هفتم آوریل، مشهورترین تالار موسیقی هلند "کنسرتخباو" برای نخستینبار میزبان یک پیانیست ایرانی خواهد بود. در این برنامه که در بزرگداشت نوروز برگذاشت میشود یک برنامه نود دقیقه ای ویژه موسیقی ایران برای پیانو توسط پژمان اکبرزاده اجرا میشود و در دو قطعه برای بهار، الپیدا سلطانی به عنوان رقصنده میهمان اجرا خواهد داشت. کنسرتهال آمستردام به لحاظ صدادهی (آکوستیک) جزو سه تالار نخست جهان است و در سال 1888 در پایتخت هلند ساخته شده است. در این برنامه ترانه های های محلی ایرانی و آثاری از علی تجویدی، کوشیار شاهرودی، حمیدرضا طاهرزاده، فرهاد فخرالدینی و .. اجرا می شود.
۱۳۹۱ فروردین ۱۲, شنبه
تصویر / برج کبوترخانه میبد
سيزدهبهدر، روز تهديد طبيعت
سيزدهبهدر اگر چه عنوان روز طبيعت را برخود دارد اما از نحسترين روزها براي طبيعت ايران است. گواه اين ادعا هم حجم هولناک آسيبهاي زيست محيطي است که در اين روز محيط زيست و طبيعت کشور به خود ميبيند؛ انبوه زبالهها، آتش سوزيها، شکستن شاخه درختان و ريشهکن کردن گياهان، شکار انواع جانوران و پرندگان و تخريب لانه آنها بخشي از آسيبهاي اين روز است.
.
خبرگزاري ميراث فرهنگي - گروه محيط زيست ـ اگر صبح و عصر روز سيزدهبهدر از چند نقطه مشخص طبيعت کشور عکس و فيلم تهيه شود بررسي و تخمين حجم تخريبها راحتتر انجام ميشود. در پارهاي مواقع اين آسيبها آنچنان زياد است که اگر نماهاي صبح و عصر اين روز را به کسي نشان دهيم و او از ماجرا مطلع نباشد بيشک تصور ميکند جنگي در منطقه رخ داده است.
تسطيح زمين براي برپايي چادر و مهيا کردن زمين براي بازي، بريدن شاخه درختان براي روشن کردن آتش، رها کردن انبوه بطري نوشابه و دوغ و پلاستيک پفک و چيپس در طبيعت و تخريبهاي ديگري که فقط از سر تفريح و سرگرمي صورت ميگيرد تنها بخشي از آسيبهاي سيزدهبهدر براي محيط زيست کشور است.
البته و بدون ترديد اين رفتارها ويژگي همه مردم نيست و کم نيستند افرادي که حفاظت از محيط زيست در اين روز برايشان مهمتر از هر چيز ديگريست، اما با اينحال هنوز فرهنگ پاسداري از طبيعت به فرهنگ حداکثري بدل نشده است. در اين شرايط بهتر آناست که برخي مناطق داراي اهميت و حساس براي محيط زيست کشور را از ليست مقاصد گردشگري روز سيزدهبهدر خود حذف کنيم؛ اگر چه معمول است در اين ايام رسانهها مقاصد جالب و جذاب براي گردشگري به مخاطبان پيشنهاد کنند اما در اين گزارش قصد ما ايناست به شما پيشنهاد دهيم براي صيانت و حفظ محيط زيست کشور کجاها نرويد.
در بسياري از کشورهاي دنيا براي حفظ مناطق حفاظت شده زيست محيطي سختگيرانهترين قوانين لحاظ ميشود، تا اندازهاي که اين مناطق حتي اگر هزاران هکتار مساحت داشته باشند تردد هرگونه وسيله نقليه حتي از نزديکي و ارتفاع معيني از آسمان و زمين اين مناطق به صورت کامل ممنوع است و براي ورود افراد عادي و محققان و پژوهشگران هم بايد سختگيرانهترين مجوزهاي لازم اخذ شود؛ پارک ملي آلاسکا متعلق به کشور آمريکا در همسايگي قطب شمال اينگونه است.
پارکهاي ملي، يکي از مناطق چهارگانه حفاظت محيط زيست ايران هستند. پارک ملي به محدودهاي از منابع طبيعي کشور اعم از جنگل، مرتع، بيشههاي طبيعي، اراضي جنگلي، دشت و آب و کوهستان اطلاق ميشود که نمايانگر نمونههاي برجستهاي از مظاهر طبيعي ايران است و به منظور حفظ هميشگي وضع زندگي و طبيعي آن و همچنين ايجاد محيط مناسب براي تکثير و پرورش جانوران وحشي و رشد رستنيها در شرايط کاملا طبيعي تحت حفاظت قرار ميگيرد. و از همين رو واجد ارزشهاي زيست محيطي بسياري است.
