره کشيد و يکي از ياوران ديو خشکسالي از وحشت خروشي برآورد و هلاک شد؛ همين امر باران را شديدتر و فراوان تر کرد. تيشتر کم کم توانست به خشکسالي غلبه کند و 10 شبانه روز براي زمين باران بفرستد. زهري که از جانوران موذي بر روي زمين باقي مانده بود همراه با اين آب ها به درياها رفت و شوري و تلخي آب درياها را سبب شد. اما در عوض آب هاي پاکيزه به مزارع و چراگاه ها راه يافت و سرسبزي و طراوت را به ارمغان آورد. اين اتفاق فرخنده در سيزدهمين روز ماه، در يک زمان اساطيري رخ داد. بنابراين براي مردماني که در سرزميني خشک زندگي مي کردند و هميشه از خشکسالي بيم داشتند، روز باران، روز مقدسي بود، به ويژه وقتي اين روز از پي نوروز و در آغاز بهار از راه مي رسيد، پس بايد براي تماشاي طراوت بهاري و همراه شدن با طبيعت از خانه ها بيرون مي آمدند و با برگزاري جشني که در دلِ آئين هاي مذهبي شان نهفته بود، دست به سوي آسمان مي بردند و براي داشتن سالي پر باران دعا و نيايش مي خواندند. با اين کار دلخوري تيشتر را نيز برطرف مي کردند تا او به ياري کشت و کارشان بيايد. آنها سبزه ها را به آب روان مي سپردند تا در محضر تيشتر تأکيد کنند که سرسبزي و باروري در گرو آب و باران است و با اين حرکت نمادين از او مي خواستند بارش را از آنها دريغ نکند. گره زدن سبزه اما اينکه از چه زمان گره زدن سبزه براي باز شدن بخت دختران باب شد، به درستي مشخص نيست. قدر مسلم آنکه اين رسم آنقدرها سابقه باستاني ندارد ولي به هر حال گره، نمادي از پيوند، و ميوه و ثمره پيوندها داشتن فرزند نيک بود. پس دعا براي صورت گرفتن اين پيوند در روزي که متعلق به سبب ساز باروري ها در طبيعت بود، بي ربط و دور از ذهن به نظر نمي رسيد. سيمين دخت گودرزي