پارك ملي بوجاق كه لاگون كياشهر را به عنوان تالاب بين المللي به مجامع جهاني معرفي کرده است و دلتاي رودخانه سفيدرود را در خود جاي داده يكي از زيستگاههاي مهم پرندگان و آبزيان است. از گونههاي شاخص جانوري آن ميتوان از رود كر و شنگر انواع پرندگان اردك سرحنايي و قوي گنگ، خزندگان و دوزيستان و ماهيان (ماهي سفيد و كپور) نام برد. از گونههاي گياهي ميتوان از آزولا آلاله ، نيلوفر آبي، توسكا، آقسطي نام برد. تالاب بوجاق به علت اهميت زيستگاهي به ويژه براي پرندگان مهاجر آبزي در سال 1354 بخشي از آن به وسعت 500 هکتار به عنوان « لاگون کياشهر »در فهرست تالاب هاي کنوانسيون رامسر به ثبت رسيد.
بوجاق محل زادآوري انواع پرندگان و آبزيان است اما بسياري از افراد با حضور در اين منطقه لانهها و محل زيست اين گونهها را تخريب ميکنند و يا به شکار و ايجاد مزاحمت براي آنها اقدام مي کنند، بيترديد نرفتن به بوجاق يک روز همراه با آرامش را نصيب گونههاي جانوري و گياهي آن ميکند.
پارك ملي گلستان درحدفاصل استانهاي گلستان و خراسان شمالي واقع شده و مساحت آن در حدود 87242 هكتار است. پوشش گياهي آن شامل بلوط، بلندمازو، ممرز، انجيلي، پلت، شيردار، كركو، آزاد، اوري، توسكاي قشلاقي، كلهو، انجير، توت، ملچ، داغداغان، ازگيل، وليك، زالزالك، سياه تلو، گوجه وحشي، شير خشت، گردو، تمشك، اناروحشي، گلابي وحشي، زرشك، تاغ، گز، پرند، كاروانكش، كلاه ميرحسن، گون، چوبك، درمنه، خارشتر و ارس است.
پستانداران اين پارک ملي را نيز مرال، شوكا، خرس قهوه اي، پلنگ، خوك وحشي، گربه جنگلي، تشي، آهو، قوچ و ميش، پلنگ، گرگ، روباه، كل و بز تشکيل ميدهد.
قرقاول، كبك، تيهو، زنگوله بال، كوكر سينه سياه، ابيا و بلدرچين، قرقي، دليجه، سارگپه پا بلند، سارگپه، عقاب دوبرار، دال شيا، دال، عقاب دريايي دم سفيد، مرادان، بالابان، هما، داركوب سياه، بلبل، توكاي باغي، سهرهها، سكاها، زرده پره ها، مگس گيرها، زنبوركها و دم سرخها نيز انواع پرندگاني است که در اين پارک ملي زيست ميکنند.
اين پارک تا قبل از سال ???? شکار گاه محسوب مي شد. در شهريور ???? به پارک محمد رضا شاه تغييرنام داد و در سال ???? به پارک ملي تبديل شد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال ???? با وسعت ????? هکتار تحت حفاظت قرار گرفت. اين پارک در ?? کيلومتري شرق گنبد و ??? کيلومتري غرب بجنورد در مسير مشهد واقع شده است. رويش هاي اصلي پارک به علت ? اقليم متفاوت متنوع است.
به باور و اظهار نظر بسياري از کارشناسان، پارک ملي گلستان غنيترين و بيمانند ترين پارک ملي در ايران و منطقه خاورميانه است، اما عبور جاده از مرکز اين پارک ملي آن را به محلي براي عبور و مرور ماشينهاي مختلف بدل کرده و گردشگران بساط خود را در اين پارک پهن ميکنند. مزاحمت براي گونه هاي جانوري و روشن کردن آتش پاي درختان و گياهان از عواقب آن است. سيزدهبهدر هم که مي رسد سيل گردشگران يک روزه به اين پارک ملي سرازير، و موج تخريب ها چند برابر ميشود.
پارك ملي خجير و سرخه حصار : اين دو پارک در شرق تهران واقع شده اند و مساحت آن ها در حدود 20 هزار هكتار است. پوشش گياهي اين پارک ها شامل: بنه، بادام كوهي، ارس، داغداغان، چنار، سپيدار، پده، بيد ، زالزالك تبريزي، افرا، زبان گنجشك، عرعر، اقاقيا ، كاج، تنگرس، تمشك، گز، شيشعان، روناس، زرشك، سوفورا، شيرخشت، سياه تلو، دغدغك، ارمك مي شود و پستانداران آن نيز :كل وبز، قوچ و ميش البرزمركزي، گراز،پلنگ، كفتار،روباه قرمز، شغال،گوركن،گربه وحشي، خرگوش است. همچنين پرندگاني مانند انواع گونههاي پرنده اعم از مهاجر آبزي، كنار آبزي و شكاري و خزندگان چون ماركرمي، كورماردوسر، مارآتشي، مارپلنگي، ماردستي، مارآبي، مارشتري، شترمار، يله مار، تيرمار، سوسن مار، افعي شاخدارايراني، افعي كوفي، قورباغه معمولي، وزغ سبز، لاك پشت مميزدارغربي در اين پارک هاي ملي زندگي مي کنند.