نگاهي به سيزده فيلم برتر سينماي ايران در سال نود؛ به دنبال مخاطب عام

نگاهي به سيزده فيلم موفق سينماي ايران در سال 1390 نشان از پيگيري هوشمندانه کارگردانان ايراني براي ساخت فيلم‌هايي با نگاه معناگرايانه و جذب مخاطب عام دارد. اما در اين ميان موفق‌ترين آن‌ها جدايي نادر از سيمين بود که هر دو ويژگي ياد شده را در خود داشت. نمايي از فيلم سينمايي اينجا بدون من خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ سينماي ايران در سال نود سال پر فراز و نشيبي را سپري كرد. از اكران فيلم‌هاي روي پرده و رونق بازار رقابت فروش فيلم‌ها تا مسائل حاشيه‌اي و سياسي‌اي كه سايه‌اش بر سر سينما سنگيني كرد. با اين حال اوضاع سينماي ايران در سال نود همچون سال‌هاي پيش از آن، روزهاي تلخ و شيرين زيادي را بر خود ديد و تنها اميدواري سينماگران براي ادامه حيات اين سينماي نحيف ادامه اميدوارانه توليد و اكران آن است. در سال گذشته اکران براي تعداد قابل توجهي از فيلم‌هاي موفق رخ داد و سينماي ايران در سال نود توانست فيلم‌هاي مهم و مطرحي را براي مخاطب عام به نمايش بگذارد. «جدايي نادر از سيمين» يکي از موفق‌ترين فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران است. فيلمي كه هم اقبال تماشاگران عادي سينما را با خود به همراه داشت و هم استقبال مخاطبان خارج از مرزهاي ايران و جشنواره‌هاي بين‌المللي را با خود به همراه کرد. كسب بيش از شصت جايزه بين‌المللي ويترين سينماي ايران را به يك وقار و بزرگي قابل توجهي رساند. جديدترين فيلم اصغر فرهادي قطعا مهم‌ترين و با اختلاف زياد برترين فيلم به نمايش درآمده در سال نود است كه با فروش چشم‌گيري هم مواجه شد. روايت ساده و اقتباس هوشمندانه بهرام توكلي از نمايش‌نامه باغ‌وحش شيشه‌اي نوشته "تمسي ويليامز"؛ «اينجا بدون من» را اثري قابل احترام و دوست داشتني كرده‌است. فيلمي كه قطعا مي‌تواند جايگاه دوم بهترين فيلم را از آن خود كند. جالب آنكه ذائقه مخاطب معمولي سينما هم ديگر آثار فاخر و قابل احترام را دوست دارد و به تماشاي آن مي‌نشيند. از اين رو نه تنها آخرين اثر به نمايش درآمده بهرام توكلي يكي از آثار ارزشمند سال نود بود كه با استقبال خوب تماشاگران هم مواجه شد. كمدي راحت و بي‌شيله پيله رامبد جوان از ديگر فيلم‌هاي مطرح سال نود بود كه به نمايش درآمد. فيلمي كه استعداد جديدي در سينماي ايران را به قدرت رساند و توانست با فروش چشم‌گير خود حتي از سومين ساخته مسعود ده‌نمكي پيشي بگيرد و لقب پرفروش‌ترين فيلم سال نود را به خود اختصاص دهد. «ورود آقايان ممنوع» يكي از قابل احترام ترين كمدي‌هاي دهه اخير سينماي ايران است. جديدترين ساخته سينماگر آشنا به فلسفه سينماي ايران يكي از فيلم‌هاي قابل احترام سال نود بود. «آلزايمر» جديدترين ساخته احمدرضا معتمدي از آن دست فيلم‌هايي است كه فيلمسازش بعد از آزمون و خطاهاي بسيار در ساخت اثري فلسفي كه بتواند نگاه مخاطب عام را هم همراه خود كند به سرانجام خوبي رسيده است. «آلزايمر» حاصل همين نگاه است كه بعد از «ديوانه‌اي از قفس پريد» بهترين اثر معتمدي و از مهم‌ترين فيلم‌هاي به نمايش در آمده در سال نود است. هر چند دومين ساخته دكتر علي رفيعي فاصله زيادي با بهترين اثر او يعني «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» دارد اما باز هم «آقا يوسف» داراي يك وقار و احترام خاصي است و از مهم‌ترين آثار به نمايش در آمده در سال نود است. فيلمي كه يادمان مي‌اندازد چقدر سينماي ايران از اينكه بسيار دير با رفيعي آشنا شده افسوس خواهد خورد و از اينكه او كمتر فيلم‌ مي‌سازد ناراحتمان خواهد كرد. آنهايي كه شيفته سينماي مسعود كيميايي هستند خوب مي‌دانند «جرم» بهترين اثر كيميايي بعد از گذشت نزديك به بيست سال از عمر50 ساله فيلمسازي اوست. مسعود كيميايي سال‌ها بود حتي براي علاقمندان خودش هم غريب و دور از ذهن بود و «جرم» هر چقدر هم چيزي در خود نداشته باشد همين كه شيفتگان مسعود كيميايي را به فيلمساز محبوبشان اميدوار مي‌كند باز جاي اميدواري است. فيلمي كه اتفاقا توانست اولين سيمرغ كيميايي را بعد از سال‌ها كار كردن در سينماي ايران از آن او كند. ساخته دلسوزانه و واقع‌گرايانه عليرضا داوودنژاد و نمايش بي‌پرده افيون اعتياد آنقدر مخاطبان جدي سينما را شگفت زده كرد كه كمتر دلسوز و صاحب نظري در سينماي ايران بود كه اين فيلم را ستايش نكرده باشد. «مرهم» قطعا يك بازگشت شكوهمندانه به سينماي روزهاي خوب داوودنژاد به حساب مي‌آيد و فيلمساز و نويسنده كهنه‌كار سينماي ايران را به ادامه كار اميدوار مي‌كند؛ اما او هنوز هم با آن داوودنژاد «مصائب شيرين» و «نياز» فاصله دارد و شايد در سراشيبي دوران فيلمسازي‌اش به همان روزهاي اوج خود دوباره نزديك شود. كمدي جفنگ و ابزورد عبدالرضا كاهاني از ديگر فيلم‌هاي مهم اكران شده در سال نود بود. فيلمي كه هر چقدر مخالفين سرسختي داشت طرفداران پر و پا قرصي را در كنار خود مي‌ديد. «اسب حيوان نجيبي است» از معدود فيلمهاي مطرح سينماي ايران است كه با وجود فقر تبليغاتي توانست با توجه به معجره تبليغات دهان به دهان به فروش چشمگيري دست پيدا كند. مازيار ميري در «سعادت آباد» چند پله‌اي نسبت به آثار قبلي‌اش پيشرفت كرده است. ملودرام پر بازيگر و تلخ ميري هم توانست نظر منتقدين را به خود جلب كند و هم با فروش خوب خود در بالاي جدول پرفروش‌ها قرار بگيرد. رضا ميركريمي در «يه حبه قند» نشان داد روند صعودي فيلمسازي‌اش به هيچ عنوان اتفاقي نيست. او قطعا يكي از با سوادترين و باهوش ترين فيلمسازان سينماي ايران است كه نه تنها به قصه‌اي كه روايت مي‌كند وفادار است كه هر بار با هنر كارگرداني خود يك ارمغان جديد براي مخاطبين‌ آثارش به همراه دارد. استقبال خوب از فيلم جديد ميركريمي به آينده سينماي ايران اميدواري خاصي مي‌بخشد. روايت جسورانه و پرتكنيك دريايي محمد بزرگ‌نيا از يك اتفاق تاريخي؛ «راه آبي ابريشم» را به يكي از فيلم‌هاي مطرح و پر زحمت سينماي ايران بدل كرد. هر چند فيلم در اكران عمومي با استقبال خوبي مواجه نشد اما قطعا جديدترين اثر بزرگ‌نيا در مرور زمان و در سال‌هاي آينده قدر و منزلت واقعي خود را به دست خواهد آورد. رسول صدرعاملي تقريبا در دهه هشتاد به انزوا رفته بود. فيلمسازي كه با سه‌گانه‌اش در ابتداي دهه هشتاد در ادامه روند منطقي فيلمسازي‌اش جايگاه مناسبي را براي خود به دست آورد اما به ناگاه با نشانه‌گيري‌هاي اشتباه‌اش در خلق اثري جديد به انزوا فرو رفت. «زندگي با چشمان بسته» شايد آن اثر در خور توجه ملودرام ساز مطرح دهه شصت و هفتاد نباشد اما براي بازگشت به فضايي كه فيلمساز به آن تسلط دارد شروع اميدوار كننده‌اي است. اولين ساخته فردين صاحب‌زماني براي آن دسته از مخاطبيني كه سندرم ارتباط برقرار كردن با آثاري از جنس «نفس عميق» و «تنها دو بار زندگي‌ مي‌كنيم» خو پيدا كرده بودند يك اتفاق شيرين بود. نمايش «چيزهايي است كه نمي‌داني» از آن دست آثاري است كه از حوصله تماشاي مخاطب عادي سينما به دور است اما قطعا در بين سيزده فيلم برتر سينماي ايران در سال نود جايي براي خودش دست و پا كرده است. علي نعيمي