اين دو پارک هم به دليل نزديکي به تهران چند ميليون نفري يکي از دم دست ترين مقاصد براي سيزدهبهدر اين جمعيت است، همين هم ميزان آسيب ها در اين دو پارک ملي را فراوان تر کرده است. در حالي که گونه هاي مختلف جانوري در بقيه ايام سال تقريبا در اين دو پارک به آرامي روزگار مي گذرانند روز سيزدهبهدر حکم يک روز جنگي براي آنها را دارد.
جنگل ابر شاهرود: جنگل ابر شاهرود با 35 هزار هکتار وسعت به سه دليل براي دنيا اهميت دارد. اول اين که قسمتي از جنگلهاي باستاني هيرکاني است و گياهان دارويي آن کم نظير است. دوم آن که اين جنگل مرز بين دو اکوسيستم منطقه نيمه بياباني و جنگلي است، به همين دليل دراين ناحيه ميتوان درختان سوزني برگ را در کنار درختان پهن برگ مشاهده کرد. دليل سوم آنکه به خاطر جغرافياي خاص منطقه که دو منطقه کم ارتفاع و بلند را در کنار هم قرار داده است، شاهد تشکيل اقيانوس ابر در اين منطقه هستيم که پديده کم نظيري در دنيا محسوب مي شود.
جنگل ابر از جنگلهاي زيبا و خوشآب و هواي استان سمنان است که در 50 کيلومتري شمال شرق شاهرود و در مسير جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستاي ابر قرار دارد.
جنگل ابر به دلايلي که گفته شد يکي از رويايي ترين نقطه هاي ايران محسوب ميشود. روز سيزدهبهدر اگر هوا صاف باشد و جاده مهيا ، گردشگران بي شماري از استان هاي سمنان و گلستان و ديگر نقاط کشور راهي آنجا مي شوند نتيجه هم رها کردن انبوه زباله ها روشن کردن آتش و شکستن شاخ و برگ درخت هاي بي مانند اين جنگل است.
پارك ملي بمو در شمال شهر شيراز و به مساحت 48678 واقع شده است . از پوشش گياهي آن گلهاي رنگارنگ نظير پامچال، لاله و شقايق شيراز، بادام كوهي، ارژن، بنه شناسايي شده است. همچنين پستانداراني نظير آهو، قوچ و ميش، كل و بز، پلنگ، كفتار، گرگ، گربه وحشي و پرندگان مثل كبك، تيهو، كوكر، هما، عقاب طلايي و دال در اين منطقه يافت مي شود. کوه بمو در شمال شهر شيراز واقع شده که از اين شهر به خوبي ديده ميشود. قله کوه بمو بلندترين نقطه پارک است و ???? متر بلندي دارد.
در سال ???? پنجاه هزار و در سال ???? حدود ????? هکتار مساحت داشت اما اينک حدود ????? هکتار مساحت دارد و سه رشته کوه به موازات هم از شرق به غرب اين پارک امتداد دارد. نزديکي بمو به شهر شيراز و چند شهرستان پرجمعيت ديگر هم آن را به محلي وسوسه برانگيز براي روز سيزدهبهدر بدل کرده است اما اين پارک هم با وجود همه ارزش هاي زيست محيطي اش در اين روز از آسيب ها در امان نيست.
منطقه حفاظت شده نايبند: اين منطقه از نظر تنوع جانوران وحشى منحصر به فرد است و داراى ميش و قوچ، کل، بز وحشى، آهو، جبير و پلنگ است. جبير را آهوى هندى و آهوى کويرى نيز مىنامند. جبير کمى کوچکتر از آهو با پوست اُخرايى رنگ است که رنگ سفيدى در زير شکم دارد. شاخ آن مستقيم با انحنايى در طرف جلو است که پيچ قلاب مانند نوک شاخ آهوى ايرانى را ندارد. اين منطقه در 320 كيلومتري جنوب شرقي بندر بوشهر واقع شده است . بدون ترديد يكي از زيبا ترين منطقه ساحلي در طول سواحل خليج فارس بشمار ميرود.
منطقه حفاظت شده نايبند با وسعت 22500 هكتار كه بصورت دماغه مرتفعي در ساحل جنوبي خليج نايبند قرار گرفته، بدليل دارا بودن اكوسيستم كم نظير ارزشهاي زيستگاهي براي گونه هاي متنوع حيات وحش از جمله : كل وبز، قوچ وميش و حضور گونههاي نادري از قبيل جبير جيرفتي دارد.