انتشار فهرست سرخ سالانه ايکوم در حمايت از ميراث فرهنگ جهاني

شوراي بين المللي موزه ها – ايکوم – در جريان انتشار فهرست سالانه آثار در خطر يا فهرست سرخ در سال 2012 ، فهرست سرخ اضطراري از آثارفرهنگي در خطر مصر را منتشر کرد. يک اثر غارت شده باستاني از مصر خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ شوراي بين المللي موزه ها – ايکوم – در جريان انتشار فهرست سالانه آثار در خطر يا فهرست سرخ در سال 2012 ، فهرست سرخ اضطراري از آثارفرهنگي در خطر مصر را منتشر کرد. شوراي جهاني موزه ها – ايکوم – اعلام کرد که امسال رد ليست اضطراري يا فهرست قرمز آثار درخطر خود را به آثار درخطر کشور مصر اختصاص داده است. اين فهرست به طور رسمي توسط دبير کل ايکوم "جولين آنفورنس" در حضور "محمد عبدالفتاح" مدير موزه ملي تمدن مصر قاهره به طور رسمي منتشر شده‌است. همچنين سمينار ويژه‌اي نيز درباره قاچاق آثار فرهنگي و آخرين رد ليست ايکوم در محل موزه ملي تمدن مصر قاهره برگزار شد. فهرست آثار درخطر يا فهرست قرمز که هر ساله از سوي ايکوم منتشر مي‌شود از ابزارهاي مهم و موثر در پيش‌گيري از تجارت و قاچاق آثار فرهنگي است که به منظور کمک به مقامات پليس و نيز حمايت ازمقامات محلي و متخصصان ميراث و هنرهاي باستاني براي شناسايي انواع اشيا و گونه هاي مختلف آثار مظنون به سرقت و شناسايي اين آثار در مبادلات و ترافيک غير قانوني اين اشيا و پيش گيري از قاچاق و تجارت غير قانوني اين آثار طراحي وهر سال منتشرمي شود. ابتکار عمل ايکوم در اين زمينه با حمايت و همکاري کميته بين المللي مصر شناسي و با مشارکت متخصصان ملي و بين المللي در زمينه تاريخ و باستان شناسي و وزارت آثار باستاني مصر صورت گرفته است. هدف از انتشار اختصاصي اين رد ليست ايجاد آگاهي در سطح ملي، تقويت و اعمال مقررات قانوني در کشور ونيز در بازارهاي جهاني فعال درحوزه تجارت آثار باستاني است. نقش و هدف عمده از تهيه اين فهرست پيش گيري از فروش و تجارت اين آثار در بازارهاي جهاني است.

مناره آجری خرم‌آباد؛ از آثار دوره سلجوقیان

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما این مناره با حدود 900 سال قدمت، یکی از آثار باستانی ارزشمند استان لرستان و شهرستان خرم‌آباد است. استان لرستان جایگاه آثار باستانی و تاریخی فراوانی است که می‌توان آنها را به سه دوره پیش از تاریخ، دوره ایران باستان و دوره اسلامی تقسیم کرد. یافته‌های پیش از تاریخ لرستان، بیشتر شامل نقاشی‌‌ها، کنده‌‌کاری‌های غارها، سفالینه‌ها و اشیای مفرغی می‌باشد. در گذشته کاروان‌های زیادی به کمک این مناره راه خود را پیدا کرده‌اند و دیده‌بان‌های زیادی از بالای آن دشمن را دیده‌اند و مردم را به موقع از خطر حمله آگاه کرده‌اند. با توجه به سبک معماری بنا، احتمال می رود این اثر تاریخی مربوط به دوره فرمانروایی دیلیمان باشد. این یادمان ارزشمند، که بنائی استوانه‌ای شکل است به عنوان میل راهنما و برای هدایت کاروان‌ها در کنار شهر قدیم شاپورخواست احداث شده است. ورودی مناره در جبهه غربی روی سطح پایه قرار گرفته و بقایای معماری سنگ و گچ با دیوارهای ضخیم در مجاورت مناره بیانگر وجود تأٍسیساتی نظیر کاروانسرا و مسجد و ... است. بلندای آن بر اثر عوامل طبیعی کاهش یافته و اکنون با احتساب پایه سنگی، ارتفاع آن به 5/29 متر می‌رسد. قطر بنا در پائین‌ترین قسمت به ۵/5 متر کاهش می‌یابد. فضای داخلی آن از ۹۹ پله تشکیل شده است. ورودی مناره در جبهه غربی روی سطح پایه قرار گرفته است. در گذشته از این اثر ارزشمند برای هدایت کاروان‌‌هایی که به سمت شهر قدیمی شاپورخواست می‌آمدند استفاده ‌شده ‌است. اما اکنون از فراز مناره آجری در شهر خرم آباد می‌توان دورترین چشم اندازهای زیبای شهر را مشاهده کرد. مناره آجری خرم‌آباد در سال 1376 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 1930 در فهرست آثار ملی ایران با ثبت رسید.