نزديکي نايبند به خليج فارس و شکل دهي زيباترين سواحل آن اگر چه دليل شکل گيري اين پارک ملي بينظير شده است اما همين دليل هم باعث شده است در سيزدهبهدر بسياري رهسپار اين منطقه شوند و يک روز نا آرام و خطرساز را براي گونه هاي جانوري آن فراهم کنند، وجود گونه هاي مانند کل و بز و قوچ و ميش در اين پارک باعث شده است برخي افراد نا آگاه در اين روز اسلحه به دست در پي شکار آنها باشند و آرامش آن را به صداي گلوله بر هم بزنند.
منطقه حفاظت شده دنا، بعنوان يک ذخيره گاه در زمين با وسعتي معادل 93 هزار و 821 هکتار در جنوب غربي کشور در شمال استان کهگيلويه و بويراحمد، جنوب استان اصفهان و بخش کوچکي از جنوب استان چهارمحال و بختياري قرار گرفته است.
منطقه حفاظت شده دنا به لحاظ داشتن شرايط ويژه اكولوژيكي در كشور منحصر به فرد است. اين منطقه به صورت يك اكوسيستم ويژه داراي بيش از 1000 گونه گياهي است. شرايط توپوگرافي ويژه وجود آبشارها و رودخانههاي پرآب در منطقه، شرايط سخت و سرد ارتفاعات بلند و برفگير و در نهايت حضور حيات وحش متنوع در آن سبب شده كه اين منطقه به عنوان نمونهاي بارز در غرب كشور در رشته كوه زاگرس مشخص شود.
منطقه دنا هم با همه ارزش هاي بيشماري که دارد روز سيزدهبهدر چنان شلوغ مي شود که از هر گوشه اش دود و دم آتشي به آسمان مي رود آتشي که مسافران سيزدهبهدري براي بساط پخت و پز و تفريح برپا کرده اند. اگر چه خيلي از اين آتش ها خاموش مي شود اما کار برخي هم بالا مي گيرد و آتشي ميشود بر دامن طبيعت. شاخ و برگهاي هم که در اين روز شکسته مي شود تا سهم آتش شود بخشي از آسيب اين روز براي محيط زيست است.
مناطق حفاظت شده و پارک هاي ملي ايران البته به همين موارد خلاصه نمي شوند اما با اين حال اين چند نمونه را مثال آورديم تا با توجه به فصل بهار و موسم زادآوري گونه هاي مختلف گياهي و جانوري و تنوع اين گونه ها در اين مناطق در روز طبيعت بيش از هر چيز به فکر آنها باشيم و آنها را با حضورمان تهديد نکنيم.
بهتر آن است طبيعت را دست کم در اين روز به حال خود وابگذاريم و آرامش و آسايش را از آن سلب نکنيم و يا دست کم اگر در طبيعت حضور پيدا ميکنيم حضورمان بيش از آنکه باري باشد بر دوش طبيعت زخم خورده ايران به ياري براي آن بدل شويم.
سيزدهم نوروز، روز مقدس
سيزدهم نوروز، روز مقدس
روز سيزدهم فروردين يا همان سيزدهبدر از جمله روزهايي است که حکايتها و روايتهاي فراواني درباره آن گفته شده و جالب آنکه متداولترين حکايت درباره اين روز، نادرست ترينِ اين تعبيرهاست و سيزدهمين روز نورز، روزي مقدس نزد ايرانيان باستان بودهاست.
.
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ روز سيزدهم فروردين يا همان سيزدهبهدر از جمله روزهايي است که حکايتها و روايتهاي فراواني درباره آن گفته شده و جالب آنکه متداولترين حکايت درباره اين روز، نادرست ترينِ اين تعبيرهاست و سيزدهمين روز نورز، روزي مقدس نزد ايرانيان باستان بودهاست.
سيزدهم آغاز پاکيها
همانطور که ميدانيم نوروز و همه مراسم وابسته به آن، از جمله سيزدهبدر، مراسمي است بازمانده از ايران باستان و در باور ايرانياني که در آن عصر زندگي مي کردند عدد سيزده نه تنها نحس نبود بلکه بسيار هم مقدس و مورد احترام بود.
آنها عمر جهان را دوازده هزار سال ميپنداشتند و معتقد بودند هرچه دنيا به پايان اين دوازده هزار سال نزديکتر ميشود، پليديها و غلبه آنها به نيکيها بيشتر ميشود تا آنکه در پايان اين عمر دوازده هزار ساله رستاخيز به وقوع ميپيوندد و جهان از همه بديها پاک ميگردد.