دخمه سنگی فخریگا - مهاباد آذربایجان‌غربی

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما این اثر تاریخی در استان آذربایجان‌غربی، 10 کیلومتری شهرستان مهاباد و در نزدیکی روستای ایندرقاش، روی صخره‌ای از جنس رسوبات آهکی قرار دارد. دخمه فخریگاه فاقد مدخل ورودی بوده و در ایوان آن دو ستون سنگی ایجاد شده که پاستون‌ها شبیه گلدان وارونه می‌باشند. ستون‌های جلوی این ایوان و داخل مقبره به مرور زمان از بین رفته و تنها پا ستون‌های و سرستون‌ها باقی مانده‌اند. داخل مقبره نیز یک سالن به اندازه عرض ایوان وجود دارد که با 2 پله جرزدار از هم جدا می‌شوند. اطاق جلویی احتمالا مخصوص انجام مراسم تدفین بوده و در اطاق بعدی 3 قبر مستطیل شکل به چشم می‌خورد که یک قبر بزرگ به صورت افقی و دو قبر کوچک به شکل عمود بر ایوان در آن تراشیده شده است. عمق قبرهایی که در این گور دخمه در دل سنگ تراشیده شده‌اند، حدود 50 سانتیمتر است . کف اطاق مقبره سه قبر به عمق ۵۰ سانتی متر کنده شده است که قبر بزرگتر در سمت چپ و با ابعاد ۲۶۵ در ۱۴۰ سانتی متر عمود بر ورودی گور دخمه قرار گرفته است و در سمت راست آن دو قبر دیگر در جهت ورودی گور دخمه و به ابعاد یکسان ۱۴۰ در ۹۰ سانتی متر کنده شده است. این گور دخمه دارای دو جفت ستون در مدخل و میان آن است. ستون‌ها استوانه کامل نبوده و قطر آنها در بالا کمتر از قسمت تحتانی می‌باشد. ستون‌های داخلی ضخامت کمتری از ستون‌های بیرونی دارند. هر چهار ستون دارای پایه و سرستون‌هایی مربع شکل می‌باشند. ارتفاع گوردخمه از لب ایوان تا پایین‌ترین قسمت تراشیده شده ۵۳۰ سانتی متر وتا دامنه کوه نیز حدود ۱۰ متر است. دخمه سنگی فخریگاه که شمالی ترین گور دخمه منتسب به دوران ماد است به همراه گور دخمه شیرین و فرهاد واقع در شهر صحنه و دکان داود در نزدیکی سرپل ذهاب از جمله زیباترین گوردخمه‌های ایران به حساب می‌آیند. دخمه سنگی فخریگاه در سال 1316 توسط وزارت فرهنگ و هنر با شماره 288 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