بنابراين فرداي رستاخيز در اصل نخستين روز از هزاره ي سيزدهم و آغازگر زماني است مبرّا از همه ناپاکيها. به همين علت عدد سيزده به عنوان نماد شروع و تولد دوباره، احترام زيادي نزد ايرانيان داشت و سيزدهم فروردين نيز نشانهاي بود از آغاز آفرينش در طبيعت بهاري که خود، هميشه يادآوري از رستاخيز بوده و هست. پس ايرانيان در اين روز به جشن و پايکوبي ميپرداختند و بدين ترتيب خود را براي آغاز سالي پرتلاش و پر برکت آماده ميکردند.
و اما ريشههاي اعتقادي درباره مراسم سيزدهبهدر، به همين جا ختم نميشود و مانند بسياري ديگر از آئينهاي ايراني ريشههايي نيز در داستانها و اسطورهها دارد که مطمئناً نقل اين داستانها سبب ميشود امسال سيزدهم فروردين را به گونهاي ديگر و البته با آگاهي بيشتر به در کنيم.
اسطوره باران در روز سيزدهم
قصه روز سيزدهم از اين قرار بود که در گاهشماري قديم (ايران باستان) سيزدهمين روز از هر ماه، روز تير نام داشت. اين نام، از نام ايزدي به نام تيشتر (Tishtar) گرفته شده بود و اين ايزد با باران و طراوت ارتباط داشت زيرا تيشتر، اصل و ريشه همه آبها و سرچشمه باران و باروري بود.
او آنقدر اهميت داشت که حتي برايش يک صورت متجلي در آسمانها نيز در نظر گرفته بودند که پر نورترين ستاره آسمان بود؛ ستارهاي که منجمان آن را به نام شِعراي يماني ميشناختند و به قول امروزيها گل سر سبد ستارههاي دب اکبر بود.
داستان جنگ اين ايزد با ديو خشکسالي در باور ايرانيان بسيار جالب است. داستان اينگونه آغاز ميشد که ابتدا ديو خشکسالي به هر ترفندي از بارش باران ممانعت مي کرد، تيشتر به ياري ايزدِ باد، آبها را از زمين برداشت و به آسمان هدايت کرد. سپس به مدت 10 شبانه روز خود را به شکل مرد جوان بلند قامتي درآورد که قدرت پرواز داشت و بدين ترنيب در آسمان ها جاي گرفت و توانست از ابرها به سوي زمين باران بفرستد.
اين باران يک باران معمولي نبود بلکه هر قطره آن به بزرگي جثه يک انسان تنومند بود. بنابراين پس از چنين بارشي آب، زمين را فرا گرفت و جانوران موذي را از ميان برد و اگر عدهاي از آنها نيز جان سالم به در بردند همگي در سوراخهاي خود مخفي شدند.
يک بار ديگر ايزدِ باد دست به کار شد و آبها را به کرانههاي زمين برد و يک درياي اسطورهاي به وجود آورد به نام درياي فراخکرد (Farakhkard). همين که ديو خشکسالي داشت متوجه اقدامات تيشتر و يارانش شد، تيشتر اين بار خود را به شکل گاوي زرين شاخ درآورد و 10 شبانه روز ديگر به اين شکل در آسمان پرواز کرد و همچنان از ابرها باران باراند.
به همين ترتيب در دهه سوم به هئيت اسبي سفيد و زيبا درآمد و به کار خود ادامه داد. در اين زمان که به شکل اسب درآمده بود از آسمان به درياي فراخکرد رفت تا آنجا را از زهر جانوران زيانبخش پاکيزه کند اما گويا ديو خشکسالي دست او را خوانده و او نيز خود را به شکل اسبي درآورده بود که يال و گوش نداشت و سياه و ترسناک به نظر ميرسيد. در اينجا بود که نبردي مستقيم ميان آنها شکل گرفت. در آغاز اين جنگ، ديو خشکسالي نيرومندتر از تيشتر عمل کرد و پيروز شد. نتيجه اين پيروزي آن شد که توانست ايزد تيشتر را هزار گام از درياي فراخکرد دور و جهان را براي مدتي دچار خشکي و تشنگي کند. تيشتر، ناراحت و شکست خورده به پيشگاه خداوند رفت و شکايت کرد که ناتواني او، از آن جهت بوده که مردم دعا و نيايش شايستهاي براي او به جاي نياورده اند. خداوند براي جبران اين شکست به او نيرويي داد برابر 10 مرد جوان، 10 کوه، 10 رود و ... . با اين پشتوانه در نبرد دوم، تيشتر پيروز شد و اين بار او بود که توانست ديو خشکسالي را هزار گام دور کند و باز هم با کمک ايزدِ باد ابرها را به هر سوي آسمان راند تا همه جا را سرشار از باران کنند.
در اين داستان همانطور که تيشتر همکاراني داشت، ديو خشکسالي نيز در از ديوهاي ديگري کمک گرفته بود. يکي از اين ديوها در شکل گرفتن رعد و برق نقش داشت. زيرا در نبرد دوم، وقتي ايزد تيشتر گُرز خود را بر آتشي که در ابرها نهفته بود، کوبيد آتش شراره کشيد و يکي از ياوران ديو خشکسالي از وحشت خروشي برآورد و هلاک شد؛ همين امر باران را شديدتر و فراوان تر کرد. تيشتر کم کم توانست به خشکسالي غلبه کند و 10 شبانه روز براي زمين باران بفرستد.
زهري که از جانوران موذي بر روي زمين باقي مانده بود همراه با اين آب ها به درياها رفت و شوري و تلخي آب درياها را سبب شد. اما در عوض آب هاي پاکيزه به مزارع و چراگاه ها راه يافت و سرسبزي و طراوت را به ارمغان آورد.
اين اتفاق فرخنده در سيزدهمين روز ماه، در يک زمان اساطيري رخ داد. بنابراين براي مردماني که در سرزميني خشک زندگي مي کردند و هميشه از خشکسالي بيم داشتند، روز باران، روز مقدسي بود، به ويژه وقتي اين روز از پي نوروز و در آغاز بهار از راه مي رسيد، پس بايد براي تماشاي طراوت بهاري و همراه شدن با طبيعت از خانه ها بيرون مي آمدند و با برگزاري جشني که در دلِ آئين هاي مذهبي شان نهفته بود، دست به سوي آسمان مي بردند و براي داشتن سالي پر باران دعا و نيايش مي خواندند.
با اين کار دلخوري تيشتر را نيز برطرف مي کردند تا او به ياري کشت و کارشان بيايد. آنها سبزه ها را به آب روان مي سپردند تا در محضر تيشتر تأکيد کنند که سرسبزي و باروري در گرو آب و باران است و با اين حرکت نمادين از او مي خواستند بارش را از آنها دريغ نکند.
گره زدن سبزه
اما اينکه از چه زمان گره زدن سبزه براي باز شدن بخت دختران باب شد، به درستي مشخص نيست. قدر مسلم آنکه اين رسم آنقدرها سابقه باستاني ندارد ولي به هر حال گره، نمادي از پيوند، و ميوه و ثمره پيوندها داشتن فرزند نيک بود. پس دعا براي صورت گرفتن اين پيوند در روزي که متعلق به سبب ساز باروري ها در طبيعت بود، بي ربط و دور از ذهن به نظر نمي رسيد.
سيمين دخت گودرزي
نگاهي به سيزده فيلم برتر سينماي ايران در سال نود؛ به دنبال مخاطب عام
نگاهي به سيزده فيلم موفق سينماي ايران در سال 1390 نشان از پيگيري هوشمندانه کارگردانان ايراني براي ساخت فيلمهايي با نگاه معناگرايانه و جذب مخاطب عام دارد. اما در اين ميان موفقترين آنها جدايي نادر از سيمين بود که هر دو ويژگي ياد شده را در خود داشت.
نمايي از فيلم سينمايي اينجا بدون من
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ سينماي ايران در سال نود سال پر فراز و نشيبي را سپري كرد. از اكران فيلمهاي روي پرده و رونق بازار رقابت فروش فيلمها تا مسائل حاشيهاي و سياسياي كه سايهاش بر سر سينما سنگيني كرد. با اين حال اوضاع سينماي ايران در سال نود همچون سالهاي پيش از آن، روزهاي تلخ و شيرين زيادي را بر خود ديد و تنها اميدواري سينماگران براي ادامه حيات اين سينماي نحيف ادامه اميدوارانه توليد و اكران آن است.
در سال گذشته اکران براي تعداد قابل توجهي از فيلمهاي موفق رخ داد و سينماي ايران در سال نود توانست فيلمهاي مهم و مطرحي را براي مخاطب عام به نمايش بگذارد.
«جدايي نادر از سيمين» يکي از موفقترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران است. فيلمي كه هم اقبال تماشاگران عادي سينما را با خود به همراه داشت و هم استقبال مخاطبان خارج از مرزهاي ايران و جشنوارههاي بينالمللي را با خود به همراه کرد. كسب بيش از شصت جايزه بينالمللي ويترين سينماي ايران را به يك وقار و بزرگي قابل توجهي رساند. جديدترين فيلم اصغر فرهادي قطعا مهمترين و با اختلاف زياد برترين فيلم به نمايش درآمده در سال نود است كه با فروش چشمگيري هم مواجه شد.
روايت ساده و اقتباس هوشمندانه بهرام توكلي از نمايشنامه باغوحش شيشهاي نوشته "تمسي ويليامز"؛ «اينجا بدون من» را اثري قابل احترام و دوست داشتني كردهاست. فيلمي كه قطعا ميتواند جايگاه دوم بهترين فيلم را از آن خود كند. جالب آنكه ذائقه مخاطب معمولي سينما هم ديگر آثار فاخر و قابل احترام را دوست دارد و به تماشاي آن مينشيند. از اين رو نه تنها آخرين اثر به نمايش درآمده بهرام توكلي يكي از آثار ارزشمند سال نود بود كه با استقبال خوب تماشاگران هم مواجه شد.