۱۳۹۱ فروردین ۱۱, جمعه

مقبره سنگی دکان داوود - سرپل ذهاب - کرمانشاه

آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما آپلود عکس وتصاویر شما دکان داوود گوردخمه‌ای تاریخی است که در 3 کیلومتری جنوب شرقی سرپل ذهاب در ابتدای جاده انزل و در فاصله حدود ۱۰۰ متری از جاده اصلی کرمانشاه به سرپل ذهاب واقع شده است. این گوردخمه که از جمله جاذبه‌های گردشگری استان کرمانشاه است، در نزد مردم بومی آن منطقه به کل داوود (کل داو) و دکان داوود شهرت یافته‌است. این مقبره همانند گوردخمه بزرگ دربند صحنه، دارای ایوانی در جلو می‌باشد که طول آن در جلو 9/60 متر و در قسمت عقب 7/32 متر است. همچنین عرض این گوردخمه 1/95 متر و ارتفاع آن نیز 2/60 متر است و اطراف ایوان آن به وسیله قاب‌هایی تزئین شده‌است. در دو طرف ورودی مقبره بقایای دو ستون دیده می‌شود که بدنه ستون‌ها به مرور زمان از بین رفته و تنها پایه‌ها و سرستون‌ها باقی مانده‌است. پایه ستون‌ها نیز مربع شکل می‌باشند. دیوار عقبی این ایوان ورودی به عرض ۱ متر و ارتفاع 1/5 متر وجود دارد که به اتاقی به طول 2/83 متر، عرض 2/31 متر و ارتفاع 2/18 متر منتهی می‌شود. در بدنه دیوارهای این اتاق ۵ طاقچه جهت قرار دادن نذورات کنده شده‌است. همچنین در نیمه سمت چپ کف اتاق، قبری بیضی شکل به عمق ۷۰ سانتی متر کنده شده‌است. سقف این اتاق دارای تاقی هلالی است ولی سقف ایوان جلو اتاق، مسطح می‌باشد. در فاصله ۸ متری زیر این گوردخمه، قاب مستطیل شکلی روی یک قابی قدیمی‌تر تراشیده شده‌ است. در داخل قاب جدید شخصیتی به حالت تمام قد با صورتی نیم رخ حجاری شده‌است. این شخص لباس بلندی برتن و کلاه لبه داری بر سر گذاشته که قسمت پشت گردن و گوش‌های او را پوشانده‌است. همچنین در یک دست او برسمی دیده می‌شود و دست دیگر را به حالت نیایش به طرف بالا نگه داشته‌است. این گوردخمه ارتفاعی حدود ۱۲ متر از سطح زمین داشته و دسترسی به آن بدون استفاده از تجهیزات صخره نوردی غیر ممکن است. در جلوی درب ورودی این گور دخمه، ایوانی که اطراف آن به وسیله قاب هایی تزئین شده، تعبیه گردیده است. بقایای دو ستون نیز در طرفین درب ورودی آن مشاهده می‌گردد که بدنه ستون‌ها به مرور زمان از بین رفته و در حال حاضر تنها پایه و سرستون‌های آنها باقی مانده است. زمانی تصور می‌شد که این گوردخمه و نقش برجسته حجاری شده در زیر آن متعلق به دوره ماد باشد ولی در پژوهش‌های اخیر مشخص گردید این گوردخمه متعلق به دوره هخامنشی است و احتمالاً نقش برجسته حجاری شده در زیر آن نیز مربوط به دوره سلوکی باشد. دانشمندان معتقدند که این دخمه مربوط به آخرین پادشاه ماد یعنی آژیدهاک (یشتوویگو) می‌باشد که توسط کوروش بزرگ هخامنشی از سلطنت خلع گردید. کوروش با اتحاد پارس و ماد دو تیره ایرانی باشکوه‌ترین امپراتوری تاریخ را که بر پایه احترام به ادیان و باورها و آداب و رسوم هر منطقه استوار بود را شکل داد. در رابطه با کاربرد این دخمه که نمونه‌ای با شباهت زیاد به مقابر پادشاهان هخامنشی در نقش رستم ولی بسیار ساده‌تر از آنهاست، به نظر می‌رسد که در اواخر دوران ماد یا ابتدای حکومت کورش جهت دفن پادشاهی ساخته شده باشد و با توجه به وجود مقابر کلیه پادشاهان هخامنشی در نزدیکی تخت جمشید و پاسارگاد، این دخمه احتمالا مربوط به یکی از شاهان مادی و آخرین آنها، آژیدهاک، آستیاک و یا ضحاک،‌ پدر بزرگ مادری کوروش هخامنشی می‌باشد که پس از مرگش جنازه او را در این دخمه قرار می‌دهند. مقبره سنگی دکان داوود در سال 1310 توسط وزارت فرهنگ و هنر یا شماره 152 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

عمارت اشرافی سن پترزبورگ

آپلود عکس وتصاویر شما کارگران در حال مرمت و بازسازی یک عمارت اشرافی متعلق به قرن 18 میلادی در مرکز شهر سن پترزبورگ روسیه بودند که گنج ظروف نقره‌ای باستانی را یافتند. این مطلب را سخنگوی پلیس شهر گزارش داد. به گزارش ریا نووستی این گنج در عمارت "ناریشکینی" پیدا شده است. سخنگوی پلیس سن پترزبورگ روسیه اظهار داشت: در آنجا ظروف نقره‌ای باستانی پیدا شده است. ما حفاظت از این گنج را تامین می‌کنیم. هنوز ارزش اشیای پیدا شده اطلاع داده نشده است. به گزارش رسانه‌های گروهی محلی، کارگران چند هزار ظرف نقره ای را در این عمارت اشرافی متعلق به قرن 18 میلادی پیدا کرده‌اند