كمدي راحت و بيشيله پيله رامبد جوان از ديگر فيلمهاي مطرح سال نود بود كه به نمايش درآمد. فيلمي كه استعداد جديدي در سينماي ايران را به قدرت رساند و توانست با فروش چشمگير خود حتي از سومين ساخته مسعود دهنمكي پيشي بگيرد و لقب پرفروشترين فيلم سال نود را به خود اختصاص دهد. «ورود آقايان ممنوع» يكي از قابل احترام ترين كمديهاي دهه اخير سينماي ايران است.
جديدترين ساخته سينماگر آشنا به فلسفه سينماي ايران يكي از فيلمهاي قابل احترام سال نود بود. «آلزايمر» جديدترين ساخته احمدرضا معتمدي از آن دست فيلمهايي است كه فيلمسازش بعد از آزمون و خطاهاي بسيار در ساخت اثري فلسفي كه بتواند نگاه مخاطب عام را هم همراه خود كند به سرانجام خوبي رسيده است.
«آلزايمر» حاصل همين نگاه است كه بعد از «ديوانهاي از قفس پريد» بهترين اثر معتمدي و از مهمترين فيلمهاي به نمايش در آمده در سال نود است.
هر چند دومين ساخته دكتر علي رفيعي فاصله زيادي با بهترين اثر او يعني «ماهيها عاشق ميشوند» دارد اما باز هم «آقا يوسف» داراي يك وقار و احترام خاصي است و از مهمترين آثار به نمايش در آمده در سال نود است. فيلمي كه يادمان مياندازد چقدر سينماي ايران از اينكه بسيار دير با رفيعي آشنا شده افسوس خواهد خورد و از اينكه او كمتر فيلم ميسازد ناراحتمان خواهد كرد.
آنهايي كه شيفته سينماي مسعود كيميايي هستند خوب ميدانند «جرم» بهترين اثر كيميايي بعد از گذشت نزديك به بيست سال از عمر50 ساله فيلمسازي اوست. مسعود كيميايي سالها بود حتي براي علاقمندان خودش هم غريب و دور از ذهن بود و «جرم» هر چقدر هم چيزي در خود نداشته باشد همين كه شيفتگان مسعود كيميايي را به فيلمساز محبوبشان اميدوار ميكند باز جاي اميدواري است. فيلمي كه اتفاقا توانست اولين سيمرغ كيميايي را بعد از سالها كار كردن در سينماي ايران از آن او كند.
ساخته دلسوزانه و واقعگرايانه عليرضا داوودنژاد و نمايش بيپرده افيون اعتياد آنقدر مخاطبان جدي سينما را شگفت زده كرد كه كمتر دلسوز و صاحب نظري در سينماي ايران بود كه اين فيلم را ستايش نكرده باشد. «مرهم» قطعا يك بازگشت شكوهمندانه به سينماي روزهاي خوب داوودنژاد به حساب ميآيد و فيلمساز و نويسنده كهنهكار سينماي ايران را به ادامه كار اميدوار ميكند؛ اما او هنوز هم با آن داوودنژاد «مصائب شيرين» و «نياز» فاصله دارد و شايد در سراشيبي دوران فيلمسازياش به همان روزهاي اوج خود دوباره نزديك شود.
كمدي جفنگ و ابزورد عبدالرضا كاهاني از ديگر فيلمهاي مهم اكران شده در سال نود بود. فيلمي كه هر چقدر مخالفين سرسختي داشت طرفداران پر و پا قرصي را در كنار خود ميديد. «اسب حيوان نجيبي است» از معدود فيلمهاي مطرح سينماي ايران است كه با وجود فقر تبليغاتي توانست با توجه به معجره تبليغات دهان به دهان به فروش چشمگيري دست پيدا كند.
مازيار ميري در «سعادت آباد» چند پلهاي نسبت به آثار قبلياش پيشرفت كرده است. ملودرام پر بازيگر و تلخ ميري هم توانست نظر منتقدين را به خود جلب كند و هم با فروش خوب خود در بالاي جدول پرفروشها قرار بگيرد.
رضا ميركريمي در «يه حبه قند» نشان داد روند صعودي فيلمسازياش به هيچ عنوان اتفاقي نيست. او قطعا يكي از با سوادترين و باهوش ترين فيلمسازان سينماي ايران است كه نه تنها به قصهاي كه روايت ميكند وفادار است كه هر بار با هنر كارگرداني خود يك ارمغان جديد براي مخاطبين آثارش به همراه دارد. استقبال خوب از فيلم جديد ميركريمي به آينده سينماي ايران اميدواري خاصي ميبخشد.
روايت جسورانه و پرتكنيك دريايي محمد بزرگنيا از يك اتفاق تاريخي؛ «راه آبي ابريشم» را به يكي از فيلمهاي مطرح و پر زحمت سينماي ايران بدل كرد. هر چند فيلم در اكران عمومي با استقبال خوبي مواجه نشد اما قطعا جديدترين اثر بزرگنيا در مرور زمان و در سالهاي آينده قدر و منزلت واقعي خود را به دست خواهد آورد.
رسول صدرعاملي تقريبا در دهه هشتاد به انزوا رفته بود. فيلمسازي كه با سهگانهاش در ابتداي دهه هشتاد در ادامه روند منطقي فيلمسازياش جايگاه مناسبي را براي خود به دست آورد اما به ناگاه با نشانهگيريهاي اشتباهاش در خلق اثري جديد به انزوا فرو رفت. «زندگي با چشمان بسته» شايد آن اثر در خور توجه ملودرام ساز مطرح دهه شصت و هفتاد نباشد اما براي بازگشت به فضايي كه فيلمساز به آن تسلط دارد شروع اميدوار كنندهاي است.
اولين ساخته فردين صاحبزماني براي آن دسته از مخاطبيني كه سندرم ارتباط برقرار كردن با آثاري از جنس «نفس عميق» و «تنها دو بار زندگي ميكنيم» خو پيدا كرده بودند يك اتفاق شيرين بود. نمايش «چيزهايي است كه نميداني» از آن دست آثاري است كه از حوصله تماشاي مخاطب عادي سينما به دور است اما قطعا در بين سيزده فيلم برتر سينماي ايران در سال نود جايي براي خودش دست و پا كرده است.
علي نعيمي
انتشار فهرست سرخ سالانه ايکوم در حمايت از ميراث فرهنگ جهاني
شوراي بين المللي موزه ها – ايکوم – در جريان انتشار فهرست سالانه آثار در خطر يا فهرست سرخ در سال 2012 ، فهرست سرخ اضطراري از آثارفرهنگي در خطر مصر را منتشر کرد.
يک اثر غارت شده باستاني از مصر
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ شوراي بين المللي موزه ها – ايکوم – در جريان انتشار فهرست سالانه آثار در خطر يا فهرست سرخ در سال 2012 ، فهرست سرخ اضطراري از آثارفرهنگي در خطر مصر را منتشر کرد.
شوراي جهاني موزه ها – ايکوم – اعلام کرد که امسال رد ليست اضطراري يا فهرست قرمز آثار درخطر خود را به آثار درخطر کشور مصر اختصاص داده است. اين فهرست به طور رسمي توسط دبير کل ايکوم "جولين آنفورنس" در حضور "محمد عبدالفتاح" مدير موزه ملي تمدن مصر قاهره به طور رسمي منتشر شدهاست.
همچنين سمينار ويژهاي نيز درباره قاچاق آثار فرهنگي و آخرين رد ليست ايکوم در محل موزه ملي تمدن مصر قاهره برگزار شد.
فهرست آثار درخطر يا فهرست قرمز که هر ساله از سوي ايکوم منتشر ميشود از ابزارهاي مهم و موثر در پيشگيري از تجارت و قاچاق آثار فرهنگي است که به منظور کمک به مقامات پليس و نيز حمايت ازمقامات محلي و متخصصان ميراث و هنرهاي باستاني براي شناسايي انواع اشيا و گونه هاي مختلف آثار مظنون به سرقت و شناسايي اين آثار در مبادلات و ترافيک غير قانوني اين اشيا و پيش گيري از قاچاق و تجارت غير قانوني اين آثار طراحي وهر سال منتشرمي شود.
ابتکار عمل ايکوم در اين زمينه با حمايت و همکاري کميته بين المللي مصر شناسي و با مشارکت متخصصان ملي و بين المللي در زمينه تاريخ و باستان شناسي و وزارت آثار باستاني مصر صورت گرفته است.
هدف از انتشار اختصاصي اين رد ليست ايجاد آگاهي در سطح ملي، تقويت و اعمال مقررات قانوني در کشور ونيز در بازارهاي جهاني فعال درحوزه تجارت آثار باستاني است. نقش و هدف عمده از تهيه اين فهرست پيش گيري از فروش و تجارت اين آثار در بازارهاي جهاني است.
مناره آجری خرمآباد؛ از آثار دوره سلجوقیان
دخمه سنگی فخریگا - مهاباد آذربایجانغربی
۱۳۹۱ فروردین ۱۱, جمعه
مقبره سنگی دکان داوود - سرپل ذهاب - کرمانشاه
عمارت اشرافی سن پترزبورگ
اشتراک در:
پستها (Atom)